مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر

مشاوره تلفنی،مشاوره تلگرامی،مشاوره ازدواج و خانواده،مشاوره تربیت فرزند،کانال مشاوره،مشاوره مسائل زناشویی،مشاوره تحصیلی،مشاوره مسائل متفرقه

۲۹ مطلب با موضوع «مشاوره ازدواج و خانواده :: مشاوره مسایل خانوادگی» ثبت شده است

شوهرم خیلی غیرتیه نمیذاره برم بیرون

سلام شوهرم خیلی غیرتیه و نمیذاره من حتی تو خیابون برم و یا خونه داداشم برم، شوهرم آدم مهربونیه ولی کلا نمیذاره برم بیرون میگه داداشت زندگی داره مزاحمشون نشو! بعد علاوه بر اینکه خیلی غیرتی هستند،نمیدونم ازدواج من با مرد غیرتی درست بوده؟ البته خیلی از برخی دوستانم هستند که میگن شوهر من خیلی بی غیرته، حس میکنم خیلی حساس هستند و بیشتر البته این مساله غیرتی بودن شوهرم منو اذیت میکنه، شوهرم علاوه بر اینکه نمیذارند بیرون برم، بیشتر غیرتی بودنشون منو اذیت میکنه،کمکم کنید علت گیر دادن مردان چیه؟

من زهرا ۲۶ ساله و شوهرم ۳۲ ساله از شیراز


پاسخ: 

باسلام، چیزی به نام غیرت که در علوم روانشناسی باشه درواقع وجود خارجی نداره ! اگه میگن شوهرم خیلی غیرتی هستند" خوب این نشونه ی نظام باورها و اعتقاداتشونه یعنی یک مذهب و دینی قبول دارند که باید به لوازمش مثلا غیرت دینی و ناموسی عمل کنند، و این رو جزو علامات دینی خودشون باور دارند، البته علاوه براین اگه شما با این حالتشون مشکلی دارید درست، اگه میخواین بفهمونید که افراط میکنند درسته! اما روش برخورد شما هم آیا درست و صحیح بوده؟!

ایا کاری کردین که بفهمه و متوجه باشن که نه! آره کارشون تا جایی اشتباهه و این نشونه ی حساس بودنشونه؟

خوب عزیز اگه ایشون در این حدی که هستند مذهبی هستند که میشه گفت باید گفتگو کرد باهاشون و اگه نه مذهبی نیستند و شخصیت این آقا این شکلیه پس گفتگوی دیگری کنید! و البته با ایت تفاوت که معمولا ایت خصائص جزو شخصیت ایشدن اگه باشه دیگه قابل تغییر نیست، درضمن اگه مذهبی باشن پس شما احتمالا در حد ایشون نیستین یا اینکه اگه مذهبی نیستن که شما تو شخصیت و رفتارتون با ایشون اختلاف نظر دارید!

و این اختلاف اگه در کلیت باشه یعنی بزرگ باشه سبب کدورت زیادی میشه که به نتیجه ی خوبی جز طلاق یا روانی یا محضری نمی انجامد اما اگه اختلاف جزئی هست پس شما حساسین و باید از آن بگذرید.

برای مشاوره بیشتر در ارتباط باشید.

سالم باشید.

شوهرم به حجابم گیر میده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶

    شوهرم چشمش همش دنبال دختر و زنای خوشکله!

    سلام.من سه ساله که ازدواج کردم با یه آقایی که ادعایه دین و ایمان داشت تا حدودی هم درست بود .نماز میخونه روزه میگیره مقام بالایی هم داره از نظر اجتماعی .ولی چشش همش دنبال دختر و زنای خوشگله .اون به درک میاد هی پیشم از این و اون تعریف میکنه.خودم قیافم خوبه اندامم هم همینطور همه ازم تعریف میکنن به غیر خودش.من ۲۱سالمه و همسرم ۲۷یه پسر ۲ ساله هم دارم.نمیدونم چیکار کنم دو بار هم پیشم اعتراف کرده که از ازدواجش با من پشیمونه میگه کاش مجرد میماندم و کیفم رو از زندگی میکردم .اولاش دوسم داشت ولی....نمیدونم چیکار کنم از چشم افتاده.


    پاسخ:

    باسلام ،اگه میبینید که شوهرتون چشمش بدنبال دخترا و زنای خوشکله و بعدش میگه ایکاش مجرد میموندم و کیفم رو از زندگی میکردم برخی هم هستند که میگن شوهرم به نامحرم نگاه میکنه که خوب نشون میده که برخی مواقع واقعا کار از ریشه خرابه!

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه ایشون هنوز متوجه نیستن که زندگی زناشویی و مشترک که شروع شده یکی از لوازمش مسئولیت پذیری هست، ولی ایشون از این حالت سرباز میزنند ، اما خوب شما هم باید نگاهی به خودتون بندازید ببینید آیا این اختلاف در دین و مذهب و باورها و اعتقاداتتون در کلیات هست یا خیر، یعنی اختلاف شما زیاده یا خیر، اگه اختلاف زیاده معمولا میشه سبب طلاقه باشه! اما نه ! یه موقع من زیاد کاری برای بهتر شدن زندگی نکردم و تازه بایدها و نبایدهای همسرم رو متوجه نیستم، پس بنابراین هم خودم مشکلاتی بوجود میارم در حالی که فکر میکنم کارم درسته یا اینکه فکر میکنم کار بدی انجام نمیدم، بله شاید خود کاره بد نباشه اما این ادم که همسر منه از این کار بدش میاد بنابراین نمیذارند من حتی گفتگوی مناسبی باهاش داشته باشم، بعدها کم کم چون نیازش اعم از جنسی و عاطفی هم برآورده نمیشه میره تو خیابون نگاه به دخترای مردم میکنه و به حساب مشکل رو به عنوان اینکه همسرم به نامحرم نکاه میکنه مطرح میکنم، درحالی که من ریشه رو خراب کردم

    اما خوب پس باید اول از خودتون شروع کنید

    اما حالا ایا علاوه بر این خصوصیت بدی که دارند که نگاه میکنند خصوصیت بد دیگری هم دارند یا خیر که باید جواب داده بشه

    یا اینکه ایشون مزاجشون سرد یا گرم و شما همینطور چطور؟ یا اینکه سابقه ی طلاق در خانوادشون هست یا خیر؟

    اینها و همینطور سوالاتی دیگر باید جواب داده بشه و همینطور برای اینکه آیا من طلاق بگیرم یا خیر هم بحثی هست که با ارسوال سوال بصورت تک سوالی درست نیست پس توصیه میکنم مشاوره تلفنی یا تلگرامی رو اگه حضوری نمیتونید بیاین داشته باشین.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    همسرم تو رابطه جنسی از زنها و دخترا صحبت میکنه و دوست داره منم از مردا بگم!

