من ۱۵ سالمه،مامان بابام ۴ سال پیش طلاق گرفتن،و من و خواهرم ۴سال با نامادری زندگی کردیم(نامادریم حسابدار شرکت بابامه!)،خواهرم۸ سالشه و یکسری از اخلاقاش خیلی بده،در حدی که واقعا آدم دیوونه میشه!

نامادری‌مون تقریبا ۱ ماه پیش یهو از خونه رفت و دیگه برنگشت خونه!

الان هم منو پدرم و خواهرم زندگی میکنیم!

این وسط من دوتا مشکل اساسی دارم:

1.قبل از اینکه نامادریم از خونه بره،به من گفته بود که خواهد رفت و میگفت (یه بلایی به سره بابات بیارم...!چون حساباش دست منه،تا حق نگه داشتن علی(برادره ناتنیم) رو به من نده،حساباشو بهش نمیدم)! اواخر از دست خواهرمو بابام عصبی شده بود؛به من اعتماد داشت که گفت، چون من همیشه راز دار بودم،ولی چندروز بعد از رفتنش از من خواست از شناسنامه‌ی بابام عکس بگیرم تا به وکیلش بده ،ولی اینکار رو نتونستم انجام بدم چون احساس میکردم خیانت میکنم در حق پدرم!

خلاصه چندوقت پیش از بابام شنیدم که اون خانوم به بابام گفته:(بچه‌هات تو رو به خاطره پولت میخوان) و من میدونم چون کاری که ازم خواسته رو انجام ندادم و کارش نصفه مونده،میخواد ذهن بابام رو با این حرفاش مشغول کنه...! الان میترسم بخواد برای بابام مشکلی ایجاد کنه،چون اخلاقاش فرق کرده و‌ با بابام خیلی صمیمی شده!

موندم که الان به بابام این موضوع رو بگم یا نه!


۲.خواهر۸ سالم،همونطور که گفتم خیلی اذیت میکنه،منم از ۱۱ سالگی دارم نگهش میدارم! ولی واقعا کاسه‌ی صبرم تموم شده،خیلی حاضر جواب،بی‌ادب،به بزرگترش اصلا احترام نمیزاره و... .

حالا موندم چطوری باید باهاش یعنی خواهر کوچیکترم رفتار کنم که وضع از این بدتر نشه!؟


پاسخ:

با توجه به وضع بد خانوادگی شما از جمله جدایی و طلاق پدر و مادر و شرایط نابسامان نامادری و همینطور احتمالا پدر شما این حالت رو باید اولا مد نظر داشته باشید که خواهر کوچک شما آسیب هایی اینجا و اونجا خورده و مخصوصا در این سنی هست که الگو برداری را شدیدا فاکتور قرار میده لذا با گفتگوی مناسب و همینطور حرف زدن با واسطه کسی که دوستش داره و حرفش رو قبول داره نظر و روش خودتون رو اجرایی کنید

نسبت به درخواستی که نامادری ازتون داشته هم باید علت و ریشه ماجرا رو بدانید تا خطا و اشتباه نکنید

برای مشاوره تخصصی تماس بگیرید.