مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر

مشاوره تلفنی،مشاوره تلگرامی،مشاوره ازدواج و خانواده،مشاوره تربیت فرزند،کانال مشاوره،مشاوره مسائل زناشویی،مشاوره تحصیلی،مشاوره مسائل متفرقه

شوهرم خیلی غیرتیه نمیذاره برم بیرون

سلام شوهرم خیلی غیرتیه و نمیذاره من حتی تو خیابون برم و یا خونه داداشم برم، شوهرم آدم مهربونیه ولی کلا نمیذاره برم بیرون میگه داداشت زندگی داره مزاحمشون نشو! بعد علاوه بر اینکه خیلی غیرتی هستند،نمیدونم ازدواج من با مرد غیرتی درست بوده؟ البته خیلی از برخی دوستانم هستند که میگن شوهر من خیلی بی غیرته، حس میکنم خیلی حساس هستند و بیشتر البته این مساله غیرتی بودن شوهرم منو اذیت میکنه، شوهرم علاوه بر اینکه نمیذارند بیرون برم، بیشتر غیرتی بودنشون منو اذیت میکنه،کمکم کنید علت گیر دادن مردان چیه؟

من زهرا ۲۶ ساله و شوهرم ۳۲ ساله از شیراز


پاسخ: 

باسلام، چیزی به نام غیرت که در علوم روانشناسی باشه درواقع وجود خارجی نداره ! اگه میگن شوهرم خیلی غیرتی هستند" خوب این نشونه ی نظام باورها و اعتقاداتشونه یعنی یک مذهب و دینی قبول دارند که باید به لوازمش مثلا غیرت دینی و ناموسی عمل کنند، و این رو جزو علامات دینی خودشون باور دارند، البته علاوه براین اگه شما با این حالتشون مشکلی دارید درست، اگه میخواین بفهمونید که افراط میکنند درسته! اما روش برخورد شما هم آیا درست و صحیح بوده؟!

ایا کاری کردین که بفهمه و متوجه باشن که نه! آره کارشون تا جایی اشتباهه و این نشونه ی حساس بودنشونه؟

خوب عزیز اگه ایشون در این حدی که هستند مذهبی هستند که میشه گفت باید گفتگو کرد باهاشون و اگه نه مذهبی نیستند و شخصیت این آقا این شکلیه پس گفتگوی دیگری کنید! و البته با ایت تفاوت که معمولا ایت خصائص جزو شخصیت ایشدن اگه باشه دیگه قابل تغییر نیست، درضمن اگه مذهبی باشن پس شما احتمالا در حد ایشون نیستین یا اینکه اگه مذهبی نیستن که شما تو شخصیت و رفتارتون با ایشون اختلاف نظر دارید!

و این اختلاف اگه در کلیت باشه یعنی بزرگ باشه سبب کدورت زیادی میشه که به نتیجه ی خوبی جز طلاق یا روانی یا محضری نمی انجامد اما اگه اختلاف جزئی هست پس شما حساسین و باید از آن بگذرید.

برای مشاوره بیشتر در ارتباط باشید.

سالم باشید.

شوهرم به حجابم گیر میده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶

    اصلا خودمو دوست ندارم!

