زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی با موبایل و آنلاین تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی،طلاق،فردی

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشاوره تلگرامی» ثبت شده است

تلگرام بدون فیلتر!

با توجه به فیلتر شدن تلگرام بسیاری از کارهای اقتصادی خیل بسیاری از دوستان عزیزمان هم از کار افتاده، اما چیزی که این روزها زیاد جستجو میکنید "تلگرام بدون فیلتر" ، البته نمیدونم که اینو هم کی فیلتر کنند اما فعلا فیلتر نیست.
منظور من تلگرام طلایی هست.
البته اینم شایان ذکر هست که تلگرام اصلی و نسخه های غیر اصلی بغیر از تلگرام طلایی حتی با فیلتر شکن های خوب مانند سایفون و آلتراسارف هم باز نمیشن! این درحالیست که تلگرام طلایی درحالت عادی باز میشه!!
یک نسخه از تلگرام غیررسمی تلگرام هست که شما میتونید بدون فیلتر شکن و بدون محدودیت سرعت از تلگرام استفاده کنید.!
میتونید با سرچ و جستجوی تلگرام طلایی آنرا دانلود کرده و استفاده کنید.
دقت کنید که بیشتر افراد از این موضوع بی خبرند لذا همین مطلب رو به دوستان خود هم برسانید.

شاد باشید.

مطلب پیشنهادی:
  • ۰ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۱۴ ارديبهشت ۹۷

    شوهرم طلاق میخواد هرکاری میکنم متقاعد نمیشه

    مراجعه کننده:سلام.مدت پنج ماهه من و شوهرم باهم اختلاف داریم و خانه پدرم هستم شوهرم طلاق میخواد هر کاری میکنم متقاعد نمیشه چکارکنم؟


    مشاور: سلام، به نظر باید با شوهرتون صحبت کنید و مراحل طلاق رو از منظر روانشناسی طی کنید که ببینید آیا ادامه زندگی بهتره و امکان پذیره یا خیر، سپس بعد آن بر تصمیمی که گرفته میشه مصمم بمانیم، پس لازمه از یک مشاوره کمک بگیرید تا بصورت حضوری یا تلفنی یا آنلاین مشکل شمارو از ریشه بررسی کندمیتونید از ما هم کمک بگیرید و پکیج ۳ ساعته طلاق یا ادامه زندگی رو دریافت کنید.

    برای گرفتن مشاوره از اینجا وارد شوید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۳۱ فروردين ۹۷

    با نگاه اول ایشون تو دل من نرفت!

    باعرض سلام و احترام خدمت شما مشاور محترم،ببخشید،بنده به خواستگاری دختری رفتم،با نگاه اول متاسفانه ایشون تو دل من نرفت،البته ایشون سفید هستند و از نظر مادرم و زن داداشم خوب هستند...اما بعداز اینکه رفتیم باهم صحبت کردیم دیدم بد نیستند،البته بازم صد در صد نپسندیدم،نظر پدرم هم اینکه ایشون اون  زیبایی رو ندارن،البته بنده خودم سبزه هستم،اما از لحاظ ظاهری خوش قیافه هستم،ایشون از لحاظ ایمان و تقوا و موارد دیگه عالی هستند بخاطر همین بنده شک کردم،نمیدونم حالا چکار کنم...میشه لطفاً کمکم کنید


    مشاور:

    خب زیبایی یک معیار نسبی هست اگه واقعا اذیتتون میکنه میتونید صرف نظر کنید اما اگه بتونید مشاوره آنلاین و یا تلفنی از ما بگیرید تا دقیقتر موضوع روشن بشه

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۳۰ فروردين ۹۷

    من بخاطر ایشون به خواستگارم جواب رد میدم

    مراجعه کننده:من دختری۱۹ساله هستم با پسری تبریزی ک پدرش در همدان مغازه کبابی دارد اشنا شدم ازطریق گروهی درتلگرام و ما همدیگرو فقط از طریق عکس دیدیم

    وایشون ۲۲ سال دارن و مهندسی برق میخونه همدیگرو کاملا دوست داریم من بخاطر ایشون ب خاستگارم جواب رد میدم ایشون میگن یکسال صبرکن لیسانسم تمام بشه بعد میام خاستگاری پسری با اخلاق هست نه تا حالا کاری بد کرده نه سواستفاده


    مشاور:

    رد کردن خواستگار ها بدون دلیل و حتی عدم بررسی کلی آنها جدا پشیمانی بسیار زیادی ببار میاره، شما به هیچ عنوان خواستگار ها رو رد نکنید بلکه معلق نگه دارید و این آقا رو هم به عنوان یک خواستگار مانند خواستگارهای دیگر بررسی کرده و از میان آنها شخصی که مشخصا معیارها و ملاک های شبیه و مانند به شما دارند رو انتخاب کنید.

