زندگی برتر

مشاوره حضوری یا تلفنی یا تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی ،طلاق ومسائل متفرقه

۳۷ مطلب با موضوع «مشاوره ازدواج و خانواده :: مشاوره مسایل خانوادگی» ثبت شده است

پسری ١٧ساله هستم عاشق رابطه جنسی با محارم بویژه مادر

سلام پسری ۱۷ ساله هستم شهوتم خیلی بالاست منظورم واقعا خیلیه از وقتی که یادمه عاشق سکس و رابطه جنسی با محارمم شاید بخاطر خوندن داستان های سکسیه البته بگم از همه بیشتر بویژه به مادر علاقه نشون میدم البته تقصیر خودشه خیلی وقتا تو حموم بدنشو لخت دیدم  چند بار هم بیرون حموم دیدمش وقتی میخواست لباساشو ور داره کاملا همه جاش رو دیدم بیا این کاراش خیلی تحریکم میکنه چند باری هم سکس مامان وبابامو دیدم به نظرم دارم دیونه میشم بعد شب های جمعه من میرم تو اتاق مامانم میبینم لباس های زیرش که پره از لکه های منی رو بو میکنم ومیزارم تو دهنم یه بار هم موقع ی که خوابیده بود رفتم سر وقتش و با باسنش ور رفتم خیلی میترسم نه تنها مادرم بلکه به خواهرم و همه ی محرم های زندگیم علاقه شدیدی دارم ودوست دارم به هاشون رابطه داشته باشم واقعا به کمکتون نیاز دارم خیلی زیاد میترسم که دیگه خیلی دیر شده باشه هر لحظه امکان داره کاری کنم که زندگیم رو خراب کنم


پاسخ:

سلام عزیزم میتونی بصورت آنلاین یا تلفنی مشاوره رایگان دریافت کنی

  • ۱ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶

    من یه برادری دارم که دوست ندارد کلماتی مانند داداشی یا هرکلمه زیبایی بشنود!

    سلام من یه برادر دارم که چهار سال از من بزرگ تر است و الان ۲۰ سال دارد واسم او پرهام است 

    خیلی خیلی دوستش دارم به طوری که حاضرم زندگی ام را به پایش بگذارم ولی  کاش او هم اینگونه بود 
    جدا از اینکه خیلی اوقات هم از او کتک می‌خورم 
    خیلی دوست دارم کنارش بنشینم و برای یک بار هم که شده به او بگویم داداشی ولی او همیشه به خاطر این گونه رفتار هایم مرا کتک میزند 
    من خیلی دوست دارم به تلگرام بروم و با بقیه دوستانم باشم ولی هر وقت با او در این باره حرف میزنم کتک می‌خورم 
    برای همین وقتی میخواهم در مورد برادر یکی از دوستانم حرف بزنم به جای اینکه نام او را 
    ببرم به او میگویم داداشی 
    میخواستم بدانم چه کار کنم رفتارش با من خوب شود !البته این را هم بگویم که اصلا 
    دوست ندارد کلماتی مانند دوست دارم !داداشی !یا هر کلمه زیبایی را بشنود

    پاسخ:
    سلام عزیزم مساله شما جدی نیست لذا واقعا دست از بچه بازی بردارید !
    این الفاظ نه اشکالی داره و نه ضرورتی اما احتمال این هست که شما چون محدود هستین محبت شما بیشتر به سمت برادرتون گرایش پیدا کرده لذا برای برادرت توضیح بده که من از کنترل کردن خوشم نمیاد و دوست دارم تلگرام داشته باشم و میتونید در این باره مادر یا پدر خودتون رو واسطه قرار بدین
    حساسیت به خرج ندین
    موفق و موید .
  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۱۱ دی ۹۶

    پدرم خیلی عصبانیه چطور اخلاق پدرمو تغییر بدم

    من یه دختر16ساله ام پدرم خیلی عصبانیه دوست دارم ب سر و وضعم برسم ولی نمیزاره و همبشه دعوام میکنه واقعادیگه بریدم نمیدونم چیکارکنم

    میشه راهنمای آیم کنید

    میخواهم راهنمای  آیم کنید که چطور  اخلاق پدرمو تغیر بدم


    پاسخ:

    باید عرض کنم عزیز که منظور از عصبانیت آیا در شرایط خاصی و یا اتفاق ماجراهایی هست یا حتی در شرایط عادی هم عصبی هستن یعنی تیک عصبی دارند، این دو با هم متفاوته عزیز من

    یا اینکه میگی دوست دارم به سرو وضعم برسم ولی نمیذاره منظور از رسیدن به سرو وضع اگه بصورت خوب و مطلوب باشه که کمی کمی آرایش هم همراهش باشه خب چون کار مطلوبی هست باید یا گفتگوی مناسب داشته باشم یا بواسطه مامان اینها رو بیان کنید اما اگه خواسته ی خودت نامعقوله و کارت اشتباهه و آرایشی میکنی که در حد و شئونات خانواده نیست بهتره ترک بشه و تقصیر رو گردن پدر نندازید.

    اما ما به هیچ عنوان نمیتونیم افراد و آدمها رو تغییر بدیم تنها میتونیم به تعادل برسونیم و این هم با یک دو شب اتفاق نمی افته البته که عصبانیت خوب نیست و انسان رو از محبت کردن باز میداره ولی لجبازی با خواسته ی ایشون نکنید و بذارید حرف مدیر و مدبر خونه باشه و شما اگه مادرتون زنده هستن ازشون میتونید به عنوان ابزار ( نه به معنای بدش که سو استفاده معنا داره ) برای پیشبرد هدفهاتون که به تعادل رساندن رفتار پدر هست البته با همکاری خود مادر و اعضای دیگر خانواده اگه دارید انجام بشه، اما اینکه چطوری و چند مدت کار بشه میتونید مشاوره بیشتری داشته باشید.(از قسمت نظرات همین مطلب سوال بفرمایید یا مشاوره تلفنی یا تلگرامی دریافت کنید)

    موفق باشید.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ آذر ۹۶

    تجاوز برادر به خواهرش!

    سلام آقای حسین پور من مدتی هست که داستان هایی از سکس و تجاوز محارم میخونم و بعضا فیلم می بینم واقعا حالم خیلی بده و توی سایت خودتون هم چندتا داستان سکسی از محارم زدین و من واقعا حالم خیلی عوض میشه 

    چند مدتی هست که من به خواهرم نظر بدی دارم و بیشتر نگاهم به اندام و بدن و سینه خواهرم هست و بیشترین چیزی که جستجو میکنم تجاوز برادر به خواهرش هست که منو بیشتر عذاب میده و احساس گناه و عداب وجدان میکنم 

    من فقط یک بار توی خواب خواهرمو از پشت بغل کردم ولی نزدیک بود بیدار بشه و دست کشیدم و دیگه کاری نکردم


    میخوام اگه بشه مشاوره تلفنی بهم بدین و من کاملا مشکلم رو توضیح بدم و شرایط خانوادگی خودم رو توضیح بدم تا بهتون بگم که چطوری به این حد رسیدم و دوست دارم قضاوتم نکنید اینو میفرستم تا پیش داوری نکنید

    البته اونطوری که شما داستان ها و واقعیت های جامعه ما رو میذارید من حس میکنم میتونم بهتون اعتماد کنم

    ممنونم از سایت خوبتون امیدوارم زودتر حواب بدین چون حالم واقعا بده


    پاسخ: 

    باسلام، من حسین پور هستم مشاور زندگی برتر، بینید تنها و تنها یکبار میفهمم که میتونید از سر کنجکاوی این داستان ها و یا فیلم های خانوادگی و امثال این موارد رو مشاهده کنید اما دنبال کردن یک ماجرای دیگریست

    میوه ممنوعه بالاخره این مواردی هست که بصورت اجتماعی هم گفته شده ازش دوری کنید و سمت سکس با محارم و به صورت مقدمه فکر آن نرید.