    سلام آقای حسین پورعصرتون به خیر

    من  دلنیا فروزانفر هستم چندتامشکل دارم خواستم اگه لطف کنیدکمکم کنید

    من 20سالمه ودانشجوی ترم سوم هستم مشکل من اینه که اولااصلاخودمودوست ندارم یعنی ازهیکلم ازقیافه وچهره ام بی نهایت ناراضی ام البته این احساس زمانی سراغم میادکه افرادزیباتری رونسبت به خودم ببینم بااینکه چهره ی معمولی دارم واتفاقاخیلی هاهم میگن خشکلم اماخودم اینطورنیستم دائمادرحال مقایسه ی خودم بادیگران هستم وکلاآرامشوازخودم سلب  کردم  بی اندازه به زیبایی فکرمیکنم یعنی طوری که هرلحظه ی زندگیم به زیبایی فکر میکنم تاکنون باکسی دوست نبودم  وخودم اینطورفکرمیکنم که چون من آدم زشتیم کسی به من پیشنهادنداده  انقدخودموزشت میدونم نسبت به بقیه که احساس میکنم اصلانمیتونم کسی رو جذب کنم ویاکسی ازم خوشش بیادبااینکه خواستگارم داشتم گفتم که اتفاقاخیلی هاتم میگن خشکلم ولی کسی روببینم که خشکله این احساس سراغم میاد احساس میکنم پسرهاتنهابه خشکل بودن فکرمیکنم   توروخداکمکم کنیدبه خداازدست افکارم دارم دیونه میشم

    مشکل بعدی من اینه که اغلب افسرده ام ونمیتونم توجمع حرف بزنم حتی اگه به من توهین کنندحرف اززبونم درنمیاد.


    پاسخ:

    باسلام ، عزیز افکار شما رو متوجه هستم اما اینکه اصلا خودم رو دوست ندارم نشون میده ذهنی آشفته از کارها و چیزهای مختلف نامنظم دارین، من بیشتر در شما اضطراب میبینم ، اضطراب هم وجود خارجی نداره اما ترس هست که وجود خارجی داره،پس اولا باید متوجه باشید که این یک وهم و خیاله! شما حتما زیبایید! منتهی اشکال کار در این هست که خودتون رو مقایسه میکنید با دیگران،دیگرانی که هزاران مشکل دارند و اگه پای مشکلات خودشون بنشینید درد خودتون رو بیشتر میکنید! اما نکته ای که در مکانیزم مقایسه کردن جالب نیست اینه که من باطن زندگی خودم رو با باطن زندگی دیگران مقایسه میکنم و این خوب معلومه که کمی حتما ضعیفتر و خرابتر هست! اما اگه من راست میگم بیام و باطن زندگی دیگران رو اگه خبر دارم با ظاهر زندگی خودم که آنها از من متوجه میشن مقایسه کنم! خوب پس در کل کار اشتباهیه این مقایسه و لوازمش

    اما اگه فکرک میکنید که" من زشتم به اندازه ای که کسی بهم پیشتهاد نمیده!" خوب درسته! اما مهم این هست که افرادی شبیه من زیادن! و من توی بحث ازدواج اگه باشه باید با شبیه خودم ازدواج کنم، نه زیباتر نه زشت تر!

    پس دست از بازی بردارین

    البته که یکی از ملاکهای ۱۲ گانه ازدواج " زیبایی" هست اما تمام ماجرا این نیست

    زیبایی هم نسبی هست؛ یعنی توی چشم اون شخص باید زیبا بیام اگه اون گفت تو زیبایی که زیبام و بقیه اگه نظری دیگر دارند به درک!

    شما افسرده کمی احتمالا باشید ولی بیشتر اضطراب و شرم و خجالت از اجتماع و کمی هراس دارید

    اینهارو با روشهای ترک افسردگی و اضطراب و وسواس یا با خوردن داروی مربوط به این بیماری ها میتونید درمان کنید.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    درمان تپش قلب بخاطر استرس و اضطراب

    از ازدواج کردن میترسم

    افسردگی شدید دارم زندگی کردن برام بی معناست

    رابطه پدرو مادرم را دیدم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    شوهرم به حجابم گیر میده

    سلام شوهرم به حجابم گیر میده و میگه باید حجابتو بکنی! من هم چون خیلی مذهبیم و شوهرم متاسفانه الان که تو نامزدی هستیم تقریبا ۳ ماهه همش میگه چادرتو بنداز دور و لوند باش! منم اولاش که تظاهر میکرد تو خواستگاری که من مذهبیم و نماز میخونم حتی از نظر ظاهری ریش هم نداره که بگم مذهبیه، من حقیقت ملاکم واسه ازدواج ، عروسی با یک روحانی بود که مثل خودم باشه ولی خوب خواستگار اونطوری نداشتم و این خواستگارم چون میلیارد واسش هیچه خانوادم میگن عالیه با همین ازدواج کن! من هم موندم ببینم چقدر این مساله مهم؟ من حتی آهنگ گوش نمیدم ولی این آقا تو ماشینش که خیلی باکلاسه آهنگهای رپ میذاره و منو عذاب میده، تو رو خدا بگین چیکار کنم.


