زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی با موبایل و تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی،طلاق،فردی

۱۴ مطلب با موضوع «مشاوره بالینی» ثبت شده است

گروه روانشناسی در تلگرام+مشاوره و پرسش و پاسخ‌

گروه روانشناسی در تلگرام+مشاوره و پرسش و پاسخ در تلگرام

مشاوره آنلاین و بصورت تلگرامی میتونید داشته باشید.


مشاوره شبانه روزی آنلاین و تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی،طلاق،فردی

دقت کنید که باید در گروه مطالب روانشناسی فقط بذارید یا مطالب مذهبی و فرهنگی بصورت کم..

در گروه اگه مشاوره میخواین لطفا با منشی( خانم خداوردی) هماهنگی کنید.

https://t.me/joinchat/BNiG2EeHxQENe0YnSm4YWg

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۲ فروردين ۹۷

    مشاوره ازدواج خانواده تربیت فرزند زناشویی طلاق فردی بالینی خیانت مسائل جنسی

    مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده ، مشاوره تربیت فرزند، مشاوره زناشویی، مشاوره طلاق، مشاوره فردی، مشاوره بالینی، مشاوره خیانت، مشاوره جنسی، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده ، مشاوره تربیت فرزند، مشاوره زناشویی، مشاوره طلاق، مشاوره فردی، مشاوره بالینی، مشاوره خیانت، مشاوره جنسی، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده ، مشاوره تربیت فرزند، مشاوره زناشویی، مشاوره طلاق، مشاوره فردی، مشاوره بالینی، مشاوره خیانت، مشاوره جنسی،


    مشاوره تلفنی شبانه روزی سامانه زندگی برتر

    مشاوره آنلاین و تلگرامی شبانه روزی

    ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳

    ۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶

    مشاوره تخصصی ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره زناشویی، مشاوره تربیت فرزند، مشاوره زناشویی، مشاوره طلاق، مشاوره فردی، مشاوره بالینی، مشاوره خیانت و مشاوره جنسی بصورت تلفنی و آنلاین .


    با ما تماس بگیرید.

    راهنمایی درمورد آزمون شخصیت قضاوت

    میلاد:سلام

    در مورد ازمون شخصیت قضاوت میشه راهنمایی کنید 

    این ازمون دو مرحله یکی تست شخصیت و ودیگری مصاحبه هست واکثرا رد میشن

    میخواستم بدونم اونا دنبال چیه ان و قاضی باید چ شخصیتی داشته باشه

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶

    خیلی وقته که پای دوستام رو میبوسم و میلیسم جورابشونو بو میکنم

    بخشید من 14 سالمه ولی با هم همسن هام فرق دارم یعنی اصلن از رابطه جنسی خوشم نمیاد و در اینده هم نمیتونم لذت ببرم  ولی خیلی وقته فوت فتیش هستم  و حتی پای دوستام رو هم میبوسم و میلیسم و دوستام به عنوان زیر پایی ازم استفاده میکنن جورابشونو بو میکنم و ...  اما این دوستان رو خیلی وقته ندیدم و الان دوست دارم پای کسی رو بوس و لیس بزنم قدیما واسه پسر داییم رو لیس میزدم اما الان اون هم اجازه نمیده  چیکار کنم  دارم میمیرم دیگه

    پاسخ : عزیزم فتیش پا یا پاپرستی یا پرستیدن پا که همان اظهار نامناسب و غیر واقعی تمایل به پا هست در شما مشهوده و این مساله با جواب در اینجا به مرحله درمان نمیرسه لذا شما نیاز به دریافت مشاوره تخصصی تلفنی یا حداقل آنلاین دارید

    اما این هم عرض کنم که عزیزم این نوع اختلال با اینکه شایع ترین اختلال تمایل جنسی هست اما از نظر روانشناسی اختلال جنسی محسوب نمی شود

    اما راه درمان فتیش پا چیست؟!

    خب مانند تمام اختلالات جنسی باید با موارد این چنینی با مراحل سه گانه معروفی حرکت کرد که مجال صحبت در اینجا نیست اما همانطورکه عرض کردم این مورد مشکل ساز نیست تنها اگه به مرحله ی فعلیت جنسی یعنی از اندام غیر جنسی که پا منظوره به اندام جنسی مثل آلت جنسی برسه و کاری صورت بگیره آن موقع مشکل و یا اختلالی صورت می پذیره

    اما مشاوره تخصصی تلفنی یا آنلاین با ما در تماس باشید.

  • ۲ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۲۹ بهمن ۹۶

    یکی از مشاورین احتمال سادیسم شوهرم را داده(تعریف+علت+درمان سادیسم)

    سلام من خانمی ۳۱سال و همسرم ۴۱سال دو فرزند داریم.همسرم بددهن و عصبی است و یکی از مشاورین احتمال سادیسم شوهرم را داده و حتما باید درمان شوند ولی کوتاهی میکند. مشکل اصلی من این است که در جمع و مهمانی توهین و بدرفتاری میکند و من بسیار اذیت میشوم و تا مدت ها گریه میکنم. البته رفتارهای زشت و فحش و داد و توهین و تهمت به عزیزانم در خانه همیشگی است اما به خاطر مشکلات طلاق و پسرهایم نسبت به حرف هایش بی توجهی میکنم. در بارداری هایم بسیار گریه کردم و افسردگی گرفتم و آینده ای روشن با این مرد نمی بینم لطفا راهنمایی کنید سپاسگزارم


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز ابتدا باید عرض کنم که یک تفکیکی باید بین سادیسم و مازوخیسم قائل شد که آیا دقیقا شوهر شما کدایم یک از این موارد را دارند؟

    خب من یه تعریفی میکنم از سادیسم ؛ به این معناست که فرد میخواهد دیگران رو آزار بده چه به صورت روانی ، جنسی ، جسمی یا ترکیبی از هر کدام یک از این حالت ها بگونه ای که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش ، در فرد آزار رسان بشه ، تحقیر و تمسخر، اهانت ، کتک زدن ، زخمی کردن بخصوص در حضور دیگران که مقداری در شوهر شما هست ، البته برخی مواقع حتی کشتن هم از جمله اعمالی هست که باعث آرامش روانی و لذت و خوشی در فرد و بیمار سادیسمی میشه

    ۳ نوع سادیسم البته وجود داره که البته میشه هر ۳ نوعش در یک شخص همزمان باشه و مفصله و من خلاصه عرض میکنم ؛

    سادیسم ذهنی : حالتی که شخص بجای اینکه به دیگران آزار برسونه صحنه های اعمال سادیسمی را در ذهن خود مجسم میکنه و از آنها کسب لذت میکنه

    حالت دوم سادیسم سمبلیک( یا کلامی) هست : در این حالت شخص بجای وارد کردن زجر و شکنجه بدنی به دیگران کوشش میکنه با توهین و تحقیر و پایمال کردن شخصیت افراد برای خود یک حالت ارضای روانی ایجاد کند.


    حالت سوم هم سادیسم بدنی: این افراد کسب لذت و خشنودی رو در تحمیل آزار بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای شریک جنسی خود می بینند.

    نکته: برخی مواقع حتی تا مرحله کشتن و از بین بردن طرف مقابلشون ادامه میدن لذا باید درمان بشن..

    این افراد غالبا همسر خودشون را با زنجیر شلاق تجهیزات پلاستیکی و چرمی مورد شتم و شنکجه قرار داده و احساس لذت میکنند  و اگر طرف مقابل که همسر این افراد هستند تقریبا شخصیت سالم و یا نرمال داشته باشه(چون ما در روانشناسی ۳ تیپ شخصیتی داریم بیمار نرمال و سالم ) به احتمال زیاد ترک چنین رابطه ای میکند و طلاق میگیره


    اما یک نکته دیگر بسیار مهم: اگر طرف مقابل و همسر دچار اختلال سادیسمی فردی با احتمال مازوخیسمی باشه این دو مانند قفل و کلیدی میشن که برای هم ساخته شدند!


    انحراف مازوخیسم یا اسم دیگش شهوت خودآزاری دقیقا نقطه مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دگر آزاری هست،یعنی به کلام کوتاه عرض کنم سادیسم یعنی دگر آزاری و مازوخیسم یعنی خودآزاری

    یک فرد سادیستیک از آزار و اذیت دیگران لذت میبرد اما یک فرد مازوخیسم از آزار جنسی که خودش میبره لذت جنسی میبره

    اینگونه انسانها دوست دارند چه از طرف خود چه دیگران آزار ببینند

    لذت بردن این انسانها جز با زجر و شکنجه حاصل نمیشه!

    مازوخیسم روانی ، احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیکی اقسام مازوخیسم هستن.

    مازوخیسم روانی جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی طلبند! و جالب اینه که زخم زبان و اهانت و .. انها رو به اوج لذت میرسانند.

    مازوخیسم روانی تا زمانی که از شخصی دشنام و تحقیر و ناسرا نشنیده اند ناراحت و ناآرام هستن!

    البته این گونه بیماران در حین رابطه جنسی میلی به تحمل آزار جنسی ندارند بلکه فقط از شنیدن الفاظ رکیک لذت میبرند

    برخی دیگر از مازوخیسمی ها مازوخیسم احساساتی که معمولا کم رو هستن از آشکار شدن انحراف خودشون هراس دارند و درنتیجه به درون خود پناه میبرن ، این افراد تلاش میکنند که با تماشای صحنه های مازوخیسم از راه فکر و خیال تمایلات غیر عادی خود را ارضا کنند .

    اما مازوخیسم فیزیولوژیکی که حاد ترین وجه آن هست حالتی هست که انسان رو وامیداره تا احساس درد و رنج لذت ببره و بدن خود را با اشتیاق در معرض درد و زجر قرار بده 

    برای این شخص درد مفهومش از دست رفته و حتی لذت و شور و شعف جاشو میگیره ، مبتلایان به این دسته این بیماری از شکنجه ، پاره شدن پوست و گوشت خودشون و یا سوخته شدن پوست بدنشون لذت میبرن

     و چنانچه درمانی براش پیدا نکنند اخر کار خودشون رو هلاک میکنند و می کشند!

    حالا اگه این دو ( سادیسپ و مازوخیسم ) رو ترکیب کنیم اصطلاح سادومازوخیسم شکل میگیره 

    و به این صورت میشه که فرد از تحقیر شدن و درد کشیدن و یا ایجاد درد و تحقیر در دیگران هردو لذت میبرند که معمولا در فعالیت های سکسی و جنسی اتفاق میفته

    توی برخی کشور ها از جمله آمریکا و اروپا فروشگاه های مخصوصی برای کسانی که روابط سادومازوخیسمی دارند وجود داره که توی برخی فیلم های خارجی هم میشه اینها رو متوجه شد

    البته حتی مطبوعاتی هم هستن که دعوت به همکاری از فعالیت های سادومازوخیسمی چاپ میکنند!

    اما راجب علل و سبب ایجاد این ببیماری ها چند نظر هست که نمیشه حتمی علت اصلیش رو بیان کرد و مشاور و روانشناس باید احتمالا رو بررسی کنه تا بالاخره درمان بشه

    اما یک علت اصلی آن برای نمونه عرض میکنم که افرادی که مورد خشونت جنسی و یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند ؛ و یا شاهد صحنه هایی از این قبیل بوده اند حس انتقام جویی در انها منجر به آن میشه که به رابطه ی جنسی خشن تمایل پیدا کنند ، اما این به این معنا نیست که لزوما افرادی که این بیماری رو دارند حتما مورد تجاوز قرار گرفته اند و  برای تشخیص درست و دقیق باید با مشاور متخصص بررسی بشه

    اما راجب یکی از علل مازوخیسم هم به این برمیگرده به تجربیات تلخ کودکی و نفرت و خشم سرکوب شده خود ، و این خشونت و خشم سرکوب شده هم سبب میشه تا شخص با آسیب رساندن به خود احساس آرامش کنه و درواقع از خود انتقام بگیره 

    در مردان درصد مبتلایان به سادیسم بیشتر و در خانمها درصد مبتلایان به مازوخیسم بیشتر از آقایان هست.



    اما درباره درمان این اختلال همانند علتهای آن که حتمی نیستند درمان قطعی وجود ندارد و خب برخی از رواندرمانگراها مانند رواندمانی بینش مدار یا رواندرمانی تحلیلی کمی کمی درمان رو انجام میده و البته با مدتی کار این هم صورت میگیره و درواقع بر روی برخی ها بی تاثیر هست !

    اما من نظرم این هست که با روانکاو خوب میشه این رو درمان کرد

    خب هر انسانی در طول زندگی خود هم رفتاهای سادیسمی و مازوخیسمی انجام میده و فقط کم و کیف آن متفاوته

    نکته جالب اینکه از بد تولد و کودکی این ریشه داره یعنی کودکی که به پشه ای آزار میرسونه یا به گربه ای سنگ پرتاپ میکنه یا شوهری که همسر خودش رو در حضور دیگران شماتت و تحقیر میکنه پدری که فرزندش رو در جمع سرزنش میکنه ، رئیسی که از آزار و اذیت کارمندان زیر دست خود لذت میبره ، معلمی که به تحقیر شدید و ناچیز دیدن کار و تلاش دانش آموزان خود داره ، آدم معتادی که با اینکه از مضرات مواد مخدر باز به استفاده مدام آن مبادرت میورزه از جمله رفتار های سادیسمی و مازوخیسمی هستند ، این رفتارها در برخی افراد به مرور زمان کاهش یافته و برخی ثابت میمونه و برخی رشد میکنه و ادامه پیدا میکنه و به اختلال تبدیل میشه

    برای کمک در درمان هم میتونید از مشاوره تخصصی با من کمکی بگیرید .

    موفق باشید.

  • ۱ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶

    نشانه های افسردگی و راه درمان

    من میخوام بدونم نشانه های افسردگی چیست و افسردگی خفیف و شدید که میگن چیه؟ و راه درمان افسردگی رو هم همینطور بگین ؛ نشونه های حتمی و غیر حتمی چین؟ ممنونم از سایت بسیار خوبتون.

    پاسخ:
    عزیزم علائم افسردگی ۳۰ تاست که اگه کمتر از ۱۲ علامت و کمتر از دوماه داشته باشید افسردگی خفیف گویند اما درغیر اینصورت شدید میگویند.
    اما علائم افسردگی :
    ۱_کمبود، کاهش یا نداشتن انرژی و توان در انجام کارها
    ۲_کاهش در میزان اشتها+کاهش در میل به غذا خوردن و همینطور لذت نبرد از میل کردن غذا
    ۳_مشکلات در خواب یا بی خوابی و دیدن رویا و کابوس
    ۴_احساس غم و اندوه شدید+عمیق و سنگین
    ۵_عدم تمایل به درگیر شدن درفعالیت های عادی،معمول و مرسوم زندگی
    ۶_حس درماندگی و بیچارگی
    ۷_یاس و ناامیدی+حسرت و افسوس بخاطر از دست رفتن همه ی فرصت هاو امکانات
    ۸_گرفتاری در فعالیت های ذهنی
    ۹_منفی بافی و منفی نگری( فقط به جنبه ی بد قضیه نگاه کردن)
    ۱۰_ازدست دادن توجه و تمرکز
    ۱۱_اختلال و اشکال در یادگیری و آموزش
    ۱۲_تردید و دودلی در یک تصمیم گرفتن ساده
    ۱۳_اختلال و اشکال در سخن گفتن و گفتگو کردن
    ۱۴_کاهش میل جنسی
    ۱۵_مصرف بیش از حد مشروب، سیگار و مواد مخدر
    ۱۶_تمایل به خودکشی
    ۱۷_احساس گناه کردن و تقصیر داشتن
    ۱۸_احساس بی ارزش بودن، بی فایده بودن و بی اهمیت بودن
    ۱۹_رعایت نکردن اصول سلامتی و توجه نکردن به ظاهر خود
    ۲۰_اضطراب(دوسوم افراد مضطرب افسرده هستن)
    ۲۱_دردهای فیزیکی و غالبا دردهای روانتنی معمولا در ظاهر
    ۲۲_حالت خستگی همیشگی و دائمی و نوعی کوفتگی
    ۲۳_گریه کردن بیش از حد یا گریه رگباری
    ۲۴_حالت توقع و انتظار از دیگران
    ۲۵_نارضایتی و طلبکاری از دیگران
    ۲۶_خشمگین و پرخاشگر و عصبانی بودن
    ۲۷_گوشه گیری+انزوا
    ۲۸_حساس بودن افراد افسرده
    ۲۹_توهمات و فکرهای باطل و هذیان
    ۳۰_پاسخ دادن نسبت به داروهای ضدافسردگی و ضداضطراب

    نکته: همانطور ته عرض کردم اگر کمتر از ۱۲ علامت و کمتر از دوماه این علائم را داشته باشید شما دچار افسردگی خفیف شده اید اما اگر بیش از ۱۲ علائم از ۳۰ علائم افسردگی را در طول مدت بیش از دوماه داشته باشید شما افسردگی شدید دارید
    برای بررسی دقیقه و ارائه راهکار درمان افسردگی با شماره تماس های مشاوره ای ما در تماس باشید.
  • ۱ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶

    من بیماری اریتروفوبیا دارم

    سلام من مشکل و بیماری اریتروفوبیا دارم و هر وقت از من سوالی چیزی میشه صورتم داغ میشه و سرخ میشم به شکلی که اطرافیانم میگن چرا سرخ شدی خیلی افسرده شدم و خیلی گوشه گیر دنیا برام بی ارزش شده خواهش میکنم کمکم کنید هفته بعد در دانشگاه کنفرانس دارم و مجبورم ارائه بدم خیلی میترسم میشه یک قرصی معرفی کنید که علائم ترسم اون روز دیده نشه .یک چیز دیگه من پیش روانشناس هم رفتم و میگن با ید تلقین کنی و مواجهه و اینا ولی نشد روز ب روز دارم بدتر میشم دیگه الان میترسم با خانوادم سر یفره بشینم چون ب محض پرسیدن اولین سوال صورتم یرخ مبشه خواهش میکنم کمکم کنید از یک مشاور پرسیدم گفتن ک باید دارو درمانی بشم .ممنون


    پاسخ:

    باسلام ، برای این مشکل ابتدا با رواندرمانی پیش میریم سپس با تلقین درمانی و بعد این دو اگه نتیجه نداد و یا نتیجه قابل توجه نبود باید دارو درمانی کرد و سپس در مرحله آخر اگه به مرحله ی شدیدتری هم رسید شوک درمانی همراه با هیپنوتیزم بشه


    اما از آنجایی که معمولا این مشکلات رو با دوروش اول میشه حل کرد غالبا من توی مشاوره هام توی چند جلسه درمان کردم اما بصورت مداوم حتما باید نکاتی که روانشناس میگه رو انجام بدین و مداومت بر فعل ان داشته باشید

    زندگی شما بهتر میشه اگه سطح آگاهی خود رو بالاتر ببرید

    یک روش بسیار ساده در مرحله ای اول که من توی مشاوره هام انجام میدم روش آگاهی رساندن هست ، یعنی یک سری سیر مطالعاتی در بحث بالینی بهتون میدم گوش میدید و بعد آن من روش های روان درمانی خودم رو پیاده میکنم

    به عنوان مثال تپش قلبی که همراه با سرخ شدن صورت و تپق زدن در صحبت پیدا میکنید معمولا از استرس هست که با اگاهی بخشیدن راجب کلیت استرس میتونم با شما بهتر کار کنم و با روش برتر شمارو درمان کنم

    برای مشاوره با ما میتونید تلفنی یا بصورت چت و آنلاین در ارتباط باشید.

  • ۱ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۸ آذر ۹۶

    اینکه بخواد منو اینجا نگه داره و آزادیمو بگیره نمیتونم

    دختری هستم19ساله وشوهرم25...یک ساله عقدم وهمون روزاول باشوهرم صحبت کردم که هفته ای دوروزپیش هم باشیم به سختی قبول کردن ولی هردفعه که میخواستم برم خونمون دعوامیکردیم چون همش میخواست پیشش باشم راضی به رفتنم نبود8ماهی شدهمینجورادامه داشت دوروزدرهفته وهمش هم دعوا...تااینکه کلاقراروشکستن ومنم یه ماه حتی شدخونشون موندم هردفعه هم ی بهانه هایی میووردکه مثلامیخوام خودموپیداکنم ب تونیازدارم یاهرچیزدیگه...میگه ک من میخوام همیشه پیش توباشم بدون تونمیتونم...منم دیدم این جورنمیشه ک من همش خونشون باشم گفتم پس توبیاخونه ما...یکی دوماه هم اومدواین یکی دوماهم یه بحث بین منوخانوادش بودواسه همین اونجاموندبعدکه من اشتی کردم باهاشون اون دوباره راهش خونشون بازشدومنو۱۵روزه۲۰روزه میاره خونشون... واقعاازاین زندگی خسته شدم هیچ راهی هم ندارم...الان ۱۵روزه ک منواورده خونشون....بهم میگه دوسه روزه میریم وبرمیگردیم ولی وقتی میایم خونشون میدونه من نمیتونم برگردم بیشترمنونگه میداره...واقعاخونه پدرشوهرموندن سخته مخصوصاخانواده شوهرمن...وخونه هامونم ازهم ی نیم ساعتی دورن...گوش به حرفم نمیده اصلا...نقطه ضعف منم دستش اومده تااینکه بایه کارش مخالفت میکنم میگه بیرون ودوست وایناتعطیل...درصورتی ک من ازوقتی ازدواج کردم بخاطریکسری محدودیتا ماهی یباربادوستام میرم بیرون...کلامن دورهمی خانوادگی هم ندارم بخاطرشوهرم یاخونه پدرشوهرم هستم یااون خوشش نمیاد...چندشب پیش یک دورهمی خانوادگی بودگفتم بریم خونه پدرشوهرمم بودیم گفت نه حالایبارتومهمونیاشون نباش چی میشه منم گفتم باشه درصورتی ک خودش همه جامیره...تو خانواده ای بزرگ شدم که هیچوقت کسی باهام مخالفت نکرده سرم دادنزن آزادی داشتم ولی الان اینجورزندگی برام سخته بااین حالاتحمل کردم ازخواسته هام گذشتم...واینوهم بگم که بیکارهم هست متاسفانه...همشم خونه😔من باهمه چیزسعی میکنم کناربیام بابی پولی وبیکاری چون میدونم همه اولش همه چیزشون فراهم نبوده ولی اینکه منوبخواداینجانگه داره وآزادیموبگیره ویانتونم خانوادموببینم نمیتونم


    پاسخ:

     تشکر بابت توضیح خوب و کاملتون، من در شوهر شما وابستگی و ترس از جدایی و تنهایی رو می بینم ، لذا حالا شمارو نیاز دارند تا پیششون باشید و دور نشین!

    اما شما چرا اینقدر دوست دارید برین پیش خانوادتون باید مطمئن شد که شما به خانوادتون وابستگی ندارید.

    درضمن فکر میکنم شما آمادگی ازدواج رو نداشتین و به بلوغ های لازم در این زمینه نرسیدید ، لذا اون حس آزادی رو فکر میکنید از دست دادید،درصورتی که ازدواج برای شخصی که آمادگی داره یک زندان نیست!

    یک مقدار از محدودیت طبیعی هست اما اگه کلا نمیذارن شما بیرون برید این نشونه ی حالت کنترلینگ ایشون هست لذا در جهت مخالفت و مقابله به مثل کردن ایشون اصلا حرکت نکنید که این اولین توصیه جدی من هست به افرادی که همسر این چنین اشخاصی هستن و دوما اینکه حتما گفتکوی متناسب در زمان و مکان مناسبی با ایشون داشته یاشید

    سوم از واسطه گری یک مشاور میتونید استفاده کنید که با هردوی شما صحبت کنه و من میتونم این کارو بای شما انجام بدم

    البته من میتونم ببینم که شوهر شما هم کمی درونگرا هستن و شما کمی برونگرا و دوست دارید اجتماعی تر باشید.

    اما سوم اینکه میشه بعد این دو مرحله گفت که آیا زندگی مشترک شما ارزش موندن داره یا خیر

    و این ها باید با کمک یک مشاور بررسی بشه البته توضیحات شما خوب بیانگر مشکلات شخصیتی ایشون و کمی جاخوردن شما با مساله ازدواج هست، موفق باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ آذر ۹۶

    قول دادن خواستگار برای ترک عادت بد مثل شکاکی!

    سلامم...من با پسری سه ساله دوستممم الان میخواد بیاد خواستگاریمم...شکاکه دست بزنم داره...جوریی که من سرد شدم ازش...خودش میگه قول میدم این رفتارامو بزارم کنار چند باری سر همین دعوا گرفتیمم من ولش کردم اومده منت کشیو جلو خونمونا گریه میکرد...من چیکار کنم به نظرتون...ازدواج با همچین ادمی نتیجش چیه

    zbartar.blog.ir(زندگی برتر)

     ✅پاسخ:

    با سلام، شکاک بودن،دست  بزن داشتن ، گریه کردن ، منت کشی ایشان که میتواند ناشی از شدت وابستگی ایشان باشد  همگی خود نشانه مشکلاتی هست که هیچ یک با قول دادن رفع نمیشوند ، همانند اینست که یک بیمار به جای درمان بگوید  قول می دهم مریض نشوم ،

    ایشان نیاز به درمان و مراجعه به مشاور دارند و ازدواج با این وضعیت توصیه نمیشود ( برای خود ایشان هم توصیه نمیشود نه فقط شما )  ، همچنین شما هم باید  بدانید هدف فقط ازدواج کردن نیست ، شما وقتی مدتی با فردی در رابطه هستید و به این نتیجه رسیدید وی فرد مناسبی نیست  نباید رابطه را ادامه دهید .

    برای مشاوره تلفنی با ما میتونید از طریق آیدی تلگرام من یا شماره تماس همراهم(۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶) در تماس باشید.


    مطالب مرتبط:

    حساسیت و شک کردن به نامزد + روش درمان    》

    برام مهم نیست که به زنای دیگه نگاه کنی           》

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۴ آذر ۹۶

    حساسیت و شک به نامزد و همسر+راهکار درمان

    حساسیت و شک به نامزد و همسر

    سلام،ممنونم از سایت خوبتون

    خانمی هستم که به تازگی عقد کرده ام،شغل همسرم به گونه ایست که روزانه با خانم های زیادی در ارتباطه و اکثر همکاران نامزدم خانم هستند که منو اذیت میکنه، وقتی همسرم از اتفاقات روز کاریش میگه هر جریانی که تعریف میکنه  همکاران خانمش هم در اون جریان هستند ، و اعصابم بهم میریزه من رو خودم نمیارم و به همسرم چیزی نمیگم اما واقعا برام سخته لطفا راهنماییم کنید بازم ممنون از سایت خوب زندگی برتر خدا خیرتون بده


    پاسخ:

    درود و تقدیم احترام،تشکر بابت لطف شما نسبت به سایت زندگی برتر ، در پاسخ به سوال شما ذکر چند نکته اهمیت دارد 

    اول اینکه لازم است بین حساسیت ، شک و حسادت جنسی تفاوت قائل بشیم برای درک این موضوع

    حساسیت به مفهوم اینه که شما از اینکه همسرتان بین همکاران ، جنس مخالف هستند احساس خوبی ندارید در واقع این همان غیرت است و شما در این حس به همسرتان شک ندارید بلکه بیشتر به همکارنشان که هم جنس خودتان هستند شک دارید و رفتار مشکوکی ازهمسرتان مشاهده نکردید و حس نکردید


    دوم شک : حس شک زمانیست که شما نسبت به همسرتان مشکوک باشید بعبارتی رفتاری یا حرفی یا نشانه های از همسرتان دیده باشید که شما رو به شک انداخته باشه که همسرتان با یکی از همکاران در رابطه هست 


    سوم حسادت جنسی : زمانیست که شما حس تملک روی همسرتان داشته باشید، به نحوی که اصلا تمایل ندارید همسرتان هیچ ارتباطی با جنس مخالف داشته باشه که حتی ممکنه شامل خواهر و ماردشان نیز بشود


    حالا راهکار چیه ؟

    اگر شما نسبت به همسرتان حساس هستید


     اولا حساسیت تا یه حدی اصلا بد نیست و طبیعیست، لازمه که از همسرتان بخواهید شما را به محیط کارشان برده و به همکاران خانم معرفی کنند و ضمن اینکه با همسرتان در این خصوص صحبت کنید 


    وظیفه همسرتان چیست : اولا همسرتان نباید در مطرح کردن اتفاقات روزانه از  جملاتی که حس حسادت شما را برانگیخته میکند صحبت کنند ، گاهی مردها برای اینکه نشان بدهند  هیچ ارتباطی بین آنها و همکارانشان نیست و همچنین نشان دهند که چیزی را از همسرشان پنهان نمیکنند ، تمام جزئیات ارتباط با جنس مخالف ( همکار- مشتری ) مو به مو تعریف میکنند که ناخواسته باعث حساسیت همسر میشود در ثانی باید تعاملات اجتماعی با جنس مخالف را بعد از تاهل نسبت به دوران مجردی یک سطح کاهش دهند همچنین  تماسهای کاری با همکاران یا مشتریان جنس مخالف صرفا در ساعات کاری باشه نه  در ساعات غیر کاری و مخصوصا ساعاتی که درمنزل هستند حال اگر بنا به شرایطی ناچار وبدند خارج از محیط کاری هم تماس داشته باشند مکالمه در حضور خانواده باشد

