با سلام با شوهرم اختلاف داشتیم و مدته ۴ماه خونه بابام بودم یک بچه ۲ساله هم داریم با اصراره خودم به زندگی برگشتم چون شوهرمو دوست دارم الان با هم زندگی میکنیم ولی بهم گفت دیگه زنم نیستی فقط مادره بچمونی هیچ حسی بهت ندارم باید چکار کنم


پاسخ:

باسلام، اختلاف های شما مهم بوده که باید عنوان میشدن تا بتونم کمکی کنم اما به هرحال چون دوستش دارید و نمیدونم باز سنتون چقدره ولی طلاق آخرین انتخابه و عجله نکنید و کارو از این خرابتر نکنید ، وقتی مساله طلاق رو وسط میکشن یعنی شما بایدها و نبایدهایی که این آقا رو دارن اولا نمی شناسید و دوما اگه هم بنشاسید عمل نکردید یا خلاف آنها حرکت کردین حالا یا سهوا یا عمدا، اما مهمتر این هست که آیا این اختلاف ها در کلیت هاست یعنی مثلا یکی مذهبی و دیگری معمولی هست یا یکی برونگرا و دیگری درونگرا هست که علت جدایی معقولی هست یا اینکه نه این اختلاقات در جزئیات هست که این خودش دو حالت داره یا شما اصولا آدم حساسی هستین که این عیب کوچیک رو بزرگ کردین یا اینکه نیستین ، اگه حساس نباشید و مشکلات رو به همون اندازه ببینید میتونید تصمیم درستی بگیرید تازه، احساسی هم باشید  یعنی خوبیهاشو هم ببینید، ضمنا اشاره کنم که تقریبا ۷ عیبی بعد طلاق که شامل حال شما میشه و بچهه هم که دارید ، کاری نکنید که بعدا پشیمونی ببار بیاره اما بعد از بررسی این جنبه و جوانب دیگری توسط مشاور میتونید تصمیم درستی بگیرید. برای مشاوره با من هم میتونید از منوی  بالا گرفتن وقت مشاوره وقت بگیرید.

سالم باشید.