    پاسخ: 

    باسلام علت گیر دادن و مشکل داشتن این آقا بر میگرده به نظام باور ها و اعنقاداتشون و همانطور که میدونید ازدواج ، باید بین دو نفری باشه که در کلیات باهم شباهت دارند، پس خواهش میکنم قبل از هر تصمیم جدی ۱۲ ملاک ازدواج رو بهتر وبیشتر بررسی کنید تا بعد ها دچار مشکل نشین، اما خوب اگه میفرمایند که من مذهبیم ولی بعد معلوم میشه نبوده این یعنی اولا از شما خوششون اومده! اما خوب امکان داره دوست دخترهایی داشته حالا میخوان که یه دختر خوب واسه ازدواج پیدا کنند اما خوب با این اوصاف چون اختلاف در کلیات هست اصلا ادامه زندگی شما با این آقا قابل هضم نیست چرا که یکی از ملاکهای ازدواج شباهت در روحیات و شخصیت هست اما طبق توضیح شما این شباهت وجود نداره ، بله! اگه در جزئیات اختلافی باشه میشه فهمید و اتفاقا سبب چالش و چلنجی برای خوشی در زندگی مشترک و شناخت بیشتر زوایای همدیگه هست، اما تو مسائل بزرگتر یکی از اسباب طلاق هست، پس همین اول زندگی که میفرمایید سه ماه بیشتر نگذشته، تکلیف خودتون رو مشخص کنید! البته میدونیم که مشخص کردن تکلیف باید قبل عقد معلوم میشده اما خوب حالا واقعیت این هست که شده، اما اگه در امر جدا شدن یا ادامه دادن دچار تردید هستن من که توصیم جدایی هست اما اگه مشاوره خواستین در خدمتم.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:


  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    راههای قطع رابطه با خانواده شوهر چیه؟

    سلام.خسته نباشید توروخداجواب منو بدید امکان مشاوره اصلأبرام مقدور نیس،من و همسرم همدیگه رو دوس داریم و مشکل خاصی باهم نداریم مشکل من مربوط ب خانواده همسرم هستش ک واقعأ داره تاثیرشو توروحیه من وادامه ی زندگی من باشوهرم میزاره حال میخوام بدونم که راههای قطع رابطه با خانواده شوهرم چیه؟

    منو همسرم 4ساله ازدواج کردیم 

    من نزدیک ب 6ماهه پیش،بابرادر همسرم ('بخاطر بچم)دعوای لفظی داشتم اونا طبقه بالای ما بودن ،بیشترتوهین ها ازجانب ایشان بود

    ومن سکوت کردم.بعد مادرهمسرم باشوهرم تماس گرفتن ک ازاینجابلند شید وبرید خونه بگیرید،با تموم کش وقوس ها و دعوا و بی احترامی خواهرشوهرمم .... (فرهنگ خیلی پایینی دارن ،و روابط اجتماعی ضعیفی داره،ب همین علت بیشتر توهین  و بد دهنی دارن  هرچند اقوام هم برای رفتن ما تلاش کردن و بسیار زجر دادن

