سلام من ۲۴ سالمه وقتی بچه بودم ۱۰ ۱۱ سالگیم داداشم تو کودکی توخونه بهم ور میرفت بچه تر ک بودم نمیفهمیدم چیکار داره میکنه هیچی نمیگفتم یکم ک گذشت دستم اومد چخبره وقتی خونه کسی نبود تنها بودیم سریع میومد سراغم خودشو بهم میمالید وازپشت بگیرتمو قشنگ رابطه جنسی برقرار کنه و میکرد نمیدونستم باید چیکار کنم میترسیدم ابرویه خودم بره دعوا بشه و خون و خونریزی راه بیوفته اگه ب بابا یا مامانم بگم هی مقاومت میکردم ای بگم تورو خدا بسه دیگه الکیم میگفتم ب مامان میگم ولی باور نمیکرد این اخریا میگف دیگه زن میگیرم این سری تموم شد دیگه منم تو دلم دعا میکردم خدایا داداشم زن بگیره من راحت بشم چهارم دبستان بودم تا ازدواج کرد واقعنم دیگه هیچی ازش ندیدم ختم بخیر شد بازم حالم خوب بود هرچی الان سنم بیشتر میشه حالم بدتر میشه داداشم الان دوتا  بچه داره خیلی سربه راه و اقا شده خیلی میخواد جبران کنه گذشتشو ولی من میترسم هنوز نمتونم باهش تو اتاق تنها باشم سریع کارایی ک کرده یادم میاد و خلاصه داغون میشم هی میخوام ببخشم این خاطره ی نحس بچگیمو فراموش کنم بااین داداشم مث داداشایه دیگم باشم نمیشه ک نمیشه نمیدونم چیکار کنم حالم خوب شه فراموشش کنم و ببخشمش بعد این همه سال...تورو خدا راهنماییم کنین.


مشاور: سلام دوست عزیز ، اولا متاسفم بابت مشکلتون ، دوما اینکا مشکل شما نیاز به مشاوره تخصصی داره لطفا اگه میتونید با من تماس بگیرید .

دوستانی که مشکل شبیه این داشتن هم در قسمت نظرات همین مطلب بنویسند و یا با من تماس بگیرن تا رایگان مشاوره بدم و درمان کنم .

۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳

۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶

مطالب مرتبط:

داداشم وقتی منو توخونه تنها گیر میاورد..

داداشم منو موقع حمام کردن دید

رابطه خواهر و برادر بصورت خوابیدن و بوسیدن

ماساژ دادن پشت کمر و ران خواهر عیبی داره؟