زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی با موبایل و تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی،طلاق،فردی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشاوره ازدواج تلفنی» ثبت شده است

دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته چطور بهش بفهمونم

مراجع:دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته,  نمیدونم چطور بهش بفهمونم که سن ۱۸ برای ازدواج خوب نیست.


مشاور:

شما باید بیشتر بهش بفهمونید و توضیح منطقی بدید که باتلاق عاطفی چیست؟ یعنی هرچه منطق صحبت شما قوی تر باشه بیشتر و بهتر تاثیر میگذارید، درضمن چ کسی گفته سن ۱۸ سالگی برای ازدواج خوب نیست؟ ملاک ازدواج سن روانی شخص هست نه شناسنامه ای، اگه مشاوره آنلاین در تلگرام یا تلفنی خواستید با ما در تماس باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

    من نامزدم میخواد رابطه از جلو داشته باشیم ولی من قبول نمیکنم

    من نامزدم میخاد رابطه از جلو داشته باشیم ولی من قبول نمیکنم. نامزدم خیلی اصرار داره که حتما سکس از جلو داشته باشیم، بعد ایشون آلت شون خیلی بزرگه و میگه که من نمیتونم از پشت تحمل کنم، اصرار داره از جلو سکس کنیم و منم نمیخام پرده م برداشته بشه، اصرارش بخاطر شدت نیازش، خیلی نیاز داره، آلت ش هم از طبیعی هم گذشته


    من حالا سوالم اینه میشه کاری کرد تا نیازش کمتر بشه حداقل برا ۲ ماه؟؟؟


    خیلی عذاب میکشه بخاطر بزرگ بودنش، قبلاً اسپری میزد ولی حالا چن ماموریت هست نمیتونه، بخاطر اینم آلتش به حالت قبل برگشته و بزرگه اذیتش میکنه

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۱ فروردين ۹۷

    در مورد مسئله ای در رابطه با برادرم میخواهم از شما کمک بگیرم(برادر معتاد و پرخاشگر و ازدواج)

    با سلام و احترام

    در مورد مسئله ای در رابطه با برادرم می خواهم از شما کمک بگیرم متاسفانه چون خودم الان خارج از کشور هستم و شش ماه دیگر برمیگردم نمیتوانم مستقیما درگیر این موضوع بشم و پیشاپیش عذر خواهی می کنم که لازم به استفاده از کلماتی هستم که باید نقل قول بشه.

    برادر من 27 ساله و یک سال از من کوچکتر است اما به خاطر یک اتفاق که از یه بلندی افتاد مادرم خیلی ایشان رو به خودشان وابسته کردن و پدرم هم که یک کارگر ساده ای بود خیلی تاثیر گذار بر ایشان نبود و در واقع الان ایشان در جمع خجالتی و در خانه اگر در مورد موضوعی راهنمایی میشن رفتار پرخاشگرانه دارند و در واقع اصلا در حد یک آدم 27 ساله رفتار نمیکنند حتی در جمع سلام و احوال پرسی درست و حسابی انجام نمی دهند و یک جورایی در هیچ مرحله از زندگیشان جدی گرفته نشدند. 

    ایشان تا دیپلم درس خوندن و بعد از اون چند تا محل در عسلویه کار کردند که متاسفانه به دلیل شرایط سخت کاری که ایشان از عهده آن برنیامدند و رفتار پرخاشگرانه که گاهی حتی در شرایط کاری از خودشان نشان دادند به شهر خودمان برگشتند که باعث شد که مادرم از ایشان ناامید شوند و ایشان را با اینکه پسر بزرگی هستند اجبار کردند که در شهرداری به عنوان رفتگر با واسطه های مشغول کار کردند که من و خواهرم اصلا از این موضوع راضی نبودیم و ما هم که دانشگاه بودیم و کنارشان نبودیم نمیتوانستیم کمک کنیم ولی ایشان بیان می کنند ایشان عرضه کار کردن ندارند و همین جا هم دوام نمیارند و بهتر از این است که با دوستان ناباب باشند و معتاد شوند و حتی در چند ماهی که کار کرده بود و مقداری پول داشت با ساده دلی یکی از اقواممان با کلک از ایشان گرفتند بدون اینکه ما بفهمیم چون هیچ موضوعی را از ترس سرکوب شدن از طرف ما به خصوص مادرم در خانواده مطرح نمی کنند و بسیار آدمی هستند که پولشان را خرج می کنند و اصلا به فکر آینده نیستند و اینجور بگم که هم راحت گول میخورن هم آدم راحت طلبی شدند به خاطر اینکه مادرم در مواقعی خیلی ایشان را لوس و از طرفی وقتی رفتارهای نامناسب داشتند ایشان را تخریب کردند.  