    منزلمون ب جای دیگه نقل مکان کرد ،و من قلبأ خوشحال بودم

    چون خط قرمز و حدو مرزی در زندگی من قایل نمیشدن،بعدازگذشت4ماه قهر،،ب واسطه پدرشوهرم و ب اصرار من ،همسرم و خودم با مادرشوهرم آشتی کردیم و ب منزل ایشان رفتیم و اصلأ راغب ب دیدن خواهرشوهر وبرادرشوهر نبودم و قلبأ ی حس نفرررت در من ایجاد شده ،خلاصه ک باز 1بار دیگر ب اصرار شوهرم رفتم ک برادرشوهرم برگشتن و من از روی ادب ،سر ب نشان سلام تکان دادم اما ایشان بیمحل کردن ،و من بعد خوردن شام زود برگشتیم.الان تصمیم گرفتم ک دیگه اصن پامو اونجانزارم و دعوای بدی باهمسرم شد ک ب اصرارتواومدم و اینا کین ک بخوان بمن بی حرمتی کنن خلاصه.الان راه درست و نشونم بدین ک شوهرمم اذیت نشه ای وسط.ممنون.


    پاسخ:

    با سلام ، اینکه از من راه قطع رابطه با خانواده همسر رو میخواین واقعا خودش اولین درخواست اشتباه شماست،اولین توصیه جدی من همیشه به همسران افرادی که شوهرشون درگیر با خانواده هستند ودرست تر عرض کنم وابسته به خانواده هستند که معمولا به مادر یا خواهر هست خوب این هست که هیچوقت دعوایی و مشکلی اگه پیش میاد بین شما و خانواده همسرتون هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت به همسرتون نگین و درمیون نذارید، درعوضش با خود اون شخص مثل مادرش یا خواهرش اگه مشاجره لفظی یا جسمی بود همونجا مطرح کنید و خواهش کنید که دیگه بحث رو تموم کنند و تازه رابطه رو خوب کنید و اگه خوبه و این اختلاف هست بهترش کنید، برخی مواقع در زندگی مشترک باید از یک سری خواسته های خودم بگذرم اما نه اینکه همگی خواسته ها!

    حالا هم بعد این توصیه پیشنهاد دوم من این هست که به هیچ وجه شوهرتون رو هم مقایسه با مردای دیگه نکنید چرا که با غرور و قدرت طلبی و خشن بودن ذاتی مردان سازگاری نداره و نتیجه عکس میده، توصیه سوم من این هست که ازش خواهش کنید اگه امکان داره جابجا بشین ولی توجه کنید به هیچ وجه درخواست نکنید که از خانواش دل بکنند یا دور بشن!

    اما نکات بیشتری نیز هست که از بیان آنها در اینجا خود داری میکنم چون باید سوالاتی رو جواب بدین و بعد آنکه جواب گرفتم راه کارهایی بیشتر بدم اما امیدوارم که با این نکات جوابی بگیرید اما مشاوره تسهیل کننده هست عزیز ولی در خصوص شما یه راهنمایی دیگه که میشه کرد باید اگه همسرتون رو دوست دارین اجازه ندین همسرتون از سوی خانواده اش مورد اذیت قرار گیرد این هم نمیشه مگر این که خانواده اون مشکلی نداشته باشین برای اون قضیه هم می تونید با کمک پدر همسرتون یا کسی که حرفشو گوش می کنه و حرف شنوایی داره واسطه کنید تا مشکل و کینه و کدورتون حل بشه ..

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    شوهرم فقط به حرف مادرش گوش میده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    درمان تپش قلب بخاطر استرس و اضطراب

    سلام من مدتی مدام استرس تپش قلب وگاهی اوندقدر زیاد هست که حالت تهوع بهم دست میده  شبا درست خوابم میبره..البته میشه گفت که این از اضطراب هم هست؟! بعد اینکه حالا روش درمان تپش قلب بخاطر استرس و اضطراب چیه؟

    پاسخ:

    سلام دوست عزیز اول عنوان کنم که خیلی کلی سوال خود رو مطرح کردید

    مسئله استرس باید کاملا بازگو شود مربوط به چیه و از کی شروع شده و چه مدت طول می کشه تا جواب داده شود

    درضمن بیشتر مشکل تپش قلب میتونه به اضطراب و بعد در مرحله ی بعد به استرس مربوط باشه، پس بیشتر باید اول اطلاع پیدا کنم بعد راه کارها رو بشنوید!