    برای آگاهی از نحوه مشاوره اینجا کلیک کنید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

    دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته چطور بهش بفهمونم

    مراجع:دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته,  نمیدونم چطور بهش بفهمونم که سن ۱۸ برای ازدواج خوب نیست.


    مشاور:

    شما باید بیشتر بهش بفهمونید و توضیح منطقی بدید که باتلاق عاطفی چیست؟ یعنی هرچه منطق صحبت شما قوی تر باشه بیشتر و بهتر تاثیر میگذارید، درضمن چ کسی گفته سن ۱۸ سالگی برای ازدواج خوب نیست؟ ملاک ازدواج سن روانی شخص هست نه شناسنامه ای، اگه مشاوره آنلاین در تلگرام یا تلفنی خواستید با ما در تماس باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

    چند سوال مهم در زمینه ی روابط دوستی

    سوال اول

    سلام .من و پسر خاله مامانم حدود 5 ساله که همو میخوایم از چهارده سالگی من تا الان.اما با مخالفت خیلی شدید مادرم روبرو شدیم و هر راهی رو که رفتیم مادرم راضی نشد بخاطر شغل و سطح اجتماعی اون .من الان به این نتیجه رسیدم که دیگه هیچ نتیجه ای نداره .باید چیکار کنم که بتونم ولش کنم .البته ایشون الان سرطان دارن.با اینحال من خیلی دوسش دارم ولی چند تا از خاستگاراما بخاطرش رد کردم اما میدونم که بدجور توی بن بست هستم و تنها راه جدایی هست .چیکار کنم که بتونم ولش کنم


