زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی 09337961073

YourName

۵۳ مطلب با موضوع «مشاوره ازدواج و خانواده :: مشاوره مسایل خانوادگی» ثبت شده است

بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهر خودم رابطه جنسی دارم!

بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهرم رابطه جنسی دارم! من و خواهرم تو خونه تنها هستیم کارم بوسیدن خواهر هست وقتی من از پشت بغلش میکنم حالم عوض می شه! خواهرمو بغل کردن عادتمه و به جایی رسیدیم که چندبار سینشو لمس کردم  و گرفتم رابطه نامشروع هم انجام دادیم چون درد قفسه سینه دارم وقت خوردن شراب هم حالم بدتر میشه.

مراجع: سلام واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم اما من متاسفانه توی خانواده فقیری هستم که پدرم فوت کرده و مادرمم مریضه الانم بیمارستانه فقط من و خواهرم تو خونه تنها هستیم منم ۲۹ سالمه خواهرم ۲۲ سالشه حقیقت من و خواهر رابطه داریم و من یک روز بزور باهاش رابطه جنسی برقرار کردم داستان این طوره که یک روز اومدم خونه دیدم با لباس همیشگی که راحت میپوشید جلوم رد میشد منم حال نداشتم رفتم بخابم آخر شب بود تازه از سر کار بر میگشتم کارم هم آزاده و کارگری میکنم خلاصه اعصابم هم بخاطر پولی که نداشتیم بدیم واسه نگهداری مامانم تو بیمارستان خورد بود گفتم برم یه لیوان آب بخورم بعدش رفتم تو آشپز خونه و خواهرم هم تو آشپز خونه بود از پشت بغلش پردم عادت همیشگیم بود چندتا بوسش هم کردم اما بغل کردنم طولانی شد دیدم اونم سرشو برگردوند یه نگاهی معنی دار کرد بهم سکوتی آشپز رو گرفته بود منم سکوتو شکستم گفتم چه خبر؟! اونم گفت سلامتی و دوباره سرشو راست کرد منم بدم نمیومد ادامه بدم تا اینکه بویی برد و منم داشتم میترکیدم سینشو گرفتم هیچی نگفت اما چند ثانیه بعد گفت داداش نکن نه نه اشتباهه تا اینکه بلند جیغ زد و گفت نکن نوید! و منم اینقدری ادامه دادم تا همدیگرو بغل کردیم و بهم چسبیدیم و تو چند ثانیه لخت شدم و دامنشو زدم بالا و اونم داشت التماس میکرد و گریه منم گندمو زدم و بعدش که کارم تموم شد فهمیدم چه کار کردم زندگیم رفت اینقدری ناراحت شدم گریه کردم کردم و بعدش دیدم خواهرم رفت تو اتاقش و دیگه بیرون نیومد! آره رفتم در زدم و گفتم مهشید درو باز کن خواهرم! چه خواهری؟

من نمیدونم چطوری تعریف کنم اون لحظه رو رفتم یه کلید دیگه تو کشوی پذیرایی بود که یدکی آوردم ودرو باز کردم رفتم داخل دیدم خواهرم لخت لخت رو  تخت به شکم افتاده! برش گردوندم دیدم یه چاقویی تو دوتا دستش محکم کرده بود تو شکمش که نافش از وسط رو به بالا پاره شده بود منم اینقردی داد زدم بزور چندتا لباس تنش کردم زنگ زدم آمبولانس اومد و بردنش اما خوشبختانه یا بدبختانه نمیدونم زنده موند اما کمی هم مشکل روانی پیدا کرده و مغزش هم مشکل پیدا کرده بود جون دکترش بهم گفت سرش خورده بوده به بغل تخت که چوبیه حتی اون لحظه حواسم نبود که سرش هم خونیه اما متاسفانه منم پولم ندلشتم بستری بشه مادرمم تو یه بیمارستان دیگه بستری بود که تخصصی بود مال یه بیمارستان دورتر از شهرستانمون من خودمم مشکل درد قفسه سینه دارم به همین خاطر با خوردن شراب حالم هم بدتر میشه.