    میتونید با ما وقت مشاوره بگیرید یا دوباره سوالتونو با بیان توضیحات تکمیلی بفرستید

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    ازدواج با دختری که طلاق گرفته

    از ازدواج میترسم

    خیلی تو جلسه خواستگاری استرس دارم

    استرس گفتن از گذشته به خواستگار و همسر آینده

  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶

    ازدواج با دختری که قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته و بی اعتماده

    باسلام٬ من پسری۲۷ساله هستم.سوال من درمورد دخترخانمی هستش که به خواستگا‌ری اون رفتم .. ایشان ۲۳سال سن داره وحدودیک سال پیش یعنی قبلا ازدواج کرده ومتاسفانه بعدازچندوقت خیلی کوتاه ازهمسر خودجداشده و طلاق گرفته واون هم به دلیل مشکلات روحی وروانی اقاپسربوده..حالاکه من میرم خواستگاری ایشون چون ضربه خورده حس اعتمادبه هیچ کس نداره و میگه زمان میخوام..ویاشایدازدواج نکنم..یایکسال دیگروقت می خوام فکر کنم به این مسئله. البته این حرف راهم مشاوربهش گفته که فعلا ازدواج نکن تادوسال.. ..پدرومادرشون راضی به این امرهستندولی خودش منفی چون درازدواج اول اون هاتصمیم گرفتندوشکست خورد.حالامن سوالم اینه چه پیشنهادی برای انگیزه ازدواج دراو دارید.واصلاموردفوق مشکلی درزندگی اینده خواهدداشت یاخیر..

    ممنون


    پاسخ:

    با سلام چون دختر خانوم یه بار شکست عشقی خورده بار دیگر اگه بخوره دیگه کلا بدبین می شه عین این که تو فوتبال کارت زرد گرفته باید احتیاد را رعایت تاکارت قرمز نگیرد پس این مشکل خانوم فقط از طریق اعتماد به مشاورش قابل حله برین سراغ مشاور اون و قضیه رو با اون مطرح کنید اون مشاور راضی باشه می تونه حلش کنه،خواستین از منوی بالا با ما وقت مشاوره بگیرید.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    استرس و ترس از گفتن گذشته خود به همسر آینده

    عاشق دختر بزرگتر از خودم شدم

    ازدواج با این آدم صلاحه؟!

  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۵ مهر ۹۶

    از ازدواج کردن میترسم!

    سلام من دختر اجتماعی هستم وباهمه زود گرم میگیرم خجالتی نیستم اما بعضی وقتافکرمیکنم که اگه ازدواج کنم نمیتونم دراختیارهمسرم باشم یه ترسی تو وجودمه یعنی ازاینکه کسی بدنمو ببینه خیلی خجالت میکشم همیشم حتی جلوهمسن وسالای خودم پوشش کامل دارم حتی سراین مشکل استخرهم نمیرم وجلوکسی لباس عوض نمیکنم بااینکه عیبی ندارم اما توذهنم همش‌ دنبال عیب میگردم لطفا راهنماییم کنید ممنون


    پاسخ: باسلام من هم مانند شما دوستان همراه وبلاگ جواب چند سوال روبصورت آزمایشی در قسمت نظرات میذارم تا بلکه شما هم انگیزه ای باشه به اینکه نظرتون رو بفرمایید ؛درضمن من خودم رو با شما برابر میدونم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۳ مهر ۹۶