    شما ظاهرا وقتتون خالیه و کارهای خوب زیادی ندارید که وقتتون رو پر کنه و بتونه شمارو از این طرف ماجرا پرت کنه

    لذا باید یک برنامه ریزی بهتون بدم که خوشحال میشم تماس بگیرید و وقتی بگیرید مشاوره تلفنی یا تلگرامی دریافت کنید تا روال کار و راه کارها رو خدمتتون عرض کنم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۱۳ آذر ۹۶

    تجاوز کردن پسر بزرگتر به پسر کوچیکتر

    سلام علیکم


    خداکنه الان باشین


    دارم روانی میشم دارم دیوانه میشم شایدم شدم


    دیشب آخر وقت خیلی اتفاقی فهمیدم پسر 17 سالم رفته سربخت پسر 8سالم برای تجاوز .نفهمیدم بهم چی گذشت.دنیا  به سرم خراب شد.تاالان چشم رو هم نگذاشتم.ازفکرای عجیب غریب ازترسای شدیدم از گذشته آینده.دلم داره به حال پسر کوچیکم آتیش میگیره چی کشیده این چندبار؟همیشه هم سکوت میکرده ازترسش.خیلی لاغره خیلی درساشو دیر میگیره یابهتر بگم اصلا نمیگیره لکنت زبون داره نکنه دلیل همه اینا اون ترسیه که از برادر کثیفش به دلش افتاده


    مغزم داره میترکه


    چرا پسربزرگم بهش رحم نکرد؟


    نکنه رو آینده پسر کوچیکم اثرمخرب بزاره


    برخوردم بااین حیوون که تا به امروز خیلی پاک ومقدس  میدونستم باید چطور باشه


    باپسر کوچیکم؟


    خدایا دارم دیوونه میشم گمکم کن


    خواهش میکنم تمنا میکنم التماس میکنم  هرچه سریعتر جواب بدین شوک بزرگی بهم وارد شد


    حسابی باباش کتکش زد ومنم فقط بدوبیزاه میگفتم بهش


    معلوم بود حسابی ترسیده  بود


    الهی بمیرم برااون پسرم ک میدید وهیچی نمیگفت اون خیلی مظلومه


    حالا دلیل ترس بیش از حدشو ازین برادرش فهمیدم الهی بمیرم


    بی صبرانه منتظر جوابتون هستم


    خداخیرتون بده زودتر جواب بدین


    پاسخ:

    با سلام حسین پور هستم مشاور زندگی برتر ، ببینید مادر عزیز گذشته از اینکه آثار مخرب روانی بروی پسرتون میذاره از جمله احتمال شوک مملو از استرس و ترس از تنهایی و جدایی و غالبا حمله وحشت اضطراب و یا فوبیا در این جمله افراد که دچار این نوع تجاوز ها و یا آزار جنسی در کودکی انجام میشه خواهد آمد به هرحال این طور مسائل اگر از طرف محارم هم صورت بگیره به یکباه سقف دنیا روی شخص خراب میشه و در آینده حتی در ازدواج من دیدم که توی مشاوره هام در رابطه جنسی دچار مشکل شده اند و البته این نوع روابط بین اعضای خانواده کمی بیشتر اثر سوء داره از جمله خواهر و برادر و پدرو دختر و یا مادر و پسر و در موارد بسیار کمتر برادر با برادر و حتی خواهر با خواهر این نوع روابط مشکلاتی ایجاد میکنه که چند نوع رو عرض کردم شما کار زیادی نمی تونید انجام بدین

    مخصوصا اینکه گفتین هم شما هم پدرش ایشونو کتک زدین و برخورد نادرستی باهاش کردین!

    تازه شما از کیفیت رابطه خبر ندارین که آیا رابطه جنسی انجام شده یا خیرو اینکه چند بار بوده 

    درضمن اولین قدم پذیرفتن همین واقعیتی هست که اتفاق افتاده از این به بعدش باید کاری کرد و بهترین کار وادار کردن پسرتون به اینکه مشاوره دریافت کنه میتونید تلفنی هم اینکارو انجام بدین

    درضمن یک سری کارهایی و وظایفی هم از طرف شما کم گذاشته شده و همینطور محیط خونه که باید حتما در تماس با من باشید تا بهتون گوشزد کنم و رعایت بفرمایید اما حتما مشاوره از طرف پسرتون رو با من در اولویت قرار بدین ،موفق و سالم باشید.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۱۲ آذر ۹۶