    چنانچه  شما نسبت به همسرتان مشکوک هستید 

    اولا ممکنه شک شما بر اساس برداشتها و قضاوت نا درست شما باشه ، شما وقتی رفتاری یا حرفی از همسرتان میبینید و میشنوید که باعث شکتان میشود نباید  در ذهنتان اقدام به خلق داستان خیانت و امثالهم کنید بعبارتی ببرید و بدوزید  وباید  در نهایت خونسردی با همسرتان در این خصوص صحبت کنید اما این صحبت نباید به گونه ای باشه که همسرتان احساس کنه که شما بهش بی اعتماد هستید بلکه باید به گونه ای باشه که همسرتان بداند ، ایشان برای شما مهم هستند و شما حواستون به رفتارهایشان است، بعنوان مثال جلسه دادگاه و بازجویی راه نندازید در کمال آرامش و دوستانه صحبت کنید و حستان را به زبان بیارید

    zbartar

    حتما درمورد احساستان با همسرتان صحبت کنید قبل از قضاوت و برداشت نادرست اجازه ندید افکار منفی ذهنتان را درگیر به خود کند و درم واقعی که حس شک دارید این موضوع را با دوستان و آشنایان در میان نگذارید بلکه لازمه اول با همسرتان صحبت کنید 


    از طرفی برخی خانم ها اساسا نسبت به جنس مخالف بدبین هستند ، این افراد مدام دنبال این هستند که از همسرشان آتو بگیرند تا به خودشان اثبات کنند که بدبینی من درست بود ، یواشکی  موبایل همسرشان را چک میکنند،با خط دیگر به همسران پیام ارسال میکنند،در فضای مجازی بصورت ناشناس با همسرشان رابطه برقرار میکنند خلاصه هر کاری میکنند تا به خودشان ثابت کنند که همسرشان قصد خیانت دارد

    alihosseinpoororiginal@

    و اگر شما دچار حسادت جنسی هستید

    یعنی همان حس تملک  لازم است با توجه به اینکه در دروان عقد هستید حتما تا پیش از ازدواج جهت درمان مشاوره با خود من (فرشاد حسین پور) یا همکاران دیگرم در سایت داشته باشید ، سالم باشید.

    منبع:سایت زندگی برتر

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۴ آذر ۹۶

    من خیلی احساس تنهایی میکنم

    سلام من خیلی احساس تنهایی میکنم بیشتر اوقات احساس دلتنگی میکنم ٣خواهر دارم سرشون گرم زندگیشونه اصلا سراغی از من نمیگیرن.من ادم کمرویی هستم.در برخورد با دیگران فکر میکنم دیگران متوجه خجالتی بودنم میشن.راحت نیستم.توی جمعها میترسم کسی به من اهمیت نده.فکر میکنم اجتماعی نیستم و حوصله دیگران رو سر میبرم.احساس ناامیدی تنهایی و دلتنگی دارم. لطفا راهنمایی کنید ممنون.


    پاسخ:

    باسلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر،باید عرض کنم که آیا اتفاق خاصی براتون جدیدا پیش آمده یا افکاری شما را با گذشته یا آینده درگیر کرده؟ 

    با توجه به متن سوال مواردی که ذکر کردید میشه چند مورد را چک کرد:

    1- ویژگی های شخصیتی شما درونگرایی و ... که باعث کناره گیری بیش از حد شما شده باشد 

    2- اعتماد به نفس شما که خیلی به نکات منفی توجه دارید و از خصوصیات مثبت غافلید...

    3- اضطراب اجتماعی و مساله های مرتبط با آن...

    4- افسردگی بر اثر اتفاقی جدید در زندگی...


    شما اولین گام را برای خود شناسی برداشته اید و به نکات منفی که آزاردهنده هستند پی بردید ولی درکنارش حتما لیستی از نکات مثبت هم داشته باشید، منتظر نمانید تا خواهران به شما سر بزنند از خودتون شروع کنید حتما با دیدن خویشاوندان حال و انرژی بهتری خواهید داشت، برای اینکه کمرویی برطرف شود تمرین های روزانه جلوی آینه و یا اگر مطالعه دارید در جمع کنفرانس بدید چندین بار که این کار را بکنید حتی می توانید در حد یک سخنران در جمع صحبت کنید از کوچکترین کارهای ارزشی(  ورزش، بازدید دوستان و خویشاوندان، تفریح، تحصیل، امور خیریه و...) شروع کنید و با برنامه ای روزانه پیگیر باشید حتما موفق خواهید شد. اگر تکالیف را انجام دادید و بهتر نشدید مشاور حضوری بگیرید تا ارزیابی دقیق صورت بگیرد اما اگه نمیتونید حضوری تلفنی و تلگرامی در خدمتیم، سالم باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۳ آبان ۹۶