    افسردگی شدید دارم زندگی کردن برام بی معناست

    سلام 

    من یه دختر24 ساله هستم که افسردگی شدید دارم ،درست و حسابی غذا نمی خورم و بیشتر مواقع هم میخوابم،اعتمادبه‌نفس پایینی هم دارم ،عزت نفس ندارم و از خودم متنفرم ،چندبار اقدام به خودکشی کردم ،زندگی کردن برام بی معناست و کلی مشکلات دیگه که همه اش تقصیر خونواده امه،
    وقتی درمورد مشکلاتم باهاشون صحبت می کنم مسخره ام می کنن و بهم اهمیت نمیدن
    واقعا احساس سرخوردگی می کنم ،در اوج جوانی احساس پیری می کنم
    باتمام این مشکلات امسال کنکور دادم و دکتری با رتبه ی خیلی خوبی قبول شدم و دوست دارم که نهایت استفاده رو بکنم که از این وضع نجات پیدا کنم ،ولی اصلا انگیزه کافی ندارم که شروع به درس خوندن کنم ،امیدوارم که راهنمایی کنید
    با تشکر

    پاسخ:
    باسلام؛ اول جا داره به این قدرت و درجا نزدن آفرین بگم، بعد اینکه خوب افسردگی هم مانند تمام بیماری های دیگه قابل درمانه هم با دارو درمانی هم باروشهای روانشناسی ۲۱ روزه و در موارد شدیدتر با روش ۸ ماهه ولی در نهایت درمانش امکان پذیره، فقط اگه براش کاری نکنیم مثل هر بیماری روانی یا بدنی و فیزیکی دیگری خوب بدتر میشه و روز به روز رو به زوال میره و کار به جای باریکی کشیده میشه که امیدوارم نشه، ولی اراده قوی داری و همینطور پشتکار رو در تو میبینم ولی خوب انگیزه رو باید ساخت ! اینکه آینده روشنی در انتظارته با این روشهای عملی که در شرایط سختی قرار داری خوب ارزش کارت رو چندین برابر میکنه و میتونی خیلی بهتر وبیشتر پیش بری و همین حالا هم از خیلی ها با رتبه ی خوبی که مدنظرته یه سرو گردن بالاتری
    پس زیادی هم به جنبه های بد قضیه نگاه نکنیم ! اینکه خودکشی کنیم که کاری به جایی بند نمیکنه باید برای درست برنامه ریزی کنی که من میتونم کمکت کنم و همینطور برای رفع افسردگی و همینطور استرسی که این روزا برشما حاکمه 
    میتونی با من اگه مشاوره حضوری نمیتونی تلفنی یا تلگرامی در تماس باشی.
    سالم باشید.
    مطالب پیشنهادی:

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶

    شوهرم چشمش همش دنبال دختر و زنای خوشکله!

    سلام.من سه ساله که ازدواج کردم با یه آقایی که ادعایه دین و ایمان داشت تا حدودی هم درست بود .نماز میخونه روزه میگیره مقام بالایی هم داره از نظر اجتماعی .ولی چشش همش دنبال دختر و زنای خوشگله .اون به درک میاد هی پیشم از این و اون تعریف میکنه.خودم قیافم خوبه اندامم هم همینطور همه ازم تعریف میکنن به غیر خودش.من ۲۱سالمه و همسرم ۲۷یه پسر ۲ ساله هم دارم.نمیدونم چیکار کنم دو بار هم پیشم اعتراف کرده که از ازدواجش با من پشیمونه میگه کاش مجرد میماندم و کیفم رو از زندگی میکردم .اولاش دوسم داشت ولی....نمیدونم چیکار کنم از چشم افتاده.


    پاسخ:

    باسلام ،اگه میبینید که شوهرتون چشمش بدنبال دخترا و زنای خوشکله و بعدش میگه ایکاش مجرد میموندم و کیفم رو از زندگی میکردم برخی هم هستند که میگن شوهرم به نامحرم نگاه میکنه که خوب نشون میده که برخی مواقع واقعا کار از ریشه خرابه!