    نکنه همسرم با کسی دوست باشه!

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶

    شوهرم گفت بخاطر دخترم طلاق نمیدم وگرنه از زندگی سیره!

    سلام خسته نباشین،من ۲۷همسرم ۳۶یه دخترهفت ساله داریم چندروز پیش شوهرم مهموم داش سراینکه چایی روکم رنگ دم کردم اومد توخونه هرچی ازدهنش دراومد بهم گفت به پدرم کلی فحش بد داد خیلی بلندداد میزد وسایلم شکست گفت ازم متنفره وبخاطر دخترمه که منو تحمل میکنه و میگه طلاقت نمیدم بخاطر دخترم و اینکه اون ناراحت نشه، میگه من لیاقتشو ندارم من اونی نیستم که میخواد همه اینارو باداد میگفت شاید میگفتم عصبانیه میگه ولی چون بروح داداشش قسم خورد باورکردم حرفاشو چون داداشش خیلی مهمه واصلا تاحالا اونو قسم نخورده بود من الان دپروزه توفکرم که چیکار کنم هم به خودکشی فکرمیکنم که امشب اینکارو بکنم هم به طلاق ولی خودشم گف بخاطر دخترم طلاق نمیده وگرنه از زندگی سیره من تاحالا براش کم نذاشتم هم براخونوادش هم براخودش بیشترم تحت تاثیر حرفای اطرافیانشه الان قهرم کنم برم خونه پدرم میدونم اوضاع بدتر میشه الان خودمو تواتاق حبس کردم چون با اون حرفا منم یه لحظه نمیتونم بهش نگا کنم. خواهش میکنم سوالم رو توی وبلاگ پخش کنید ولی جواب رو بصورت تفصیلی به آیدی تلگرامم ********@ بفرستید، ببخشید اینطوری درخواست میکنم ممنونم .


    پاسخ: با سلام خواهر گرامی ، جواب رو به آیدی تلگرامتون فرستادم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶

    حتی حرف راست هم بزنه دیگه من باور نمیکنم

    سلام وعرض ادب جناب حسین پور عزیز خانمی 30 ساله هستم هفت ساله ازدواج کردم ویه دختر 6ساله دارم.شوهر من به شدت مرد دروغگوییه وحتی تومسایل وسوالهای پیش پاافتاده دروغ میگه.ویابه قول خودش راستشو نمیگه.همیشه بحث وجدل وبی احترامی داریم.اعصاب برای خودم ودخترم نمونده.هرکاری میکنم وباهرروشی ازت درخواست میکنم که دروغ نگه وروراست باشه امابازهم افاقه نمیکنه.بهونش اینه که من زیاد بهش گیرمیدم ومیپرسم.میگه به خاطرهمین دروغ میگه.اما من میگم خب چرادروغ میگی که منم حساس بشم وگیربدم بهت.همیشه دروغهاش پیشم رو میشه اما توچشمهام زل میزنه وانکار میکنه.واقعا دروغهاش بدجوری زندگیمونو داغون کرده.هم خودم هم دخترم افسرده شدیم.تو این همه دعوا وجدل داغون شدیم.ناگفته نمونه که شوهرم قبلا اهل رفیق بازی ومواد هم بوده اما هیچوقت نتونستم ثابت کنم بااینکه مدرک ازش زیاد داشتم اما هرکدومو یه جوری توجیه کردوازمن فقط یه دنیا بی اعتمادی وشک مونده.حتی حرف راست هم بزنه دیگه من باور نمیکنم.گوشیشم زیاد چک میکنم وباهاش زیاد تماس میگیرم چون اعتماد ندارم واونم به راحتی منو میپیچونه.شرایط رفتن به مشاوره رو هم ندارم.چندمورد خیانت هم ازش دیدم قبلا اما توجیه کرد.لطفا بهم یه پاسخ درست وکاربردی بدید که موثرباشه.شرمنده زیاد شد.ممنون ازسایت خوبتون لطفا جواب رو به ایمل gmail.com@************بفرستید ،اجرتون با سیدالشهدا.


    پاسخ: سلام خواهر گرامی،طبق درخواست شما جواب به ایملتون فرستادم .

    سالم باشید .

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶

    همسرم به خانوم برادرش علاقه داره!

    سلام

    ده سال هست ازدواج کردم ودوتا دختر دارم.به تازگی متوجه علاقه همسرم به خانم برادرش شدم..اگر درمورد هر کسی چیزی بگم سریع عکس العمل نشون میده خصوصا اگر منفی باشه رفتار اون فرد،ولی در مورد ایشون اصلا اینطور نیست..رفتارهاییازش سر زده  مبنی بر دخالت در زندگی من، جالبه که همه خانواده همسرم عکس العمل نشون میدن ونهی کردن ایشون رو ..ولی بارها به همسرم گفتم ولی هیچ کاری نمیکنه فقط گوش کرده!! هربار که در مورد ایشون حرف زدم فقط گوش داده بدون هیچ عکس العملی... اگر این رفتار ها از خاهرشون یا اون یکی خانم برادرشون سر میزد سریع میرفت برخورد میکرد...نگرانم..همسرم خیلی بهش احترام میزاره درصورتی که با رفتارهایی که داشته برا خانواده همسرم اصلا احترامی نداره..چکار کنم


    پاسخ : سلام دوست عزیز ، جواب سوال شما توی کانال داده شده !

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶

    چطوری بفهمم شوهرم دوستم داره؟

    سلام  چطوری بفهمم شوهرم دوستم داره و به من علاقمنده؟


    پاسخ : سلام جواب شما توی کانال گذاشته شد .

