زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی 09337961073

YourName

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی برتر» ثبت شده است

تنهاماندن با تنها بودن متفاوت است

تنهاماندن با تنها بودن متفاوت است


تنها ماندن یعنی نداشتن مهارت ارتباطی یا حتی اختلال شخصیت اجتنابی داشتن، افرادی که به شدت نیاز به بودن با دیگری دارند اما از هوش هیجانی مناسب برای شکل دادن به رابطه صمیمانه بی بهره اند و نیاز به آموزش و کسب مهارت دارند


اما افرادی که تنهایی را برای مدتی انتخاب می کنند در حقیقت می خواهند در سکوت و به دور از هیاهوی اجتماع به سمت اهداف والای شخصی خود حرکت کنند و شاید ترجیح می دهند فعلا کسی را در زندگی خود نداشته باشند، مهم نیست که چنین فردی از جانب اجتماع درک شود یا خیر، جامعه ای که در آن برخی از افراد به روابط به هم ریخته عادت کرده اند معمولا ارزش تنها بودن و رشد را درک نمی کند، بسیاری از افراد حتی برای انجام رفتارهای علمی و ورزشی خود نیاز حتمی به وجود فردی حامی یا به قول خودشان انگیزه دارند و این می تواند وابستگی آنان را نشان دهد، انسان رشد یافته نه از تنهایی هراسی دارد و نه از بودن با دیگری، بلکه بر اساس شرایط و منطق شخصی اش تصمیم می گیرد که آیا در رابطه باشد یا خیر، اگر تصمیم دارید که با اهدافی روشن رو به جلو حرکت کنید به سرزنش اطرافیان در مورد تنها بودنتان اهمیت ندهید.

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۰ آبان ۹۷

    چند توصیه اساسی به آقایان در سخن گفتن با خانم ها

    چند توصیه اساسی برای مردها:


    1)  وقتی گمان می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر نمانید او حرف زدن را آغاز کند. وقتی شما باب گفتگو را آغاز می کنید 50 درصد از بار ناراحتی ومسائل او می کاهید.


    2) وقتی شما مجال حرف زدن را به همسرتان می دهید، بدانید ناراحت شدن از دلیل ناراحتی او هیچ کمکی به حل مسائل نمی کند.


    3) هروقت احساس می کنید که می خواهید صحبتهای او را قطع کنید ویا آنها را اصلاح کنید، فورا خود را از این کار منع کنید.


    4) وقتی نمی دانید چه باید بگویید، به هیچ وجه حرف  نزنید. اگر نمی توانید مثبت و یا محترمانه حرف بزنید لطفا ساکت بمانید.


    5) اگر او نمی خواهد صحبت کند، با طرح سوالات بیشتر اورا به حرف زدن ترغیب کنید.


    6) درمورد احساسات همسرتان قضاوت نکنید ویا آنها را اصلاح نکنید.


    7) تا جایی که امکان دارد آرام ومتمرکز باشید و جلوی واکنش های منفی خود را بگیرید. اگر کنترلتان را ازدست دهید اوضاع بدتر می شود وشما بازنده می شوید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۰ آبان ۹۷

    روش ارضای روحی در زنان

    ارضاء روحی زنان و روش آن:

    جملاتی که باعث می شود زنان از لحاظ روحی ارضاء شوند:

    جملاتی همانند....

        #دوست_دارم .

        #عاشقت_هستم.

    خیلی خوش شانسم که تو رو پیدا کردم.

     توبهترین دوست من هستی.

    تو تنها زن این دنیا هستی که میخوام با او باشم.

    هیچ زن دیگه ای مثل تو نیست.

    نمیدونم بدون تو چه کار کنم.

    نمیتونم زندگی ام رو بدون تو تصور کنم.

     تو تحقق رویاها و اجابت دعاهای من هستی. 

     تو واقعا برام جذاب هستی.

