شوهرم به مادرش وابسته است چگونه شوهرم را از مادرش دور کنم خیلی وابستگی داره

سلام خسته نباشید.خانمی هستم 35 ساله و همسرم 36 ساله.

حدود 10ساله ازدواج کردیم و یه پسر 5 ساله داریم.متاسفانه شوهرم خیلی به خانوادش اهمیت میده و وابسته هست مخصوصا مادرش.همه کاره مادرشه.خیلی مشکل دارم باهاش.وقتی هم اعتراض میکنم داد و بیداد میکنه که من سکوت کنم، در کل شوهرم به مادرش وابسته است حالا چگونه شوهرم را از مادرش دور کنم خیلی وابستگی زیادی داره،به نظر شما چکار کنم شوهرم برام بمیره البته فکر کنم که وابستگی مادر شوهر به پسرش هم موضوع باشه ولی من میخوام بدونم چطوری شوهرمو وابسته خودم کنم؟ اصلا مردان وابسته به همسر هم داریم؟

مدتیه با خانواده من رابطه ای نداره.آدم خودخواه،مغرور،دهن بین و حسودی هستن.خیلی به فکر خانوادشه.من دوست ندارم برم خونشون.دوست ندارم باهاشون بیرون و یا مسافرت برم.لطفا کمکم کنید.


پاسخ:

باسلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر،عزیز من اول از هرچیزی پیش داوری رو کنار بذارید،" شوهرم به مادرش وابسته هست" این یه نمونه پیش داوری، باید مساله رو از جنبه ای که نقشی و مسئولیتی دارید فکر کنید ، من هم قرار نیست به شما راه کار بدم که شما شوهر خودتون رو از خانوادش دور کنید، یا اینکه فقط به حرف من گوش بده و مال من باشه، بلکه من باید به یک رفتار متعادل برسم

رفتار متعادل یعنی چی؟!

ببینید! یک بخش از فرهنگ ماست که اکثریت آقایان تاکید میکنم اکثریت آقایون به مادرشون وابسته نه ، بلکه دلبسته هستند، و استقلال به کی و کسی دارند، ولی به مادرشون و به تبع آن به خانواده خود ارزش و اهمیت زیادی قائلند، خوب شوهر شما هم یکی از این اکثریت قریب به اتفاق ؛ خوب شما در قدم اول باید سعی نکنید که با دعوا وناراحتی و خشونت ایشون رو وادار کنید که بین شما و خانوادش یکی رو انتخاب کنه چون توی یک شرایط از قبل باخته ای قرار میگیرید  و تنها اختلاف و تنش توی خونه شما بیشتر میشه، از اون طرف اگه هم بخواین با محبت و روشهای زنانه خودتون شوهرتون رو به سمت خودتون بکشید، چون رفتارتون مصنوعی میشه باز هم موفق نمیشین

پس چه کار کنیم؟!

باید اول علت رو بررسی کنید .

ببینید که آیا همسرتون به بلوغ عاطفی رسیده؟!

ببینید اینکه به مادر و خانوادش اهمیت میده برای شما هم چیزی کسر و کم نمیذاره؟!

البته اگه انتظار شما هم واقع بینانه باشه، انتظار قطع رابطه و بی توجهی همسرتون رو نسبت به خانوادش نداشته باشید .

شما نباید توی این شرایط شمشیر رو از رو ببندید!

شوهرتون رو متوجه حساسیت خودتون به خانوادش نکنید.

برای اینکه خودتون هم آرامش داشته باشید،اجازه ندید که احساس کنید وسط یک میدان مبارزه قرار گرفتین، که بهتره رابطه و ارتباط خوبی با مادر شوهرتون برقرار کنید و این رابطه خوب خودتون رو بهتر کنید و ادامه بدین،تازه شرایط روحی مادرها رو توی فرهنگ ما هم در نظر بگیرید،بذارید یه دل سیر فرزندشو ببینه!

وشما هم در همه ی شرایط در کنار همسرتون حضور داشته باشید،چون عدم حضور شما،باعث میشه از شما،تصورات منفی در خانواده همسرتون ایجاد کنه، و یا بشه و این تصورات هم بیان بشه و نا خودآگاه روی شوهرتون تاثیر بذاره،پس با حضورتون در کنار همسرتون همیشه و همیشه چه در مسافرت،چه در دید و بازدیدهای معمول حضور داشته باشید،اجازه ندید پشت سر شما حرف بزنند و به تبع تاثیری داشته باشه

البته در کنارش با دوستی و روابط مناسب و محترمانه خودتون به همسرتون نشون بدین که چقدر بخاطر همسرتون برای خانواده ایشون هم اهمیت قائلید.

ببینید شما هم  ذاتا و حتما از قطع رابطه با خانواده همسرتون ناراحتید!

پس بنابراین اگه این رفتار رو تکرار کنید و درخواست رو از همسرتون داشته باشید، به تبع اونم ناراحت میشه و چون طبیعتا آقایون قدرت بیشتری هم دارند و قدرت طلب هم هستن، روابط آنها با شما بدتر میشه و فقط به سمت خانواده خودش کشیده میشه و میره!

پس تعادل رو حفظ کنید!

به مرور زمان خواهید دید که رفتار مهربانانه و باوقار شما چه تاثیراتی مثبت و خوب توی زندگی مشترک و فردی شما خواهد گذاشت. سالم باشید .


مطالب پیشنهادی:

همسرم خیلی خجالتیه و کم رو هست