مراجع: سلام شوهرم همه چیزو به مادرش میگه و قبول هم نداره که به خوانوادش وابسته هست!

شوهرم هر اتفاقی تو خونه میفته رو میره به خانوادش میگه و اصولا هیچی تو این قسمت کم نمیگذاره

توی گفتن مسائل زندگی خصوصی به مادرش و خواهرش مخصوصا مادرش کم نمیاره!

هم به خواهرش وابسته هست هم به مادرش

تا حالا هم هر چی از لحاظ مالی داشته همش خانوادش فراهم کردند!

از صبح تا شب که میاد خونه هر چیزی که اتفاق افتاده رو میره به خانوادش مطرح میکنه و میگه و وقتی هم میاد خیلی سرحال میشه! نمیدونم چرا وقتی هم میگه و میاد هم حالش خوبه!