زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج، خانواده،تربیت فرزند، فردی،زناشویی،جنسی، تحصیلی و عمومی

YourName

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی برتر» ثبت شده است

اگه عقیده مخالف شما را عصبانی میکند نشانه آن است که..

اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید!

اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن احساس دلسوزی می کنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند ....
زندگی برتر zbartar
اغلب بحثهای بسیار تند، آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند.
شکنجه در الاهیات به کار می رود، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید
احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید...!


سخنان برتراند راسل
  • ۱ خوشم اومد
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۳ مهر ۹۷

    پسر من حس حسادت و رقابت با پسر عمه اش داره

    سلام. پسر من هفت سال داره و پسر عمه ای داره ده سال که از نظر مالی و بدنی و هوش از پسر من بالاتر ولی همیشه به او حسودی میکنه و تو بازی کاری میکنه که قدرت و برتریش بهش ثابت کنه در ضمن پسرهای دیگه فامیل هم هستن که اصلا به اونها حس حسادت و رقابت نداره اگه دلیلش بگید و من بدونم چه رفتاری باهاش داشت باشم ممنون میشم

    #پاسخ :


    سلام

    رقابت در بچه ها طبیعیست و جزءی از روند رشدی اونهاست.در رقابت بچه ها یاد میگیرند گاهی با تلاش به هدف مورد نظر میرسند و گاهی باید بپذیرند رقیب بهتر از ماست و شکست هم جزءی از روند زندگیست.پس با قبول شکست یاد میگیرند در زمینه های دیگر که استعداد دارند رقابت کنند و خودشان را بالا بکشند.در این مواقع زیاد حساسیت بخرج ندهید.او را درک کنید و او را تشویق به تلاش کنید.اگر حس شکست دارد او را تشویق کنید در زمینه های جدید خود را تقویت کند.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۰ شهریور ۹۷

    با نگاه اول ایشون تو دل من نرفت!

    باعرض سلام و احترام خدمت شما مشاور محترم،ببخشید،بنده به خواستگاری دختری رفتم،با نگاه اول متاسفانه ایشون تو دل من نرفت،البته ایشون سفید هستند و از نظر مادرم و زن داداشم خوب هستند...اما بعداز اینکه رفتیم باهم صحبت کردیم دیدم بد نیستند،البته بازم صد در صد نپسندیدم،نظر پدرم هم اینکه ایشون اون  زیبایی رو ندارن،البته بنده خودم سبزه هستم،اما از لحاظ ظاهری خوش قیافه هستم،ایشون از لحاظ ایمان و تقوا و موارد دیگه عالی هستند بخاطر همین بنده شک کردم،نمیدونم حالا چکار کنم...میشه لطفاً کمکم کنید


    مشاور:

    خب زیبایی یک معیار نسبی هست اگه واقعا اذیتتون میکنه میتونید صرف نظر کنید اما اگه بتونید مشاوره آنلاین و یا تلفنی از ما بگیرید تا دقیقتر موضوع روشن بشه

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۳۰ فروردين ۹۷

    صحبت با همسر راجب احساسات خود

    سلام آقای حسینی شبتون بخیر دینیم چند روز پیش ظهر زنگ زدم لطف کردین راهنماییم کردین با همسرم در مورد احساساتم صحبت کردم گفت من طایفمو نمیتونم کنار بزارم ولی بخاطر تو روابطمونو کمرنگ تر میکنیم خوشحالم اون روز به شما زنگ زدم فعلا حالم خیلی خوبه ممنون مطمعنا یکی از بهترین مشاورای ایران هستین بازم مزاحمتون میشم خیلی ممنون.


    مشاور: سلام دوست عزیز خوشحالم که اینو می شنوم، در ضمن بنده حسین پور هستم ، در خدمت رسانی هستیم.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۶

    حساس شدن نسبت به رفتارهای گرم همسر با مادر و خواهر خود

    من از شوهرم 5سال بزرگترم.ایشون شیرینی فروشی داشتند و من براشون کار می کردم از سال 86با هم بودیم سال 95با هم ازدواج کردیم مادرشون راضی نبودند ولی ما همدیگه را خیلی دوست داشتیم هنوزم دوست داریم.رابطه ام با خانواده اش خیلی عالیه ولی خودم یکم نسبت به رفتارهای گرم شوهرم با مادر و خواهرش حساس شدم.آخه وقتی اونها را میبینه به من زیاد توجه نمیکنه.البته چند وقتیه که اینطوری شده.من خیلی غر میزنم ولی ایشون هیچی نمیگه.من سریع خوب میشم و میرم نوازشش می کنم ولی ایشون خیلی مغرور.چند وقتی هست زیاد با هم رابطه نداریم بهم نگاه نمیکنه.میگه دوست دارم ولی با این کارهات ازت زده شدم.من مثل تو نیستم بحث بشه بعد سریع یادم بره.من خیلی بهش شک دارم.ولی اون من را خیلی آزاد گذاشته.حتی همه پولهاش پیش منه.هیچ حساب بانکی نداره.ولی من حس میکنم با کس دیگه ای رابطه داره چون ی مرتبه تو گوشیش مسیج دیدم حالا برا گوشیش رمز گذاشته.با اینکه من هیچ وقت سر گوشیش نمیرم.با یکی از دوستاش خیلی خوبه دوست داره جمعه ها با اون باشه.حرصم در میاد.حس میکنم براش مهم نیستم


    راستی ایشون تک فرزد پسر هستند و برادرشون سال 84فوت کردند.پدرشون هم سالها قبل با کس دیگه ای ازدواج کردند و مادرشون با بچه ها تنها زندگی میکردند

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۶