زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج، خانواده،تربیت فرزند، فردی،زناشویی،جنسی، تحصیلی و عمومی

YourName

۱۵ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

مشاوره تلفنی مسائل زناشویی بصورت تخصصی

مشاوره در زمینه های قبل ازدواج ، جلسه خواستگاری، مسائل ازدواج و زناشویی و طلاق بصورت تخصصی در ۳ جلسه یک ساعته بصورت تلفنی صورت میگیرد


مشاوره در بخش ازدواج و خانواده به اقسام بالا اشاره دارند که عرض کردم

زندگی برتر یک سامانه تلفنی و آنلاین و برخط آماده پاسخگویی به پاسخ ها و مشکلات و مشائل زناشویی شماست


خب اهمیت مشاوره در نزد همگان روشن هست اما برخی یا بهتر عرض کنم بسیاری نیز بخاطر یکی ازدوطرف مانند زن یا شوهر که اذعان دارند مشاور در زندگی ما نیست و از مشکلات ما با خبر نیست و نمیتونه کمکی کنه می گویند که مشاوره فایده ای نداره !

در جواب به این خطای ذهنی باید گفت که اولا معمولا مشاورین تلخی و سردی گرمی روزگار را کشیده یا چشیده اند و سردی و گرمی روزگار را دیده اند و شما قراره اون طرف یعنی مشاور را از مشکل خود با خبر سازید


این یک طرف ماجرا اما اینکه راه کارهایی هم که میده باید شما بله خود شما! نیز انجام داده و با مشاور همکاری کرده تا نتیجه بخش باشه

پس این ذهنیت بسیاربی پایه و مایه هست و از بی اعتمادی یا اعتماد به نفس منفی سر میزنه!


خب من میفهمم و متوجه هستم که برخی ها شوهرانشون نمیذارند اون بحث دیگری هست اما باز حرف من به خانم اینگونه اشخاص این هست که چرا در جلسه خواستگاری یا دوران نامزدی به شخصیت این آدم با کمک مشاور پی نبردند که حالا ترس از برملا شدن مشکل یا گذشته یا مسائل دیگرش داشته باشه و از مشاوره سرباز بزنه؟


مشاوره بصورت تلفنی شاید مانند حضوری نتیجه نده!

خب عزیز من ! 

وقتی مشاوره حضوری گرفته میشه از من یا دوستان من ساعتی ۱۳۰ بعد راه کارهای خودم رو ارائه میدم در یک ساعت بستگی به شما که طرف حساب من هستید داره که عمل کنید و در ادامه از کمک من بهره بگیرید یا خیر


حال در یک ساعت تلفنی با همون کیفیت فرض کنید ، خب چه تفاوتی در ماجرا کرد؟! بله من متوجه زبان بدن شخص که تنها در حضوری کاملا متوجه مشاور میشه یا اشراف داشتن از حالات روانی بصورت بهتر اما بدین صورت نیست که مشاوره با تلفن ما را به مطلوب نرساند مخصوصا اینکه هزینه تلفنی یک سوم حضوری هست یعنی ۴۰ تومان


 روان شناسها همشون دیوونند!

مثل اینکه این جمله برای شما هم آشناست!

خب برای این حرف ما میدونیم که ما استقرا تام ندارم به این معنی که طرف ادعا کنه همه دیوونه هستند یعنی همه رو نگشته ببینه که اینطوری هستند

دوم اینکه توی هر صنف و شغلی ما و دیگرانی که صاحب منصب آن حریم و حوزه هستند بار ها تاکید کرده ایم که با دکتر مناسب یا دندانپزشک مناسب با روحانی مناسب با روان شناس مناسب و دیگر مسالکی که هست با قید مناسب آورده شده 


تازه از این گذر اصلا دندانپزشکی که تمام دندان‌هایش خرابه آیا نباید نمیشه از کمک او استفاده کرد؟

ضمنا چرا ما فکر می‌کنیم علم و عمل باید باهم باشه؟!

شما در مسائل دینی میخوانید که علم را یاد بگیرید ولو از کافر و در مسائل علمی و روانشناسی هم هست که از علم افراد بگیرید ولو دشمن شما باشه چرا که میتونید در مبارزه با او مثلا مناظره بر علیه وی استفاده کرد


اما این ها را به آگاهی شما رساندیم تا بدان نکته اشاره کرده که هیچ پشت گرمی در کارها محکمتر از مشاوره گرفتن نیست مشاور کهن سال صاحب تجربه زیاد و بیش‌تر که البته تجربه ارزیابی شده مقصود هست و مشاوره با جوان هم که ذهن تیزتری داره و حتی میتونه همانند مشاورین سالخورده بلکه بهتر به شما شور و مشورتی ارائه بده


امیدوارم که ما انسان ها از غرور کاذب خود درگذریم و زانوی تواضع در محضر متخصصین در هر زمینه ای به زمین تجربه زده و از راه کارها و تجربه ها کسب کرده و سعی در عملی کردن آن هم داشته باشیم

موید و سالم باشید

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۹ دی ۹۶

    تامیاییم یه پولی جمع بشه دوباره یه خرجی میشه«هزینه قبل ازدواج»

    سلام آقای دکتر من ٢٥سالم هست وروانشناسی خوندم ودریک خانواده کاملا مذهبی وسنتی بزرگ شدم وتهران هستم وپدرم هم پزشک ومادرم هم خانه دارهستن الان ٧ساله که من باخانواده ای اشناهستم که پسرشون برای ازدواج میخوان بیان جلو ولی متاسفانه خیلی مشکلات داریم که تاالان نشده اولا که من انقدر خانوادم مذهبی هستن که من قدرت گفتن روبهشون ندارم ومیدونم باواکنش بدی روبرو میشم بدم اینکه این خانواده هم مذهبی هستن ووضع مالی خیلی خوبی داشتن ولی به علت یسری مشکلات ورشکست شدن وموقعیت خوبی الان ندارن واین اقاپسرهم مجبور شدن درسشونو ول کن وازطرفی خانواده ی ایشون درجریان هستن وکاملا هرکاری برای حمایت مامیکنن وخیلی مهربون هستن 