    سوال دوم

    راستش من تازگیا عاشق شدم خیلیم بی قراری دارم اصلا حالم خوب نمیشه انگار تا به معشوقم برسم، من قبلا خیلی عاشق شده بودم ولی سرانجامی نداشته، تا همین اواخرم عاشق سعید معروف بودم کاپیتان تیم والیبال،  اما یهو عاشق محسن ابراهیم زاده ی خواننده شدم، تا همین اواخر اینستا نداشتم وتازه اینستامو ریختم، انقدر عاشقم و عشقم پاکو صافه از همین دارم دیوونه میشم که حتی نتیجه هم نداشته...  تا اینکه مت کامنت گذاشتم برای ایشون دایرکت گذاشنم ولی انگاری اصلا دایرکتاشو نمیخونه از بس که زیادن وطرفدار زیاد داره...  اینو ازاونجا فهمیدم که من تو افرادی که ایشومو دنبال میکردم وارد شدم و به یکی از همکارای ایشون پیام دادم که چیکلر کنم محسن حرفامو ببینه...  که ایشون به من شماره دادن کا شماره ی خود همون آقای همکار بود که امکار محسن انقدر نزدیک به ایشونه که از طریق تلگرام ایشون محسن هر پیامی من بهش بدم میتونه بخونه، منم پیامامو به تلگرام اون آقا دادم، اسمشونم آقای فرید نزدیک بینه، بعد دادن پیامام آقا فرید گفت که محسن پیامامو خونده ولی انقدر زیاد بوده که نتونسته همرو بخونه حالا من اشتباه کردم که آقا فرید گفت وویس بفرست ولی من از دایرکتاییکه به محسن فرستاده بودم اسکرین گرفتم و همونارو به شورت متن فرستادم حالا هی خودمو لعنت میفرستم که ای کاش وویس میفرستادم...  حالا جوابیکه به من رسید این بوده که محسن گفته من وقت این چیزارو ندارمو درگیر آهنگمو... بعدم آقا فرید گفت واقعیتش وصلا چیزی نگفته...  حالا من قبلشم با یکی دیگه لز گروهشون حرف زده بودم که پیامامو به محسن نشون بده اونم اول قبول کرد ولی بعد گفت چیو نشون بدم روزی صد نفر عین من براش ازین پیاما میده و محسن به احساس من خواهد خندید واین یه احساس بچگانست... ولی گفت حالا من نشون میدم... نمیدونم آخرشم نشون داد یا نه، من بعد حرفای آقا فرید دست بردار نبودم و این دلم دیگه از بی قراری داشت میترکید...  اینطور شد که زدم بیرون و صدامو با وویس به محسن رسوندم عاجزانه هم رسوندم ولی انگار هیچی به هیچی از آقا فریدم خواستم جواب بده چندتا هم عکس نوشته فرستادم از معجزه وحرف دل ولی وقتی اینو فرستادم همین عکسارو همینکه جدابمو بده باز آقا فرید منو یجوری گفت که انگار امیدی نیست...  گفت این یه احساس بچگانستو خوشایند نیستو اینا احساس کردم از اون طرف که صدا داشت فرستاده میشد یه عده ای دارن اصلا منو مسخره میکنن ومیخندن...  قبلشم چی شده بود! من یه پیجیو فالو کردم اونجا یکی به من گفت من دوست محسنم وامشب منو به کنسرتش دعوت کرده وقراره بعدش برم باهاش شام بخورم گفتم خب حالا که شما امشب کنار محسنی پس پیامای منو  نشونش بده همون حرفای دلمو بهش زدم... اونم گفت باشه وکسرت درحال اتمام بود که ایشون گفتن من پیاماتو به محسن نشون دادم وایشون حرف خاصی نزد منم همینکه من کنسرتو استوری ولایوشو دیدم تو پیج یه عده دیگه که ازون شخص خیلی نزدیکتر به این آقا بود گفتم شما چطور الان نشون دادید؟ محسن که تازه داره کنسرتش تموم میشه... گفت نه من نشون دادم میتونی باور نکنی...  منم گفتم شاید حالا راست میگه گذشت وهمون شب ایشون که گفته بود موقع شام میخواد محسنو ببینه من نصفه شب بود دیدم آقا فرید استوری ولایو گذاشته که اینا تازه دارن میرن شام بخورن ومعلومم بود که جمعشون اصلا گروه خودشونه.... فهمیدم اون آقاهه که پیجشو باز کرده بودم اصلا دروغگو بوده وبهشم گفتم  ولی باز انگار زیر بتر نمیرفت نمیدونم دیگه حالا چون تو استوریه یکی داشت عکس میگرفت شایدم همین آقا بوده یا نمیدونم... خلاصه هم پیج اون آقارو بستم وهم مسدودش کردم... همه این حرفارم به آقا فرید گفتم....  آخرشم نوشتم اسم عشق من همه چی شد الا عشق واقعی، میدونید  من واقعا دلم شکسته از احساس نابم از اینکه بهم بی توجهی شده از اینکه نمیدونم با این همه عشق چیکار کنم... از اینکه انگار کسیو ندارم باهاش حرف بزنم از کم رویی از اینکه این همه تلاش کردم واسه محسن اما اون نسبت به حرفای من هیچه هیچی داره عذابم میده...  اصلا یه وقتایی مخصوصا الانا که خیلی عاشقم انقدر عشق تو قلبم احساس میکنم که میگم الان میمیرم...  نمیدونم چیکار کنم ... نمیدونم...  من فقط تو این مدت ازخدا کمک خواستم شایدم علت بی نتیجگیام اینه که خدا گفته چرا فقط از من نخواسته بودی...  میدونی به هرکیشون رو آوردم گفتم شاید فرشته بودن خدا خواسته از طریق اونا صدام به محسن برسه.... نمیدونم ولی همش محسنو مرور میکنم حرفاش تو فضای مجازی آهنگاشو...  میگم خودت انقدر حرف دل حالیته پس چرا منو نمیفهمی...  واقعا هم الان عاشقم هم رفتارا وحرفا رو تاثیر بد داره میزاره...دلم میخواد جای من باشی وویسای آقا فریدو گوش  کنی...  هی بهم میگم بچه نمیدونم ای حرفارو نزنم عشق چیه.... حرفام خواشایند نیست...  هم عاشقی هم حرف....


    دستم انگار به هیچی بند نیست میدونی غرور دارم منم خب همشم میخوام باز برم پ


    ی وی آقا فرید با محسن حرف بزنم اما جریحه دار شدم...  اونا از اون طرف انگار اصلا انگار نه انگار...  پیجمو که وا میکنم یه پست از محسن یه آهنگ از محسن تلگراممو باز میکنم یه جور دیگه... میگم اگه حرف بزنم شاید اصلا آقا فرید بلاکم کنه همینکه آنلاین میشه بوی محسن برام میاد کور سوی امیده...نمیدونم واقعا باید چیکار کنم... خیلی حالم بده خیلی...


    تا اینکه گفتم این حرفارد به کی بزنم...  دنبال کانال صدای مشاور گشتم که شمارو پیدا کردم، من خودم لیسانس روانشناسی دارم ولی خودم خودمو نتونستم آروم کنم دیدم با کسی هم صحبت نکنم میترکم...واقعا داشتم میترکیدم...  انگار شوکم...


    ببخشید میشه پیامامو بخونید...  دارم دیوونه میشم سرم به شدت درد میکنه....


    سوال سوم

    تقریبا 3 سال پیش من خواستگاری داشتم که بخاطر درس ودانشگاه که میرفتم  قبولش نکردم چون بهش حسی نداشتم بخاطر تجربه تلخ زندگیم دوست نداشتم مردی وارد زندگیم بشه

    وقتی درسم تموم شد به این آقا کم کم علاقه مند شدم و به سمتم دوباره اومد ولی وقتی علاقه من فهمید گفت قصد ازدواج نداره 

    و هرچندماهی به سمتم برمیگرده 

    واخرین بار بهم گفت بهت علاقه مندم و دوست ندارم اذیتت کنم چون خودمم اذیت میشم من قصد ازدواج ندارم 

    من احساس میکنم زنی تو زندگیش هست 

    همش فکرم پیشش 

    نمیدونم چیکارکنم فراموشش کنم یانه 

    یااینکه چطوری جذبش کنم ؟

    علاقه ام هم بهش گفتم واینکه چقدر میخوامش 

    ممنون میشم راهنمایی ام کنید .


    پاسخ سوال اول:

    شما شخصیت مهر طلبی دارید و بخاطر دلسوزی میخواین یه نفر رو به زندگی بیارید به شدت پرهیز کنید

    اگه واقعا حس میکنید متناسب با ملاک های ازدواج به هم شبیه و مانند هستید مشاوره تلفنی یا تلگرامی از ما بگیرید.


    پاسخ سوال دوم :

    واقعا دست از بچه بازی بردارید عزیز، شما باید اگه با کسی هم دوست میشید لااقل سنخیتی با هم داشته باشید بسیار زود وابسته میشید و سطح انتظار و توقع شما هم بالاست من افسردگی رو در شما می بینم مشاوره تلفنی لازم دارید.


    پاسخ سوال سوم:

    بسیار کار اشتباهی کردید که علاقه خودتون رو ابراز کردید کمی عزت نفس و حرمت نفس داشته باشید ، این آقا پسر هم اگه کسی در زندگی نداشته باشند حتما شمارو دوست ندارند، درضمن دقت کنید در روابط بعدی دوباره اشتباه نکنید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۲۰ فروردين ۹۷

    برادرم بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم!

    من یه دخترم ۱۵ سالمه برادرم دوسال از من بزرگتره بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم گفتم من خواهرتم اما گفت بهم فشار میادمن امسال انتخاب رشته دارم اصلا از اون روز تاحالا حواسم جمع نمیشه واسه درس خوندن وارد اتاق شدم یهو پرید دیگه کاملا متوجه میشم این روزا که فیلم های ناجور نگا میکنه بعد چند ثانیه صدام زد رفتم تو اتاق این حرفو بهم زد همیشه سعی میکنم حواسم باشه چون تو مدرسه خیلی بهمون میگن بابام کارمنده مامانم خانه دار بلوز شلوار میپوشم کارمنده بانکه تو مدرسه معلما میگن تو خونه پوشش مناسب داشته باشین بابام مامانم داداش بزرگم که سربازه منوهمین داداشم حالت عصبی بهش دست میده سه سال پیش یه تصادف بد داشته بعد از اون اینجوری شده داداشم گفته نباید بگی اگه مامانم بفهمه بد میشه شما مامان منو نمیشناسیت خیلی رو اینچیزا حساسه وقتی داداشم بهم گفت بعدش گفت من همچین ادمی نیستم اما بهم فشار میاد باید چنتا از وسایل هاتم بهم بدی من واون زیاد پیش میاد ک تو خونه تنها باشیم خیلی بهم فشار میاد