  • ۱ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶

    پسر ۹ ساله ام ما رو در حال رابطه دید

    سلام من ۲۶ سالمه و شوهرم ۳۲ سالشه پسرم ما رو در حال رابطه دید
    فرداش با شوهرم راجع به رابطه جنسی حرف زد شوهرم کتکش زد 
    روز بعد بازم پیش من حرفایی زد راجب به چیزهایی که دیده و منم مجبور شدم بزنمش تا جلوی دیگران چیزی نگه 
    پسرم زیاد میومد بغلم منتها بعد اون اتفاق بهش گفتم دیگه بزرگ شدی نباید بغلم کنی آخه ترسیدم گفتم شاید بخاطر چیزهایی که دیده بغلم میکنه
    الان پسرم خیلی گوشه گیر شده همش پای کامپیوتر هست میگه بابای فلانی نمیزنتش مامان فلانی پسرشو بغل میکنه
    ماچطوری باید باهاش برخورد کنیم اصلا نمیدونم چیکار کنیم
    آخه اگه هیچی بهش نمیگفتیم شاید جلوی دیگران هم چیزی میگفت آبرومون میرفت .

    پاسخ :
    سلام 
    من اول کار باید عنوان کنم که شما نگفتین که به چه کیفتی رابطه جنسی داشتید و پسر شما در چه حالتی شمارو دیده و چقدر زمان نگاه کردنش بود و اینها و حتی در اتاق بسته بود یا باز ! به هرحال من از کیفیت ماجرا خبر ندارم اما
    طبق بحث روانشناسی من عرض میکنم در هر ۱۰۰۰ بار برخورد با کودک یکبار شما میتونید از تنبیه بدنی کودک استفاده کنید!
    شما هردو کار اشتباهی انجام دادید که بچه ۹ ساله رو کتک زدین متاسفانه بیشتر ما هم نحوه صحبت درست و اصولی رو با هر شخصی به صورت متناسب متوجه نیستیم
    دوست عزیز پسر شما در دوران ۶ تا ۹ سالگی که اوج کنجکاوی هست به سر میبره و خوب طبیعتا کاری که نباید میشده اتفاقی یا عمدا انجام شده اما نحوه برخورد با کودک همانطور که توی کانال تلگرام مرکز مشاوره دوستانی سوالاتی از نحوه برخورد با سوالات جنسی کودکان داشتن راه کارهایی ارائه دادم این تنبیه بخاطر بی سوادی ماست !
    چند نکته عرض میکنم بصورت اجمالی :
    اول اینکه دفعه ی اول بود خوب شما از روش چشم پوشی و بی خبری استفاده میکنید .
    یعنی هیچ عملی انجام نمیدین ببینید آیا کارهای بعدی اون چی میتونه باشه اگه دوباره تکرار شد خوب میریم سراغ روش بعدی
    اگه دفعات دوم و سوم و همینطور بعد بخواد تکرار بشه خوب نشون میده کنجکاویش ارضا نشده و شما قراره اگه اگه سوال ازتون کنه راجب به مسائل جنسی که مسائال جنسی کودکان جدا نادیده گرفته میشه باید در کمال ارامش و در حدی که راضی بشه جواب بدین، اگه رفت و دیگه کاری نکرد یعنی کنجکاویش ارضا شده اما دفعات بعد هم باز با رعایت احترام و ادب و آرامش جوابشو میدین
    نکته : اگه جواب سوالاتش داده نشه جوابشو از جای دیگر و با کار دیگر بدست میاره که غالبا اختلال شخصیتی کودکو در پی داره
    اما یه موقع هست سوالی نمیپرسه و تو عمل کاری میکنه خوب من با یه توضیح مقدمه وار شروع میکنم ای بسا سوال کردنش شروع میشه و بقیه مراحل هم که عرض کردم مثل بالا !
    اما یه موقع اصلا سوالی نمیپرسه و کاری هم نمیکنه که نشون بده اره سوال داره پس باید شما کمکش کنید و بصورت کلی مسائل جنسی رو بهش بگین اما اگه باز علاقه ای نشون نداد پسر شما دچار افسردگی خفیف که بعدها به شدید پیش میره دچاره که باید تحت روشهای روانشناسی و روانپزشکی ( بادارو ) درمان بشه تا بعد بصورت طبیعی برگرده که طبیعت بچه سالم هم سوال کردن و کنجکاوی تو این سن یعنی ۶ تا ۹ سالگی هست .
    شما با بغل کردن پسر بچه احساس بدی بدست نیارید چرا که بچه متوجه میشه شما هم کمی حساس هستین واقعیت رو ببینید عزیز.
    متاسفانه باید عرض کنم که پسرانی به من مراجعه میکنند و تماس میگیرند و تلگرامی هم مشاوره میگیرند که رابطه مادر و پدرشونو دیدن و حالا دچار حالت بدی شدند مثلا پدر کودکی مادر خودشو هرزه حساب میکنه و یا کمی نفرت و احساس ناخوشایند بهشون دست میده
    اما برای کسانی که دچار این مشکل و مساله نشن توصیه میکنم خودخواهی رو کنار بذارند هم پدر هم مادر و رابطه جنسی رو به وقتهایی که خونه خالی هست و بچه ها بیرون هستن موکول کنند یا درب اتاق اگه تو اتاق هستن رو قفل کنند و سعی کنند معاشقه رو فعلا داشته باشند و رابطه زناشویی رو به وقت دیگری بیندازند .
    اما برای راهکار اصولی و مشاوره بیشتر مشاوره تلفنی با ما داشته یا در تلگرام در تماس باشید .
  • ۰ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶

    داداشم منو موقع حمام کردن دید

    سلام ما تو خونه ی ۴ نفری زندگی میکنیم من و بابام و مامانم و داداشم، داداش من ۲۴ ساله و من ۲۳ ساله هستم که با هم خیلی خوبیم خوب خونه ی ما هم کوچیکه داداشم خیلی منو دوست داره و خیلی منو میبوسه ولی خوب خیلی منو اذیت میکنه و خیلی وقتها منو بغل میکنه اما من مشکلی که دارم اینه که یک روز من حمام رفته بودم اما اواسط حمام کردنم متوجه شدم داداشم منو نگاه میکنه !