     تورو میخوام.

    هیکل و اندامت برام خیلی خواستنی و مطلوبه تو جذابترینی

    دوست دارم هرشب در آغوش تو باشم 

     نمیتونم تو رو ندیده بگیرم یا به تو نزدیک نشم.

    دوست دارم بیشتر با توباشم 

     دلم برات تنگ شده.

     بیا همدیگر رو در آغوش بگیریم. 

     نیازی نیست همه جمله هارا بگویید فقط یکی ازجمله های بالا کافیست که زندگی شما را دگرگون کند .

    منبع: زندگی برتر

  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

    مادرم اصلا گذشت نداره..

    سلام خسته نباشید من شمارتونو از اینترنت پیدا کردم یه مشکلی دارم اگه میشه کمکم کنید خیلی ممنون

    من دختر مجردم ۲۵سالمه دیپلم انسانی دارم دانشجوی روانشناسی بودم به دلایلی مجبور به انصراف شدم اختلاف خانوادگی دارم من سعی میکنم به پدرومادرم احترام بزارم وبهشون محبت کنم ولی اونا اصلا محبتامو نمیبینن وفقط بدیهامو میبینن و هر موقع اختلاف تو خونه پیش میاد یعنی اختلاف بین منو مادرم پیش میاد میرن تو بیرون جار میزنن و شوهر خالمو میارن تو خونه و شوهر خالم که اعصاب درست حسابی نداره هر چی از دهنش درمیاد بهم میگه ومنو بی ابرو میکنن چندبار بهشون گفتم هر موقع تو خونه اختلاف پیش میاد بیایین بشینیم با گفتگو حلش کنیم مادرم اصلا گذشت نداره وبا هر اختلافی چند روز باهام حرف نمیزنه و دعواهارو کشش میده دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم الانم کارم به جایی کشیده از ترس دعوا دیگه از اتاقم بیرون نمیام چون واقعا میترسم یه حرفی بزنم باز دعوا بشه برن تو بیرون جار بزنن منی که صب تاشب کار خونه رو انجام میدادم نمیزاشتم مامانم تو خونه کار کنه الان بابته کارام و محبتام خیلی پشیمونم دیگه اصلا تو خونه کار نمیکنم چون منو جلوی شوهر خالم سربلندم نکردن

  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷

    شوهرمو تو بغلم دخترم دیدم!

    اگه میشه سوال منو سریع جواب بدین چون دارم دیوونه میشم

    من ی بار اذدواج کردم ولی شوهرم فوت شد و من موندم و یک دختر بچه

    بعد از چد سال با مردی اذدواج کردم و الان شش ساله که تو زندگیمه خیلی هم همو دوست داریم 

    تا الان هم هیچ برخوردی ازش ندیدم ک بخام بهش شک کنم و اصلا فکرشم نمیکنم در موردشوهرم البته با بلاهای زمانه اشنا هستم و همیشه هم حواسم هست من وقتی خیلی بیخواب بشم 

    بعدش خوابهای وحشتناک میبینم

    ی شب بعد کلی بیخوابی خوابم برد و خیلی هم عمیق بود 

    بعد نصف شب شوهرمو دیدم ک بقل دخترم خوابیده و من بلند میشم بهش وبعد ک منو میبینه میگه اومدم روشو بپوشونم حالا نمیدونم اون خواب بود یا واقعیت یا توهم 

    به شوهرم هم گفتم گفت اصلا همچین اتفاقی نیفتاده و من اصلا من سمت بچه نرفتم

    با اینکه خیلی بهش اعتماد دارم شک کردم بهش ک ایا خواب بود یا واقعیت ولی اگه خواب بود خیلی فضای اتاق مثل واقعیت بود

    ولی ما وقتی خوابیدیم همه ی چراغارو خاموش کردیم ولی صحنه ای ک من دیدم چراغ اشپزخونه روشن بود