    الان که من ازدواج کردم و همسرم که از فامیل هستند میخواهیم این شرایط را تغییر بدهیم به خصوص که الان مسله تازه این هست که مادرم که تاثیر زیادی بر ایشان می گذرند و البته خودشان هم قصد ازدواج دارند و در این میان به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه و عدم اجتماعی بودن، وابستگی شدید به مادرم من مخالف سرسخت ازدواج هستم که به خصوص مادرم هم دنبال مواردی هستند که دختری ساده و روستایی باشد که مثلا با رفتار ایشان کنار بیایید و در این میان به دلیل مخالفت من با مواردی که مادرم بیان می کنند رفتارهای پرخاشگرانه رو مخصوصا به من نشان می دهند.

    اما در این میان من و همسرم میخواهیم به ایشان کمک کنیم که بتوانند بهتر تصمیم بگیرند و با یک آمادگی بهتر برای ازدواج آماده شوند که این مسله حادتر نشود بلاخره با ازدواج مطمنا شرایط ایشان بهتر نمی شود و این مسائل همچنان باقی می مانند و من نمیخواهم کس دیگه ای که وارد زندگی ایشان شوند به خاطر این رفتارها اذیت شوند.

    موضوع که ما واقعا میخواهیم بدانیم اینکه با آدمی که که قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارد و تحت تاثیر مادرم رفتارهای عجولانه میگرند و در حقیقت یک جوری از طرف مادرم همیشه این حرف بهشان القا شده که تو از عهده هیچ کاری بر نمیایی چه طور برخورد کرد؟ و چه طور مادرم رو راضی کرد که اجازه دهد ما دخالت لازم را بکنیم چون ایشان هم از نظر خودشان خیلی تلاش کردند با مهربانی، با پول دادن و ندادن، با فشار و اجبار به هیچ نتیجه ای نرسیدند و به ایشان هم القا می کنند که هیچ کس به فکرش نیست و هر کس به خوذش هست و یک جورایی به مادرم اعتماد دارد چه طور باید رفتار کرد؟

    خواهشمندم راهنمایی لازم را بفرمایید از لطف شما بی نهایت سپاسگذارم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم و بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم حتی برای خواستگاری بی میل شدم

    سلام خسته نباشین آقا هستم 27سالمه یکو نیم سال پیش نامزددار شدم دختر داییم بود 9سال ازم کوچیکتر اونا مشهد منم شهرستان و  ساعت از هم فاصله داشتیم خیلی خیلی عاشقش بودم همه میدونستن بعد عقد هر وقت میرفتم پیشش گل میخریدم هرچی میخاست با اینکه اوضاع مالیم خوب نیست شده با قرض تهیه میکردم طوری بودم ک حتی اقوام نزدیکش که همسن بودند حتی خواهرش حسودی میکردند بگذریم حدودا شیش ماه پیش گوشیشو نگا کردم خواب بود دیدم تو تل چت مخفی داره رمز زدم تا درست درومد و دیدم یک پسر پیام داده که عکسای اون روزی که اومدی خونمونو داشتم نگا میکردم و جالب بود و اینا اینم جواب داده بود عه حذف شده برام بفرست اینارو دیدم آتیش گرفتم یعنی عشق من بهم خیانت کرده مگه چی کم گذاشته بودم ویس های چنتا پسر دیگم که مخفی بود گوش میکردم کمی بیدار شد و با گریه ازم گرفتو همرو حذف کرد کلی دعوا شد بعدش با کلی دروغ سر هم کردن که با دوستام در خونه پسره رفتیمو فلان قانعم کرد اومدم شهرستان برای پسره به اسم خانومم پیام دادم ک عکسارو بفرست میخوام ببینمو اینا دیدم چنتا عکس فرستاد رو مبل بغل همن با لباس البته اونوقت دستش رو شد و به خاهش التماس افتاد رفتم مشهد خونوادش فهمیدند هیچی با خواهش التماس آرومم کردند وهنوزم دروغ میگفت و به مرور هی لو رفت فهمیدم چندبار پیشش تو خیابون رفته دور زدن دیگ مثل قبل دوستش نداشتم کاری نمیکردم هردومون عذاب میکشیدیم میخواستم خودکشی کنم خیلی سخت بود برام چون اشاره میکرد میرفتم مشهد من خونوادمو همه کسمو گذاشته بودم کنار بخاطر اون و اون بهم خیانت کرد چنبار تا مرز طلاق رفتیم تو دعواها حرمتی بینمون نبود باز بخاطر حرفای مادرش آروم میشدم خوب میشدیم ولی فکر کردن به گزشته عذابم میداد آخرش از هم جدا شدیم بعد طلاق اونا پشیمون شدند گفتن برگردیم من گفتم نه با خیانتی ک بهم شد دیگ نمیتونم دوسش داشته باشم و اینطوری هردومون اذیتیم من نمیخامش از خیانتش بگم ک یکی ازش خوشش اومده بیرون دیدتش و بهش پیام داده از طریق دوستاش ابراز عاشقی کرده اینم بجای اینک بهم بگه حرف زده و دوست شدن  اگ من از نظر روحی عاطفی براش کم میزاشتم ی چیزی ولی همه حتی خودش خودشو مقصر میدونستن  ببخشید طولانی شد