    آخه حمام ما تو خونس و در نداره فقط گوشه اتاقه و من متوجه دید زدن داداشم شدم و سریع خودمو جمع کردم و گفتم داداشی نکن برو بیرون و اونم سریع خجالت کشید و رفت .

    اما متاسفانه الان بعد از اون ماجرا حالم خیلی بد شده و از این ماجرا میترسم

    روز بعد منو کتک زد سر بهانه ی الکی میگه چرا با محمد دوستی؟! ( محمد دوست داداشم )

    بعد از این ماجرا دیگه ترسم بیشتر شده نمیتونم بفهمم که چرا ؟ چرا اینکارو میکنه ؟

    تورو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم .


    پاسخ :

    سلام دوست عزیز جواب تفصیلی رو به ایملتون فرستادم اما توضیح اجمالی رو اینجا باز گو خواهم کرد .

    ببینید شما موضوع رو خیلی سربسته و کلی گفتید و من هم خیلی چیزارو نمیدونم اما اگه برادر شما برای یکبار اینکارو کرده خوب شما بگذرید و چشم پوشی کنید و بیش از این حساسیت نشان ندین

    هیچ آدمی از دیدن محارم خودش تحریک نمیشه ، غیر از این مشکل روانی هست که با  گفتگو با روانشناس حل خواهد شد .

    اما اگه برای چندین بار تکرار شده خوب باید احساس خطر کرد و کمی برای رفع این بحران تلاش کرد مثلا به پدرتون بگین اگه منطقی هستن و میتونن کاری کنند اما اگه به مشاوری که در جریان کامل ماجرا باشن بگین و ایشون راه کار بدن بهتره چرا که شاید با پدر انسان کمی خجالت بکشه و ..

    جواب تفصیلی و بیشتر رو به ایمیلتون فرستادم ( پوشه اسپم رو هم چک کنید )

    سالم باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۵ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۴ شهریور ۹۶

    چکار کنم شوهرم دوستم داشته باشه؟

    تورو خدا کمکم کنین اخه من هر کاری میکنم نمیتونم عصبانیتم رو کنترل کنم جوری شده 

    که از همسرم ک خیلی دوسش دارم دل سرد شدم اونم تقصیر داره اخه ما با خانواده شوهرم زندگی میکنیم

     پیش اونا بامن بد رفتاری میکنه دستور میده ولی وقتی میایم که بخوابیم بامن خوبه منم میگم چرا اونجا اینطوری هستی پس منم اینجا کاری به کارت ندارم.. 

    هر وقت بهش میگم بریم بیرون دنبال بهانست تو رو خدا راهنماییم کنین خسته شدم دیگه چکار کنم که شوهرم دوستم  داشته باشه ؟؟؟؟؟؟

    پاسخ تو کانال تلگرام مشاوره  زندگی بهتر و برتر


    🆔 @zbartarblogir

    مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶

    ۲۵ علت نادرست ازدواج(چرا ازدواج نکنیم؟!)

    دلایل درست ازدواج رو در مطالب قبلی عرض کردم حالا میریم سراغ دلایل غلط و نادرست ازدواج

    دلایلی که چرا ازدواج نباید کرد؟ و دلیل منطقی و توجیه خوبی که مانباید ازدواج کنیم و در ۲۵ دلیل و علت خلاصه شده.

    دلایل نادرست ازدواج

    ازدواج در طول تاریخ هدف بوده  و آدمها باید ازدواج میکردن چون وقتی چیزی هدف باشه باید ازدواج کرد.

    به هر هزینه ای به هر قیمتی مهم نبوده!

    هنوز هم هست که باید ازدواج کنید،یک باید اجتماعیه  و علتش هم اینه که هدفه!

    درحالی که میدونیم ازدواج یک وسیله هست.یک وسیله برای سلامت فیزیکی روانی  و خوشبختی و یا همان تکامل.

    یعنی عنصر اصلی ازدواج اینهاست(سلامت روانی و..)

    و تازمانی که اینها اتفاق نیفته دلیلی واسه ازدواج نیست و روزی هم که اینها(سلامت فیزیکی و روانی و ..) بوده اما داره به خطر میفته،مساله طلاق مطرحه که انتخاب بین بد و بدتره.

    پس بریم سراغ دلیل اول نادرست ازدواج:

    ۱_بیماری روانی: 

    جون برخی مواقع افراد دلایل عجیب و غریبی واسه ازدواج دارند که به بیماریهای روانی آنها برمیگرده،برخی اوقات به یک جیزی گیر میدن و بند میکنن،یک نوع انتظار و توقعی دارن،خیلی اوقات هم تو دنیای خیالیشون تصورات عجیب و غریبی میتراشن.

    برخی مواقع فکر میکنن که طرف مقابل اصلا نمیفهمه،برخی اوقات چون فقط کسی دنبالشون اومده ازدواج میکنن! برخی اوقات چون کسی اونو ترسونده،تهدید کرده،باهاش ازدواج میکنه،پس ما باید مطمئن باشیم که گرفتار بیماری روانی نیستیم،چون هرنوع گرفتاری در مساله ی انتخاب میتونه مساله آفرین باشه،مخصوصا ازدواج که انتخاب ویژه ای هست.

    این بیماری سبب میشه که افراد بدنیال افراد خاصی میگردن اما آدمی که  پیدا میکنن هم خاص هستن! چون آنها هم بیمارند

    هیچکس اینچنین آدمی انتخاب نمیکرد او انتخابش کرد!

    با اینکه تن به ازدواج درمیدن اما گرفتاری آنها اینجا و اونجا خودشو نشون میده.

    ۲ و ۳_ اعتیاد و وابستگی:

    برخی ها درکل معتادند!

    ما دررابطه با دیگران در ۸ مرحله یا کلاس قرار میگیرم؛

    مرحله اول همزیستی؛ که تو بدو تولد هست دوم چسبندگی و دوختگی که در یکسالگی هست که ما به یک کسی دوخته میشیم،مرحله سوم اعتیاده، که در ۳ سالگیه و مرحله ی بعد یعنی چهارم عادته که در ۵ سالگیه، و درنهایت به مرحله ی  پنجم یعنی وابستگی وارد میشیم که در ۸ سالگی هست.