    واگه شوهرم میخاست کاری بکنه چراغو خاموش میزاشت و تو تاریکی کارشو میکرد 

    اینارو به خودم میگم ولی بازم احتمال میدم 

    دارم دیوونه میشم توروخدا بگین چیکار کنم شوهرمم با اینکه محکومش نکردم و فقط اتفاقی ک افتاده رو بهش گفتم باهام قهر کرده و خونه نمیاد میگه نمیخام قیافتو ببینم

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷

    تصمیم به جدایی و طلاق گرفتم اما دوست دارم هنگام جدایی مستقل باشم

    سلام.

    من بخاطرخیلی ازمشکلات تصیم به جدایی گرفتم سی سالمه ولی همش کوچکترا برام تصمیم میگیرن وخانواده ای دارم ک خیلی احساسی وعاطفی هستن ولی ی ذره بابام حساسه دوس دارم هنگام جدایی مستقل باشم چون الانم بااین ک همسرم هست روم حساسه پدرم. منم نمیخوام بایه بچه سربار اونا بشم قراره برم سرکار و بچمو بفرستم مهد میشه منوراهنمایی کنید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷

    داماد دایی شوهرم درخواست رابطه جنسی ازم کرده و من میترسم

    من ازدواج کردم دوتا بچه دارم ۲سال و۴سال.اصلاتو این۸سال زندگیم به شوهرم خیانت نکردم ولی چندروزه داماد دایی شوهرم به من زنگ زد ومن باهاش صحبت کردم دوروز بیشتر باهم صحبت نکردیم از من خواست باهاش برم خونه خالی واینا ولی من قبول نکردم وتمام کردم.حالا احساس میکنم وفکرمیکنم اگه صدام را ضبط کرده باشه یا به شوهرم یا به خانواده شوهرم نشون بده چیکار کنم


    تروخدا فکرش دیونه  وافسرده ام کرده


    چیکارکنم خودش که گفت من هیچوقت اینکار را نمیکنم بخوام ابرو تو وخودم را تو فامیل ببرم گوشیم اصلا ضبط صدا نداره واز این حرفا.ولی من مطمئن نیستم ومیترسم چیکار کنم.به شوهرم بگم یا نه.


    یه کمکی بهم بکنید.خواهش میکنم

  • ۰ خوشم اومد
  • ۴ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۵ آبان ۹۷

    روابط جنسی سرد شوهر نشونه ی چیه؟

    تاثیر روابط جنسی در استحکام زندگی زناشویی چیست؟

    بارها دیده ام که در مطالبی از اینترنت نوشته اند اگه آقایی رابطه جنسی سردی با خانم خود داشته باشد نشانه ی این است که احتمالا خیانت میکند! اما من میخواهم بدانم آیا واقعا این صادق است؟

    روابط جنسی سرد شوهر نشونه ی چیه؟

    زندگی زناشویی دوستان خود را که از خودشان می شنوم و مقایسه میکنم غبطه میخورم!

    شوهر من ماهی یکبار هم نزدیک نمی شود گاها بیشتر از دوماه میگذرد تا اینکه او سمت من می آید..

    زندگی مشترک هم که بدون هیچ تفریح و گردشی همچنان میگذرد..

    چکار کنم؟

  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۳۰ مهر ۹۷

    زندگی شخصی منو شوهرم با خواهر شوهرم یکی شده!

    منو شوهرم خیلی اوایل باهم خوب بودیم تا اینکه سرو کله خواهرش بعد از طلاق گرفتنش در زندگی شخصی ما پیدا شد، طوری اومد و مارو از هم پاشید که بارها مشاوره های حضوری رفتیم اما کارساز نبود و این وابستگی شوهرم به خواهرش هم قوز بالاقوز شد و حرف شنوی به خواهرش رو افزایش داد و من و شوارم حتی در رابطه جنسی دچار سردی شدیم و من افسردگی شدید گرفتم و باز به مشاوره حضوری رفتم و خودمو درمان کردم با کمک مشاور اما شوهرم خب اونطرف ماجرا بود و در رابطه ما همکاری لازم رو نکرد تا اینکه زندگی شخصی منو شوهرم با خواهر شوهرم یکی شد و الانم همینطور شده!