    ولی الان بده ٧سال انقدر فشار روی ایشون هست بخاطرشرایط مالی وبخشی ازخرج خونه روهم میده حتی بااینکه پدرشون شاغل هستن که خسته شده

    ازاینکه کارامون درست نشده ازاینکه تواین وضعه وجفتمون الان دچار یه افسردگی خاصی شدیم من همش دارم اشک میریزم مشکلات پیداکردم مرتب سردرد ودست درد دارم وایشونم داغونن ولی همش تامیاییم یه پولی جمع بشه دوباره یه خرجی میشه ایشون باید بدن بره  برای خرجی که پیش میادواقعانمیدونیم دیگه چیکارکنیم؟

    وواقعارابطه ی ماازاول دوستی نبود چون من هم مذهبی هستم ولی الان فوق العاده بهم وابسته شدیم وهستیم

    ولی هم من ایشون واقعاداغونیم الان


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز ؛ این آقا به نظر به خانواده خود وابستگی دارند 

    لذا باید اعتدلالی را بین روابط خود بین شما و خانواده خود بوجود بیاورند درکنارش این مساله هم میبایست خرج خانه مادری خود را بصورت کامل و همیشگی ندانند بجای آن کمی خرج خانه خود و کمی پس انداز کنند و نگذارند مادرشان از پس انداز موجود باخبر بشوند

    در ثانی اینکه شما هم این اعتماد و اطمینان را به ایشان بدید که من با حداقل ها رضایت دارم و در طول زندگی بهتر خواهد شد و سروسامان می گیریم .

    اما نکته جالب این هست که زمان تاهل این آقا حق و حقوق نزد خانواده بالاتر رفته آنوقت می تواند پس انداز بیش‌تری داشته باشند


    راجب حالاتی که برای خودتان شرح دادین هم می بایست مشاوره تخصصی از ما دریافت کنید

    موفق باشید

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۹ دی ۹۶

    من خیلی بلدم!

    ضمن تشکر، شوهر من بسیار مغرور و دست بالا گیر و سخن گیر هستند و در مسائل خانه و زناشویی بسیار حساسند ، بدترین عیبی من را آزار می دهد این هست که ایشان مدام خودشان را بالا می دانند و می گویند که زن ها ناقص العقلند و من خیلی بلدم!
    من هر مساله ای که از درب منطق وارد می شوم او از در لجاجت و اینکه من بسیار بسیار دانا هستم خارج میشوند از بحث..
    ما در استان لرستان زندگی می کنیم مخصوصا با لهجه ی لری هم که حرف های بی منطق میزنند و میگن” مو خیلی بلدمممم”
    من همیشه یاد صمد و لیلای قدیمی می افتم  و مسخرم میشه و می خندم
    اما نمیدانم چرا بعد سریع ناراحت میشم
    ممنون میشوم راهنمایی کنید که آیا زندگی من با کسی که خیلی تکرار یک حرفی می‌کند که مداوما رنج میبرم امکان پذیر است؟

    پاسخ:
    ممنون ، بله ممکن هست ؛ تنها باید برای این مساله گفتگویی با همسر خود داشته باشید و محتوای گفتگو بر این پایه باشه که شما این مرد را همینگونه که هست پذیرفته و دوست دارید
    مرحله بعد ابهت این آدم و بشر را زیاد کنید..
    و سوم و آخر اینکه حرف شنوی بصورت اعتصابی داشته باشید
    رکن اصلی در حرف شنوی از طرف شما به مرد تون اعتدال در آن هست یعنی قرار نیست که شما هرچه گفت گوش بدید اما خب بیش‌تر مردان نیاز به تایید دارند تا انجام آن کار ،با یک سیاست خاص زنانه می توانید مسیر عملکرد آن مساله و کار را تغییر دهید بدون اینکه به ابهت این مرد دست ردی زده باشید.

  • ۱ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

    شوهرم موهامو کوتاه میکنه!

    شوهرم چند باری بهم درخواست کرد که موهای خرمایی و خوشکلم را کوتاه کنم اما من سرباز زدم یک شب درحین خواب موهای منو کوتاه کرد بعد صبح هنگام بیدار شدن از خواب متوجه شدم تا ۳ روز قهر و آشتی بودیم اما دیدم بد هم کوتاه کرده بود مجبور شدم رفتم آرایشگاه و مرتب کردم اما این ماجرا رو به مامانم گفتم و گفت که بذار شوهرت اینکارو انجام بده!
    من هم رفتم به شوهرم گفتم موردی نیست و من زیادی حساس بودم بعد از اون مدت چند وقت یبار موهامو کوتاه میکنه و خیلی از اینکار لذت میبره
    من راه کاری نمیخوام چون خودم متوجهم که زیادی حساس بودم بالاخره همسر انسان یه چیزی دوست داره باید قبول کرد
    اما میخوام بدونم برای اینکار من پیشقدم بشم یا نه؟

    پاسخ؛ با توجه به اینکه اینکار جزو علایق همسرتون هست پیشنهاد می‌کنم حتما پیشنهاد داده و پیش قدم شده
    اما توصیه من نیز این هست که همیشه خودتون پیش قدم نشده اما غالبا خوبه
    مثلا از ده بار هفت بارش رو پیش قدم بشید

    مطالب پیشنهادی:
    دوستی در دانشگاه و مطلع شدن همسر  >
    تعریف، علت و درمان سادیسم                >
  • ۰ خوشم اومد
  • ۵ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

    دوستی قبل ازدواج در دوران دانشگاه و باخبر شدن همسر از روابط قبلی

    من ۵ ماهه با مردی که از دوران دبیرستان خواستگارم بود عقد کردم

    تازگیا شوهرم بعد عقدمون فهمیده که من تو دوران دانشجویی با پسری دوست بودم

    البته قبل عقد بهش گفته بودم که من با یکی حرف میزدم

    ولی تا این حد نمیدونست که دست هم رو گرفتیم

    میدونم بعد فهمیدن خیلی ناراحت میشه و خودخوری میکنه


    دو سه شب پیش بهم گفت که من تاابد باید فکرم مشغول باشه که چیا بینتون گذشته

    این حرفش خیلی اذیت و ناراحتم میکنه

    نمیدونم چیکار کنم که اینقد خودخوری نکنه.چجوری بهش بفهمونم که ما فقط چن بار دست همو گرفتیم و جز اون چیزی نبوده بینمون

    میشه یه کم راهنماییم کنید.


    پاسخ مشاور:

    من دقیقا از کیفیت گفتگویی که بین شما رد و بدل شده با خبر نیستم اما میدونم که برای یک مساله به این صورت معمولا متاسفانه خانم ها از گذشته خود چیزی به میون میارن و حساسیت همسر خود را بوجود میاورند


    شما قرار بوده به صورت خیلی کلی تنها از روابطی سخن بگویید حال که بیان شده می بایست با کمک از یک مشاور راه کارهایی برای رفع حساسیت شوهر خود بکار بگیرید میتونید از ما بصورت تخصصی کمک دریافت کنید

    البته ارائه این روش‌ها هم مستلزم دانستن روحیه و سن و سال خود و اطلاعاتی این چنینی نیز هست

    موفق باشید

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

    علت بیرون نیومدن آب منی نامزدم در معاشقه چیه؟

    من یه دختر29ساله هستم حدود10روزمیشه که عقدکردم دیروزرفتم مغازه نامزدم نهاراونجاخوردیم ودرروبستیم وخودمونولخت کردیم روبدن هم خوابیدیم وفقط دخول روانجام ندادیم ولی من خودم بهم زیادلذت ندادونامزدم هم وقتی توجه کردم متوجه شدم که اصلاازبدنش آب نیومدولی من ازبدنم آب اومد به نظرتون چرانامزدم اصلاازبدنش آب منی نیومد? میشه سوال کرد که علت بیرون نیومدن یا ارضا نشدن مردان در رابطه جنسی نه معاشقه چیه؟


    من قبلاهاوقتی فیلم جنسیو..میدیدم احساس میکردم خیلی لذت بخشه ولی نمیدونم چرااصلابرای خودم هیچ لذتی نداشت


    جواب :

    خب شما کمی لذت بردین که آب منی تون بیرون اومده و ارضا شدید اما نامزد شما احتمالا میخواستن معاشقه کنند بعد رابطه جنسی داشته باشن که این مورد رو شما نتونستین کنترل کنید و به مرحله ی س ک س نرسیده نامزدتون رو سرد کردین و ادامه ندادن

    لذا کمی دیر انزالی درمردان و کمی زود انزالی در خانم ها سبب این ماجرا میتونه باشه یا اینکه بخاطر لمس و مالش زیاد شما توسط همسرتون شما زودتر به ارگاسم رسیدین و ایشون از شما عقب موندن

    لذا باید جنبه های ماجرا توسط یک مشاور متخصص یا سکستراپیست بررسی بشه

  • ۱ خوشم اومد
  • ۴ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

    بهترین نوع خانواده

    مردم عادت دارند که در زنگی دیگران دخالت کنند و اظهار نظر کنند و وجود خود را اعلام کنند

    اما خب در این دخالت کردن ها و اظهار نظرها متاسفانه مشکلاتی از جمله عدم توجه به حق طرف و رعایت نکردن حق خود  و دیگرانی که معمولا حق دارند خودشان تصمیم بگیرند ولو به اشتباه!


    اما خب اگه نظر من شاید احتمالا درست باشه خب فقط و فقط می‌توانم به طرف بگم آن هم در قالب پیشنهاد و یا انتقاد بعد از انجام آن رفتار بصورت خواهش و تمنا ، نه اینکه نظر خودم رو غالب کنم

    اما در این بهبوهه و آشفتگی و بازار گرم طلاق به یک مورد من اشاره می‌کنم


    مثلا شخصی که-چه زن چه مرد- به خانواده خود وابستگی فکری-روانی یا مالی داره این جواز و مجوز رو معمولا به اعضای خانواده خود به ویژه مادر خانواده خود میده که دخالت کنه و خب تا جایی می‌رسد که شخص حتی حرف مادرش رو مبنی بر اینکه زنت رو طلاق بده هم گوش میده!

    تعجب نکنید که گفته میشه نباید با این آدم‌ها ازدواج کرد!

    اما خب به بحث اصلی بازگردیم که خانواده سالم چه خانواده ای هست؟

    طبق توضیحاتی که به آگاهیتون رسوندم این گفته همگی از «خانواده گسترده» نشأت می گیرد

    اما خانواده سالم پس چه خانواده ای هست؟



    خانواده ای که تنها پدر و مادر و کمی بچه ها حق اظهار نظر و دخالت دارند و همگی به غیر از خانواده خود؛ غریبه و مرده محسوب می شوند!

    با زندگی برتر همراه باشید

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

    پسری ١٧ساله هستم عاشق رابطه جنسی با محارم بویژه مادر

    سلام پسری ۱۷ ساله هستم شهوتم خیلی بالاست منظورم واقعا خیلیه از وقتی که یادمه عاشق سکس و رابطه جنسی با محارمم شاید بخاطر خوندن داستان های سکسیه البته بگم از همه بیشتر بویژه به مادر علاقه نشون میدم البته تقصیر خودشه خیلی وقتا تو حموم بدنشو لخت دیدم  چند بار هم بیرون حموم دیدمش وقتی میخواست لباساشو ور داره کاملا همه جاش رو دیدم بیا این کاراش خیلی تحریکم میکنه چند باری هم سکس مامان وبابامو دیدم به نظرم دارم دیونه میشم بعد شب های جمعه من میرم تو اتاق مامانم میبینم لباس های زیرش که پره از لکه های منی رو بو میکنم ومیزارم تو دهنم یه بار هم موقع ی که خوابیده بود رفتم سر وقتش و با باسنش ور رفتم خیلی میترسم نه تنها مادرم بلکه به خواهرم و همه ی محرم های زندگیم علاقه شدیدی دارم ودوست دارم به هاشون رابطه داشته باشم واقعا به کمکتون نیاز دارم خیلی زیاد میترسم که دیگه خیلی دیر شده باشه هر لحظه امکان داره کاری کنم که زندگیم رو خراب کنم


    پاسخ:

    سلام عزیزم میتونی بصورت آنلاین یا تلفنی مشاوره رایگان دریافت کنی

  • ۱ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶

    آیا کمک پدر در تربیت فرزند باید باشد؟ به چه صورتی؟

    درود خدمت جناب حسین پور و دوستان عزیز آیا کمک پدر در تربیت بچه و فرزند لازمه و باید باشه ؟ بعد اگه جواب مثبته و کمک خوبه که باشه به چه صورتی ؟

    من خیلی برای تربیت بچه هام اهمیت قائلم با تشکر از وبلاگ زندگی برتر .


    پاسخ: با درود دوست عزیزم، کودک حداقل در ١٨-٢٠ ماه اول به یک نفر احتیاج دارد که تحت مواظبت دائمی باشد و دیگرانی که به او کمک می کنند یعنی پدر از مادر مراقبت کند و مادر از فرزند .

    دلیل آن هم این هست که کودک اگر یکنواختی را در رفتار نداشته باشد و تنوع رفتار داشته باشد از گمی و گیجی برخوردار میشه که سبب سلب اعتماد و اطمینان از خود و دیگران میشه.

    اگه پدری قصد کمک به فرزند خودش را داره که باید اینطور باشه باید بگونه ای عمل کند که مادر در ارتباط با فرزند خودش عمل میکنه.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶

    چون سربازه بابام مخالفه+خیلی طبع گرمی داره ازمن رابطه میخواد

    سلام من به مدت یک سال و چهار ماهه ک با ی پسری ک  یک سال ازم بزرگتره دوستیم و قرار ازدواج گذاشتیم.خواستگاریمم اومده ولی چون سربازه بابام مخالفه.یک سالم مونده ب اتمام خدمتش ایشون خیلی طبع گرمی داره و هر از گاهی ک میریم بیرون از من رابطه میخواد در حد معاشقه وقتی میگم نه میگه من همه چیو از الان باتو میخوام نمیخوام برم سمت کسی دیگه.دیوونم کرده باگریه و قهر و دعوا هم باهاش حرف میزنم اما نمیفهمه,الانم بهش گفتم دیگه باهات بیرون نمیام لج کرد قهرکرد رفت,من ۱۹سالمه و اون۲۰سالشه.
    حالا بگید من چیکار کنم؟خیلی دوسش دارم

    جواب: سلام عزیز، رابطه جنسی قبل ازدواج معایب و مشکلاتی حتما به همراه داره که نمیخوام وارد جزئیاتش بشم امام خطری که وجود داره اینه که مطمئن باشید مردی که رابطه جنسی با خانمی انجام داد آن هم قبل خواستگاری و ازدواج دیگه شمارو برای ازدواج نمیخواد و عذرخواهی میکنم شما رو برای نیاز جنسی خود و فروکش کردن شهوات و امیال جنسی خود می بینه

    اما اینکه چطوری تشخیص بدیم پسری برای رابطه جنسی میخواد یا خیر یکیش همینه که با وجود میل جنسی شدید و طبع گرم حتما برای شما احترام بیشتری قائل میشه و دوست نداره شمارو به عنوان کالا و شی نگاه کنه 
    در غیر اینصورت مشکلی وجود داره
    خب در این قسمت هم مخالفت پدرتون رو بهتره حل کنید تا عقدی صورت بگیره و تازه متخصصین در زمینه علوم روانشناسی گفته اند که رابطه جنسی هم قبل ازدواج کامل به هیچ وجه توصیه نمیشه چون سبب انحراف از بسیاری ارزش ها و حرمت ها میشه

    مکانیزم ذهنی شما هم چون وابسته به ایشون هست متاسفانه قوه ی استنباط و استدراک مسائل منطقی و نگه به ملاک های ازدواج را از شما گرفته
    لذا اول طبق ملاک ها ببینید به هم میخورید و مناسب هستین؟
    آیا مخالفت پدر و یا برادر یا مادرو هرکسی از اعضای خانواده در درجه های یک و دو و سه حتی آیا دلیل منطقیه به همراه دارند؟ اگه منطقی هست بدون شک بپذیرم اگه نه منطقی نیست و من طبق مطالعاتم درست انتخاب کردم اون بحث دیگریست که باید پدر رو راضی کرد
    لذا طبق مراحل باید پیش بریم..
    برای مشاوره بیشتر پرسش دوباره مطرح کنید در همین بخش..
  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

    آزمون شخصیت Neo فرم بلند + 240 سوال

    ر پاسخ دادن به هر سوال باید احساسات و رفتار عادی و عمومی خود را در نظر بگیرید . لطفا به تمام سوالها پاسخ دهید و وقت خود را روی سوال خاصی تلف نکنید. در این پرسشنامه پاسخ صحیح و غلط وجود ندارد بلکه پاسخ شما به هر سوال باید نماینده اولین عکس العمل شما در برابر سوال باشد. 
    الف = کاملا مخالفم ... ب= مخالفم ... ج= نظری ندارم ... د= موافقم ...هـ = کاملا موافقم


    1. من آدم نگرانی نیستم. 
    2. من بیشتر افرادی را که می شناسم دوست دارم. 
    3. من قدرت تخیل و تصور خیلی زنده و فعالی دارم. 
    4. من معمولا در مورد قصد و نیت دیگران بدبین و بد گمان هستم. 
    5. من به محتاط بودن و داشتن عقل سلیم ، مشهورم. 
    6. من از نحوه برخورد دیگران با خودم عصبانی می شوم. 
    7. من معمولا از جمعیتهای بزرگ و شلوغ دوری و پرهیز می کنم. 
    8. مائل و مطالب مربوط به هنر و زیبا شناسی برای من اهمیت چندانی ندارند . 
    9. من آدم حیله گر و مکاری نیستم. 
    10. من ترجیح می دهم با ذهن باز به استقبال اتفاقات آینده بروم تا اینکه برای هر کاری طرح و نقشه قبلی داشته باشم. 
    11. من به ندرت احساس تنهایی و غمگینی می کنم. 
    12. من آدمی مسلط ، قوی و قاطع هستم. 
    13. بدون هیجانات قوی ، زندگی برای من چیز جالبی نخواهد بود. 
    14. بعضی از مردم مرا آدمی خودخواه و خود محور می دانند. 
    15. من سعی می کنم تا وظایف محوله به خود را با صداقت و درستی انجام دهم. 
    16. من در معامله با مردم همیشه از این می ترسم که نکند مرتکب اشتباه بزرگی شوم. 
    17. من در موقع کار یا تفریح عجله و شتاب به خرج نمی دهم. 
    18. من در کارهای خود از روش نسبتا ثابت و جا افتاده ای پیروی می کنم. 
    19. من ترجیح می دهم با دیگران همکاری کنم تا این که با آنان به رقابت بپردازم. 
    20. من آدم راحت طلب و تنبلی هستم. 
    21. من به ندرت در کارها زیاده روی می کنم. 
    22. من اغلب تشنه هیجان و تحریک هستم. 
    23. من اغلب از بازی کردن با نظریه ها و افکار انتزاعی لذت می برم. 
    24. من از لاف زدن درباره استعدادها و موفقیتهای خودم بدم نمی آید. 
    25. من به خوبی می توانم وقت و فعالیت خودم را طوری تنظیم کنم که کارهای محوله به موقع تمام شود. 
    26. من اغلب احساس درماندگی و ناتوانی می کنم و میل دارم شخص دیگری مسائلم را حل کند. 
    27. من هرگز آنقدر احساس خوشحالی نکرده ام که به اصطلاح از خوشی به هوا بپرم. 
    28. من معتقدم اگر به دانشجویان اجازه داده شود تا به سخنرانی بحث انگیز و متناقض گوش دهند ، فقط باعث سردرگمی و انحراف فکری بیشتر آنان خواهد شد. 
    29. رهبران سیاسی باید درباره جنبه های انسانی برنامه های خود آگاهی بیشتری داشته باشند. 
    30. در طی سالها، من بعضی کارهای کاملا بی ربط انجام داده ام. 
    31. من به آسانی دچار ترس می شوم. 
    32. من از صحبت کردن با دیگران چندان لذت نمی برم. 
    33. من سعی می کنم همه افکارم را در راستای واقعیتها هدایت کنم و از پناه بردن به عالم رویا و تخیل خود داری می نمایم. 
    34. من معتقدم اکثر مردم اساسا دارای قصد و نیت خوب و دوستانه ای هستند. 
    35. من مسئولیتهای اجتماعی از قبیل رای دادن را خیلی جدی نمی گیرم. 
    36. خلق و روحیه من بیشتر وقتها ثابت است و زیاد بالا و پایین نمی رود. 
    37. من دوست دارم همیشه افراد زیادی دوروبرم باشند. 
    38. من بعضی مواقع در موسیقی ای که گوش می دهم غرق می شوم . 
    39. اگر نیاز باشد حاضرم از افراد دیگر برای رسیدن به مقاصد خود سوء استفاده کنم. 
    40. من اشیاء متعلق به خود را تمیز و پاکیزه نگه می دارم. 
    41. من بعضی وقتها کاملا احساس بی ارزشی می کنم. 
    42. من گاهی نمی توانم آن طور که باید از خود قاطعیت نشان دهم. 
    43. من به ندرت دچار احساسات و عواطف قوی می شوم. 
    44. من سعی می کنم با همه افرادی که ملاقات می کنم، رفتاری مودب و با نزاکت داشته باشم. 
    45. گاهی من آن طور که باید صادق و قابل اعتماد نیستم. 
    46. من وقتی با افراد دیگری هستم به ندرت احساس خجالت می کنم. 
    47. من وقتی کاری را انجام می دهم ، آن را با علاقه با تمام علاقه و سرعت انجام می دهم. 
    48. من فکر می کنم یادگرفتن و تمرین سرگرمیها و کارهای ذوقی جدید جالب است. 
    49. در مواردی که لازم باشد، من می توانم از دیگران ایراد بگیرم و به آنها کنایه بزنم. 
    50. من دارای اهداف و روشن و مشخصی هستم و برای دستیابی به آنها طبق برنامه منظمی عمل می کنم. 
    51. مقاومت در برابر خواستها و هوسهای آنی برای من آسان نیست . 
    52. من از گذراندن تعطیلات خود در جاهای شلوغ و پر هیجان لذت نمی برم. 
    53. من بحث و استدلال درباره مطالب فلسفی را کاری بی فایده و کسل کننده می دانم. 
    54. من ترجیح می دهم که در مورد خودم و موقعیتهایم حرفی نزنم. 
    55. من قبل از شروع به هر کاری مقدار زیادی وقت تلف می کنم. 
    56. احساس می کنم قادر هستم با بسیاری از مشکلات خود کنار بیایم. 
    57. من بعضی وقتها حالات شادی یا نشاط بسیار شدیدی را تجربه ( اخساس) کرده ام. 
    58. من معتقدم که قوانین و سیاستهای اجتماعی باید تغییر کنند تا نیازهای یک دنیای در حال تغییر و تحول را به خوبی منعکس سازند. 
    59. من از لحاظ نگرشهای اجتماعی آدمی سختگیر و بی گذشت هستم. 
    60. من قبل از این که تصمیمی بگیرم ، در مورد جوانب مختلف مساله به دقت فکر می کنم. 
    61. من به ندرت احساس ترس و اضطراب می کنم. 
    62. من به آدمی خونگرم و خوش رو معرف هستم. 
    63. من زندگی تخیلی بسیار فعالی دارم. 
    64. من عقثده دارم که اکثر مردم اگر به آنها اجازه داده شود ، از آدم سوء استفاده خواهند کرد. 