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه ایشون هنوز متوجه نیستن که زندگی زناشویی و مشترک که شروع شده یکی از لوازمش مسئولیت پذیری هست، ولی ایشون از این حالت سرباز میزنند ، اما خوب شما هم باید نگاهی به خودتون بندازید ببینید آیا این اختلاف در دین و مذهب و باورها و اعتقاداتتون در کلیات هست یا خیر، یعنی اختلاف شما زیاده یا خیر، اگه اختلاف زیاده معمولا میشه سبب طلاقه باشه! اما نه ! یه موقع من زیاد کاری برای بهتر شدن زندگی نکردم و تازه بایدها و نبایدهای همسرم رو متوجه نیستم، پس بنابراین هم خودم مشکلاتی بوجود میارم در حالی که فکر میکنم کارم درسته یا اینکه فکر میکنم کار بدی انجام نمیدم، بله شاید خود کاره بد نباشه اما این ادم که همسر منه از این کار بدش میاد بنابراین نمیذارند من حتی گفتگوی مناسبی باهاش داشته باشم، بعدها کم کم چون نیازش اعم از جنسی و عاطفی هم برآورده نمیشه میره تو خیابون نگاه به دخترای مردم میکنه و به حساب مشکل رو به عنوان اینکه همسرم به نامحرم نکاه میکنه مطرح میکنم، درحالی که من ریشه رو خراب کردم

    اما خوب پس باید اول از خودتون شروع کنید

    اما حالا ایا علاوه بر این خصوصیت بدی که دارند که نگاه میکنند خصوصیت بد دیگری هم دارند یا خیر که باید جواب داده بشه

    یا اینکه ایشون مزاجشون سرد یا گرم و شما همینطور چطور؟ یا اینکه سابقه ی طلاق در خانوادشون هست یا خیر؟

    اینها و همینطور سوالاتی دیگر باید جواب داده بشه و همینطور برای اینکه آیا من طلاق بگیرم یا خیر هم بحثی هست که با ارسوال سوال بصورت تک سوالی درست نیست پس توصیه میکنم مشاوره تلفنی یا تلگرامی رو اگه حضوری نمیتونید بیاین داشته باشین.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    همسرم تو رابطه جنسی از زنها و دخترا صحبت میکنه و دوست داره منم از مردا بگم!

    نکنه همسرم با کسی دوست باشه!

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶

    رابطه پدر و مادرم را دیدم

    سلام من متاسفانه رابطه پدر و مادرم را دیدم و خیلی حالم بده، یه جا خونده بودم که پدر و مادر ها گلایه داشتن که پسرم یا دخترم ما رو در حال رابطه دیده، ولی من خودم قربانی این ماجرا هستم و حقیقت از جزئیات رابطه جنسی آنها هم با خبرم، بیشتر مواقع من تو خونه تنها بودم یادمه ۹ سالم بود که رفتم خونه متوجه شدم  سرو صداهایی میاد بعد وارد پذیرایی شدم شنیدم صدای مامانمه و جیغ میکشه و صداهای سکسی درمیاره و خوب من خواستم بیام بیرون ولی کنجکاو بودم اون زمان ۹ سالم بود که رفتم دم در تو سوراخ درب اتاق خواب مامان و بابام دیدم اره دارن سکس میکنن و من هم خشکم زده بود چون تا حالا از مسائل جنسی هیچی نشنیده بودم ولی خوب اینو که دیدم رفتم بیرون خونه دوستم که همسایم بود تا شب بازی کردیم بعد اومدم  خونه ولی دیگه از اون روز تا حالا که ۱۸ سالمه از پدر و مادرم نفرت پیدا کردم و اینکه من متاسفانه دچار ترس واضطراب شدید شدم،لطفا کمکم کنید.


