باسلام . لطفا جواب منه بدید وراهنمایم کنید.

مادرم ده سالی هست که دچار بیماری روحی شده افسردگی. او دراین سال ها به مافرزندان میگفت پدرم باکسی هست اما ماگمان میکردیم اما فهمیدیم که پدرم به مادرم خیانت میکند فکر میکردم صحبت او نتیجه افسردگی وبیماری است که مشکوک است. اما یکسالی هست بارفتارهای پدر ماهم شک بردیم و درنتیجه تحقیق پی بردیم که ایشان باخانمی دوست هستند . من که فرزند بزرگ هستم وارد بحث باپدر شدم اما صحبت . نتیجه نمیدهد واو مراهم محکوم میکند که اشتباه میکنم و...

دراین مدت برای انکه پدرم به قول معروف  عادت به این رفتار نکند برادر وخواهرم وارد صحبت نشدند و طوری برخورد میکنند که در جریان نیستند. مادرم بسیار ساده وزحمت کش است واگر بفهمد این موضوع حقیقت داشته حتما بستری میشود باتوجه به انکه مارعایت حال مادر را میکنیم. خواب و خوراک از ما گرفته شده وهمه داغون از این ماجرا..

لطفا به من کمک کنید تا من بدانم چکار باید انجام دهم.


مشاور:

سلام، هرچقدر بیشتر با مسائل زناشویی بین پدر و مادرتان درگیر بشید بیشتر حساسیت جاشو به واقعیت میده و از چیزی که واقعا هست باز می مونید، لازمه که با پدرتون مناسب و اصولی صحبت کنید و درکنارش هم یک شخص رو مانند مشاور خوب کمک بگیرید تا با پدرتون صحبت کنه و راه کاری پیش پای پدر و همینطور شما و برادران و خواهران بگذارند.

میتونید از ما بصورت تخصصی کمک بگیرید.