    من پارسال با یه پسر دوست شدم خیلی بهش وابسته شدم با اینکه مجازی بود بعد از یه مدت گفت اکه میخوای باهات بمونم باید عمس روت پاتو بفرستی التماسش کردم اما کفت فقط همین که کفتم منم فرستادم فکر میکردم دیگه همه چی حله و باهام میمونه اما هی عکسای بیشتری میخواست سینا میتونه گوشیه منو حک کنه حک کردو عکسارو دیده بود عکس رون پام و بالا تنم با لباس زیر رفت به مامانم گفت اون موقع بدترین روزای عمرمو میگذروندم دلم میخاست بمیرم سینا رو من خیلی غیرتیه نمیدونم چیشد که اینو بهم گفت نذاشتن بابام بفهمه حالا اگه من برم به مامانم بگم میره به بابام میگه بابام منو میکشه سینا بهم کفت اگه فقط وسایلاتم بهم بدی کافیه گفتم نه گفت به کسی نگو چون هم من بدبخت میشم هم خودت

    چیکار کنم؟

    مشاور: اولا متاسفم بابت مشکلتون اما باید تماس بگیرید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

    من تمایل به روزی یکبار رابطه دارم ولی خانمم در ماه حدود ۱۴ بار روز میگه عادت ماهیانه دارم

    سلام من مردی 36ساله هستم خانمم 46ساله هستش شرمنده من تمایل به روزی یکبار رابطه دارم ولی خانمم در ماه حدود 14روز میگه عادت ماهیانه دارم ومن نمی دونم چه کنم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۵ فروردين ۹۷

    خانمم رابطه اش زیاد با پدر و مادرم خوب نیست زود به دل میگیره

    سلام.بنده پسری هستم ۲۳ساله  مدتی هست که ازدواج کردم مشکلی برایم پیش آمده این هست که خانمم رابطه اش زیادباپدرومادرم خوب نیست آدمی هست زودبه دل میگیره البته نه بی دلیل مثلا پدرومادرم حرف میزنند خانمم من هم ناراحت میشه به هرحال هرچندپدرومادرمن حرف بزنند یاخوب یابد خانمم نباید به بزرگترش  بی احترامی کنه بعدتازه به خانمم میگم بیابریم مشاوره میگه خودت برومشاوره پدرومادرت رو ببرمشاوره به من هم حرف میزنه خیلی نصیحتش میکنم اما فایده ای نداره من خودم هم ضعف دارم اما نهایت تلاشم راکردم ازلحاظ زندگی زناشویی وخرج ومخارج زندگی

    لطفا راهنمایی بفرمائیدباتشکر.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۵ فروردين ۹۷

    از وقتی رفته مسافرت رفتارش یجوری شده

    راستش چند ماهی میشه با یه نفر تو رابطه م  یه چن روزه از وقتی رفته مسافرت رفتارش یجوری شده حتی پیشنهاد داده از هم جدا شیم واقعا موندم چیکار کنم همش میگه نمیتونم از حال خودم بیزارم انقد بهش وابسته شدم که حتی فکر جدایش عذابم میده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷

    به خواهرم بگم که شوهرش با خانمی رابطه داره؟

    به خواهرم بگم که شوهرش با خانمی رابطه داره؟

    من و مادرم به صبوری کردن راهنماییشون میکنیم 'همسرشون ازدواج سوم ک از ازدواج دومشون ی دختر دارن و در حال حاضر از خواهرم ک دو بچه 'تو مسافرت متوجه شدم شوهر خواهرم با خط دیگه ای با خانمی در ارتباط هستن و حرفهای عاشقانه و محبت امیزی ک خواهر من در انتظارشون هست ولی دریغه با اون خانم میگن ' سوالم اینه اگر ب خواهرم این موضوع رو بگم یقینا قید این زندگی رو میزنن چون تحمل شنیدن این حرف رو ندارن و اگر خودم بگم مطمئنا شاید کات کنن بعد ی مدت برن سراغ کیس دیگه ای ' چون یک بار هم من متوجه شده بودم وقتی باهاشون صحبت کردم گفتن ک برای تفریح و شوخیه ولی اینبار نمیدونم چ کنم 

    لطفا کمکم کنید من قصد کمک دارم خدای ناکرده قصد بهم زدن زندگیشونو ندارم خوشی زندگیشون خوشی منه.

    به خواهرم بگم که شوهرش با خانمی رابطه داره؟

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۱۰ فروردين ۹۷