البته به دکتره گفتم دکتره گفت تا یک هفته بستریشو چون خیر بود به هزینه ی خودش نگه میدارم و گفت بقیشو خودت جور کن

تشکر کردم و بعدش اومدم بیرون اما بعد مدتی فهمیدم خواهرم نمیتونه دیگه صحبت کنه و تازه مشکل روانی هم پیدا کرده بود به حدی که گفتن انتقالش میدیم به دیوونه خونه! منم گفتم میبرمش خونه اما دکتره اصرار کرد و گفت نمیشه اونجا بهتره براش شما هم که وضع اقتصادیتون خوب نیست اونجا یه حداقلی بهش میدن!

منم مجبور بودم و روند اداری رو طی کردم و امضا کردم اما ظهر برگشتم خونه اینقدری اعصابم خورد بود از خدا میخاستم دوباره زمانو به عقب برگردونه تا درست زندگی کنم اما چه فایده نمیشه

منم اومدم آشپزخونه یه چاقویی برداشتم که رگمو بزنم وقتی چاقو رو برداشتم رگمو زدم دو سه خط که زدم خونم کمی اومد انگار دردی احساس نمیکردم! بیشتر زدم تا اینکه رگ بریده شد اما یکدفعه از خواب بلند شدم!!!

بله داستان از این قراره که من همیشه داستان زنای خواهر برادر و رابطه ی جنسی با محارم میخوندم و اون شب خیلی خوندم وقتی خستم بود گرفتم خوابیدم و این داستانی که تعریف کردم همش خواب و خیال بود.

به خدا قسم این ماجرا واقعیت داره بعدش که فهمیدم خواب بوده اینقدری خوشحال شدم که خداشاهده بلند شدم ساعت ۴ صبح بود تو ماه رمضون هم بود یادمه فردا شبش شهادت بود بلند شدم منو خواهرم تنها بودیم دیگه رفتم تو حال دید خواهرم هنوز داره فیلم نگاه میکنه و اینا و همینطور سحری میخوره تا دیدمش بغضلومو گرفت همونجا پام شل شد زدم زیر گریه که دیدم خواهرم اومد سمتم و منو بغل کرد منم محکم بغلش کردم و بوسیدمش اونم منو میبوسید همش میگفت نوید جیه عزیزم داداشیم چته چی شده خوب بگو منم بفهمم!

منم گفتم خواب دیدم تو رو هم از دست دادم خیلی حالم بد شده بود داد زدم و گریه کردم هی داد میزدم و میگفتم خدا شکرت به این زندگی!

من روزه نمیگرفتم برخلاف خواهرم بلند شدم رفتم نشستم گفتم منم میخام سحری بخورم! خواهرمفتم تو هم میخای روزه بگیری نماز که نمیخونی حالا میخای روزه بگیری بعدش تو کارگری ولش کن نمیتونی اصلا برای تو هم واجب نیستا

من دیگه نمیفهمیدم تقریبا نیم ساعت دیگه اذان بود چند باری دوباره خواهرمو بغل کردم  و هم گریه میکردم و هم میخندیدم انگار دیوونه شده بودم همونجا با خدا عهد گردم دیگه داستان نخونم و پول جمع کنم اول مادرمو از این وضعیت تو بیمارستان دربیارم وبعدش ازدواج کنم اما ببخشین طولانی شد دیگه اینقدری خوشحال بودم به خواهرم گفتم دیمه از این به بعد میخام بیام مثل تو خوب باشم و روزا بگیرم و بعد که اذان گفته شد و منم هنوز داشتم میخوردم آخه تعریف میکردیم نمیفهمیدم چطوری گذشت

فقط یه توصیه من به دوستان عزیزم همینه!نمیدونم چه توصیه ای کنم چون خودم از نصیحت خوشم نمیاد حقیقت

اما گفتم اینجا که یه فضایی هست این مطلب رو بفرستم بچه ها بخونن شاید جالب باشه.


