زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی 09337961073

YourName

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشاوره تلفنی با موبایل» ثبت شده است

شوهرم مشکل جنسی داره اصلا رابطه زناشویی با هم نداریم

سلام خسته نباشین شوهرم مشکل جنسی داره اصلا رابطه زناشویی باهم نداریم همیشه فرار میکنه لباس تحریک کننده هم بپوشم براش فرقی نداره نمیدونم چکار کنم از قرصها هم استفاده کرده

قرص های قوای جنسی هم استفاده کرده تاثیر نداره

بیزحمت راهنماییم کنین

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۶ مهر ۹۷

    شوهرم طلاق میخواد هرکاری میکنم متقاعد نمیشه

    مراجعه کننده:سلام.مدت پنج ماهه من و شوهرم باهم اختلاف داریم و خانه پدرم هستم شوهرم طلاق میخواد هر کاری میکنم متقاعد نمیشه چکارکنم؟


    مشاور: سلام، به نظر باید با شوهرتون صحبت کنید و مراحل طلاق رو از منظر روانشناسی طی کنید که ببینید آیا ادامه زندگی بهتره و امکان پذیره یا خیر، سپس بعد آن بر تصمیمی که گرفته میشه مصمم بمانیم، پس لازمه از یک مشاوره کمک بگیرید تا بصورت حضوری یا تلفنی یا آنلاین مشکل شمارو از ریشه بررسی کندمیتونید از ما هم کمک بگیرید و پکیج ۳ ساعته طلاق یا ادامه زندگی رو دریافت کنید.

    برای گرفتن مشاوره از اینجا وارد شوید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۳۱ فروردين ۹۷

    با نگاه اول ایشون تو دل من نرفت!

    باعرض سلام و احترام خدمت شما مشاور محترم،ببخشید،بنده به خواستگاری دختری رفتم،با نگاه اول متاسفانه ایشون تو دل من نرفت،البته ایشون سفید هستند و از نظر مادرم و زن داداشم خوب هستند...اما بعداز اینکه رفتیم باهم صحبت کردیم دیدم بد نیستند،البته بازم صد در صد نپسندیدم،نظر پدرم هم اینکه ایشون اون  زیبایی رو ندارن،البته بنده خودم سبزه هستم،اما از لحاظ ظاهری خوش قیافه هستم،ایشون از لحاظ ایمان و تقوا و موارد دیگه عالی هستند بخاطر همین بنده شک کردم،نمیدونم حالا چکار کنم...میشه لطفاً کمکم کنید


    مشاور:

    خب زیبایی یک معیار نسبی هست اگه واقعا اذیتتون میکنه میتونید صرف نظر کنید اما اگه بتونید مشاوره آنلاین و یا تلفنی از ما بگیرید تا دقیقتر موضوع روشن بشه

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۳۰ فروردين ۹۷

    برادرم بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم!

    من یه دخترم ۱۵ سالمه برادرم دوسال از من بزرگتره بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم گفتم من خواهرتم اما گفت بهم فشار میادمن امسال انتخاب رشته دارم اصلا از اون روز تاحالا حواسم جمع نمیشه واسه درس خوندن وارد اتاق شدم یهو پرید دیگه کاملا متوجه میشم این روزا که فیلم های ناجور نگا میکنه بعد چند ثانیه صدام زد رفتم تو اتاق این حرفو بهم زد همیشه سعی میکنم حواسم باشه چون تو مدرسه خیلی بهمون میگن بابام کارمنده مامانم خانه دار بلوز شلوار میپوشم کارمنده بانکه تو مدرسه معلما میگن تو خونه پوشش مناسب داشته باشین بابام مامانم داداش بزرگم که سربازه منوهمین داداشم حالت عصبی بهش دست میده سه سال پیش یه تصادف بد داشته بعد از اون اینجوری شده داداشم گفته نباید بگی اگه مامانم بفهمه بد میشه شما مامان منو نمیشناسیت خیلی رو اینچیزا حساسه وقتی داداشم بهم گفت بعدش گفت من همچین ادمی نیستم اما بهم فشار میاد باید چنتا از وسایل هاتم بهم بدی من واون زیاد پیش میاد ک تو خونه تنها باشیم خیلی بهم فشار میاد