    مقصود از وابستگی:

    من نیازهای فیزیکی روانی و اجتماعی خودم رو از طریق تو و تو از طریق من  ویا نه هردو بصورت مکمل هم برآورده میکنیم!

    یا احساس و اندیشه من از احساس و اندیشه تو یا دیگران جدا نیست. و درنهایت یه جوری به هم گره میخوره و حد و مرز رو نمیشناسیم.

    ۹۹ درصد مردم در ۹۹ درصدتاریخ تا مرحله ی وابستگی اومدن،اما طی ۲۰۰-۳۰۰سال گذشته مرحله ی جدیدی یعنی مرحله ی شیشم بنام جدایی و رهایی بوجود اومده که از۸ تا ۱۲ سالگی هست

    بعد آن به مرحله ی هفتم که استقلال و آزادی هست که از ۱۲ تا ۱۸ سالگیه،یعنی من خودکفا هستم وقتی بحث به نیازهای من میرسه و دوم اینکه احساس و اندیشه من از احساس و اندیشه شما جداست،بنابراین من میتونم با عقیده یا نظر پدر و مادرم کاملا مخالف و یا مختلف باشم.

    و بالاخره مرحله ی  هشتم که هم بستگی که از ۱۸ تا ۲۲ هست که باوجودی که من مستقل و ازادم(مرحله ی قبل) دلم میخواد باتو باشم،آدمی میتونه ازدواج کنه که در کلاس و مرحله ی ۷ یا ۸ باشه(یا استقلال یا هم بستگی)

    ادمیکه مرحله ی ۴ هست(عادت_۵سالگی) معمولا ازدواج نمیکنه واگر هم ازدواج کنه کوتاه مدته،در یک روز تصمیم به ازدواج و در یک روز هم طلاق میگیرن

    ادمیکه که درمرحله ۳ هست(اعتیاد_۳سالگی) مساله عشق اصلا براش موضوع نیست،مساله ایجاد ارتباط نیست،بلکه مساله ی آنها احتیاج و نیازه،و یا نگرانی و وحشتی که از مسائل داریم!

    متاسفانه بیشتر مردم ایران درمرحله ی وابستگی(مرحله ۵) قرار دارن،و برخی هم در مرحله ی ۳(اعتیاد) ماندند!

    روزی هم که مساله ی ما اعتیاد یا وابستگیه(مرحله ۳ یا ۵)معناش اینه که فقط به دلیل احتیاج و نیاز که غالب اوقات درست ارزیابی هم نمیشه شما ‌کنار هم قرار گرفتید

    واگر هم مساله اعتیاد و وابستگی باهم مطرح باشه مثل رابطه ی تریاکی با تریاکه.

    هیچوقت درش نه رشدی هست نه سلامتی  نه خوشبختی و نه هیچ دیگر. فقط عمق آسیب و گرفتاری رو نشون میده.

    به همین جهت کسانی که در مرحله ی وابستگی هستن حتی یک روز هم نمیتونن بدون زن یا مرد باشن!

    و یک روز هم نمیتونن خودشونو جدا و مختلف از دیگران ببینند،ابدا حتی یک روز!

    برخی ها هستن درحالیکه میخواهند طلاق بگیرن با التماس و التجا هم تلاش میکنند طلاق بگیرن اما به محض اینکه طلاق گرفتن با یک نفر دیگه تماس میگیرن،دلیلش اینه که نمیتونن رابطه ای باکسی نداشته باشن! اصلا اینطور آدمها در ذهنشون هم نمیتونن تصور نداشتن کسی رو بکنن

    هستند آدمایی چه بسیار که  حتی حین ازدواج هم آدمای دوم و سوم رو وارد زندگی میکنن برای اینها بودن دیگری هواست! و مهم تو این موارد چه کسی باشه نیست!

    به همین خاطر شما میرین سراغ نفر بعد اگه نبود نفر بعد

    ،همینطور نفر بعد!

    اینگونه آدمها از کودکی آسیب دیدن و اصولا روابطشون براساس اعتیاد و وابستگیه و اصولا آدمی رو میخوان که نیازهاشو برآورده کنه

    شمایی که اینطور هستین به انسان به عنوان شخص نگاه نمیکنید،بلکه به عنوان شی و کالا نگاه میکنید و همه ی آدمها برای شما به نوعی وسیله هستن،از همه استفاده و سوء استفاده میکنید واسه رسیدن به هدفهاتون.

    بسیاری از اوقات خودتونو عادی و بدون گناه جلوه میدین

    ولی واقعیت مساله اینطور نیست! پس اگه به کلاس ۷ یا ۸(اسنقلال_هم بستگی) ندویم گرفتاریم.

    پس روزی میتونید ازدواج کنید که پدر و مادرتونو به عنوان کسی که همسر داره طلاق داده باشید!

    شما نمیتونید وابستگی به پدرو مادر یا خوهر وبرادر  داشته باشین،اولا از عشق اونوقت خبری نیست،و ازدواج فقط یک معامله میشه،و همیشه هم آخر کار از این معامله ناراضی هستین! چون تمام معاملات از این قبیل آدمها فکر کردن کلاه سرشون رفته!

    اصلا رابطه هم رابطه ی انسانی نیست،البته درسته که رابطه مبتنی بر معامله درسته

    به همین جهت اگه بگین که من صدهزارتومن واسه یه نفر خرج کردم او هم صدهزارتومن واسم خرج کرد درواقع من بخاطر صدهزارتومنه وقت گذاشتم.

    هیچ عیب و ایرادی نیست اما روزی که مدعی عشق میشین،پدری میشین،مادری میشین،دیگه رابطه،رابطه ی معامله نیست،به همین جهته که اگه عاشقین ایثارگرین درسته!(چون ایثار اولین ویژگی عشقه_عشق ۱۶ ویژگی داره)و عشق درست زمانیست که کار خودتونو میکنید و هیچ انتظاری،توقعی ،طلبی ندارید،هیچ! تازه ممنون و مرهون آدمی هم هستید که به شما این اجازه رو داده که تجربش کنید!

