توی دنیای مجازی یعنی گروه تلگرام با یه آقا آشنا شدم که منو وابسته خودش کرده

من یه خانم متاهل هستم و یکم حساس و زود رنج که یه روز توی دنیای مجازی با یه نفر آشنا شدم که چند مدت با اون نفر درمورد مشکلات زندگیم و ناراحتی هام حرف میزدم و اون شخص فردی بسیار شوخ طب و مهربان بود و با حرف زدن باهاش تموم مشکلات زندگیم رو فراموش میکردم اوایل بخاطر ترس وابستگی یکم ازش دور شدم و چت نکردم تا عادت کنم ولی با پیام ها و تماس ها بیشتر و بیشتر منو وابسته خودش کرد که بعد از چهار ماه ایشون و بنده اعتراف کردیم که بهم دیگه وابسته شدیم و نمی تونیم از هم جدا شیم و هر روز چت میکردیم یه فردی بود تحصیل کرده که توی شرکت چت میکرد و میگفتن مجرد هستن و گوشی براشون ضرر داره و نمی تونن گوشی پیش خودشون نگه دارن و واسه همون گوشیشون خاموشه و بعضی وقتها روشن میکنن خیلی بهم وابسته شدیم و واقعا عاشقش شدم باهاش حالم خوب بود و دعواهای و جدال های با شوهرم رو فراموش میکردم با صحبت کردن و چت کردن باهاش و عکسهایی بینمون رد وبدل شد ولی یه روز من حس کردم بهم دروغ گفته گوشی دارن و ولی بازم طفره رفتن و خیلی کارها کردم که فراموشش کنم چون دیگه بهش اعتماد نداشتم و از دروغ متنفر بودم ولی بازم با حرفهاش و دوستت دارم هاش و گفتن جمله های اینکه خدا تو برای من حفظ کنه که اگه تو بری من داغون میشم و..... بازم منو طرف خودش کشوند درسته عاشقش بودم ولی با قهر کردنم هام دلش رو شکوندم و ایندفعه خودم نتونستم بدون اون دوام بیارم و رفتم طرفش و اظهار پشیمونی کردم و ازش التماس کردم تنهام نذاره ولی حس میکنم دیگه وقتی برام نداره و با شخص های دیگه چت میکنه و دیگه من براش مهم نیستم و این بدتر داغونم میکنه و شب  و روز گریه میکنم و نمی تونم فراموشش کنم فقط اشک میریزم میدونم آخر این رابطه هیچ و پوچ هست ولی من خیلی حساسم و با نبودش داغون میشم و تحملش برام سخته با این حال که تازه فهمیدم گوشی دیگه ای هم داره و بهم دروغ گفته وقتی ازش میپرسم متاهلی ؟؟ناراحت میشه و ازم قهر میکنه الان که میدونم مسخره ام میکنه بعضی وقتها و حتی بهم دروغ هم گفته ولی بازم نمی تونم ازش دل بکنم و نمی تونم فراموشش کنم بخدا دارم دق میکنم و هر روز اشک میریزم که اینطور کم کم ازم دور میشه و بهم بی محلی میکنه چند روز پیش ازش التماس کردم که گوشی رو روشن کنه تا باهاش حرف بزنم چون واقعا دوستش دارم و بدون اون زندگی برام سخته 

اون روز بهش با گریه و خواهش و التماس گفتم تو رو خدا من عاشقتم با این بی محلی هات بیشتر داغون میشم و هر روز گریه میکنم تو رو خدا خودت راه نجات رو بهم نشون بده بخدا دوستت دارم لااقل اگه دوست نداری باهام چت کنی و برام وقت نداری دلم رو بشکن و هزارتا حرف بهم بگو تا دلم ازت بشکنه و برم گفتم لااقل بلاکم کن تا دلم بشکنه میگه نه من دوستت دارم و نمی تونم بلاکت کنم ولی میدونم که دوستم نداره ولی من ابله بازم دوستش دارم و حالم خیلی بد و دیگه دارم افسردگی میگیرم هر چقدر حرفها و رفتارشو یادم میارم تا بتونم ازش دل بکنم نمیشه بخدا داغون میشم چند بار گوشی رو گذاشتم کنار و چند روز دنیای مجازی نیومدم تا بی محلی هاشو و بی تفاوتی هاشو نبینم ولی بازم یجوری منو کشوند طرفشو بازم ازم دور شد علت این کارش رو هم میپرسم هیچی نمیگه ولی دیگه مثل اولا برام وقت نداره و آنلاین هست ولی بهم جواب نمیده و بی محلی میکنه بعضی وقتها عذاب وجدان منو میکشه که خودم با قهر کردن هام و سوالهای بی خودم خودم دورش کردم بیشتر زجر میکشم نمیدونم چیکار کنم تو رو خدا راهنمایی ام کنید تو رو خدا🙏 نمیدونم چیکار کنم دیگه شور و حال زندگیم رفته و همش اشک میریزم و از زندگی ناامید هستم الان نه ماه صحبت میکنیم و خیلی دوستش دارم و نمی تونم راه چاره ای پیدا کنم فقط داغون و داغونتر میشم و فقط اشک میریزم


پاسخ:

سلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر ؛این آقا با دروغ هایی که گفتن ،هدفشون از رابطه چی بوده،در حال حاضر مشکلاتتون رو با شوهرتان ریشه یابی و حل کنید و از رابطه ی که مجازی هست فاصله بگیرید و به عواقب این رابطه فکر کنید و احساسات رو کنترل کنید

روش ۲۱ روزه برای ترک وابستگی بکار بگیرید.

درسته که با شوهرتون مشکل دارید اما این راه حل برای حل مشکلاتتون نیست و اون رو دو چندان می کند


و حتما مشاوره حضوری یا تلفنی بگیرید .

سالم باشید .