    من پارسال با یه پسر دوست شدم خیلی بهش وابسته شدم با اینکه مجازی بود بعد از یه مدت گفت اکه میخوای باهات بمونم باید عمس روت پاتو بفرستی التماسش کردم اما کفت فقط همین که کفتم منم فرستادم فکر میکردم دیگه همه چی حله و باهام میمونه اما هی عکسای بیشتری میخواست سینا میتونه گوشیه منو حک کنه حک کردو عکسارو دیده بود عکس رون پام و بالا تنم با لباس زیر رفت به مامانم گفت اون موقع بدترین روزای عمرمو میگذروندم دلم میخاست بمیرم سینا رو من خیلی غیرتیه نمیدونم چیشد که اینو بهم گفت نذاشتن بابام بفهمه حالا اگه من برم به مامانم بگم میره به بابام میگه بابام منو میکشه سینا بهم کفت اگه فقط وسایلاتم بهم بدی کافیه گفتم نه گفت به کسی نگو چون هم من بدبخت میشم هم خودت

    چیکار کنم؟

    مشاور: اولا متاسفم بابت مشکلتون اما باید تماس بگیرید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

    شوهرم با مادرم رابطه جنسی دارد!

    مشکلی دارم که نمیتونم به هیچ کسی بگم توقلبم پنهانش کردم ولی دوست داشتم ازیک مشاورتخصصی کمک بگیرم

    شوهرم با مادرم رابطه جنسی دارد!

    من یک زندگیه عالی دارم دوتابچه دارم همه افسوس زندگیمومیخورن شوهرخوبی داشتم ولی بهم خیانت کرد خیلی خیلی شوهرم مومن هست تمام نمازهاشو تومسجدمیخونه اهل دروغ نبود ولی علاقه زیادی به مامانم داشت بدبختی من اینه که مامانم جوون وقشنگه

    توعقدبودم ماخونمون دوطبقه بودمنو شوهرم طبقه بالابودیم وقتی پنج شنبه هامیومد،یک شب دیدم ساعت 2نصف شب شدشوهرم نیومدبالا ،رفتم پایین دیدم بابام وداداشهام که خوابن رفتم تواتاق دیگه دیدم شوهرم ومامانم به هم چسبیدن دارن ،خیلی ناراحت شدم رفتم توحموم میخاستم رگمو بزنم که ترسیدم بعدشوهرم اومدبالاگفت اگه بخای فکربدکنی همین الان میرم خونمون منم کم سن وسال بودم گفتم نه ،دیگه ذهنم درگیرشد 

    اصلاازشوهرم توقع نداشتم ازبس باایمانه

    رابطه جنسی داشتن

    من خودم خیلی خوشگلم قدم بلنده ،ورزشکارم ازهرلحاظی عالی هستم نمیدونم چرامامانمومیخاد

    من متولده1366 شوهرم1360 مامانم 1350

    هرجاکه مامانم باشوهرم قبلابیرون میرفتن همه فکرمیکردن مامانم زن شوهرمه ازبس جوونه

    بالباس ازپشت ازپشت وایستاده بود

    قبلامانتویی بودم من قهرمان آسیا وکشور هستم ،وقتی اومدخواستگاری گفت دوست دارم چادری باشی ،خیلی باحجابم ونمازخون اون چادریه ولی مثل من باحجاب نیست

    یک شب مامانم خونمون شام اومدن ،شب هم خوابیدن هواگرم بودرفتیم بالای پشت بام که بخوابیدم یکهویی نصف شب بیدارشدم دیدم دوتاشون نیستن بدنم به لرزافتاد اومدم پایین در روبازکردم دیدم شوهرم درازکشیده بالباس بودمامانم بالای سرش نشسته بودگفتم این موقع شب اینجاچکارمیکنین الکی گفت شوهرت دل درد بوده اومدم بهش داروبدم

    سه باردیدم ،یک بارهم تلفنشونو گوش دادم ،من ،ولی همه میگن شبیه مامانم هستم خیلی دارم دیوانه میشم

    الان بهتون جریان و اتفاق توعید رومیگم

    توعیدرفتیم مسافرت خونه خالم ،مامانم توحیاط بود ازتوحیاط راه داشت به زیرزمینشون ،بعدشوهرمم رفت توحیاط یکهویی بلندشدم رفتم یواشکی حرفاشونو گوش کردم دیدم شوهرم به مامانم پیله شده بیابریم زیرزمین اونم میگفت زشته میبینن شوهرم گفت کسی نمیاد هم رفتن زیرزمین منم رفتم زیرزمین مامانم فهمیدسریع به شوهرم گفت داره میادپایین چیزی ندیدم فقط اخماموکردم توهم مامانم فهمیدناراحتم شوهرم رفت ته زیرزمین الکی صداشوبلندکردبه خالم گفت چه زیرزمین بزرگی دارین مثلامنو ندید دیگه ناهارنخوردم همه فهمیدن ناراحتم خالم گفت چکاری کشتیهات غرق شده ،به شوهرم چیزی نگفتم هی میگفت چراناراحتی هیچی نگفتم گفتم میریم توجاده فکری نشه منو بچه هاروبه کشتن نده دیرم میشد برسم خونه تااینکه رسیدیم خونه منتظربودم بچه هابخوابن به شوهرم گفتم بیاتواتاق کارت دارم یک قرآن هم بردم که قسم بخوره هم میخاستم بگم برای چی ازدستت ناراحتم گفت درمورد زیرزمین میخای بپرسی خیلی بدی که بخوای بهم تهمت بزنی بامامانت رفتیم زیرزمین روببینیم گفتم بایددست روقرآن بزنی که باورم بشه هرصحنه ای که تاحالاازشون دیدم بهش گفتم خودموزدم گریه کردم که میخاستم ازحال برم اونم گریه کردگفت به خدادست خودم نبوده میخاستم برم دکترکه چرااینقدرمیخاستم بامامانت باشم


    ازروزشنبه که اومدیم هی گریه میکنه دست روقرآن میزاره که دیگه هیچ رابطه ای باهاش نخواهم داشت ،مامانم صددرصدفهمیده علت ناراحتیمو،اون هرروزبهم زنگ میزدالان ازروزشنبه هنوزبهم زنگ نزده برعکس باشگام نزدیک خونشونه ازشنبه باشگام بازه شاگردام میان مجبورم برم بایدبچه هاروبزارم خونشون چون توباشگاه اذیت میکنن نمیزارن آموزش بدم حالاموندم چکارکنم


    دیشب پتو رو صورتم کشیدم شوهرم اومدم نازموبکشه پتو رو از روبکشه نزاشتم گفت میخام ببینمت گفتم ده سال بهم محبت نکردی الان مهربون شدی ولی ازروزی که دیدهمه چیزو میدونم همش برام گل میخره طلامیخره کارای خونه رومیکنه پیام داده که تومسجدقسم خوردم که بهترین زندگی روبرات بسازم ولی دیگه اززندگی بدم میادازهمه چیزمتنفرم هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه


    حالابگین بااین بدبختی چکارکنم؟

  • ۰ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

    از وقتی رفته مسافرت رفتارش یجوری شده

    راستش چند ماهی میشه با یه نفر تو رابطه م  یه چن روزه از وقتی رفته مسافرت رفتارش یجوری شده حتی پیشنهاد داده از هم جدا شیم واقعا موندم چیکار کنم همش میگه نمیتونم از حال خودم بیزارم انقد بهش وابسته شدم که حتی فکر جدایش عذابم میده

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم و بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم حتی برای خواستگاری بی میل شدم

    سلام خسته نباشین آقا هستم 27سالمه یکو نیم سال پیش نامزددار شدم دختر داییم بود 9سال ازم کوچیکتر اونا مشهد منم شهرستان و  ساعت از هم فاصله داشتیم خیلی خیلی عاشقش بودم همه میدونستن بعد عقد هر وقت میرفتم پیشش گل میخریدم هرچی میخاست با اینکه اوضاع مالیم خوب نیست شده با قرض تهیه میکردم طوری بودم ک حتی اقوام نزدیکش که همسن بودند حتی خواهرش حسودی میکردند بگذریم حدودا شیش ماه پیش گوشیشو نگا کردم خواب بود دیدم تو تل چت مخفی داره رمز زدم تا درست درومد و دیدم یک پسر پیام داده که عکسای اون روزی که اومدی خونمونو داشتم نگا میکردم و جالب بود و اینا اینم جواب داده بود عه حذف شده برام بفرست اینارو دیدم آتیش گرفتم یعنی عشق من بهم خیانت کرده مگه چی کم گذاشته بودم ویس های چنتا پسر دیگم که مخفی بود گوش میکردم کمی بیدار شد و با گریه ازم گرفتو همرو حذف کرد کلی دعوا شد بعدش با کلی دروغ سر هم کردن که با دوستام در خونه پسره رفتیمو فلان قانعم کرد اومدم شهرستان برای پسره به اسم خانومم پیام دادم ک عکسارو بفرست میخوام ببینمو اینا دیدم چنتا عکس فرستاد رو مبل بغل همن با لباس البته اونوقت دستش رو شد و به خاهش التماس افتاد رفتم مشهد خونوادش فهمیدند هیچی با خواهش التماس آرومم کردند وهنوزم دروغ میگفت و به مرور هی لو رفت فهمیدم چندبار پیشش تو خیابون رفته دور زدن دیگ مثل قبل دوستش نداشتم کاری نمیکردم هردومون عذاب میکشیدیم میخواستم خودکشی کنم خیلی سخت بود برام چون اشاره میکرد میرفتم مشهد من خونوادمو همه کسمو گذاشته بودم کنار بخاطر اون و اون بهم خیانت کرد چنبار تا مرز طلاق رفتیم تو دعواها حرمتی بینمون نبود باز بخاطر حرفای مادرش آروم میشدم خوب میشدیم ولی فکر کردن به گزشته عذابم میداد آخرش از هم جدا شدیم بعد طلاق اونا پشیمون شدند گفتن برگردیم من گفتم نه با خیانتی ک بهم شد دیگ نمیتونم دوسش داشته باشم و اینطوری هردومون اذیتیم من نمیخامش از خیانتش بگم ک یکی ازش خوشش اومده بیرون دیدتش و بهش پیام داده از طریق دوستاش ابراز عاشقی کرده اینم بجای اینک بهم بگه حرف زده و دوست شدن  اگ من از نظر روحی عاطفی براش کم میزاشتم ی چیزی ولی همه حتی خودش خودشو مقصر میدونستن  ببخشید طولانی شد