    ۴_ جدایی:

    من جدا شدم،بنابراین ازدواج میکنم،آدمایی هستن که از خانواده جدا شدن،میگن خوب باید جدایی رو تموم کنم،چون جدایی سخت و درد آوره،جدایی هم یعنی بی او بودن،بنابراین ازدواج میکنن.

    بنابراین من دارم از یه آدمی به عنوان دارو و درمان استفاده میکنم نه به عنوان غذا! و منم باید بدونم که استفاده از دارو اگه ادامه داشته باشه،من رو میکشه!

    چون هیچکس نمیتونه همینطوری دوا بخوره،ولی من میتونم غذا بخورم،پس در زندگی زناشویی کسی قرار نیست واسه شما دوا باشه،دوای هیچ دردی؛ بلکه باید غذا باشه،که بااو رشد کنید

    اشکال کار جدایی که سبب ازدواج میشه اینه که،آدمها به دلیل اینکه جدا شدند فکر میکنن ، این درد جدایی رو باید از طریق رابطه برقرار کنند،در نتیجه با کسی ازدواج میکنند بعدش متوجه میشن که اصلا درست نبوده،چون بدون اینکه به جنبه های بد و منفی او نگاه کنند ازدواج کردن و بعد که چشماشو باز میکنه میبینه، دهها و صدها مساله و موَضوع که من باید میدانستم باهاش مواجهه میشم.

    ۵_ تنهایی: 

    تنهایی همیشه بدتر از جداییه،جدایی گفتیم بالا یعنی بی او بودن،و تنهایی یعنی بی کس بودن

    تنهایی در تحلیل نهایی یعنی من بدم،تو یا دیگران بدند،و از این من بد و دیگران بد جز رابطه ی بد نتیجه ای نداره،

    پایان کار هم همیشه خرابه!

    اما اشکال کار تنهایی چیه؟ اینه هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت با ازدواج از بین نمیره!

    تازه تو ازدواج تنهاتر میشن،آدمهای تنها وقتی ازدواج میکنن میبینن دست و پاش بیشتر و پیشتر بسته شد.

    قبلا یه فرصتی داشت که تخیلی بکنه،حالا اون فرصتو هم نداره،و گرفتاری بسیاری از آدمها هم اینه که وقتی تنها هستن،راه حلو ازدواج میبینن.

    پس جدایی رو میشه با ازدواج خاتمه داد،اما غالبا تو انتخاب اشتباه میشه،ولی تنهایی هرگز

    من اگه یه احساسی دارم که من بدم، جامعه بده،دیگران بدن،رابطه هم خوب طبیعتا بده،باید بدونم تنهام! و این با ازدواج حل نمیشه،ازدواج  فقط یه بازی سطحیه شبیه افراد تو مهمونی که نمیتونن حتی یک روز باهم بمونن! چه برسه یک عمر سرکنند!


    ۶_ ناتوانی در ارضای نیازها:

    نیازها دیگه اعم از فیزیکی_روانی_اجتماعی منظوره،و من فقط به این دلیل ازدواج میکنم که توانایی اداره کردن خودمو ندارم! توانایی پرداخت هزینه های خودمو ندارم،چون توانایی تنهایی و جدایی رو ندارم،پس با این دلیل پیش میرم،و غالب اوقات هم شاید گشایشی بشه ولی در بلند مدت گرفتارم.

    یعنی بسیاری از مردم بخاطر وضعیت مالی بخاطر نیازمندی اقتصادی ازدواج میکنن،و در کوتاه مدت هم میتونن از ثروت و دارایی او آدم بهره بگیرن،ودر نتیج فکر میکنن این مشکلو برطرف کردند یا میکنند، که اشکالاتی داره:

    اولا به مرور زمان بیشتر وبیشتر ازکار میفتند و توانایی اینکه خودشان کارکنند رو از دست میدن

    دوما اینکه به تدریج، به دلیل ویژگی های این آدم همه چیز به هم میریزه و بعد ۵ یا ۱۰ سال یک زندگی میشه که ای بسا اداره ی یک پنجم آنرا هم ندارن،حالا باید تن به جدایی دربدن! آن موقع هست که تو ازدواج میمونن و طلاق نمیگیرن!البته برخی مواقع ناچارا جدا میشن! و اون موقع تن به ازدواج هایی میدن که معنا نداره.

    خیلی اوقات هم میشه راحت دید که برخی ها بدنبال ارضای یک نیاز تو ازدواجن.


    ۷_ گمی و گیجی@:

    در ۱۲ تا ۱۸ سالگی جوون میتونه گم و گیج باشه،هم بدلایل از وقت تولدش تا ۱۲ سالگیش(۱۲ سال قبلش)

    و هم به دلایل۱۲ تا ۱۸ سالگیش!

    چکش به سرمون میزنن که ما تمام عمرمون گیچ و پیج میشیم واصلا هم مهم نیست ۳ تا کترا دارید یا نه!

    مهم نیست ۶۰ سالتونه یانه مهم اینه که گم و گیچین

    حتی برخی مواقع برای انتخاب یک لباس،کفش،رفتن به مهمونی،گم و گیچین،مثل کسی که آدرس گم کرده،

    شما در شهر دومیلیونی مثل شیراز اگه آدرس گم کردین،چطوری میتونید امیدوار باشین مرکز مشاور زندگی بهتر وبرتر  رو پیدا کنید در حالی که هیچ آدرس و نشونه ای ندارین،درحالی که اگه یه آدرس هم داشتید براحتی میتونستید به اونجا برسید.


    ۸_ بچه: 

    برخی فقط برای بچه میخواهند ازدواج کنن،نه بدنبال زن و نه بدنبال شوهرن! ونه حتی رابطه خوب، حتی رابطه جنسی ! فقط بچه !!

    به همین خاطر بعضی ها ازدواج میکنن فقط واسه بچه،بعد از ازدواج بیرون میان و طلاق میگیرن یا بدون اینکه ازدواج کنن حامله میشن! تا فقط یه بچه داشته باشن !!

