سلام ، من از نوزده سالگی با پسرداییم دوس بودم. تقریبا چهارسال باهم بودیم. همه هم میدونستن.چقدر بهش اعتماد داشتم و اینقدر باهام خوب بود و دوسم داشت که اصلا فک نمیکردم قراره یه روزی ترکم کنه. قول ازدواج گذاشتیم. همه ی خانواده استقبال کردن.اومدن خواستگاری و اسمی نامزد شدیم اما چند روز بعد پسردایی م نامزدی رو بهم زد و نشونو پس گرفت.تلفنشو جواب نمیداد و باهام حاضر نشد حتی حرف بزنه که دلیلش چیه چرا اینکارو میکنه.فقط یه کلام به مادرم گفته بود که میگه پشیمون شده و فعلا شرایط ازدواجو نداره. من که اون روزا توی شوک این ماجرا بودمو ( از یه طرف آبروی ریخته شده،عشق علاقم بهش،وابستگی چند ساله،آخه حتی دلیلشم برام قابل هضم نبود!! )  هنوز با این قضیه نتونسته بودم کنار بیام که یه ماهه بعد خبره نامزدی پسرداییمو شنیدم.اصلا باورم نمیشد. برام اون روزا جهنم بود همه سرزنشم میکردن که چه طور چهارسال فک میکردی عاشقته و نشناختیش.خانواده ام جز ترحم کاری واسم نکردن.اصلا نمیتونید تصور کنید چه به حال وروز من اومد...هزار بار آرزو میکردم کاش فامیل نبودیم که شاهد خوشبختیش باشم.یه نفر چقدر میتونه پست باشه !!!تقریبا دو ساله میگذره. من دیگه نتونستم منه سابق باشم.وقتی یکی بهم ابراز علاقه میکنه مطمئنم دروغ میگه. چنتا خواستگار خوب داشتم که پدرم اصرار داشت جواب مثبت بدم با دوتاشون تا مراحل آشنایی پیش رفتم ولی سوالات و شک غیرعمدم همه چی رو خراب میکنه. حرفای عاشقانه پسرداییم و عهد و قولاش تو اون چندسال به خصوص روزای آخر همش مییاد توی ذهنم و با خودم میگم اون که چند سال باهام بودو از بچگی میشناختمش اون حرفا رو میزد در عرض یه ماه ترکم کردو رفت پی یکی دیگه. چه برسه به اینا که غریبن و نمیشناسمشون.

میشه راهنماییم کنید چی کار کنم که بتونم انتخاب کنم!!! همه رو کلافه کردم و واقعا دست خودم نیس.


پاسخ:

باسلام ،خوشبختانه ایشون شرایط ازدواج رو نداشتن و بسیار خوبه که وارد زندگی نشدین! ، متاسفانه یکی از مشکلات بزرگ اینروزای جوانای ما اینه که هر کسی خیلی قشنگ حرف زد فک میکنند تمومه و این همون شاهزاده ای که قراره با اسب سفید بیاد دنبالش و کلی خیال بافی که ده سال بعدم تو زندگی زناشوییشو تو ذهنش مرور میکنه، یه آینده ای که توش هیچ سختی و مشقتی نیست .ببینید خواهر گلم این تنها مختص شما نیست،شاید سن شما باعث میشه که جای عقلتون رو احساس بگیره و تصمیم احساسی بگیری،از اشتباه کردن نترس؛ تو این رابطه کسی که متضرر شد اونه ،نه شما چون شما کسی رو از دست دادی که دوست نداشت و بهت خیانت کرد ولی اون کسی رو از دست داد که ممکنه هیچکس تا اخر عمرش مثه شما اونو نخواد .بزرگترین سرمایه ش رو از دست داد.پس جای برای نگرانی نیست 

مطلب بعدی چرا فرصت خوشبخت شدنو از خودتون بخاطر کسی که لیاقت خودشو ثابت کرده میگیرید .گیرم که شما ازدواجم نکنید کی لطمه میخوره.خواهرم فکر اونو از سرتون بیرون کنید اون داره عشقش رو نثار کسی دیگه میکنه .

به خودتون بیاید و بهترین پیشنهادتون رو قبول کنید ،سالم باشید.