    ولی الان با اینک سه ماه از طلاق گذشته اوضاع روحیم خیلی خرابه بی میل شدم نسبت ب اینک بتونم کسیو دوست داشته باشم ب هیچکس اعتماد ندارم دختری ک فکرشم نمیکردم اینکارو کرد وای بحال بقیه از ی طرفی آمار خراب تمام دخترا مدرسه ای رو ک میبینم آتیش میگیرم همشون دوست پسر دارند منم تو متاهلی حتی نگاه نمیکردم کسیو ک ب زنم خیانت نشه خیلی وفادار بودم الانم دوس ندارم سمت چیزی برم چجوری اعتماد کنم ب دخترا همین امار خرابشون داغونم میکنه از ازدواج میترسم از اینک راجب گذشتشون بهم دروغ بگن من نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت بگذشته زنم باید ته توشو بدونم ک مثل خودم مورد بد اخلاقی نداشته باشه


    حتی یک بارم میخواستیم بریم خاستگاری مامانم رفتن من نمیدونم چیشد باهام ترسیدم بی میل شدم گفتم من نمیام ببینمش نمیدونم چمه کمک کنین.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    مراکز مشاوره حضوری و تلفنی در شیراز(مشاوره خانواده تلفنی رایگان در شیراز)

    مرکز مشاوره رایگان چمران شیراز در زمینه ی خانواده به شما مشاوره رایگان میده اما دقت کنید که مشاورین آنجا متخصص نیستند! لذا اگه رفتید اونجا و رایگان مشاوره گرفتید و نتیجه نگرفتید ناراحت نشید! چون اولا مشاوره رایگان بوده دوما آنها فقط کنجکاوند که مشکلات شما را بشنوند سپس جلسه مشاوره را تمام کنند.!

     اما خب مرکز مشاوره دانشگاه شیراز کمی بهتره، مرکز مشاوره دانشگاه شیراز هم آدرس آن ابتدای خیابان صورتگر هست، مرکز مشاوره راه زندگی هم که پلمب شد! (بدلیل باطل شدن پروانه و گذشتن وقت آن)

    البته مراکز مشاوره خوب در زمینه خانواده و ازدواج و تحصیلی و کنکور و این موارد در شیراز متعدد و محدود هستند اما به هرحال جای بیان آنها نیست.

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۶ فروردين ۹۷

    مشاوره مسائل و مشکلات خانوادگی رایگان تلفنی و آنلاین

    مشاوره مسائل و مشکلات خانوادگی بصورت رایگان در خدمت شما عزیزان
    دقت کنید مشاوره فقط در زمینه ی خانواده خودتان رایگانه در زمینه ی خانواده ی همسر و دیگران هزینه داره که هزینه هم زیاد نیست.