    اینکه ما بخواهیم صاحب فرزند بشیم که اصولا جزئی از زندگی ماست و بااو حرکت میکنیم واین در چهارچوب خانواده وهمسرمونه که هم پناه میده هم برای من و بچه خیلی تفاوت داره ، تا اینکه من فقط بدنبال بچه باشم.

    غالبا هم حرفشون اینه که من که بچه ها رو دارم،دیگه نیازی به اینا ندارم،غالب اوقات هم نداشتن

    فقط صرف بچه هم دلیل ازدواج نیست چون همه ی بچه ها وقتی پدر ومادر پیش هم نیستند،آسیب میبینند،چون طلاق همیشه بد و آزاردهنده هست،یک جراحیه که همیشه قسمتی از آدمای درگیر ماجرا رو قطع میکنه. حالا یه موقع یک انگشت یا یه پا یا کل بدن قطع میکنه متفاوته پس حتما اشتباهه


    ۹_ اگه ازدواج نکنم و تشکیل خانواده ندم از بقیه عقب افتادم!:

    در برخی خانواده ها،در خانم ها در مورد خودش و در آقایون در مورد نوعش،حسادت،رقابت،و بعد احساس حقارت،یا احساس گرفتاری تو زمینه حرمت نفس،وجود داره که من اگه ازدواج نکنم و تشکیل خانواده ندم،اگه بچه نداشته باشم از بقیه عقب افتادم،دیگران از من جلو زدن.

    من وقتی میبینم که دیگران زن دارن،شوهر دارن،حسودی میکنم،وقتی منم ندارم احساس میکنم یک عیب و ایرادی دارم که آدمها به چشم کمتری نگام میکنن!

    خوب اینها سبب میشن که من نخوام عقب بیفتم و این امکانی که واسم هست رو از دست بدم،یا کسی منو نخواسته و یا من مشکلی دارم،یا کسی دوستم نداره، اینارو تو ذهن بقیه دفع کنم.

    ما بدون اینکه متوجه بشیم حسادت و حقارت از خودمونه،این آدم از بس سوخته که ازدواج کرده،اونم ازدواج کرده،پسرعموشم ازدواج کرده،اون دوستشم ازدواج کرده،اون همکارش هم ازدواج کرد،احساس بدی که داشته(احساس حقارت) بدون اینکه متوجه او باشه اورو به سمت پسر و دختری کشونده که اصلا فکرشو هم نمیکرد باهاش ازدواج کنه!رفته رفته خیلی راحت اورو پذیرفته و برگردونده چون فکر کرد اگه اینکارو نکنه؛احتمالا گرفتاریه.

    ۱۰_ فشار خانواده:

    اینکه من بخاطر انتظار درست خانوادم،اینکه بخاطر نظر درستی که درباره من و زندگی آینده دارن ازدواج کنم،میفهمم،اما اینجا فشار خانواده مطرحه،یعنی خانواده منو زیر فشاری میذارند و کار رو واسم مشکل میکنن،تحقیرم میکنن،تنبیهم میکنن،احساس گناه به من میدن،حال بد پیدا میکنم،پدرم قهر میکنه مادرم غش میکنه،منو بزور با کسی بیرون میفرستن!

     

    ۱۱_ فشار اجتماعی:

    برخی اوقات من بدلیل ویژگیهای روانی که دارم و به دلیل  محیط و شرایطی که درش هستم،منو بگونه ای ترکم میکنن!طردم میکنن،به همین جهت،به همین جهت روزهایی که مهمن از جمله عید نوروز و سیزده بدر،تنها کسی که دعوت نشده منم! به همین جهت یه عده ی زیادی گرفتار نوعی از افسردگی میشن،یعنی چون انتظار دارن که عده ای اطراف او باشن و روابطی باشه به هم میریزه،یعنی کافیه این اتفاقات نیفته اونوقت میگیم خوب بهتره ازدواج کنیم،درحالی که میتونستید یه جوری خودتونو دعوت کنید یا شما دعوت کنید ولی خوب معمولا  شما این مایه رو ندارید و یا حرفهایی در این زمین دارین.


    ۱۲_ فشار و باید اخلاقی بر سر راه روابط جنسی یابیشتر مذهبی!:

    یعنی برخی از شما فکر میکنید اگه ازدواج نکنید یا درگیر نوعی فعالیت بشین،مخالف اصول اخلاقی  و اصول مذهبی هست!(که  موارد استثنایی واقعا هست) گناه کردید و مستحق مجازاتین و خوب بلاهای زیادی این دنیا و بیشتر اون دنیا  به سرتون خواهد آمد،بنابراین چون فکر میکنید این بلاها رو سرتون نیاد برید این بلاها رو سر کسی بیارین که این بارگاه الهی در اینجا و اون بارگاه در اونجا آروم بگیره.!

    خوب اگه مذهبی هستین اینها درست! اما دلیل درستی برای ازدواج نیست! اما اگه غیر مذهبی هستین خوب هیچی صورت مساله و موضوع برای شما کلا پاکه! برین سراغ دلایل دیگه!


    ۱۳_توهم و توقع:

    بعضی ها فکر میکنن ازدواج پایان همه ی بدبختیهاست!

    یعنی ما فقط کافیه یه زن و شوهر پیدا کنیم آنوقت به سعادت  وسلامت با خوشبختی زندگی میکنیم!(اوخی)

    برخی از ما هم توقعی داریم که چون ۲۵ سال با کسی نبودم خوب یک کسی بیاد و اگه نیاد خوب من خیلی عصبانی میشم،هم از دست مردم ناراحت میشم که همچنین موجود ظریف و لطیف و باارزشی رو نمیخوان، هم از دست خدا که چرا یه کسی رو نمیفرسته سرراه ما قرار نمیده،ودرنتیجه انتظار و توقع هست و بعد اونم در آخر این انتظار و توقع رو به انتظار و توقع خودمون تبدیلش میکنیم،که خوب حالا چون خدا جواب نمیده خودت دنبالش راه بیفت!

    پس من میرم ازدواج میکنم تا این انتظار و توقع رو درخودم ارضا کنم!

    ۱۴_ هوس و میل جنسی:

    یعنی من باید با این بخوابم! و چون کار آقایون مشکله میگن خوب هرراهی میرم نمیشه،بهتره برم خواستگاری و بگیرمش!

