دیگه با هیچکسی دوست نمیشم به هیچکسی اعتماد نمیکنم

سلام من ۲۴ سالمه تو سن ۱۶ سالگی ازدواج کردم...از ۱۳ سالگی با هم دوست بودیم من واسش می مردم دنیا بدون اون واسم غیر ممکن بود فک میکردم ی روز نباشه من تموم میشم بعدش ک ازدواج کردیم عوض شد دست بزن داشت کم کم اعتیاد ب تریاک روشروع کرد بعدش یه روز ک از دانشگاه اومدم با دختر عموم خودم تو خونه ی خودم دیدم  سه ماه بعد این قضیه جدا شدم ازش ولی بعدش افسردگی شدید گرفتم دیگ دانشگاه نمی رفتم دائم قرص خواب میخوردم حتی دو سال از دانشگاه عقب افتادم ولی مهم نبود فقط دوست داشتم بخوابم تا با ماجرا رو ب رو نشم.... اما الان بعد دو سال حالم بهتره اصن فک نمیکنم اون تو زندگیم بوده فک میکنم اونا ی خواب بوده ... ازش حتی کینه هم ندارم ....فقط الان تنها مشکلم اینه ک دیگ هیچ احساسی ب هیچ کس ندارم ب هیچ کی اعتماد نمیکنم با هر کسی دوست میشم فک میکنم اونم بعد ی مدت عوض میشه (شاید چون خودم عوض میشم اینجوری احساس میکنم) ولی واقعا حوصله هیچ کسی رو ندارم اصن اینا ک میبینم ازدواج کردن یا با هم دوستن ادعای عشق میکنن تو دلم میخندم بهشون....بخاطر این یک سالی ک از دانشگام مونده خیلی غصه میخورم.