    اما منظور از مشکلات خانوادگی چیست؟
    منظور از مشکلات خانوادگی مشکل یا اختلال در روابط خانوادگی و کودکی و مشکلات دعوا و جروبحث های متواتر که سبب شده شخص افسردگی بگیره یا شخصیت دوقطبی بگیره یا داشته باشه
    برخی ها نیز در کودکی دچار آزار جنسی یا تجاوز جنسی بصورت کامل یا کمی کمتر در حد ترس از تجاوز بوده اندیا شاهد طلاق پدر و مادر خود بوده اند، یا شاهد از دست دادن عزیزی بوده اند و همینطور موارد شبیه و مانندی که حالا در حدت و شدت بالاتر یا پایینتر هست
    شما اگه موارد بالا برایتان پیش آمده اولا متاسفم دوما اگه میتونید بامن مشاوره تخصصی دریافت کنید تا حالتون رو کاملا خوب و بهتر کنم.

    شماره تماس و آیدی تلگرام برای مشاوره
    ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳
    ۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶
    آیدی تلگرام
  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۴ فروردين ۹۷

    عید نوروز و وعده یک تغییر مثبت از طرف شما

    ضمن عرض سلام و تبریک سال نو سال ۹۷، دوستان همیشه همراه عید لطفا حداقل وعده یک تغییر مثبت در قسمت نظرات پایین همین پست بفرمایید.
    مانند ترک اعتیاد، ترک عادت بد بصورت کلی، بخشش همدیگه ولو بخاطر مشکلاتی باشه که هرکسی توان بخشش آنرا نداشته باشه، تنظیم مسائل اعتقادی، ریشه کردن کردن حسادت، درست نکردن مشکل جدیدی در زندگی زناشویی، تمام کردن و تلاش در مسائل تحصیلی، برنامه ریزی جهت ورزش مداوم و اصولی، تلاش برای کسب درآمد مناسب و از راه اخلاقی، شکست دادن ناامیدی ها و هر مساله ی که بده و باید ترک بشه و هر مساله ای که خوبه و می بایست به آن خو بگیریم.
    با تشکر.
  • ۰ خوشم اومد
  • ۱۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶

    چه کنیم نوروز کوفتمان شود؟!!!

    چه کنیم نوروز کوفتمان شود؟!!!

    ۱. گنداخلاقی:

    پدر تمام روشهاست.از چندروز به عید شروع کنید و تا میتونید ضدحال بزنید. در لحظه تحویل سال و در ایام عید هم مثل برج زهرمار باشید!


    ۲. مقایسه گری:

    " چطور مهرداد هرچی خواست براش خریدین برای من نه؟"

    "همه میرن ترکیه، ما اومدیم .....آباد»!!

    "ماشین جدیدشونو دیدی؟!"


    ۳. بازی قهر:

     « مامان اگه عمه فاطی اینا اونجا باشن من نمیاما، گفته باشم»

     قهرهایتان را ادامه دهید و با کوچکترین بهانه‌ای قهرکنید. پس از قهر، روش شماره ۱ را استارت بزنید!


    ۴. خودخواهی:

    برنامه‌های مورد علاقه خودتان را به همه تحمیل کنید، فقط هم با طایفه خودتون رفت و آمد کنید!

    هرجاهم که مایل نبودید و رفتید گند اخلاق بشید!


    ۵. پرخوابی:

    تا ظهر بخوابید و بعد از بیدار شدن بگین الان دیره عصر میریم عیددیدنی. عصر هم یه چرت بزنید بذارید هوا تاریک شد برید. شب هم زود بلند شید بگید خوابم میاد!


    ۶. گوشی بازی:

    موقع حاضر شدن، توی آسانسور، پشت فرمان، موقع روبوسی، هنگام پذیرایی، موقع غذاخوردن، اگه هم وای فای نداشتن یا قفل سخت افزاری گذاشته بودن هی بگین پاشیم بریم خونه دیگه!


    ۷. سلفی:

    در سفر فرت و فرت سلفی بگیرین. بذارین اینستاگرام و دقت کنید که مخاطب خاصتون لایک میکنه یا نه. اگه نکرد دعوا راه بندازین. 


    ۸. وسواس:

    مراقب همه چیز باشین و با اطرافیان سرش دعوا کنید. اکثر جاها ننشینید، اکثر چیزارو نخورید، تو ماشین نذارید کسی تخمه بشکنه، با کسی هم روبوسی نکنید!


    ۹. بازی من بدبختم:

    به خرید دیگران زیاد دقت کنید تا یادتون نره شما بدبختید و مجبور شدین جنسای بدردنخور بخرید. همش هم از بدبختیاتون بنالید! 


    ۱۰. رفت و آمد با متلک گوها:

    حتما خونشون برید تا به ازدواج نکردنتون گیر بدن، اگرم ازدواج کردین خودش بلده چطور حالتونو بگیره!


     گند زدن به سیزده‌ به‌ در مهمترین قسمت کاره.

    یه وقت یادتون نره!!

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