منوشوهرم یکسال ونیم ک ازدواج کردیم.خداروشکر باهم مشکلی نداریم و تنها مشکل ما سر قلیون کشیدن و م ش ر و ب خوردن همسرم اونم گاااهی تو مهمونی ها و دورهمی ها.بعد یکسال جنگ و دعوا تونستم با قلیونش کنار بیایم حتی بهش اجازه دادم ی دونه واسه خودمونم بخره هرزگاهی تو خونه استفاده کنه ولی قبول کردن مشروب برام خیلی سخته وقتی اینکارارو میکنه ازش بدم میاد من چیکارکنم زندگیم خیلی حس میکنم نظمش بهم خورده.


جاریام و جووونای فامیل و دوستامون همگی زنو شوهری با هم قلیون میکشن یا هرزگاهی تو مسافرت ها بجز قلیون مشروبم میخورن اما همیشه ما تو مهمونی ها مسافرت ها باهم جنگ و دعوا داریم زهرمارمون میشه.شوهرم همش میگه من هیچ لذتی از این زندگی نمیبرم همش همیشه تو دعواهامون میگه تموم کنیم این زندگیو.میگه من زن گرفتم ک با زنم عشق و حال کنم ن دیگران.همش میگه تو ساز مخالفی همیشه زهرمارم میکنی هیچ لذتی ازاین زندگی و باهم بودن ندارم.


دیشب بخاطر بازی فوتبال مردای فامیل خونه ما بودن من ازشون پذیرایی کردم چای میوه قلیون همه چیشونو اماده کردم رفتم وقتی شب اومدن دیدم خونه تمیزو مرتب اما دیدم تو یخچالمون ی شیشه مشروب ک خوردن تهش یکم مونده بود سر همین با شوهرم دعوا کردم گریه کردم شبم جامو ازش جدا کردم من تو اتاق خواب و پذیرایی.صبح بلندشدم دیدم رفته و سرکار و پی ام داده واقعا که باشه ازاین ب بعد جدا میخوابیم دیگه این زندگی و تو برام اهمیتی نداره.


میشه لطفا کمکم کنید خیلی فکرم و زندیگم بهم ریختس