اگه مشاوره رایگان در این زمینه میخوای به شماره من ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳تماس بگیر یا در تلگرام به همین شماره پیام بده، حتما کمک میکنم

مطالب پیشنهادی:

رابطه خواهر و برادر بصورت خوابیدن و بوسیدن اشکالی داره؟

آیا ماساژ دادن خواهر عیبی داره؟

داداشم وقتی منو تو خونه تنها میدید..

پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه

بوسیدن پای خواهرم

پدرم خیلی منو اذیت میکنه منو از پشت بغل میکنه

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۱۶ آذر ۹۷

    داداشم باهام رابطه جنسی داره و کنترلم میکنه میگه باید چادر سر کنی!!!

    خسته نباشید 

    من دختر ۲۱ساله ک ۴سال شوهر داشتم و خیلی عذاب تو این ۴سال کشیدم ازدواج زودمم به خاطر گیر دادنای خانوادم بود ک تا اولین خاستگار اومد قبول کردم و شوهرمم خیلی دوست داشتم ک باهاش ازدواج کردم ولی اون معتاد بود دست بزن داشت خیلی عذابم داد پارسال ۱سال ولم کرد اما من بخاطر گیرای دوباره داداشم برگشتم پیش شوهرم اون میخواست منو معتاد کنه بهم پیشنهاد های بد جنسی میداد خرجیشو خودم میدادم طلاهامو ب هوای اینکه میخواد خونه بگیره زندگی کنیم در اورد از دستمو فروخت اما دود کرد رفت دیدم دارم اذیت میشم برگشتم شهر خودمون الان تو خونه پدر مادرم هستم  دارم برای طلاق دادگاه میرم و میام.اما برادربزرگ تر دارم ک ۲۵سالشه از اول همه چی من دست اون بوده هرکاری میخواستم بکنم اون باید اجازه میداد الانم همینطوره ولی من بزرگ شدم تا خیابونم میخوام برم باید ب اون بگم اما من نمیخوام دوست دارم اجازم دست خودم باشه نمیزاره سر کار برم خرج خودمو بدم پولم ب من نمیده که حداقل بدونم ماهیانه ی پولی دارم خیلی دارم عذاب میکشم داداشم باهام رابطه جنسی داره و کنترلم میکنه میگه باید چادر سر کنی و گوشیمو چک میکنه نمیدونم باید چکار کنم دوست دارم مستقل بشم. خونه و زندگی کردن با خانواده رو دوست ندارم همش اعصاب داغونی هست حتی گوشی منم چک میکنه اخه تا این حد گیر دادن یعنی چی من آرزو دارم دلم میخواد برای خودم زندگی کنم توروخدا کمکم کنید 😔 از همه بدتر ی همین مساله تجاوز داداشم هست چیزی ک عذابم میده تو خونه پدرم و روم نمیشه کامل بگم توروخدا کمکم کنید

  • ۰ خوشم اومد
  • ۶ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۴ آذر ۹۷

    شوهرم ازم میخواد لباسهای باز و تنگ توی مهمونیها بپوشم

    سلام. شوهرم ازم میخواد لباسهای باز و تنگ توی مهمونیها بپوشم. خودم زن باحجابی نیستم ولی چیزی که شوهرم میخواد رو دو دلم انجام بدم یا نه. وقتی میگم روم نمیشه میگه توی مهمونیهایی که باهم میریم فقط بپوش که همه همینجورین

    چیکار کنم؟
  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۳۰ تیر ۹۷

    بابام بهم خیانت میکنه

    من مدتی هست که حس میکنم بابام بهم خیانت میکنه، یعنی بیشتر مواقع خواستگارهایی که دارم رو رد میکنه و از اون طرف هم به من خیلی وابسته هست و من از این می ترسم که نکنه منو خیلی بیشتر از حس دخترش که هستم دوست داشته باشه و عمدا اینکارو میکنه

