سلام و عرض ادب 

خانمی هستم ۳۱ ساله لیسانس علوم تربیتی.من و همسرم تا قبل از تولد دخترم از لحاظ عاطفی خیلی به هم وابسته بودیم و هیچ مشکل خاصی با هم نداشتیم.بعداز تولد دخترم ورق زندگی ما برگشت.افسردگی بعد از زایمان گرفتم و مشاوره رفتم.به کمک مشاور مقطعی خوب میشد اوضاع اما باز دلم برای روزهای قبل بچه داری و بدون بچه لک میزد.امسال میره پیش دبستانی اما من هنوز هم از بچه دار شدنمون پشیمونم. خیلی دختر باهوش و عاطفی هست اما اجازه نمیده من و همسرم اوقاتی رو برای خودمون باشیم.مدام تو دست و پای ماست.احساس میکنم منو شوهرم رو از هم جدا کرده. ناگفته نمونه که تا دوسال پیش بیش از اندازه براش انرژی گذاشتم.در حدی که تمام توجه و وقت من رو گرفته بود.خیلی از خودم زدم تا به دخترم برسم.الان از همه لحاظ از هم سن و سالهای خودش واقعا جلوتره اما من گاهی از رفتار خودم باهاش عذاب وجدان میگیرم.چون بارها بهش گفتم که با به دنیا اومدن تو همه چیزم ازم گرفته شد


🆔 @zbartarblogir


پاسخ:

با سلام حسین پور هستم مشاور زندگی برتر،

دوست عزیز شما فرمودید که خانم ۳۱ ساله ای هستین و شما و همسر تون قبل از تولد دختر تون از لحاظ عاطفی خیلی به هم وابسته بودید و هیچ مشکل خاصی نداشتید


بعد از تولد دختر تون افسردگی بعد از زایمان گرفتید و مشاوره رفتید و بصورت مقطعی خوب شدید اما باز هم دلتون برای روز های بدون بچه لک میزنه ، گفتید دختر تون خیلی باهوش و عاطفی هست و اجازه نمیده شما و همسر تون اوقاتی رو واسه خودتون داشته باشید و احساس می کنید شما و همسرتون رو از هم جدا کرده..

زندگی برتر

گفتید تا ۲ سالگی بیش از اندازه براش انرژی گذاشتین در حدی که تمام توجه شمارو گرفته بوده و الان هم از هم سن سالهای خودش جلوتره ولی گاهی شما عذاب وجدان می گیرید که خب کاری کردید، چون بارها هم بهش گفتید که توبه دنیا اومدی و همه چیزم را از من گرفتی!

و از اینجور مسائل..

خب دوست عزیز ببینید یک سری از مسائل شما ریشه در کودکی خودتون داره که لازمه با کمک یک روانکاو خوب تداعی بشه ، که این مسائل از منطقه ی ناهشیار ذهن شما به منطقه ی هشیار آورده بشه ( روانکاوی یعنی همین درمرحله ی اول و بعد گرفتن زهر و سم از ماجرا و مساله) و به این صورت شما نسبت به این مسائل آگاه بشید

و خب این کار هم میشه گفت زمان بره و هم هزینه بره..

zbartar

اگه همچنین روانکاوی در دسترس شما هست حتما این کار رو انجام بدین ولی خب الان اگر بخواین مشکلتون رو هرچه سریعتر حل کنید ، لازمه کمک رفتاری_شناختی دریافت کنید توسط مشاور خوب ، و خب بنده هم می تونم در این زمینه کمکتون کنم

یک سری انحرافات شناختی که توی ذهن شما وجود داره حتما باید بررسی بشه و شما نسبت بهش آگاه بشید و شما اصلا حسش کنید و همین تلاش بیش از اندازه شما در سالهای اول فرزندتون ناشی از همین انحرافات شناختی و احساس گناه بوده که شما فکر می کردید مادر خوبی نیستید و با رفتارهایی جبرانی داشتید بصورت افراطی ادای مادر خوب رو در میاوردید و خب باعث شده که از شما و همسرتون هم بزنید و این رفتار های افراطی سبب بشه که بیشتر وقت خود را صرف بچه کنید و خب توی زندگی خودتون هم مشکلاتی پیش بیاد  و بعد بچه تون رو فرزندتون رو بخاطر این مشکلات مقصر بدونید..


حتما لازمه با کمک مشاور متخصص یک سری قواعد رفتاری رو هم توی زندگی تون رعایت کنید هم بتونید وظایف مادری خودتون رو بخوبی انجام بدید، هم روابط خوب خود و همسرتون آسیب نبینه ..

این مشکل دوست ما جواب بخشی از سوالات اینگونه دوستان دیگر و کاربران سایت هم هست که شاید توی ذهنتون بیاد :

شرایط بعد آوردن بعد چطوره؟

ناراحتی بعد زایمان طبیعی هست یا افسردگی؟

آیا با اومدن و آوردن بچه در شرایط بد زندگی بهتر میشه؟

شرایط لازم برای بچه آوردن؟

بهترین زمان آوردن بچه کی هست؟

روزهای قبل بچه داری بهتره یا بعدش؟

این سوالاتی هست که من توی مشاور هام می شنوم و حتما راهکارهایی در روانشناسی آمده و من آگاهی دارم..


اما حالا توی این شرایط شما برای برقرای این تعادل نیاز به کمک متخصص دارید و میتونید با مشاوره ما و البته همکاری کردن خودتون این قواعد و روشها کمکتون کنه تا مشکلتون حل بشه ، چون به هرحال اینجا در این زمان خب این فرصت وجود نداره در هر صورتی این مشکل حل بشه ، میتونید مشاوره تلفنی یا آنلاین ( مثلا در تلگرام) بگیرید 

به هرحال من توصیه میکنم در این زمینه مشاوره دریافت کنید چون اینطوری هم به بچه هم زندگی هم به هردوی شما آسیب می زنید در حالی که یک سری تغییرات کوچیک حتما مشکلات حل میشه ، امیدوارم شاد و خوشبخت باشید ، روز و روزگار خوش ، سالم باشید.