سلام حدودا دوماه پیش من با یکی از خواستگارام که نزدیک به دوماه با هم آشنا شده بودیم تا آزمایش خون هم پیش رفتیم و بخاطر مشکلاتی مجبور شدم نامزدی رو بهم بزنم و اونم اول کلی عصبانی شد و بعد قبول کردند واسه آخرین باری که با هم صحبت کردیم این خواستگارم حرفایی زد که واقعا منو ناراحت کرد و منم به تلافی اون حرفا حرفایی زدم که ناراحتش کنم! اون واسه ازدواجمون عجله داشت و پر از ذوق و شوق بود شخصیتش هم یجورایی محافظه کار بود درحدی که بعد از جلسه های خواستگاری شجاعت اینکه به خانوادشون بگن که جوابشون راجع به من مثبته رو نداشتن ترجیح میدادن اول از جواب و نظر من مطلع بشن بعد نظرشونو به خانوادشون بگن!

مطمئنا این جریانات براشون خیلی سخت تموم شده و احساس میکنم غرورشو جلو خانوادش شکوندم


مشاور:

ضمن سلام خب درست نفرمودید که چه چیزی میخواهید که من بتونم کمتون کنم اما دو حالت داره که یکی رد کردن خواستگار هست یکی دیگه قبول آن خواستگار هست که هردو بابد طبق مراحلی با معیارهایی و ملاک هایی سنجیده شود که آیا شباهتی با هم دارید یا خیر، این ها بسیار حائز اهمیت هستن لطفا بررسی کنید سپس اگه تمایل داشتید مشاوره تلفنی از ما دریافت کنید راستی! بنده پکیج مشاوره ازدواج دارم ۳ ساعته هست که دقیقا مشخص میکنه که آیا میتونید با شخصی که مد نظرتون هست ازدواج کنید یا خیر، فقط تلفنی هست تلگرامی امکانش نیست.