    آزار و تجاوز جنسی توسط محارم

    سلام من ۲۸ سالمه یک خواهر و سه برادر دارم فرزند آخر خانواده هستم از کودکی مورد تجاوز محارم خود یعنی هر سه برادرانم قرار گرفتم که البته دفعات یکی از آنها بیشتر بود الان از همه شون متنفرم با اینکه ازدواج کردم یک فرزند پسر دارم خیلی شبها کابوس میبینم ، آرامش ندارم ، صحنه های گذشته موقع سکس با همسرم جلوی چشمم هستش و باعث میشه نتونم لذت ببرم و خلاصه خیلی داغونم دوست دارم  آزار های جنسی از محارم در زمان گذشته ها را فراموش کنم ولی نمی تونم اصلا دوست ندارم داداشهام را ببینم نفرت دارم ولی یکی از اونا پیش مادرمه و همیشه میبینمش تورا خدا کمک کنید دارم دیوونه میشم افسردگی گرفتم چیکار کنم همیشه تجاوز ها با زور بود از سن ۵ تا ۱۵ سالگی,چیکار کنم کابوس نبینم و خاطرات گذشته اذیتم نکنه و بتونم همسر و پسرم با حوصله و لذت در کنارشان باشم آخه از مردها بدم میاد؟؟؟؟؟

    البته پدرم مریض اعصاب و روان بود  در جوانی اش به دخترها و زنها نظر بد داشته و بهشون حمله میکرده ببوستشون، آیا برادرانم به پدرم رفته اند ، ترا خدا کمکم کنید از بلوغم تا الان فکرم مشغوله و گذشته رهایم نمی کنه دیگه درمانده شده ام . البته یکی از برادرهای من که خیلی از بقیه بیشتر ازش نفرت دارم به غیر از تجاوز خیلی دست بزن داشت و وحشی بود و هنوزم با اینکه ازدواج کرده خیلی شرور هستش و دنباله اعتیاد و مستی و لات بازیه ، خیلی خیلی ازش بدم میاد و با اینکه شوهر مظلوم دارم خیلی میترسم ازش الان ۳۵ سالشه، همش کابوس دعواهاش و تجاوزهاش را میبینم. و منم با این درد  ؟؟؟؟ میخوام تلفنی مشکلم رو بهتون بگم و راه کار بصورت تلفنی بگیرم.

    پاسخ:
    باسلام حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر؛ من تلفنی با شخص مورد تجاوز قرار گرفته توسط محارم خود صحبت کردم که راه کارها را عرض کردم و برای ترک افسردگی و اضطراب و حس نفرت و وحشت و همینطور از بین بردن کابوس سکس با محارم که بعد آن در زندگی زناشویی با شوهر دچار مشکل خواهند شد راه کارهایی دادم ، اما تنها آزار جنسی به محارم برنمیگرده بلکه به هر نوع آزار جنسی توسط هر شخصی باشه برمیگرده و البته توسط محارم بیشتر آسیب داره و آماری که من الان در دست دارم از گزارش ها و تماس هایی که داشتم واقعا تعداد نسبتا کم ولی زیاده!
    این توضیح رو عرض کنم که تجاوز جنسی در کودکی معایب بسیاری داره و بین محارم یعنی پدر و دختر یا مادر و پسر یا خواهر وبرادر که مورد ایشون این مورد بوده انجام اگه بشه به حس تنفر از همه ی مردان هم میکشه 
    اما ما برای هر مشکلی در دنیای امروز راه کار داریم به این خاطر اگه مشکلی مبنی بر آزار جنسی دارید نترسین و با من بصورت خصوصی بگین یا اگه دوست دارید علنی بشه توی وبلاگ بیان میکنم و به نمایش میذارم
    یک سری کارهایی باید انجام بشه که لازمه خوب شدن افراد درگیر این داستان ها هست لذا نترسید و درمان رو جدی بگیریم.
    سالم باشید!

    مطالب مرتبط:
    بوسیدن پای خواهرم                                                                 》
    آیا ماساژ دادن خواهر عیبی داره؟                                               》
    داداشم وقتی منو توخونه تنها گیر میاورد                                    》
  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۲۰ آبان ۹۶

    پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه

    سلام پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه ، پدرش کارمنده و منم خانه دار ولی قبلا معلم بودم انصراف دادم به دلایلی ، ولی خب همیشه اطرافیان میگن تو جوون موندی، من متولد ۵۵ هستم و پسرم متولد ۶۹ من وقتهایی که تو خونه هستم پسرم میاد و میگه خوشکل منی و از این حرفا بعد زمانی بود من میدیم خودشو خیلی بهم میچسبونه و حرکاتی انجام میده ، ب همی خاطر میگفتم جیکار میکنی میگفت تو مامانمی خو چه اشکالی داره، بعد مدتی یروز خونه بودم داشتم لباسم عوض میکردم یه دامن پوشیدم اومدم بیرون که یکهو پسرم منو ترسوند بعدش گفت شوخی میکرده و اینا و منم واقعا فشارم افتاد، واسم آب قند آوردو بعدش گفت میخوای ماساژت بدم؟ منم گفتم باشه ممنونت میشم پسرم، خب اومد رو پاهام نشست و کمرم و شونه هامو میمالید و ماساژ میداد اما گهگاهی دستش میرفت زیر شکمم و میخورد به زیر سینه هام ، خب جندبار اینکارو کرد من گفتم ممنونم دیدم گفت خب بذار بیشتر تموم نشده هنوز  و گفتم باشه و اونم اومد نشست رو باسنم و گفت الان تمام میشه و پایین کمرم رو ماساژ میداد ولی خب گفت کمی بلند شو منم انجام دادم ولی منو نشستنی تو بغلش گرفت و گفت الان تمام میشه! گفتم پسرم چیکار میکنی گفت هیچی خوشکلم! منم کنجکاو شدم ادامش چی میشه دیدم پشتشو مالید به باسنم و کمی لختیش از رو دامنم خورد به پشتم و خب کمی شوکه شدم اما دیدم کمرم هم ماساژ میده و خودشو به اونراه میزنه منم گفتم مامانی بسه هیچی نمیگفت ساکت بود منم ساکت شدم ولی پیراهنمو از پایین کشید بالا و دوباره ماساژ میداد و گفت مامان پیرهنتو دربیاری راحت تری گفتم نه گفت اینی که من میگم اوکی؟ گفتم باشه ولی درنیاوردم اون بزور کشید بالا ولی دید ممانعت میکنم پارش کرد، گفت کاریت ندارم منم کمی گریم گرفته بود ولی خب ماتم برده بود منو خوابوند زمین علنا و خوابید به پشتم منم گفتم چیکار میکنی بیشعور دیدم دست برد دامنو بکشه پایین نذاشتم و بزور بلند شدم و فرار کردم تو اتاق ولی اون بدتر شد و جلی شد و اومد در اتاقو بزور باز کرد و منو چسبوند به دیوار و گردنمو میخورد بعد یه پامو آوردم بالا که دامنم هم بالا اومد رونمو گرفت بالا و لختیش رو در آورد به باسنم چسبوند اما نمیذاشت داخل بره میدونستم اونم هنوز غیرتو داره ولی وسط باسنم میرخوند و آه میکشید منم همش فحش میدادمش ولی اینقدر اینکارو ادامه داد تا اینکه آبش اومد تو دامنم ریخت و سریع رفت خودشو جمع و جور کرد و رفت بیرون و شب هم اومد خونه ولی از اون روز همش میترسم که نکنه دوباره بیاد سراغم آقای حسین پور کمکم کنید جواب رو به ایمیلم به آدرس m*******@gmail.com بفرستید، درضمن من تلگرام نداشتم که بهتون هم پیام بفرستم.


    پاسخ:

    با سلام، جواب به آدرس ایمیل شما فرستادم.

    (برای گرفتن مشاوره اینجا کلیک کنید.)

  • ۰ پسندیدم
  • ۱۳ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۱۲ آبان ۹۶

    داداشم وقتی منو تو خونه تنها گیر میاورد..

