سلام وقتتون بخیر من مریم هستم

یه مشکلی برام پیش اومده ازتون یه راهنمایی میخواستم

سه سال با یه پسری دوست بودم یبارهم مادرش اومدخواستگاری چون خواهربزرگترم ازدواج نکرده بودخانوادم اجازه ندادن برای سری بعد بیان این پسربعدازسه سال شهریورپارسال بایه دخترخانم دیگ ای عقدکردن واوناهم زندگیشون بهم خوردتودوران عقد طلاق گرفتن این پسربازاومده سراغ من بازمیگه که منودوسم داره عاشقمه من خیلی دوسش دارم نمیدونم اینبارحرفاشوقبول کنم یانه ازیه طرفی هم دکترمیره وتحت درمانه

من حتی سراین پسرازشوهرخواهرم بدکتک خوردم خیلی زندگی برام سخت  شده واقعانیازبه یکی دارم که پشتم باشه