من 20 سالمه و 3 سال پیش با پسری آشنا شدم که 2 سال از خودم بزرگتر بود با هم دوست شدیم کم کم خانواده ی من ینی فقط مادرم متوجه شدن و خانواده ایشون هم متوجه دوستیمون شدن، رابطمون خوب پیش می‌رفت تا اینکه بعداز 10 ماه از رابطمون که گذشت حساسیتهامون نسبت به هم زیاد شد(که فکر میکنم بخاطر سن کمی که داشتیم بود) و یه سری دعوامون شد و پدر من ناخواسته متوجه این رابطه شدن و اولش با من منطقی صحبت کردن که اگه این آقا شمارو میخواد بره 4 سال دیگه بیاد و ما هم قبول نکردیم و من ی جوری جلوی پدرم  جوری رفتار کردم که انگار تموم شده تا 4 سال دیگه ولی رابطه رو ادامه دادیم تا بعد از دوماه دوباره پدر من متوجه شدن و برخورد خیلیییی بد کردن گوشیمو گرفتن و محدودم کردن و به دوست پسرم تماس گرفتن و دقیقا هنوزم نمیدونم که چی به ایشون گفتن که ایشون بدون خدافظی رفتن و مادرشون به من پیام دادن که فراموشش کن و خودش به من پیام نداد و من شرایط روحیه خیلی بدی رو گذروندم و بعد از 6 ماه ایشون باز برگشت و منو برگردوند توو رابطه و باز نمیدونم چیشد ک بعد از 3 ماه کشید عقب و من کم کم با رفتاراش سرد شدم ولی انگار توو قلبم حک شده، توو این سه سال ایشون چند بار چند نفرو ب زندگیشون راه داده بودن برای فراموشی من و فرصت دوباره ب خود دادن و نتونستن توو اون روابط هم بمونن و منم یکبار اینکارو کردم و منم مثل ایشون و چند بار برگشتیم سمت هم ولی یه مشکلی هست ک نمیتونیم دوتایی حلش کنیم اونم اینه که وقتی کنار هم نیستیم دلتنگ هم میشیم و وقتی برمیگردیم کنار هم از هم سرد میشیم و یه حس مبهمی داریم، بنظرتون مشکل از کجاس و این حس چیه؟!

  مشاوره تلفنی و انلاین در  تلگرام از اینجا
برای ارسال سوال در سایت اینجا
برای تثبت مشاوره خودتون به این سوال از فرم پایین نظرتون رو بفرمایید