سلام. وقت بخیر

بنده ۲۶ سالمه و نزدیک به ۲ ساله که در دوران عقد هستم با یه پسر ۳۰ ساله.

هر دو ارشد هستیم.

۴ سال پیش تو فضای مجازی با هم آشنا شدیم، میشه گفت تا قبل از عقد، تمام رابطمون در پیام و زنگ خلاصه میشد. ایشون ساکن تهران هستن و بنده کرمان!

قبلش دو سه بار با حضور خانواده ها و خیلی کوتاه با هم ملاقات داشتیم. و خاستگاری، نامزدی و عقد ما توی سه شب پشت هم اتفاق افتاد!!! به علت راه دور!!!!!!

با اینکه به شدت با عقد مخالف بودم و اصلا این اتفاق رو نمیخواستم ولی اوایل همه چی اونقدی خوب بود که خودمو کاملا خوشبخت و عاشق احساس میکردم و پشیمون نبودم

اما الان تا حد زیادی نسبت به نامزدم سردم!!! حس میکنم اصلاً دوسش ندارم! حوصلشو ندارم! دلم نمیخواد حرف بزنه! دوس ندارم باهاش حرف بزنم!!! خندیدناشو دوس ندارم! راه رفتناشو! عادات و رفتارش رو ...

نسبت بهش دلزده و بی حسم!!! غم و دردش من رو ناراحت نمیکنه! نگرانش نمیشم! کاراش برام مهم نیست...

حس میکنم اون آدمی نیستم که مادر نامزدم بتونه با خیال راحت پسرش رو بسپره دست من و با خودش بگه "خاطرجمعم که دوسش داره و حواسش به پسرم هست"

الان فقط به چشم یه اجبار به این قضیه نگاه میکنم! فرصتی که برای انتخاب داشتم و از دستش دادم. وَ این شد قسمت و سرنوشتم!!! که حالا باید باهاش کنار بیام...درسته ادامه بدم؟!


پاسخ مشاور : با سلام ، با توجه به اینکه روند شناخت و آشناییتون خیلی تند و تیز اتفاق افتاده متاسفانه به همون شدت هم احساسات شما سریع فروکش کرده و حال واقعیت مساله براتون روشن شده، البته احتمال اینکه افسردگی هم داشته باشید زیاده ، با توجه به این مساله توصیه میکنم مشاوره تلفنی از ما بگیرید.