نزدیک به یک ساله با یک پسر از طریق تلگرام آشنا شدم بعدا هم باهم تلفنی حرف زدیم خیلی بهش وابسته شدم اون هم همینطور بارها تمومش کردیم ولی اون دوباره برگشت..ما همدیگه رو دوست داریم ولی میدونم که تهش به هم نمیرسیم چون خیلی از هم دور هستیم از وقتی درگیر این رابطه شدم خیلی درسم افت کرده همش بهش فکر میکنم اصلا تمرکز ندارم گاهی فکر میکنم دارم زندگیمو نابود میکنم خیلی اوقات هم احساس گناه دارم از یه طرف هم خیلی بهش وابستم دلم نمیخاد از دستش بدم نمیدونم باید چیکار کنم ؟؟ خیلی ذهنم درگیرشه از طرفی من اعتماد به نفس پایینی دارم فکر میکنم حتی اگر هم بهم دیگه برسیم من نمیتونم اون شخصی باشم که اون دوست داره چون کلا اخلاقیاتمون با هم فرق داره و بار ها بهم گفته که خیلی رفتار سردی دارم ولی من خودم اینطوری فکر نمیکنم همیشه سعی میکنم راضیش نگه دارم چون دوسش دارم گاهی اوقات آرزو میکنم برگردم عقب تا هیچوقت این رابطه رو شروع نکنم دلم میخاد از همه ی اینچیزا فاصله بگیرمو فقط به درسم فکر کنم ولی نمیتونم باهاش که حرف میزنم احساس گناه دارم اگه تنهاش هم بزارم احساس گناه میکنم چون فکر میکنم در حقش بدی کردم امیدوارم منظورمو درست فهمونده باشم.

مشاور:آشنایی شما بر پایه شناخت منطقی نبوده، دوستی هم برپایه وابستگی هست، برگشت به رابطه کات شده هم از اون بدتر! اقرار شما به نرسیدن هم دلیل دیگری بر عدم مشخص بودن تکلیف خود و بلکه آقا پسر هست!
عشق به انسان قدرت حرکت بیشتری میده تا پیشرفت کنه وابستگی شمارو به زمین می نشونه درس نخواندن هم یک مشخصه آن
چون تظاهر کردید نمیتونید اون شخصی باشید که هستید!( خود واقعی خودتان )
میخواین گوشه گیر هم بشین یکی از ۳۰ علامت افسردگی هست
احساس گناه در هر صورت نادرسته چه در ایجاد رابطه چه در کات کردن رابطه اما در شروع رابطه اگه دختر مذهبی باشید میتونم بفهمم و بله نادرسته! اما از کات کردن اصلا نهراسید شما هیچ بدی در حق ایشان نکردید.