خسته نباشید 

من دختر ۲۱ساله ک ۴سال شوهر داشتم و خیلی عذاب تو این ۴سال کشیدم ازدواج زودمم به خاطر گیر دادنای خانوادم بود ک تا اولین خاستگار اومد قبول کردم و شوهرمم خیلی دوست داشتم ک باهاش ازدواج کردم ولی اون معتاد بود دست بزن داشت خیلی عذابم داد پارسال ۱سال ولم کرد اما من بخاطر گیرای دوباره داداشم برگشتم پیش شوهرم اون میخواست منو معتاد کنه بهم پیشنهاد های بد جنسی میداد خرجیشو خودم میدادم طلاهامو ب هوای اینکه میخواد خونه بگیره زندگی کنیم در اورد از دستمو فروخت اما دود کرد رفت دیدم دارم اذیت میشم برگشتم شهر خودمون الان تو خونه پدر مادرم هستم  دارم برای طلاق دادگاه میرم و میام.اما برادربزرگ تر دارم ک ۲۵سالشه از اول همه چی من دست اون بوده هرکاری میخواستم بکنم اون باید اجازه میداد الانم همینطوره ولی من بزرگ شدم تا خیابونم میخوام برم باید ب اون بگم اما من نمیخوام دوست دارم اجازم دست خودم باشه نمیزاره سر کار برم خرج خودمو بدم پولم ب من نمیده که حداقل بدونم ماهیانه ی پولی دارم خیلی دارم عذاب میکشم داداشم باهام رابطه جنسی داره و کنترلم میکنه میگه باید چادر سر کنی و گوشیمو چک میکنه نمیدونم باید چکار کنم دوست دارم مستقل بشم. خونه و زندگی کردن با خانواده رو دوست ندارم همش اعصاب داغونی هست حتی گوشی منم چک میکنه اخه تا این حد گیر دادن یعنی چی من آرزو دارم دلم میخواد برای خودم زندگی کنم توروخدا کمکم کنید 😔 از همه بدتر ی همین مساله تجاوز داداشم هست چیزی ک عذابم میده تو خونه پدرم و روم نمیشه کامل بگم توروخدا کمکم کنید