    پاسخ: سلام برادر گلم ،ببینید دیدن رابطه جنسی پدر و مادر خوب بیشر همونی که خودتونم اشاره فرمودین یعنی نفرت میاره و این نفرت هم بیشتر بخاطر مکانیزم دفاعی هست که کودک در سن ۹ سالگی در برابر مسائل جنسی داره که قرار بوده کم کم توسط پدر یا مادر که مادر بهتره بگه به شما گفته میشد ولی خوب چون یکباره تصوری از مادر مهربان رو با سکس خشن اون هم در محیط امن خانواده دیدین این حس دفاعی شکست و حرمت رفت و جاشو به خشم داده ولی تا ۱۲ سالگی بیشتر نمیمونه و از بین میره ولی حس اضطراب و ترس که همون ترس هم بیشتر اضطراب هست نتیجه ی اون زمان هست که هنوز گریبانگیر شماست پس توصیه میکنم با راهکارهای ازبین بردن اضطراب این اضطراب رو از بین ببرید البته اطلاع ندارم که اضطراب شما در چه حدیه، ولی معمولا بخاطر شوکی که وارد شده،اگه به مرحله ی وحشت اضطراب نرسیده گه نگران نباشید و با راهکار عادی از بین میره ولی اگه وحشت اضطراب هست باید دارو دمانی بشین و دارو مصرف کنید و کمی هم با روانشناس خوبی در ارتباط باشید، امیدوارم بهتر بشین.اگه خواستین وقت تلفنی یا تلگرامی با خودم داشته باش عزیز.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    دخترم سوال میکنه تو اتاق خواب تو و بابا چیکار میکنید

    روش پیشگیری از آزار جنسی کودکان(مهم)

    پسرم فیلم سکسی نگاه میکنه

    پسر دوسالم پشتم میشینه و لباسم رو بالا میده و دستش رو رو تنم میکشه

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

    دخترم مسائل جنسی رو از دوستش شنیده

    سلام به دختر  ۱۳ سالم دوستش درباره ی مسایل جنسی گفته اونم اومده پیشم با گریه وترس که این حرفا راسته یا دروغ منم گفتم دروغه خیلی بهم ریختم راهنماییم کنید 


    پاسخ:

    باسلام، اینکه دختر شما مسائل جنسی رو که باید از شما بشنوه از دوستش شنیده خوب نشون میده شما مسئولیت پذیر در زمینه ی تربیت فرزند نیستین، باید متوجه باشید که سن ۹ تا ۱۲ سالگی اوج دوران کنجکاوی بچه هست اعم از دختر و پسر فرقی نداره همه ی حرفهایی که میگم مربوط به هر دو جنسه، شما وقتی این مسائل رو با نکاتی که در این زمینه گفته شده یا اگه نمیدونید باید مطالعه کنید، به بچه نگین ، خوب متاسفانه میره بیرون و این نیاز کنجکاوی رو از بیرون تغذیه میکنه و حتی اطلاعت در هم برهم و شلوغ پلوغ بدون نظم خاصی بهش میگن و چون تا بحال با این مسائل مانوس نبوده کودک ترس خودش رو با گریه ابراز میکنه، پس خواهش میکنم اولین کاری که میکنید اینه که ازش میخواین که عزیز من از این به بعد هر سوالی بود به خودم بگو من جوابت میدم یا بگین که من میخوام بهت داستان رو تعریف کنم تا بهتر متوجه بشی، و واقعا هم به وعده خود عمل کنید و وقت بگذارید، چرا که بعدا دوباره اعتماد بدست آورده ی خودتون رو از دست میدین و دوباره میره بیرون از دیگران میشنوه و ای بسا مورد ازار جنسی در کودکی قرار بگیره، پس این موضوع رو با تمام جزئیات صحبتم جدی بگیرید،مادر مهربان و مسئولیت پذیری باشید!

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    دخترم سوال میکنه تو اتاق خواب تو و بابا چیکار میکنید

    روش پیشگیری از آزار جنسی کودکان(مهم)

    پسرم فیلم سکسی نگاه میکنه

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