سلام آقای دکتر من ٢٥سالم هست وروانشناسی خوندم ودریک خانواده کاملا مذهبی وسنتی بزرگ شدم وتهران هستم وپدرم هم پزشک ومادرم هم خانه دارهستن الان ٧ساله که من باخانواده ای اشناهستم که پسرشون برای ازدواج میخوان بیان جلو ولی متاسفانه خیلی مشکلات داریم که تاالان نشده اولا که من انقدر خانوادم مذهبی هستن که من قدرت گفتن روبهشون ندارم ومیدونم باواکنش بدی روبرو میشم بدم اینکه این خانواده هم مذهبی هستن ووضع مالی خیلی خوبی داشتن ولی به علت یسری مشکلات ورشکست شدن وموقعیت خوبی الان ندارن واین اقاپسرهم مجبور شدن درسشونو ول کن وازطرفی خانواده ی ایشون درجریان هستن وکاملا هرکاری برای حمایت مامیکنن وخیلی مهربون هستن 

ولی الان بده ٧سال انقدر فشار روی ایشون هست بخاطرشرایط مالی وبخشی ازخرج خونه روهم میده حتی بااینکه پدرشون شاغل هستن که خسته شده

ازاینکه کارامون درست نشده ازاینکه تواین وضعه وجفتمون الان دچار یه افسردگی خاصی شدیم من همش دارم اشک میریزم مشکلات پیداکردم مرتب سردرد ودست درد دارم وایشونم داغونن ولی همش تامیاییم یه پولی جمع بشه دوباره یه خرجی میشه ایشون باید بدن بره  برای خرجی که پیش میادواقعانمیدونیم دیگه چیکارکنیم؟

وواقعارابطه ی ماازاول دوستی نبود چون من هم مذهبی هستم ولی الان فوق العاده بهم وابسته شدیم وهستیم

ولی هم من ایشون واقعاداغونیم الان


پاسخ:

سلام دوست عزیز ؛ این آقا به نظر به خانواده خود وابستگی دارند 

لذا باید اعتدلالی را بین روابط خود بین شما و خانواده خود بوجود بیاورند درکنارش این مساله هم میبایست خرج خانه مادری خود را بصورت کامل و همیشگی ندانند بجای آن کمی خرج خانه خود و کمی پس انداز کنند و نگذارند مادرشان از پس انداز موجود باخبر بشوند

در ثانی اینکه شما هم این اعتماد و اطمینان را به ایشان بدید که من با حداقل ها رضایت دارم و در طول زندگی بهتر خواهد شد و سروسامان می گیریم .

اما نکته جالب این هست که زمان تاهل این آقا حق و حقوق نزد خانواده بالاتر رفته آنوقت می تواند پس انداز بیش‌تری داشته باشند


راجب حالاتی که برای خودتان شرح دادین هم می بایست مشاوره تخصصی از ما دریافت کنید

موفق باشید