    ولی الان با اینک سه ماه از طلاق گذشته اوضاع روحیم خیلی خرابه بی میل شدم نسبت ب اینک بتونم کسیو دوست داشته باشم ب هیچکس اعتماد ندارم دختری ک فکرشم نمیکردم اینکارو کرد وای بحال بقیه از ی طرفی آمار خراب تمام دخترا مدرسه ای رو ک میبینم آتیش میگیرم همشون دوست پسر دارند منم تو متاهلی حتی نگاه نمیکردم کسیو ک ب زنم خیانت نشه خیلی وفادار بودم الانم دوس ندارم سمت چیزی برم چجوری اعتماد کنم ب دخترا همین امار خرابشون داغونم میکنه از ازدواج میترسم از اینک راجب گذشتشون بهم دروغ بگن من نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت بگذشته زنم باید ته توشو بدونم ک مثل خودم مورد بد اخلاقی نداشته باشه


    حتی یک بارم میخواستیم بریم خاستگاری مامانم رفتن من نمیدونم چیشد باهام ترسیدم بی میل شدم گفتم من نمیام ببینمش نمیدونم چمه کمک کنین.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    نزدیکی کردن در وان آب داغ و زیر دوش آب داغ و حامله نشدن!

    آیا اگر در وان آب داغ و یا در زیر دوش آب داغ نزدیکی کنیم، به‎ دلیل گرمای آب اسپرم‎ها کشته می‎شوند و احتمال حاملگی وجود ندارد؟


    پاسخ:

    خیر، نزدیکی کردن در وان حمام، زیر دوش، در استخر، هم می‎تواند منجر به حاملگی شود و هم انتقال یافتن امراض مقاربتی.دستگاه تناسلیِ خارجیِ مردان از یک آلت و کیسه‎ی بیضه‎ها ( حاوی دو بیضه) تشکیل شده است . کار کیسه مذکور این است که بیضه‎ها را در دمایی برابر با ۵ درجه خنک‎ تر از دمای بدن نگاه ‎دارد. عمل اسپرم‎سازی نسبت به تغییرات دما بسیار حساس است. در هوای گرم ماهچه‎ های کیسه‎ی بیضه‎ها شل می‎شود و در نتیجه بیضه‎ها از بدن دورتر می‎شوند و حرارت آن‎ها پایین‎تر می‎آید. برعکس در هوای سرد، این ماهیچه‎ها منقبض می‎شوند و بیضه‎ها اختلاف ۵ درجه‎ای خود را حفظ می‎کنند. البته نشستن در آب داغ در عملِ معمول اسپرم‎سازی اختلال ایجاد می‎کند اما برای جلوگیری از بارداری کافی نیست. برای مردانی که دچار اختلالات باروری هستند توصیه می‎شود که از نشستن در آب داغ، گرفتن سونا و اعمال مشابه خودداری کنند. بطور کلی توصیه می‎شود برای اطمینان بیشتر همیشه از کاندوم استفاده نماییدحتی در وان!

    مطالب مرتبط:

    شوهرم هرشب رابطه جنسی انجام میده و تا دوساعت هم طول میکشه!

    نامزدم منو از پشت میکنه

    شوهرم منو نمیکنه چیکارکنم؟

    شوهرم میگه من هیچ حسی بهت نداشتم و ندارم

    شوهرم هرشب رابطه میخواد

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶

    خوش آمدن دانشجو از استاد مجرد بخاطر توجه کردن و تایید حرفای دانشجو

    من دانشجو هستم ویه استاد مجرد داشتیم سرکلاس وهمیشه خیلی به من توجه کرد وهمیشه حرفاموتایید میکرد ویه جورایی ابراز علاقه بود،من دخترسنگینی هستم احساس میکنم ازم میترسه چیزی بگه ،من خیلی خوشم ازش میاد خواهش میکنم کمک کنید چکارکنم؟؟


    مشاور: بسیار واضحه که انسان از چندین نفر میتونه خوشش بیاد اما به این دلیل نیست که شمارو دوست داره شما که سرسنگین هستید پس کاری نکنید که رابطه احساسی شکل بگیره ، مراقب باشید.

