سلام و خسته نباشید چند سالی هست با پسری درارتباطم و بهشون علاقه دارم هم باهم دعوا داشتیم هم خوب بودیم ایشون تو این چند سال چندین بار بهم خیانت کرده میرفتم سر گوشیش جلو چشم خودش و شماره چند تا دختر میدیدم باهاش قهر میکردم اونم یه جوری میخواست منو  قانع کنه و بهونه میاورد ولی وقتی میدید من باور نمیکنم قبول میکرد و میگفت اره اما چیزی بینمون نیست در حد پیام حالا ما چند روزه به ازدواج فکر میکنیم اون میگه تو همه چیز از من میدونی همه کارایی که کردم بلدی پس فردا وقتی دعوامون بشه میخولی اینا را بزنی تو سرم من گفتم همه زن و شوهرا وقتی دعواشون بشه بهم هزارجور حرف میزنند و دوباره اشتی میکنند و زن و شوهر وقتی همو انتخاب میکنند خوب یا بد انتخاب خودشون بوده اگه من تو را کوچیک کنم خودم کوچیک میشم چون تو انتخاب خودمی چند بار استخاره کردم خوب اومده دیشب دوباره بحث ازدواج پیش کشیدم اون گفت من فعلا کارم برام مهمتره و ازدواج به نظرش یه هوس قانونیه نمیدونم چیکار کنم یعنی بعد ازدواج بازم خیانت میکنه بهش گفتم فرقی نداره چه با من چه با هرکس دیگه که ازدواج کنی اگه خیانت کنی عاقبت کارت دعوا و طلاقه لطفا راهنماییم کنید