    65. من خود را درباره حوادث جاری مطلع نگه می دارم و معمولا تصمیمات عاقلانه اتخاذ می کنم. 
    66. من به آدم جوشی و عصبی معرف هستم. 
    67. من معمولا ترجیح می دهم کارها را به تنهایی انجام دهم. 
    68. تماشای صحنه های (رقص) باله یا رقصهای جدید مرا خسته و کسل می کند. 
    69. من حتی اگر بخواهم نمی توانم کسی را گول بزنم. 
    70. من آدم بسیار منظم و با برنامه ای نیستم. 
    71. من به ندرت افسرده و غمگین می شوم. 
    72. من غالبا در گروههایی که عضو بوده ام سمت رهبری را بر عهده داشته ام. 
    73. احساس و عاطفه ای که اشیای مختلف در من ایجاد می کنند برایم مهم است. 
    74. بعضی افراد فکر می کنند من آدم فاقد احساسات و حسابگری هستم. 
    75. من بدهی های خود را به موقع و به طور کامل می پردازم. 
    76. بعضی وقتها طوری احساس خجالت کرده ام که دلم می خواسته خودم را از دیگران مخفی کنم. 
    77. ممکن است کار من کند باشد ولی با ثبات و یکنواخت است. 
    78. وقتی که روش صحیح انجام دادن کار را یافتم ، به همان روش می چسبم و ادامه می دهم. 
    79. در نشان دادن خشم و عصبانیت درنگ و تامل می کنم، حتی اگر احساس کنم حق با من است. 
    80. هرگاه برنامه ای برای اصلاح پاره ای از رفتارهای خود شروع کنم معمولا بعد از چند روز آن را کنار می گذارم. 
    81. مقاومت در برابر وسوسه ها و خواهشهای نفسانی برای من مشکل نیست. 
    82. من بعضی وقتها کارهایی را انجام داده ام که هدف آنها فقط هیجان و لذت بردن بوده است. 
    83. من از حل مساله های مشکی یا معما لذت می برم. 
    84. من از بیشتر مردم بهتر هستم و این را می دانم. 
    85. آدم سازنده و مولدی هستم و همیشه مسولیتهای خود را به انجام می رسانم. 
    86. بعضی مواقع وقتی که تحت فشار روانی زیاد هستم، احساس می کنم که دارم از هم می پاشم. 
    87. من آدم خوشحال و امیدواری نیستم. 
    88. من معتقدم که برای اخذ تصمیم درباره موضوعات اخلاقی باید از رهبران مذهبی خود کسب تکلیف و تقلید کنیم. 
    89. هرچه در مورد افراد فقیر و سالمند انجام دهیم باز هم کم است. 
    90. گهگاه من اول عمل می کنم و بعد می اندیشم. 
    91. من اغلب دچار تنش بوده و عصبی هستم. 
    92. بیشتر مردم مرا فردی کم و بیش سرد و غیر اجتماعی می دانند. 
    93. من دوست ندارم وقتم را با خیالبافی تلف کنم. 
    94. فکر می کنم بیشتر مردمی که با آنها در تماس هستم ، افرادی درستکار و قابل اطمینان هستند. 
    95. من غالبا بدون آمادگی کافی در موقعیتهای مختلف حاضر می شوم. 
    96. بیشتر مردم مرا آدمی زود رنج و بداخلاق نمی دانند. 
    97. اگر برای مدت طولانی تنها باشم ، واقعا احساس می کنم به افراد دیگر نیازمند هستم. 
    98. نظم و ترتیب خاصی که در هنر و طبیعت می بینم برای من بسیار جالب و شوق انگیز است. 
    99. کاملا صادق و درستکار بودن برای تجارت و کاسبی خوب نیست. 
    100. دوست دارم هر چیزی را در جای مخصوص آن نگهدارم تا جای آن را به خوبی بدانم. 
    101. من گاهی دچار احساس پشیمانی و گناهکاری شدید شده ام . 
    102. در جلسات جمعی من می گذارم دیگران بیشتر حرف ها را بزنند. 
    103. به ندرت به احساس آنی خودم توجه می کنم. 
    104. من غالبا سعی می کنم نسبت به افکار و احساسات دیگران آگاهی و احترام نشان دهم. 
    105. من گاهی دربازی شطرنج یا ورزش تقلب می کنم. 
    106. اگر مردم مرا دست بیاندازند و مسخره کنند من زیاد احساس ناراحتی و خجالت نمی کنم. 
    107. من اغلب احساس می کنم که سرشار از نیرو و توان هستم. 
    108. من اغلب غذاهای جدید و نا آشنا را امتحان می کنم. 
    109. من اگر اشخاصی را دوست نداشته باشم آن را از آنها مخفی می کنم. 
    110. من برای دستیابی به اهداف خود سخت تلاش می کنم. 
    111. وقتی به غذای مورد علاقه ام دسترسی پیدا کنم غالبا بیش از حد معمول می خورم. 
    112. من معمولا از تماشای فیلمهای منزجر کننده یا وحشتناک خودداری می کنم. 
    113. بعضی مواقع که مردم در مورد مسائل خیلی انتزاعی و نظری صحبت می کنند من علاقه ام را از دست می دهم. 
    114. من سعی می کنم آدم افتاده و فروتنی باشم. 
    115. من به زحمت می توانم خود را وادار به کاری کنم که باید انجام دهم. 
    116. من در مواقع اضطراری می توانم خونسردی خودم را حفظ کنم. 
    117. من گاهی بیش از اندازه احساس خوشبختی می کنم. 
    118. من معتقدم که عقاید متفاوت افراد جوامع دیگر در مورد حق و ناحق از نظر خود آنها معتبر است. 
    119. من در مورد آدمهایی که در خیابانها گدایی می کنند هیچ گونه اخساس همدردی نمی کنم. 
    120. من همیشه قبل از اینکه دست به عملی بزنم پیامدهای آن را مورد توجه قرار می دهم. 
    121. من به ندرت درباره آینده احساس ترس و نگرانی می کنم. 
    122. من واقعا از صحبت کردن با دیگران لذت می برم. 
    123. من از تمرکز حواس روی یک موضوع خیالی یا " رویا در بیداری" و بررسی امکانات مختلف ناشی از آن لذت می برم و به این رویاها اجازه می دهم رشد کرده و شاخ و برگ پیدا کنند. 
    124. هرگاه شخصی در مورد من کار خوبی انجام می دهد نسبت به او احساس بدگمانی و سوء ظن می کنم. 
    125. من به خاطر درستی قضاوتم به خود می بالم. 
    126. من اغلب نسبت به افرادی که با آنها سروکار دارم احساس تنفر و بیزاری می کنم. 