    بسیار زیاد در مشاوره ها داشتم که دانشجو بخاطر اینکه استادش حرفاشو خوب گوش میداده و تایید میکرده از استاده خوشش اومده و حتی دوستش داشته اما متاسفانه استاده ( همه ی اساتید اینگونه نیستند قابل توجه اساتید دانشگاهی که این سوالات رو میخونند) شیادی بیش نبوده و بسیارند لذا حواس و احساس خود را بی هدف و بی برنامه بیان نکنید که پشیمانی ببار میره.

    مشاوره تلفنی و آنلاین بصورت تمام وقت در خدمت شما.


    مطلب مرتبط :

    توهم های یک دختر دانشجو!

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶

    متوجه شدم شوهرم داره بهم خیانت میکنه

    سلام خسته نباشین، خانمی هستم 25ساله وشوهرم 30ساله 6ساله ازدواج کردیم یه فرزند 3ساله داریم، حدود یکی دو ساله که متوجه شدم شوهرم داره بهم خیانت میکنه اما اصلا به روش نمیاوردم تاچندماهه پیش یه اتفاقاتی افتاد که  بهش گفتم واونم انکار کرد چنین چیزی نیست، وحدود دوماه پیش از تو گوشیش یه پیامی خوندم که یکی از دوستاش داده بود امشب هم میری خونه خانم کوچیک ،وقتی این پیامو خوندم نتونستم خودمو کنترل کنم وباهاش بحثم شد واون بازم انکار کردوگفت دوستم داشت باهام شوخی میکرد فهمیدم وقتی من به مسافرت رفتم شوهرم میرفت جای دیگه اما خودش بهم گفته بود که شبا خونه نمیومد وتو محل کارش میخوابید تااینکه اون پیامو دیدم مطمئن شدم با کسی دیگست، حتی سعی نکرد باهام درموردش صحبت کنه فقط یک کلام گفت دوستم داشت شوخی میکرد،وحتی رابطه جنسی مون هم خیلی دیربه دیره یعنی دوماه یکبار سه ماه یکباره،وقتی هم بهش میگم میگه خسته ام ومیخوابه منم خیلی به این رابطه نیاز دارم حتی به خودش هم گفتم که همه چیزو میتونم تحمل کنم بجز این یکی رو نمیتونم تحمل کنم وعصبی میشم اما اهمیت نمیده الانم یک ماهه رابطه نداشتیم وخیییلی اعصابم بهم ریخته جوری که هرروز بچمو دعوا میکنم وعقدمو رو اون خالی میکنم، نمیدونم چیکارکنم لطفا راهنماییم کنین


    الان یه مدته شباکه از سرکار میاد اصلا باهم حرف نمیزنیم شاید دو سه کلمه فقط، احساس میکنم ازم متنفره از طرز نگاه کردنش به من و حرف زدنش میفهمم واین خیییلی منو آزار میده وبیشتر عصبیم میکنه حتی این باعث شده که من هرروزبچمو دعوا کنم وکتک بزنم وجوری بچمو دعوا میکنم ومیزنمش که احساس میکنم اون لحظه تو حال خودم نیستم  وبعداز دو دقیقه آروم میشم، احساس میکنم دارم دیونه میشم، خیییلی عذاب میکشم نمیدونم چیکارکنم تا آروم بشم

  • ۰ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۲۶ اسفند ۹۶

    خواستگار مذهبی دارم که میگن من همسری میخوام که مقید به اخلاقیات باشند

    سلام روز بخیر جهت مشاوره مزاحمتون شدم خواستگاری دارم که از لحاظ مذهبی با هم تا حد زیادی شباهتهایی داریم

    در بحث محرم و نامحرم و روابط قبل ازدواج مشکلی نیست

    ایشون نمازم میخونن و اهل پرداخت خمس و زکاتم هستند و رو بحث غیبتم خیلی حساسن و از بنده هم همینو خواستند که به هیچ عنوان سمت این موضوع نرم و خب قبل از اینکه ایشونم بگن من این مسئله رو تا حد زیادی رعایت میکردم.


