سلام .دختر 29 ساله هستم .دوساله ی خواستگار دارم که فقط باهاش در ارتباطم همیشه برای خواستگاری اومدن می ترسه،دوستم داره ولی همیشه دودله نه می تونه از من جدا شه نه اینکه میاد جلو.کم و بیش باهم تفاهم داریم ،هر حرفی بهش میزنم بهش برمی خوره،در مورد لباس و یا موهاش نظر میدم جبهه می گیره فکر می کنه من از رفتاراش و کاراش خوشم نمیاد در صورتی که من فقط نطر شخصیمو بهش میگم زود عصبانی میشه و خیلی وقتا حتی نمی تونم باهاش حرف بزنم چون همش بهم میگه بحث نکن ولی من دلم می خواد راجعبه مشکلاتموم باهم حرف بزنیم و دردودل کنیم،بیشتر وقتا دنبال حاشیه ست.حس می کنم بهم دروغ میگه بعضی وقتا شایدم بخاطر ناراحت نکردن من اینکارو می کنه ولی در هر صورت نباید دروغ بگه قبلا اهل سیگارو مشروب بوده ولی میگه خیلی وقته گذاشته کنار من خودم دختر نماز خونی هستم ولی این اقا اصلا اعتقادی به خدا و نماز و.....نداره نمیدونم چرا چون هر وقت ازش پرسیدم علتشو گفته باز شروع کردی بحث کنی همیشه از اینطور حرفاش دلم میشکنه.من این قضیه هارو بعد از یکسال اشنایی فهمیدم زمانی که کاملا بهش دلبستم و وابستشون شدم.الانم بعد دوسال همش به من میگه از اینده مون می ترسه و شاید درستش اینه که جداشیم من یکبار امتحان کردم انقدر حالم بد بود که میگفتم چشممو رو همه چی ببندم فقط مال هم بشیم.چند وقت پیش رفتیم باهم صحبت کنیم برگشتن گفتن اگه من جلوی شما مشروب بخورم چیکار می کنی منم گفتم با من باشی نباید به هیچ خلافی فکر کنی همین مسئله باعث ناراحتیش شده بود .نمیدونم واقعا این ادم می تونه در اینده کارهای خلافشو بزاره کنار یا نه.پسری کع من ازش حرف میزنم 34 سالشه و خیلی مهربون و دلسوزه فقط یکم افسرده ست و احساس تنهایی شدید می کنه و چند وقت پیش خودشم با شما مشاوره داشته.شماره 4 بودن نمیدونم چی پرسیدن ولی اگه ممکنه حرفای اون اقارم با حرفای من مقایسه کنید و جواب بدید.من الان واقعا نمیدونم این اقا منو دوست داره و ایا منو ایشون با این همه تضاد می تونیم باهم ازدواج کنیم یا خیر.ممنون میشم اگه زودتر پاسخ بدید.


پاسخ:

باسلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر

همان طور که خودتون هم فرمودید تناسبی با هم ندارید، اعتقاد به خدا نداشتن مساله بزرگی ست و به همین راحتی نمیشه از کنارش گذشت، شما ایشان را نمی تونید تغییر بدید مگر اینکه خودشان اقدام کنند از طرف دیگر مساله افسردگیشون هست که لازمه بررسی دقیق داشته باشند و دلایل افسردگی مشخص شود، بعد از درمان و اصلاح به ازدواج فکر کنید چون هیچ مشکلی که قبل ازدواج باشه با ازدواج حل نخواهد شد! و همینطور در مراحل بعد با بچه آوردن کاری درست نمیشه ای بسا بدتر میشه؛ البته بعد از اصلاح، درمان و خواستگاری رسمی نیاز به مشاوره ازدواج دارید تا نظر علمی برای تصمیم به ازدواج را از مشاورین کسب کنید.

مطالب پیشنهادی: