سلام من خانمی ۳۱سال و همسرم ۴۱سال دو فرزند داریم.همسرم بددهن و عصبی است و یکی از مشاورین احتمال سادیسم شوهرم را داده و حتما باید درمان شوند ولی کوتاهی میکند. مشکل اصلی من این است که در جمع و مهمانی توهین و بدرفتاری میکند و من بسیار اذیت میشوم و تا مدت ها گریه میکنم. البته رفتارهای زشت و فحش و داد و توهین و تهمت به عزیزانم در خانه همیشگی است اما به خاطر مشکلات طلاق و پسرهایم نسبت به حرف هایش بی توجهی میکنم. در بارداری هایم بسیار گریه کردم و افسردگی گرفتم و آینده ای روشن با این مرد نمی بینم لطفا راهنمایی کنید سپاسگزارم


پاسخ:

سلام دوست عزیز ابتدا باید عرض کنم که یک تفکیکی باید بین سادیسم و مازوخیسم قائل شد که آیا دقیقا شوهر شما کدایم یک از این موارد را دارند؟

خب من یه تعریفی میکنم از سادیسم ؛ به این معناست که فرد میخواهد دیگران رو آزار بده چه به صورت روانی ، جنسی ، جسمی یا ترکیبی از هر کدام یک از این حالت ها بگونه ای که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش ، در فرد آزار رسان بشه ، تحقیر و تمسخر، اهانت ، کتک زدن ، زخمی کردن بخصوص در حضور دیگران که مقداری در شوهر شما هست ، البته برخی مواقع حتی کشتن هم از جمله اعمالی هست که باعث آرامش روانی و لذت و خوشی در فرد و بیمار سادیسمی میشه

۳ نوع سادیسم البته وجود داره که البته میشه هر ۳ نوعش در یک شخص همزمان باشه و مفصله و من خلاصه عرض میکنم ؛

سادیسم ذهنی : حالتی که شخص بجای اینکه به دیگران آزار برسونه صحنه های اعمال سادیسمی را در ذهن خود مجسم میکنه و از آنها کسب لذت میکنه

حالت دوم سادیسم سمبلیک( یا کلامی) هست : در این حالت شخص بجای وارد کردن زجر و شکنجه بدنی به دیگران کوشش میکنه با توهین و تحقیر و پایمال کردن شخصیت افراد برای خود یک حالت ارضای روانی ایجاد کند.


حالت سوم هم سادیسم بدنی: این افراد کسب لذت و خشنودی رو در تحمیل آزار بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای شریک جنسی خود می بینند.

نکته: برخی مواقع حتی تا مرحله کشتن و از بین بردن طرف مقابلشون ادامه میدن لذا باید درمان بشن..

این افراد غالبا همسر خودشون را با زنجیر شلاق تجهیزات پلاستیکی و چرمی مورد شتم و شنکجه قرار داده و احساس لذت میکنند  و اگر طرف مقابل که همسر این افراد هستند تقریبا شخصیت سالم و یا نرمال داشته باشه(چون ما در روانشناسی ۳ تیپ شخصیتی داریم بیمار نرمال و سالم ) به احتمال زیاد ترک چنین رابطه ای میکند و طلاق میگیره


اما یک نکته دیگر بسیار مهم: اگر طرف مقابل و همسر دچار اختلال سادیسمی فردی با احتمال مازوخیسمی باشه این دو مانند قفل و کلیدی میشن که برای هم ساخته شدند!


انحراف مازوخیسم یا اسم دیگش شهوت خودآزاری دقیقا نقطه مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دگر آزاری هست،یعنی به کلام کوتاه عرض کنم سادیسم یعنی دگر آزاری و مازوخیسم یعنی خودآزاری

یک فرد سادیستیک از آزار و اذیت دیگران لذت میبرد اما یک فرد مازوخیسم از آزار جنسی که خودش میبره لذت جنسی میبره

اینگونه انسانها دوست دارند چه از طرف خود چه دیگران آزار ببینند

لذت بردن این انسانها جز با زجر و شکنجه حاصل نمیشه!

مازوخیسم روانی ، احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیکی اقسام مازوخیسم هستن.

مازوخیسم روانی جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی طلبند! و جالب اینه که زخم زبان و اهانت و .. انها رو به اوج لذت میرسانند.

مازوخیسم روانی تا زمانی که از شخصی دشنام و تحقیر و ناسرا نشنیده اند ناراحت و ناآرام هستن!

