سلام خسته نباشین، خانمی هستم 25ساله وشوهرم 30ساله 6ساله ازدواج کردیم یه فرزند 3ساله داریم، حدود یکی دو ساله که متوجه شدم شوهرم داره بهم خیانت میکنه اما اصلا به روش نمیاوردم تاچندماهه پیش یه اتفاقاتی افتاد که  بهش گفتم واونم انکار کرد چنین چیزی نیست، وحدود دوماه پیش از تو گوشیش یه پیامی خوندم که یکی از دوستاش داده بود امشب هم میری خونه خانم کوچیک ،وقتی این پیامو خوندم نتونستم خودمو کنترل کنم وباهاش بحثم شد واون بازم انکار کردوگفت دوستم داشت باهام شوخی میکرد فهمیدم وقتی من به مسافرت رفتم شوهرم میرفت جای دیگه اما خودش بهم گفته بود که شبا خونه نمیومد وتو محل کارش میخوابید تااینکه اون پیامو دیدم مطمئن شدم با کسی دیگست، حتی سعی نکرد باهام درموردش صحبت کنه فقط یک کلام گفت دوستم داشت شوخی میکرد،وحتی رابطه جنسی مون هم خیلی دیربه دیره یعنی دوماه یکبار سه ماه یکباره،وقتی هم بهش میگم میگه خسته ام ومیخوابه منم خیلی به این رابطه نیاز دارم حتی به خودش هم گفتم که همه چیزو میتونم تحمل کنم بجز این یکی رو نمیتونم تحمل کنم وعصبی میشم اما اهمیت نمیده الانم یک ماهه رابطه نداشتیم وخیییلی اعصابم بهم ریخته جوری که هرروز بچمو دعوا میکنم وعقدمو رو اون خالی میکنم، نمیدونم چیکارکنم لطفا راهنماییم کنین


الان یه مدته شباکه از سرکار میاد اصلا باهم حرف نمیزنیم شاید دو سه کلمه فقط، احساس میکنم ازم متنفره از طرز نگاه کردنش به من و حرف زدنش میفهمم واین خیییلی منو آزار میده وبیشتر عصبیم میکنه حتی این باعث شده که من هرروزبچمو دعوا کنم وکتک بزنم وجوری بچمو دعوا میکنم ومیزنمش که احساس میکنم اون لحظه تو حال خودم نیستم  وبعداز دو دقیقه آروم میشم، احساس میکنم دارم دیونه میشم، خیییلی عذاب میکشم نمیدونم چیکارکنم تا آروم بشم