    سلام من نمیدونم چطوری بگم ولی داداشم وقتی منو توخونه تنها گیر میاورد و میدید کسی خونه نیست سریع میومد منو بغل میکرد و از پشت خودشو بهم میچسبوند، مثلا مدتی پیش یعنی بر میگرده به ۱۴ سال پیش که من ۱۱ سالم بود داشتم میرفتم خونه متوجه شدم کسی خونه نیست دیدم داداشم خونست بعد چیزی نگذشت ک دیدم پای تلویزیون که نشسته بود و داشت فیلم مبتذل نگاه میکرد بلند شد گفت خواهر خوشکلم بیا کنارم بشین و این حرفا من گفتم نمیام فیلم رو قطع کن اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود رفام لباس عوض کردم و یه دامن بلند مشکی پوشیدم ولی خب من هیچی زیرش نمیپوشیدم همیشه،نشستنی منو از جلو بغل کرد بعد من گفتم چیکار میکنی بلند شدم برم اونم بلند شد و منو از پشت لمس کرد و بعد بغل کرد منم خب خیلی بدم اومد برگشتم توگوشی بهش زدم اما اون دست بردار نبود جلوشو به پشتم میمالید و  کمی هم سینمو دست میزد خب من هم  واقعا قفل شده بودم منو خوابوند زمین و رو دامنم از پشت خوابید روم و یک دستش رو برد زیر شکمم و مبخواست کاری کنه که نمیذاشتم تو این موقع بود که مامانم سر رسید و اونم تو این حالت مارو دید اما داداشم دامنمو بالا زد و لختیشو به باسنم مالید و همینطور داشت میمالید که مادرم رفت تو آشپز و منم واقعا داشتم دیوونه میشدم اما دیدم مامانم یه چاقو برداشت اومد سمت داداشم گفت بلند شو از روخواهرت حیوون

    اونم بلند نمیشد نمیدونم داشت به اوج لذت میرسید یا نه ولی منم خیلی ممانعت میکردم بعد چند ثانیه ای بلند شد و شلوارشو بالا کشید و زد بیرون منم دامنمو دادم پایین و بلند شدم و مامانم هم منو بغل کرد و گفت میرم به باباش میگم و این حرفا ولی من داداشمو دوست دارم بعد مامانم زنگ زد به بابا که اینطوری شده و بابام هم اومد خونه سریع و سریع منو کتک زد و افتاد روم و منو تا جون داشت زد بعدش یه چاقو برداشت رفت بیرون بعد من تو دلم غوغایی و دلهره ای بود که نکنه یکیشون زخمی بشن یا کشته بشن ولی واقعیت داشت

    رفتم تو کوچه دیدم دعوایی هست و مردم دارن جدا میکنن ولی خب دیدم صدای ناله میاد و فهمیدم داداشم چاقو خورده رفتم تو کوچه نزدیکتر دیدم آره بابام هم چاقو رو انداخته و همش بهت زده یه کنج کز کرده و خیره ولی داداشم افتاده زمین و مردم هم آمبولانس زنگ زدن ولی فایده نداشته داداشم تموم کرده بود

    اون موقع من ۱۱ سالم بود و داداشم هم ۱۷ سالش بود ولی خب از ۸ سالگی منو تو بغل میکرد و تا همین ۱۱ سالگی طول کشید اما متاسفانه  من الان که شوهر کردم کلا ز تاریکی میترسم و نمیتونم بخوابم و باید روز بخوابم و کابوس زیاد میبینم و در کل به هیچکسی توی دنیا اعتماد ندارم  تو رابطه جنسی با شوهرم اصلا نمیتونم لذت ببرم و همش میترسم شوهرم بنده خدا خیلی خوبه خیلی دوست داره کمکم کنه و همش محبت میکنه نمیذاره آب تو دلم تکون بخوره ولی خب من با خود مشاور یعنی آقای حسین پور صحبت کردم و توضیح دادم و کمی کمکم کردن که حالم بهتر شده و راه کارهایی دادند ولی خب هنوز گهگاهی حالم بد میشه ولی با راهکارهایی بهتر هستم.

    داستان واقعی زندگی من همین بود میخواستم به اشتراک بذارم . تشکر از وبلاگ خوبتون آقای حسین پور و کمک های شما .

    پاسخ: 

    باسلام ، خواهش میکنم امیدوارم بهتر بشین،این هم به خاطر درخواست خود نویسنده مطلب ؛توی وبلاگ گذاشته شده.

    دوست عزیز راه کارهایی که عرض کردم رو حتما طبق روندی هم که عرض کردم ادامه بدین ،شما دوستان هم میتونید مشاوره تلفنی یا تلگرامی بگیرید .(برای گرفتن مشاوره یا ارسال مشکل خود اینجا کلیک کنید)

    سالم باشید .

