Hamideh:من ی دختر ۱۷ساله ام چهار ساله که عاشق ی مردی ام که مدیر مدرسه ی داداشمه زن و بچه داره 43 سالشه .۵۸ بار به خاطرش گریه کردم شاید بیشتر ...بعضی وقتها بهش پیام میدادم توتلگرام حالشو می پرسیدم .خیلی دوسش دارم ولی حاضر نیستم زندگیش خراب شه بهش گفتم دوسش دارم  گفت ممنونم ازاین همه محبت هرشب اشک و ناله .دلم همش براش تنگ می شه ولی کاری نمی تونم کنم می بینمش سیستم بدنم به هم می ریزه دست وپام می لرزه،ازش خجالت می کشیدم لپام سرخ میشه ،دلم می خواد یک بار وقتی دیدمش فقط نگاش کنم ولی نمی تونم

دلم می خواد بمیرم سخته فکروذکرم فقط اونه نمی تونم،ای کاش اونم منو دوست داشت اگه این جوری بود به خدا اگه ناراحت بودم....خسته شدم نمیدونم چیکار کنم .چند بار خواستم فراموشش کنم اما نشد.دلم می خواد دوسم داشته باشه چیکارکنم؟

خیلی دوسش دارم خیلی دارم داغون می شم.توروخدا ی راهی پیش پام بذارید