    127. من کارهایی را ترجیح می دهم که بتوانم به تنهایی و بدون تحمل مزاحمت دیگران انجام دهم. 
    128. شعر تاثیر چندانی روی من ندارد. 
    129. از این که به عنوان آدم ریاکاری شناخته شوم متنفرم. 
    130. به نظر نمی رسد که هرگز بتوانم کارهای خود را نظم و ترتیب بدهم. 
    131. هرگاه اشتباهی رخ دهد یا عیب و ایرادی پیش بیاید من خودم را سرزنش می کنم. 
    132. افراد دیگر اغلب در تصمیم گیری خود از من کسب تکلیف (یا به عنوان الگو) استفاده می کنند. 
    133. هیجانات و احساسات گوناگونی به من دست می دهد. 
    134. من به سخاوت و دست و دلبازی مشهور نیستم. 
    135. همیشه وقتی قول انجام دادن کاری را می دهم مردم می توانند به انجام گرفتن آن کار اطمینان کنند. 
    136. من اغلب نسبت به دیگران احساس حقارت می کنم. 
    137. من به اندازه دیگران چابک و سرزنده نیستم. 
    138. ترجیح می دهم وقتم را در محیط های مانوس و آشنا بگذرانم. 
    139. وقتی شخصی به من توهین کند من فقط سعی می کنم او را ببخشم و فراموش کنم. 
    140. من احساس نمی کنم که مجبورم با دیگران رقابت نموده و از آنان بهتر باشم. 
    141. من به ندرت در مقابل خواستهای آنی خود تسلیم می شوم. 
    142. من ترجیح می دهم در جاهایی باشم که کانون فعالیت و عمل است. 
    143. من از سرو کله زدن با مسائل و معماهایی که ذهن آدم را به کوشش و چالش وادار می کند لذت می برم. 
    144. من در مورد خودم نظر بسیار مثبتی دارم. 
    145. وقتی کاری را شروع می کنم معمولا کعمولا همیشه آن را به اتمام می رسانم. 
    146. غالبا تصمیم گرفتن و اتخاذ یک روش قطعی برای من مشکل است. 
    147. من خودم را آدم خیلی شنگول و سرزنده ای نمی دانم. 
    148. من معتقدم که وفاداری به آرمان ها و اصول مورد قبول خودم، بیش از "آزادمنشی" و " بی تعصب بودن" اهمیت دارد. 
    149. نیازهای انسانی افراد همیشه باید بر ملاحظات اقتصادی دولت اولویت داده شود. 
    150. من غالبا کارها را بدون تامل قبلی و به خاطر یک انگیزه آنی انجام می دهم. 
    151. من اغلب نگران این هستم که مبادا کارها طبق نقشه و به درستی پیش نروند. 
    152. لبخند زدن به افراد غریبه و برقراری ارتباط با آنها برای من آسان است. 
    153. هر وقت احساس کنم ذهنم در جهت خیال پردازی می رود معمولا خودم را به کاری مشغول می کنم و به جای خیال پردازی ، حواسم را روی آن کار متمرکز می سازم. 
    154. واکنش اولیه من به مردم آن است که به آنها اعتماد کنم. 
    155. من ظاهرا در هیچ کاری موفق نمی شوم. 
    156. من خیلی به ندرت واقعا عصبانی می شوم. 
    157. ترجیح می دهم تعطیلات خود را در یک ساحل عمومی شلوغ بگذرانم تا در سک کلبه جنگلی دور افتاده. 
    158. انواع خاصی از موسیقی بیش از اندازه برای من شورانگیز هستند. 
    159. بعضی وقتها مردم را با چرب زبانی و تقلب به انجام دادن کارهای مورد نظر خودم وادار می کنم. 
    160. من معمولا آدمی کم رو و زیاد سختگیر و پرتوقع هستم. 
    161. من نسبت به خودم نظری منفی دارم. 
    162. ترجیح می دهم دنبال کارهای خودم را بگیرم تا این که رهبر گروه بشوم. 
    163. به ندرت متوجه خلق و عواطفی می شوم که محیط های مختلف به وجود می آورند. 
    164. بیشتر مردمی که می شناسم مرا دوست دارند. 
    165. من دقیقا از اصول اخلاقی پیروی می کنم. 
    166. من در حضور روسای خود و دیگر افراد مهم و صاحب قدرت احساس آرامش و راحتی می کنم. 
    167. من معمولا در حال عجله به نظر می رسم. 
    168. بعضی مواقع تنها برای این که کار تازه ای انجام داده باشم محل اثاثیه خانه را تغییر می دهم. 
    169. اگر کسی با من شروع به دعوا و مرافعه کند من آماده ام جواب او را با دعوا بدهم. 
    170. من تلاش می کنم تمام چیزهایی را که می توانم ، به دست آورم ( کسب کنم). 
    171. من گاهی آنقدر غذا می خورم که بالا می آورم. 
    172. من عاشق ترس هیجانی هستم که معمولا سوار شدن در چرخ و فلک یا کارهای خطرناک دیگر ایجاد می کند. 
    173. من علاقه ای به تامل و تفکر جدی درباره سرنوشت جهان یا انسان ندارم. 
    174. من احساس می کنم که مزیتی یر افراد دیگر ندارم ( صرف نظر از موقعیت و وضع افراد). 
    175. وقتی در اجرای یک طرح یا نقشه با مشکل روبه رو می شوم تمایل پیدا می کنم طرح دیگری را شروع کنم. 
    176. در یک موقعیت بحرانی به خوبی می توانم خودم را کنترل و اداره کنم. 
    177. من آدم خوش مشرب شاد و با روحیه ای هستم. 
    178. من خود را آدمی با سعه صدر می دانم که می تواند راه و رسم زندگی و طرز تفکر دیگران را به خوبی قبول نماید. 
    179. من معتقدم که همه انسانها با ارزش و قابل احترام اند. 
    180. من به ندرت تصمیمی عجولانه می گیرم. 
    181. در مقایسه با بیشتر مردم من از چیزهای کمتری می ترسم. 
    182. من به دوستان خود وابستگی عاطفی زیادی دارم. 
    183. بچه که بودم هرگز از بازیهایی که مستلزم تقلید نقش دیگران باشد لذت نمی بردم. 
    184. من معمولا در مورد افراد دیگر خوشبین هستم. 
    185. من فرد بسیار شایسته و کارایی هستم. 
    186. بعضی وقتها نسبت به دیگران احساس خصومت و آزردگی کرده ام. 
    187. معمولا معاشرت و گردهمایی های اجتماعی برای من ناخوشایند و کسل کننده هستند. 
    188. بعضی مواقع که شعری را می خوانم یا به یک اثر هنری نگاه می کنم موجی از احساس افسردگی یا هیجان مرا دربر می گیرد. 
    189. من بعضی وقتها با اعمال زور یا تملق و خوش آمدگویی مردم را به انجام دادن کارهای مورد نظرم وادار می کنم. 
    190. من در مورد تمیز کردن چیزها وسواس ندارم. 
    191. بعضی وقتها زندگی به نظرم تیره و نومید کننده می آید. 
    192. در موقع صحبت کردن با دیگران من غالبا بیشتر از دیگران حرف می زنم. 
    193. هم حس شدن با دیگران یعنی داشتن همان احساسی که دیگران دارند، برای من آسان است. 
    194. من خودم را آدم خیّر و نیکوکاری می دانم. 
    195. من سعی می کنم کارهای خودم را با دقت انجام دهم تا الزامی برای انجام دادن مجدد آنها پیش نیاید. 
    196. اگر در مورد فردی حرف بدی زده یا کار غلطی انجام داده باشم به سختی می توانم بار دیگر به روی او نگاه کنم. 
    197. همه زندگی و کارهای من با سرعت انجام می شود. 
    198. در موقع استفاده از تعطیلات ترجیح می دهم که به جاهایی بروم که قبلا آن محل ها را امتحان کرده و به درستی شناخته ام. 
    199. من آدم کله شق و سرسختی هستم. 
    200. سعی می کنم همه کارهای خودم را به بهترین نحو انجام دهم. 
    201. من بعضی مواقع کارهایی را بدون تامل انجام می دهم و بعدا پشیمان می شوم. 
    202. من از رنگهای روشن و لباسهای پر زرق و برق خوشم می آید. 
    203. من کنجکاوی فکری زیادی دارم. 
    204. من ترجیح می دهم از دیگران تمجید تا این که خودم مورد تمجید قرار گیرم. 
    205. آنقدر خرده کاری برای انجام دادن کارها وجود دارد که گاهی همه آنها را نادیده می گیرم. 
    206. در شرایطی که به نظر می رسد همه چیز به طور غلط پیش می رود، من بازهم می توانم تصمیمات خوبی اتخاذ کنم. 
    207. من به ندرت برای توصیف تجارب خود از کلماتی چون "فوق العاده" یا "جنجالی" استفاده می کنم. 
    208. فکر می کنم اگر شخصی در سن 25 سالگی هنوز نداند به چه چیزهایی اعتقاد دارد باید در سلامت او شک کرد. 
    209. نسبت به افرادی که کمتر از من خوشبخت هستند احساس همدردی می کنم. 
    210. من قبل از رفتن به یک مسافرت به دقت برنامه ریزی می کنم. 
    211. بعضی مواقع افکار ترسناکی به ذهن من می آیند. 
    212. من نسبت به همه همکاران خود نوعی علاقه و مسئولیت شخصی احساس می کنم. 
    213. من نمی توانم اجازه دهم افکارم در هر جهتی که می خواهند سیر کنند. 
    214. من به طبیعت و ذات انسان بسیار اعتقاد دارم. 
    215. من در کار خود فردی موثر و کارآمد هستم. 
    216. حتی آزردگیه و ناراحتی های خیلی کوچک می توانند در من احساس ناکامی و محرومیت کنند. 
    217. من از میهمانیهای بزرگ . پر جمعیت لذت می برم. 
    218. من از خواندن اشعاری که روی احساسات و تخیلات تاکید می کنند بیشتر لذت می برم تا اشعاری که داستان خاصی را بیان می کنند. 
    219. من از زیرکی خودم در کنترل و اداره مردم به خود می بالم. 
    220. من وقت زیادی را برای پیدا کردن اشیایی که در جایی اشتباهی گذاشته ام ،می گذرانم. 
    221. بیشتر وقتها که کارها طبق نقشه پیش نمی روند یا اشتباه از آب در می آیند احساس دلسردی می کنم و می خواهم آنها را ناتمام رها کنم. 
    222. قبول مسئولیت اداره یا رهبری یک موقعیت برای من آسان نیست. 
    223. اشیای غیرعادی از قبیل بعضی عطرها یا اسامی مکانهای دور می توانند احساسات و عواطف شدیدی را در من ایجاد کنند. 
    224. اگر بتوانم به دیگران کمک کنم به آسانی و بدون درخواست آنها این کار را انجام می دهم. 
    225. من واقعا باید مریض باشم تا یک روز بر سر کار حاضر نشوم. 
    226. وقتی آشنایان من کار احمقانه ای را انجام می دهند ، به جای آنها مت احساس خجالت می کنم. 
    227. من شخص بسیار فعالی هستم. 
    228. من وقتی به جایی می روم از همان مسیر همیشگی استفاده می کنم. 
    229. من اغلب با اعضای خانواده و همکارانم بگو مگو ندارم. 
    230. من از جمله افراد " معتاد به کار" هستم که نمی توانند هرگز بیکار بنشینند. 
    231. من همیشه می توانم احساساتم را کنترل کنم. 
    232. در حوادث ورزشی دوست دارم جزیی از جمعیت باشم و مثل بقیه رفتار کنم. 
    233. من علائق فکری وسیع و متنوعی دارم. 
    234. من آدم مهم و برتری هستم. 
    235. من آدم بسیار با نضباطی هستم و می توانم خود را خوب کنترل کنم. 
    236. من از لحاظ عاطفی فردی کاملا باثبات و متعادل هستم. 
    237. من زود خنده ام می گیرد. 
    238. به عقیده من فسفه جدید " آزادی فردی" فلسفه قابل قبولی نیست. 
    239. ترچیح می دهم دیگران مرا فردی دل رحم و خطا بخش بشناسند تا صرفا طرفدار اجرای عدالت. 240. من قبل از پاسخ دادن به هر سوال به دقت درباره آن فکر می کنم. 



    حق شناس ، حسن . طرح پنج عاملی ویژگی های شخصیتی ( راهنمای تفسیر و هنجارهای آزمون NEO-PI-R و NEO-FFI ) . شیراز: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شیراز . 
    ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389 
    فتحی آشتیانی ، علی . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388منبع:
    http://psychology-tab.blogfa.com روانشناسی

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۱۶ دی ۹۶