  • ۱ پسندیدم
  • ۱۵ نظر
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶

    شوهرم خیلی غیرتیه نمیذاره برم بیرون

    سلام شوهرم خیلی غیرتیه و نمیذاره من حتی تو خیابون برم و یا خونه داداشم برم، شوهرم آدم مهربونیه ولی کلا نمیذاره برم بیرون میگه داداشت زندگی داره مزاحمشون نشو! بعد علاوه بر اینکه خیلی غیرتی هستند،نمیدونم ازدواج من با مرد غیرتی درست بوده؟ البته خیلی از برخی دوستانم هستند که میگن شوهر من خیلی بی غیرته، حس میکنم خیلی حساس هستند و بیشتر البته این مساله غیرتی بودن شوهرم منو اذیت میکنه، شوهرم علاوه بر اینکه نمیذارند بیرون برم، بیشتر غیرتی بودنشون منو اذیت میکنه،کمکم کنید علت گیر دادن مردان چیه؟

    من زهرا ۲۶ ساله و شوهرم ۳۲ ساله از شیراز


    پاسخ: 

    باسلام، چیزی به نام غیرت که در علوم روانشناسی باشه درواقع وجود خارجی نداره ! اگه میگن شوهرم خیلی غیرتی هستند" خوب این نشونه ی نظام باورها و اعتقاداتشونه یعنی یک مذهب و دینی قبول دارند که باید به لوازمش مثلا غیرت دینی و ناموسی عمل کنند، و این رو جزو علامات دینی خودشون باور دارند، البته علاوه براین اگه شما با این حالتشون مشکلی دارید درست، اگه میخواین بفهمونید که افراط میکنند درسته! اما روش برخورد شما هم آیا درست و صحیح بوده؟!

    ایا کاری کردین که بفهمه و متوجه باشن که نه! آره کارشون تا جایی اشتباهه و این نشونه ی حساس بودنشونه؟

    خوب عزیز اگه ایشون در این حدی که هستند مذهبی هستند که میشه گفت باید گفتگو کرد باهاشون و اگه نه مذهبی نیستند و شخصیت این آقا این شکلیه پس گفتگوی دیگری کنید! و البته با ایت تفاوت که معمولا ایت خصائص جزو شخصیت ایشدن اگه باشه دیگه قابل تغییر نیست، درضمن اگه مذهبی باشن پس شما احتمالا در حد ایشون نیستین یا اینکه اگه مذهبی نیستن که شما تو شخصیت و رفتارتون با ایشون اختلاف نظر دارید!

    و این اختلاف اگه در کلیت باشه یعنی بزرگ باشه سبب کدورت زیادی میشه که به نتیجه ی خوبی جز طلاق یا روانی یا محضری نمی انجامد اما اگه اختلاف جزئی هست پس شما حساسین و باید از آن بگذرید.

    برای مشاوره بیشتر در ارتباط باشید.

    سالم باشید.

    شوهرم به حجابم گیر میده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶

    شوهرم چشمش همش دنبال دختر و زنای خوشکله!

    سلام.من سه ساله که ازدواج کردم با یه آقایی که ادعایه دین و ایمان داشت تا حدودی هم درست بود .نماز میخونه روزه میگیره مقام بالایی هم داره از نظر اجتماعی .ولی چشش همش دنبال دختر و زنای خوشگله .اون به درک میاد هی پیشم از این و اون تعریف میکنه.خودم قیافم خوبه اندامم هم همینطور همه ازم تعریف میکنن به غیر خودش.من ۲۱سالمه و همسرم ۲۷یه پسر ۲ ساله هم دارم.نمیدونم چیکار کنم دو بار هم پیشم اعتراف کرده که از ازدواجش با من پشیمونه میگه کاش مجرد میماندم و کیفم رو از زندگی میکردم .اولاش دوسم داشت ولی....نمیدونم چیکار کنم از چشم افتاده.


    پاسخ:

    باسلام ،اگه میبینید که شوهرتون چشمش بدنبال دخترا و زنای خوشکله و بعدش میگه ایکاش مجرد میموندم و کیفم رو از زندگی میکردم برخی هم هستند که میگن شوهرم به نامحرم نگاه میکنه که خوب نشون میده که برخی مواقع واقعا کار از ریشه خرابه!

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه ایشون هنوز متوجه نیستن که زندگی زناشویی و مشترک که شروع شده یکی از لوازمش مسئولیت پذیری هست، ولی ایشون از این حالت سرباز میزنند ، اما خوب شما هم باید نگاهی به خودتون بندازید ببینید آیا این اختلاف در دین و مذهب و باورها و اعتقاداتتون در کلیات هست یا خیر، یعنی اختلاف شما زیاده یا خیر، اگه اختلاف زیاده معمولا میشه سبب طلاقه باشه! اما نه ! یه موقع من زیاد کاری برای بهتر شدن زندگی نکردم و تازه بایدها و نبایدهای همسرم رو متوجه نیستم، پس بنابراین هم خودم مشکلاتی بوجود میارم در حالی که فکر میکنم کارم درسته یا اینکه فکر میکنم کار بدی انجام نمیدم، بله شاید خود کاره بد نباشه اما این ادم که همسر منه از این کار بدش میاد بنابراین نمیذارند من حتی گفتگوی مناسبی باهاش داشته باشم، بعدها کم کم چون نیازش اعم از جنسی و عاطفی هم برآورده نمیشه میره تو خیابون نگاه به دخترای مردم میکنه و به حساب مشکل رو به عنوان اینکه همسرم به نامحرم نکاه میکنه مطرح میکنم، درحالی که من ریشه رو خراب کردم

    اما خوب پس باید اول از خودتون شروع کنید

    اما حالا ایا علاوه بر این خصوصیت بدی که دارند که نگاه میکنند خصوصیت بد دیگری هم دارند یا خیر که باید جواب داده بشه

    یا اینکه ایشون مزاجشون سرد یا گرم و شما همینطور چطور؟ یا اینکه سابقه ی طلاق در خانوادشون هست یا خیر؟

    اینها و همینطور سوالاتی دیگر باید جواب داده بشه و همینطور برای اینکه آیا من طلاق بگیرم یا خیر هم بحثی هست که با ارسوال سوال بصورت تک سوالی درست نیست پس توصیه میکنم مشاوره تلفنی یا تلگرامی رو اگه حضوری نمیتونید بیاین داشته باشین.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    همسرم تو رابطه جنسی از زنها و دخترا صحبت میکنه و دوست داره منم از مردا بگم!

    نکنه همسرم با کسی دوست باشه!

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶

    شوهرم گفت بخاطر دخترم طلاق نمیدم وگرنه از زندگی سیره!

    سلام خسته نباشین،من ۲۷همسرم ۳۶یه دخترهفت ساله داریم چندروز پیش شوهرم مهموم داش سراینکه چایی روکم رنگ دم کردم اومد توخونه هرچی ازدهنش دراومد بهم گفت به پدرم کلی فحش بد داد خیلی بلندداد میزد وسایلم شکست گفت ازم متنفره وبخاطر دخترمه که منو تحمل میکنه و میگه طلاقت نمیدم بخاطر دخترم و اینکه اون ناراحت نشه، میگه من لیاقتشو ندارم من اونی نیستم که میخواد همه اینارو باداد میگفت شاید میگفتم عصبانیه میگه ولی چون بروح داداشش قسم خورد باورکردم حرفاشو چون داداشش خیلی مهمه واصلا تاحالا اونو قسم نخورده بود من الان دپروزه توفکرم که چیکار کنم هم به خودکشی فکرمیکنم که امشب اینکارو بکنم هم به طلاق ولی خودشم گف بخاطر دخترم طلاق نمیده وگرنه از زندگی سیره من تاحالا براش کم نذاشتم هم براخونوادش هم براخودش بیشترم تحت تاثیر حرفای اطرافیانشه الان قهرم کنم برم خونه پدرم میدونم اوضاع بدتر میشه الان خودمو تواتاق حبس کردم چون با اون حرفا منم یه لحظه نمیتونم بهش نگا کنم. خواهش میکنم سوالم رو توی وبلاگ پخش کنید ولی جواب رو بصورت تفصیلی به آیدی تلگرامم ********@ بفرستید، ببخشید اینطوری درخواست میکنم ممنونم .


    پاسخ: با سلام خواهر گرامی ، جواب رو به آیدی تلگرامتون فرستادم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