    موضوعی که پیش اومده اینه ایشون میگن من همسری میخوام کهـ مقید به اخلاقیات باشند یعنی اینکه اگرم خواستن کسی رو قانع کنن راجع به بحث دینی اول از راه اخلاق وارد قضیه بشن

    و میگن که مثلا به امام حسین علاقه دارند ولی علاقه ای ندارن کربلا برن چون  میگن خیلی براشون سنگینــ تموم میشه اگه کربلا بره و رو اخلاقش اثر مثبت  نزاره

    و به منـ میگن اگر شما دوست داری بری کربلا برو ولی اگر من بیام به عنوان شخصی میام که میخواد مواظب ناموسش باشه.

    ولی میگن مشهد رو میان و براشون مسئله ای نیست

    میخواستم بدونمـ ایا ممکنه من و ایشون بعدها سر این موضوع در زمینه عقاید دینی به مشکل بخوریم؟؟؟

  • ۳ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۲۲ اسفند ۹۶

    شوهرم خیلی منو میکنه

    مراجع : سلام شوهرم خیلی منو میکنه و اصلا درکم نمیکنه! این رابطه ی جنسی ماست که منو خیلی اذیت میکنه هربار درخواست رابطه میکنم اون منو اجابت نمیکنه! و هربار که ایشون درخواست میکنه که خیلی هم زیاده من مجبورم قبول کنم چون عصبیه کتکم میزنه اما خیلی زیاد منو اذیت میکنه چون درخواست رابطه ی جنسیش توی روز زیاده انگار اصلا ارضا نمیشه!
    شوهرم هر شبانه روز چندبار رابطه میخواد من نی نی میخام بچه میخام تو سایت راهنمایی کنید چون شوهرم همیشه از پشت منو میکنه! البته برخی مواقع اصلا منو نمیخاد! شوهرم شب عروسی هم همینطور بود شوهرم در کل منو زیاد لیس میزنه و بعدش رابطه ی وحشی داره من خیلی بدم میاد البته برخی مواقع که اعصابش خوبه منو خوب میکنه!
    درضمن من 34 شوهرم 29سالشه...

    جستجو های مرتبط :
    شوهرم بهم خیانت میکنه چیکار کنم؟                                           》
    شوهرم علاقه داره منی شو بخورم                                               》
    احساس میکنم شوهرم باهام سرد شده                                         》
    همسرم مشکل نعوظ و بی میلی جنسی داره                                  》
    بلند شدن دوباره آلت مردان بعد رابطه جنسی                                》
    مردان عاشق رنگ سفید یا تیره(سبزه) هستن؟                               》
    همسرم به خانوم برادرش علاقه داره !                                          》
    چطوری بفهمم شوهرم دوستم داره؟                                             》
    چکار کنم شوهرم به حرفم باشه؟                                                 》
    شوهرم فقط به حرف مادرش گوش میده                                      》
    همسرم خیلی خودخواهه                                                             》
    شوهرم میگه هیچ حسی بهت نداشتم و ندارم                                》
    پسر ۹ ساله ام مارو در حال رابطه دید                                           》
    شوهرم هر شب رابطه میخواد                                                      》
    پسرم خیلی بهم میچسبه و بوسم میکنه                                        》
    داداشم منو موقع حمام کردن دید                                                 》
    چکار کنم شوهرم دوستم داشته باشه؟                                          》
    چطوری بفهمم شوهرم دوستم داره؟                                             》
    چیکار کنم شوهرم بهم(به حرفام) توجه کنه؟                                 》
    همسرم اصلا برای نزدیکی میلی نداره                                           》
    شوهرم میگه با دیدن بدنت ازت متنفر شدم                                   》
    چگونه عشقمان را به رابطه برگدانیم؟                                           》
    شوهرم خیلی وسواس داره چیکار کنم؟                                        》
    شوهرم خیلی زود ارضا میشه چیکار کنم؟                                     》
    نامزدم منو از پشت میکنه!                                                          》
    نامزدم رابطه جنسی میخواد چیکار کنم؟                                      》
    با شوهر فوق العاده گرمم چیکار کنم؟                                           》
    شوهرم با دوست دخترش رابطه داره                                            》
    شوهرم با اینکه خیلی گرمه منو نمیخواد!                                      》
    شوهرم تاحالا بهم نگفته دوست دارم!                                            》
    شوهرم خیلی منو اذیت میکنه                                                      》
    شوهرم منو نمیکنه چیکار کنم؟                                                     》
    از شوهرم بدم اومده و میاد                                                         》
    شوهرم همه چیزو به مادرش میگه                                                》
  • ۲ پسندیدم
  • ۱۱۹ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