سلام 

وقت بخیر

ببخشید مزاحم شدم 

اقای دکتر من یه مدتیه با یه عاقا پسری اشنا شدم و گفتیم هدف اصلیمون جز درس خوندن چیزی،نباشه تو این یه سال چون کنکوری هستیم....

و اینکه متاسفانه خیلی بهم دیگه وابسته شدیم طوری که از،کوچیکترین حرفم عاقا پسر ناراحت میشه....

و اینکه همش هر روز دوس داره واسش عکس از خودم بفرستم منم اهل چنین مسخره بازی نیسم و نمیخوام زندگیم با یه عکس و...شروع بشه.

ولی الان هر روز میگه تو بهم اعتماد نداری فکر میکنه من بهش فقط دروغ میگم...به همه چی شک داره

همیشه حرف خودشو قبول داره...

دیشبم ک دعوامون شد میگه الانکه اوضاع خراب شده منم میرم مثل بقیه دنبال کصافت کاری میگه ادم هر چی خرابتر باشه خریدار تره و اینکه خیلی اصرار داره یه دختر تو بغلش باشه میگه به ارامش نیاز دارم و....تازگی ها هیچی واسش مهم نیس...

درسته با هم قهر و دعوا میکنیم ولی باز هم همدیگه رو دوس داریم به طوریکه قهر کردنمون فقط چن دقیقس

از یه مشاور پرسیدیم گفتن این دوس داشتن نیس فقط وابستگی و...هس

میشه شما هم راهنمایی کنید لطفن...

و اینکه این کارا به معنای اعتماد نکردنه؟؟

و دلیل اینکه فقط حرفای خودشو قبول داره چیه؟؟

اصلن این رابطه رو ادامه بدم یا ن؟؟

اخه عاقا پسر خیلی به یه راهنما نیاز داره مطعنم منم اگه کات کنم باهاش میزنه جاده خاکی....

ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.


سوالات بی پاسخ