    مدتی بود به مادرم خیانت کرد ک سبب شد مادرم خودکشی کنه ، منو بابام موندیم تنها و بی دلیل خواستگارم رو رد میکنه، من موندم علت این کاراش چیه؟ من به این کارش میگم خیانت


    مشاور؛ خب با توجه به اینکه مفهوم خیانت نسبی هست و هرکسی یک برداشت از این میکنه پدر شما هم به زعم شما خیانتکار هستند

    لازمه شما تا اطمینان و اعتماد به فکری که دارید ندارید حرفی به میون نیارید!

    اگه از قراین و شواهد بیشتری که دارید چیزی هست که شمارو میترسونه و احساس خطر میکنید لطفا با من تماس بگیرید تا مشاوره تخصصی بدم، اگه نیست پس بیخودی نگران نباشید.


    مطالب پیشنهادی:

    چیکار کنم که اصلا خواستگار برام نیاد  》

    پدرم به مادرم خیانت میکند                 》

    شوهرم بهم خیانت کرده                      》

    شوهرم بهم خیانت میکنه چیکار کنم؟   》

    علت خیانت مردان به زن و همسر خود  》

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷

    برادرم بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم!

    من یه دخترم ۱۵ سالمه برادرم دوسال از من بزرگتره بهم گفت نیاز جنسی داره گفت باید کمکش کنم گفتم من خواهرتم اما گفت بهم فشار میادمن امسال انتخاب رشته دارم اصلا از اون روز تاحالا حواسم جمع نمیشه واسه درس خوندن وارد اتاق شدم یهو پرید دیگه کاملا متوجه میشم این روزا که فیلم های ناجور نگا میکنه بعد چند ثانیه صدام زد رفتم تو اتاق این حرفو بهم زد همیشه سعی میکنم حواسم باشه چون تو مدرسه خیلی بهمون میگن بابام کارمنده مامانم خانه دار بلوز شلوار میپوشم کارمنده بانکه تو مدرسه معلما میگن تو خونه پوشش مناسب داشته باشین بابام مامانم داداش بزرگم که سربازه منوهمین داداشم حالت عصبی بهش دست میده سه سال پیش یه تصادف بد داشته بعد از اون اینجوری شده داداشم گفته نباید بگی اگه مامانم بفهمه بد میشه شما مامان منو نمیشناسیت خیلی رو اینچیزا حساسه وقتی داداشم بهم گفت بعدش گفت من همچین ادمی نیستم اما بهم فشار میاد باید چنتا از وسایل هاتم بهم بدی من واون زیاد پیش میاد ک تو خونه تنها باشیم خیلی بهم فشار میاد

    من پارسال با یه پسر دوست شدم خیلی بهش وابسته شدم با اینکه مجازی بود بعد از یه مدت گفت اکه میخوای باهات بمونم باید عمس روت پاتو بفرستی التماسش کردم اما کفت فقط همین که کفتم منم فرستادم فکر میکردم دیگه همه چی حله و باهام میمونه اما هی عکسای بیشتری میخواست سینا میتونه گوشیه منو حک کنه حک کردو عکسارو دیده بود عکس رون پام و بالا تنم با لباس زیر رفت به مامانم گفت اون موقع بدترین روزای عمرمو میگذروندم دلم میخاست بمیرم سینا رو من خیلی غیرتیه نمیدونم چیشد که اینو بهم گفت نذاشتن بابام بفهمه حالا اگه من برم به مامانم بگم میره به بابام میگه بابام منو میکشه سینا بهم کفت اگه فقط وسایلاتم بهم بدی کافیه گفتم نه گفت به کسی نگو چون هم من بدبخت میشم هم خودت

    چیکار کنم؟

    مشاور: اولا متاسفم بابت مشکلتون اما باید تماس بگیرید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۱۶ فروردين ۹۷

    مشاوره مسائل و مشکلات خانوادگی رایگان تلفنی و آنلاین

    مشاوره مسائل و مشکلات خانوادگی بصورت رایگان در خدمت شما عزیزان
    دقت کنید مشاوره فقط در زمینه ی خانواده خودتان رایگانه در زمینه ی خانواده ی همسر و دیگران هزینه داره که هزینه هم زیاد نیست.

