سلام خسته نباشد.

من علی 16ساله هستم،من درسته کم سن هستم ولی واقعا عاشق دخترخاله 3 4سال بزرگترازخودم شدم.
بنظرتون من چیکارمیتونم بکنم ؟ شرایط جوری شده که از نظر درسی افت داشتم ولی احساس تنهایی و سردرگمی دارم.

پاسخ:
سلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر، عزیز من توی این سن هیجانات و احساسات برای این سن بسیار زیاد هست همراه با اینکه انرژی زیادی هم داری و این سبب میشه برخی مواقع در قسمت چپ مغز اختلالاتی از جهت غلبه احساسات بر منطق اتفاق بیفته و معمولا هم غالبا تصمیم نادرست گرفته میشه ، معمولا این وابستگی ها به خاطر اینه که دختر و پسری زیاد با هم دمخور میشن و مخصوصا دختر خانمه (توی مواردی از دختر خانم که در موارد شبیه شما بوده سوال کردم گفتن که من از باب اینکه مثل داداش کوچیکمه و میاد خونمون بهش احترام میذاشتم ولی اون پسره اون بچه اشتباه برداشت کرده) رفتارش خیلی گرم و صمیمی میشه ، خوب اینطور جاها معمولا یه نوع دروغ و فریب در پشت ماجرا هست که ما از آن بی خبر هستیم! اما همین حالا گوشزد کردم که هیچ خبری نیست! هیجوقت به من نگو که ما عاشق همیم و حتی به هم گفتیم که همو دوست داریم و فلان! چون توی سن کمتر از ۲۲ انسان به ثبات شخصیتی نرسیده و مخصوصا توی برهه ۱۲ -۱۸ هستی و برهه ی زمانی بعدی که ۱۸ -۲۲ هست هنوز وارد نشدی که راجب به شغل و هدف زندگی هم دجار سردرگمی و گمی و گیجی بشی ،تازه اون دختره هم به ثبات شخصیتی نرسیده و این دیگه ماجرا رو خنده دارتر میکنه! اما عاشق هم نیستین چون عشق نتیجه ی شناخته و توی طول زمانی متناسبا زیادی بوجود میاد که اول خوش آمدن بعد دوست داشتن بعد عشق هست این بیشتر وابستگی هست و یک نشونش همین عذاب و سردرگمی هست و نشونه ی دیگرش اینه که من نمیتونم ازش جدا باشم و همیشه مثل کنه باید پیشش باشم درحالی که یکی از نشونه های عشق استقلال( نه پرسپولیس!) هست یعنی در عین حالی که دو نفر همو دوست دارن ولی میتونن خیلی راحت پیش هم نباشن و کار و زندگی و تحصیل خودشون رو داشته باشن، پس خواهشم اینه که به کل این ماجرا رو منتفی فرض کنی و برای ارتقای سطح شخصیتی و تحصیلی و هدف آینده خودت تلاش کن اما برای برنامه تحصیلی و هدف های آینده به صورت کلی میتونی با خودم مشاوره بگیری عزیز
خیلی خوشحالم کردی که قابل دونستی با من درمیون بذاری
سالم باشی!
مطالب پیشنهادی: