مراجع: مادرم منو حمام میکنه و وقتی هم که بهش میگم که من ۱۴ سالمه میگه تو هنوز بچمی! تو روخدا یه راه حل بگین من خیلی معذبم شاید باورتون نشه جناب ولی مادرم میگه همه ی لباساتو در بیار و راحت باش تا حمومت کنم

منم مجبورم لخت بشم و اگر اینکارو نکنم کتک میخورم آخه میدونین چیه چند بار دست زده به همون چیزم و هرچی بهش میگم زشته میگه من و تو که محرمیم!

البته کمی مادرم افسردگی داره ها داروهاشو باید مرتب مصرف کنه وگرنه میریزه بهم و میاد منو کله پا میکنه!

بابام هم که دو سالی میشه بعد از اینکه خواهرم سرطان گرفت و مرد اونم دق کرد و مرد حالا هم منو مامانم تنها خونه هستیم و همینم شده دردسر  البته یه خواستگار هست که رضایت منو فقط میخاد که آدم خوبیه اما من ازش خوشم نمیاد بیاد واسه مادر خوشکلم و مهربونم زورم میاد!

میدونین چندبارم تو مدرسه به مشاور مدرسمون گفتم گفت باید بهش مستقیم بگی من به بلوغ رسیدم تا رهات کنه این کارو هم کردم اما اومد بیشتر دستمالی کرد!

حالا به نظر شما باید چیکار کنم؟


مشاور: ببین عزیز چون هنوز قبل از بلوغ هستی یا تازه وارد بلوغ شدی زیاد حساس نباش اما احساستو نسبت به اینکه واقعا متنفری مواقعی که مادرت حالش خوبه و بیرون از حمام هستین بیان کن تا کاملا روشن بشه و بفهمه آخه به دلایلی تو حمام کمی عقلش شاید درست کار نکنه و منطقی عمل نکنه!

اما در ادامه میتونی پشت مادرت وایسی و حمایتش کنی حالا که اگر اینطوره که اون آقا رو دوست داره بذار ازدواج سر بگیره و صرف بد اومدن دلیل خوبی نیست

وقتی ازدواج کنه مطمئن باش عزیزم حالش بهتر میشه و تو رو هم رها میکنه

دفعه ی بعد وقتی رفتین حمام بهش جریانو و همینطور ناراحتیتو بیان کن و بهش بگو از این به بعد مادر باید خودم حمام کنم دیگه مردی شدم معمولا مادران وقتی این جمله رو میشنون کمی خودشونو جمع میکنن و همینطور میتونی بگی که اگر دفعه ی دیگه بیای حموم از خونه فرار میکنم! البته اینو بذار برای دفعه ی بعد که اگر اثر نکرد و دوباره میلش کشید بیاد سمتت این حرفو میتونی بزنی


مواقعی هم که داروشو نیاز داره سعی کن تا حد الامکان سکوتو بشکنی! از جای خلوت و بدون سر و صدا بدش میاد و شاید با وضعیتی که هستی کمک کنه و بدتر بشه پس سرو صدا راه بینداز و یا موسیقی پخش کن و تلویزیونو روشن کن و..

تا ان شاالله بتونی از این مخمصه رهایی پیدا کنی

به امید بهتر شدن.