    اما منظور از مشکلات خانوادگی چیست؟
    منظور از مشکلات خانوادگی مشکل یا اختلال در روابط خانوادگی و کودکی و مشکلات دعوا و جروبحث های متواتر که سبب شده شخص افسردگی بگیره یا شخصیت دوقطبی بگیره یا داشته باشه
    برخی ها نیز در کودکی دچار آزار جنسی یا تجاوز جنسی بصورت کامل یا کمی کمتر در حد ترس از تجاوز بوده اندیا شاهد طلاق پدر و مادر خود بوده اند، یا شاهد از دست دادن عزیزی بوده اند و همینطور موارد شبیه و مانندی که حالا در حدت و شدت بالاتر یا پایینتر هست
    شما اگه موارد بالا برایتان پیش آمده اولا متاسفم دوما اگه میتونید بامن مشاوره تخصصی دریافت کنید تا حالتون رو کاملا خوب و بهتر کنم.

    شماره تماس و آیدی تلگرام برای مشاوره
    ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳
    ۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶
    آیدی تلگرام
  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۴ فروردين ۹۷

    پدرم منو بد نگاه میکنه

    سلام آقای مشاور من مشکلی دارم که نمیتونم بیان کنم دیدم توی سایت شما چندمورد از این موارد بود گفتم بگم من توی کودکی پدرم منو اذیت میکرد یعنی شبها که مامانم و داداشام خواب بودن میومد تو رختخوابم و از پشت منو ماساژ و مالش میداد و من هم خودم رو به خواب میزدم بلکه رومون توروهم باز نشه اما بعدها چندبار اینکارو کرد دیگه رفتم به مامانم گفتم مامانم باهاش دعوا کرد و درحد طلاق پیش رفتیم از اون روز دیگه پدرم منو بد نگاه میکنه چندبار خواسته تجاوز کنه من فرار کردم‌ هروقت یه بحثی میشه مامانم با بابام دعوا میکنند و بحث اون زمانو وسط میکشن دیگه خسته شدم لطفا یک مشاوره تلفنی رایگان به من بدیدمن هیچی ندارم منتظر تماستون هستم شماره من ********** هست مرسی.


    مشاوره: سلام ، تماس گرفته شد.

    مطالب مرتبط:

    پدرم منو خیلی اذیت میکنه منو از پشت بغل میکنه

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۵ اسفند ۹۶

    مامانم هیچوقت متوجه نمیشه حرف خودشو میزنه مجبورم میکنه ازدواج کنم فعلا آمادگی ازدواج ندارم

    سلام من با خانوادم مخصوصا با مامانم خیلی مشکل دارم هیچوقت باهاش راحت نبودم هیچوقتم حرف رو متوجه  نمیشه هرچی هم توضیح میدم باز حرف خودش میزنه و میگه تو احترام نمیزاری حرف گوش نمیدی من بزرگترم .همیشه هم مجبورم میکنه ازدواج کنم .من یه بار نامزد بودم بهم خورده الانم فعلا امادگی ازدواج ندارم اصلا از نظر روحی امادگی ندارم .هرکاری میخوام انجام بدم مخالفت میکنه باهام خسته شدم دیگه من به خیلی از اهدافم نرسیدم الان  یه کلاس ثبت نام کردم  یه جای دیگه همش میگه نمیخواد  بری من تنهام خونه در صورتی که داداش و بابام هستن . من الان باید چیکار کنم  تو خونه خبلی احساس افسردگی دارم

  • ۱ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶

    ۸ سالم بود منو داداشم دکتر بازی میکردیم

    اقای دکتر فک کنم حدود ۸ سالم بود منو داداشم دکتر بازی میکردیم چند باری هم سینمو دست زده و نصفه شب لمس میکرد بعد ها البته من خیلی الان حالم بده کمکم کنید.

    البته داخل نکرده فقط از روی لباس میمالید الانم خیلی افسرده هستم یاد اون روزا می افتم حالم بد میشه چند باری میخواست بزور داخل کنه تا حد لخت کردن پیش رفت اما فقط لای پاهام کمی کار میکرد و من از دستش در میرفتم کمکم کنید.

    مثلا اینا از پشت خودشونو میچسوبندن به من یا دختر عموم میگفتن داریم بازی میکنیم

    و یه جورایی لذت میبردن ولی من الان میفهمم که نباید اینکارو میکردم

    یه سری زنگ زدم دفتر ایت الله بهجت گفتم من خیلی ازین موضوع ناراحتم

    گفتند توبه کردی دیگه انگار اون عملو انجام ندادی

    شما بارها که گفتین ریشه در بچگی داره

    من تا صبح بهش فک میکردم

    دروغ نگم یه خورده اذیت شدم

    حدود ۶ سال بود اصن کلا فراموش کرده بودم فکر نمیکردم موضوع مهمی باشه فقط یه اشتباه بچگانه باشه ولی از دیشب ریختم به هم اقای دکتر


    مشاور: متاسفم بابت مشکلتون اما باید مشاوره تلفنی دریافت کنید.


    مطالب پیشنهادی زندگی برتر:

    داداشم وقتی منو تو خونه تنها گیر میاورد..

    آیا ماساژ دادن خواهر عیبی داره؟

    بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهر خودم رابطه جنسی دارم!

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱۴ اسفند ۹۶

    هرچه مال اموال داریم به اسمه برادرشوهر مه

    خانمی هستم 31 ساله ازمشهد مزاحم شمامیشم 4تا بچه دارم شوهرم قبل از ازواجمون بابرادرش شریک بودن من شوهرم 13 سال که ازدواج  کردیم هر چه مال اموال داریم به اسمه برادرشوهر مه هرکارمیکنم جدانمیشن بخاطر همین افسردگی شدیدی گرفتم توراخداکمم کنید.


    مشاور:

    خب با توجه به اینکه این دو برادر هم هستند و ایشون مالک اموال و املاک شما هستند انتظار شما کمی بدور از واقعیت هست عزیز

    مانند سوالات مشاوره ای هست که من توی کانال پاسخ میدم و خانم انتظار کمی زیادی داره که بین خواهر برادری بخواهند جدایی بیافکنند یا قطع رابطه با کل فامیل کنند و حال که شما قصد بین دو برادر کردید.

    شما می بایست در فرصتی مناسب مشاوره تخصصی بصورت حضوری یا تلفنی از ما بگیرید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۱۲ اسفند ۹۶

    پوشش خواهر در مقابل برادر

    سلام پوشش بانوان و خانم ها و حالا من که دخترم در مقابل محارم باید چطوری باشه که مناسب باشه؟ مثلا پوشش خواهر در برابر برادر باید به چه صورتی باشه تا خدای ناکرده سبب تحریک برادر نشه و مشکلی ایجاد نشه؟ من یه برادر ۱۹ ساله دارم و خودم هم ۲۶ سالمه برادرم برخی مواقع نگاه های عجیبی به من میکنه و من شک میکنم که نکنه حجابم مشکل داره البته من با دامن کوتاهی و پیرهن تنگی و کمی باز بودن اطراف سینم جلوی محارم توی خونه هستم اما فکر نمیکنم مشکلی ایجاد کنه البته بابام بار ها تذکر بهم داده جلوی داداش دیوونت درست بگرد! منم نگران شدم.

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۱۱ اسفند ۹۶