البته این گونه بیماران در حین رابطه جنسی میلی به تحمل آزار جنسی ندارند بلکه فقط از شنیدن الفاظ رکیک لذت میبرند

برخی دیگر از مازوخیسمی ها مازوخیسم احساساتی که معمولا کم رو هستن از آشکار شدن انحراف خودشون هراس دارند و درنتیجه به درون خود پناه میبرن ، این افراد تلاش میکنند که با تماشای صحنه های مازوخیسم از راه فکر و خیال تمایلات غیر عادی خود را ارضا کنند .

اما مازوخیسم فیزیولوژیکی که حاد ترین وجه آن هست حالتی هست که انسان رو وامیداره تا احساس درد و رنج لذت ببره و بدن خود را با اشتیاق در معرض درد و زجر قرار بده 

برای این شخص درد مفهومش از دست رفته و حتی لذت و شور و شعف جاشو میگیره ، مبتلایان به این دسته این بیماری از شکنجه ، پاره شدن پوست و گوشت خودشون و یا سوخته شدن پوست بدنشون لذت میبرن

 و چنانچه درمانی براش پیدا نکنند اخر کار خودشون رو هلاک میکنند و می کشند!

حالا اگه این دو ( سادیسپ و مازوخیسم ) رو ترکیب کنیم اصطلاح سادومازوخیسم شکل میگیره 

و به این صورت میشه که فرد از تحقیر شدن و درد کشیدن و یا ایجاد درد و تحقیر در دیگران هردو لذت میبرند که معمولا در فعالیت های سکسی و جنسی اتفاق میفته

توی برخی کشور ها از جمله آمریکا و اروپا فروشگاه های مخصوصی برای کسانی که روابط سادومازوخیسمی دارند وجود داره که توی برخی فیلم های خارجی هم میشه اینها رو متوجه شد

البته حتی مطبوعاتی هم هستن که دعوت به همکاری از فعالیت های سادومازوخیسمی چاپ میکنند!

اما راجب علل و سبب ایجاد این ببیماری ها چند نظر هست که نمیشه حتمی علت اصلیش رو بیان کرد و مشاور و روانشناس باید احتمالا رو بررسی کنه تا بالاخره درمان بشه

اما یک علت اصلی آن برای نمونه عرض میکنم که افرادی که مورد خشونت جنسی و یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند ؛ و یا شاهد صحنه هایی از این قبیل بوده اند حس انتقام جویی در انها منجر به آن میشه که به رابطه ی جنسی خشن تمایل پیدا کنند ، اما این به این معنا نیست که لزوما افرادی که این بیماری رو دارند حتما مورد تجاوز قرار گرفته اند و  برای تشخیص درست و دقیق باید با مشاور متخصص بررسی بشه

اما راجب یکی از علل مازوخیسم هم به این برمیگرده به تجربیات تلخ کودکی و نفرت و خشم سرکوب شده خود ، و این خشونت و خشم سرکوب شده هم سبب میشه تا شخص با آسیب رساندن به خود احساس آرامش کنه و درواقع از خود انتقام بگیره 

در مردان درصد مبتلایان به سادیسم بیشتر و در خانمها درصد مبتلایان به مازوخیسم بیشتر از آقایان هست.



اما درباره درمان این اختلال همانند علتهای آن که حتمی نیستند درمان قطعی وجود ندارد و خب برخی از رواندرمانگراها مانند رواندمانی بینش مدار یا رواندرمانی تحلیلی کمی کمی درمان رو انجام میده و البته با مدتی کار این هم صورت میگیره و درواقع بر روی برخی ها بی تاثیر هست !

اما من نظرم این هست که با روانکاو خوب میشه این رو درمان کرد

خب هر انسانی در طول زندگی خود هم رفتاهای سادیسمی و مازوخیسمی انجام میده و فقط کم و کیف آن متفاوته

نکته جالب اینکه از بد تولد و کودکی این ریشه داره یعنی کودکی که به پشه ای آزار میرسونه یا به گربه ای سنگ پرتاپ میکنه یا شوهری که همسر خودش رو در حضور دیگران شماتت و تحقیر میکنه پدری که فرزندش رو در جمع سرزنش میکنه ، رئیسی که از آزار و اذیت کارمندان زیر دست خود لذت میبره ، معلمی که به تحقیر شدید و ناچیز دیدن کار و تلاش دانش آموزان خود داره ، آدم معتادی که با اینکه از مضرات مواد مخدر باز به استفاده مدام آن مبادرت میورزه از جمله رفتار های سادیسمی و مازوخیسمی هستند ، این رفتارها در برخی افراد به مرور زمان کاهش یافته و برخی ثابت میمونه و برخی رشد میکنه و ادامه پیدا میکنه و به اختلال تبدیل میشه

برای کمک در درمان هم میتونید از مشاوره تخصصی با من کمکی بگیرید .

موفق باشید.