    در زمان های قدیم خانواده شوهرم همیشه خرج دختراشون رو به عهده پسر ارشد این خانواده میذاشتن لذا اونا هم از این پسرشون سواستفاده میکنند و خرج خواهرای دیگه و مادر خانواده رو به عهده این پسر که شوهر منه میذارن، الان من واقعا موندم خیلی گیجم حتی خرجی خونه درنمیاد اما خرجی اونا رو قشنگ سر ماه میده موندم چی بگم دیگه..


    مادرش هم خیلی تو زندگیمون دخالت میکنه، طوری که همش مدیریت رفتار و خرج و رفت و اومد و در کل همه مسائل پسرش رو بصورت امار دقیقی داره و حتی یک دفتر داره که مینویسه!

    من موندم دعواشون کنم چون پر شدم از ناگفته ها

    یا سکوت کنم اما خب توانش ندارم دیگه

    راه سومی هم هست اینه که بواسطه ی داداشش که خیلی منطقیه و از این خانواده خودش رو کنده و جداکرده کمک بگیرم اما خب اون داداشش هم از من خوشش میاد! قبلن اون از من خواستگاری کرد و بعد ها نشد و این داداشش اومد خواستگاری

    انگار هیج راهی ندارم 

    جز اینکه بسوزم و بسازم

    بگین چیکار کنم..

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۹ مهر ۹۷

    کاملا دو دل و گیج شدم که چی میخوام از این زندگی!

    من واقعا زندگی بدی دارم، از یه طرف تو تحصیلم مشکل دارم، از یه طرف تو مسایل مادیم، از یه طرف سنم بالا رفته و ازدواج نکردم، از یه طرف بین اینکه کدوم حرفهای ادمها واقعی هست کدوم دروغ کدوم منفعت منه کدوم منفعت خودشون موندم، کلا گیج شدم، کاملا دو دل و گیج شدم که چی میخوام از این زندگی!

    من حتی بین خودکشی کردن و ادامه زندگی هم دو دلم!

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۳ مهر ۹۷

    دختر ۱۷ساله ام چهار ساله عاشق مدیر مدرسه داداشم که ۴۳ سالشه شدم!!

    Hamideh:من ی دختر ۱۷ساله ام چهار ساله که عاشق ی مردی ام که مدیر مدرسه ی داداشمه زن و بچه داره 43 سالشه .۵۸ بار به خاطرش گریه کردم شاید بیشتر ...بعضی وقتها بهش پیام میدادم توتلگرام حالشو می پرسیدم .خیلی دوسش دارم ولی حاضر نیستم زندگیش خراب شه بهش گفتم دوسش دارم  گفت ممنونم ازاین همه محبت هرشب اشک و ناله .دلم همش براش تنگ می شه ولی کاری نمی تونم کنم می بینمش سیستم بدنم به هم می ریزه دست وپام می لرزه،ازش خجالت می کشیدم لپام سرخ میشه ،دلم می خواد یک بار وقتی دیدمش فقط نگاش کنم ولی نمی تونم

    دلم می خواد بمیرم سخته فکروذکرم فقط اونه نمی تونم،ای کاش اونم منو دوست داشت اگه این جوری بود به خدا اگه ناراحت بودم....خسته شدم نمیدونم چیکار کنم .چند بار خواستم فراموشش کنم اما نشد.دلم می خواد دوسم داشته باشه چیکارکنم؟

    خیلی دوسش دارم خیلی دارم داغون می شم.توروخدا ی راهی پیش پام بذارید

  • ۲ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۱۸ مهر ۹۷