    اگه باور واعتقادتون اینه که با کسی همخوابه نشین خوب نشین! ولی خوب اگه بارو و اعتقادتون اینه که همخوابه بشین، ۲ کارو نکنید: اینکه برید و نشین! یا اینکه مقداری بشین و بقیشو نشین!! چون نیمه فروشی حتما با تمام فروشی متفاوته! چون خیلی ها دلشون به این خوشه.


    اگه فکرتون اینه که مرد در رابطه ی جنسی یه جیزی بدست میاره و زن هم یه چیزی از دست میده،حالتون بده! درحالی که در رابطه ی جنسی دو آدمی که توافق میکنن موضوعه.

    اگه شما به کسی گفتین من به شما نزدیک نمیشم تا زمانیکه از لحاظ احساسی_عاطفی مطمئن بشم،بدونید ما خط کشی نداریم که احساسات و عواطف عاطفی رو اندازه گیری کنه،درحالیکه این هم خودش یه بازیه که بعدشم میرین دنبال کارتون.

    بعضی ها شرایطی برای نزدیکی به همسر ندارن بعد میگن میخوام مطمئن بشم که موندگاره! یعنی آدم رو باید همونطوری که هست بپذیرین،موندن و نموندنش یه بحث دیگس.چون برخی ها نمیخوان قبول کنن!

    همین که من تورو دیدم و تو منو دیدی کافیه،بلکه بعضی ها فطرتشون اینه که تو بیا و قراردادی ببند! و حتی بالاتر از قرارداد مساله شاهد هست که بعدا طرف بگه من اینکارو نکردم!

    به همین جهت اگه شما درگیر چیزی مثل صیغه که شاهد  نداره میشین، نظرتون اینه که فرقی باخودفروشی نداره! البته اگه باور و اعتقادی نداشته باشین! به همین جهت مانمیتونیم بگیم که تصوری که من از ازدواج دارم رو قبول دارم.ما باید تعریفی که در جامعه وجود داره قبول کنیم باید مواظب بود.

    فرض کنید من شب اول با کسی نمیخوابم! فرقی با شب هفتم و هفدهم نمیکنه! اگه به من بگین من کسی رو نمیشناسم میتونم بفهمم.

    بسیاری از مردان هستن که اگه شما اورو خاص ببینید به شما علاقه مند میشن!


    ۱۵ و۱۶_تقلید و تلقین:

    متاسفانه برخی از ما عجیب و بصورت باور نکردنی مقلدیم! 

    یعنی شما همینکه دیدین اونجوری راه میره اینجوری راه میرین،به همین جهته که ژاپنی ها یک زمینه واسه این کار داشتن که البته آگاهانه انجام میدادن و موفقیت آنها هم بخاطر انتخاب آگاهانه بود.اول تقلید کردند بعد جلو زدن!

    همین کارو هم کره ای ها میکنن،میدونید که نژاد زرد از سفید باهوشتره

    پس یه عده ای از ما تقلیدی هستیم و یه عده ای هم تلقینی،یعنی بعضی ها هستن که تا دودفعه بهشون بگین کلاس نمیای،تو کلاس نمیای،دیگه نمیان!

    یه عده هم هستن با دویست بار گفتن هم فایده نداره،واتفاقا برخی از شما تا یه نفر یه مقدار بهتون فشار میاره،درست وارونه عمل میکنید! با وجود اینکه اگه رهاتون میکرد خودتون کار خودتونو انجام میدادین.

    پس اگه مقلد خیلی خوبی یا تلقین پذیر ماهری هستین،خیلی خطرناکین!


    ۱۷_علاقه شدید دیگری:

    برخی از مردم که تو خونه ها بیشتره،بخاطر علاقه ی شدید  دیگری تن به ازدواج میدن،دلیلشون هم اینه که خوب،کسی منو همینطوری دوستم نخواهد داشت،و این برای ازدواج خوبه!

    خوب کسی که خیلی دوستتان داره یک میتونه دیوونه باشه دو وقتی شمارو خوب شناخت،سرعقل میاد،سوم اینکه  این چه ملاکیه واسه ازدواج که یه کسی اگه خیلی خیلی منو دوست داشت من زن یا شوهر اومیشم؟!

     علاقه خوبه مشروط به اینکه؛اول شما هم اونو دوست داشته باشید ، دوم طرف هم و چل نباشه ! چون این کسی که خیلی خیلی شمارو دوست داره بزودی شمارو ازپا درمیاره.


    ۱۸_ فرار:

    بسیاری از شما ازدواج میکنید تا از یه چیزی فرار کنید

    مثل فرار از خانه برای خانم ها، فرار از کشور به عنوان یه موضوع کلی،و فرار از فقر به عنوان یه موضوع جدی،فرار از کنترل به عنوان به موضوع مهم.


    ۱۹_ گرفتن انتقام:

    برخی آدمها هستن که با ازدواج میخوان از پدر و مادر یا همسر سابق انتقام بگیرن! که بسیار شایعه

    خیلی میخواسته پدرو مادرو به آتیش بکشه،یا همسر سابقی که طلاق گرفته و گفته تو لیاقت کسیرو نداری و کسی همسر تو نمیشه،بعد انتخاب میکنه و میخواد بگه ببین! در ظاهر هم از تو بهتره!

    ۲۰_ بازی و حقه بازی!:

    برخی ها هستن که فقط میخوان ازدواج کنند تا بازی رو ببرن! که بین دوخواهر یا دوبرادر دیده شده

    یعنی من فقط ب این دلیل این رابطه رو ادامه میدهم که میدونم برادرم اونو میخواست و من میخوام برنده باشم،برای اینکه من همیشه از برادرم باختم،و از دستش عصبانیم

    یا بین دوخواهر یا دودختر که البته بین خانم ها فراوانتره!

    این مورد در خیانت بیشتره که زن و شوهری به هم خیانت کردندو صددرصد نمیخواسته اونو ببینه،اما رفته رفته اون آدمو قبول کرده و بخشیده! چرا ؟

    واسه اینکه بتونه انتقام بگیره،برا اینکه بتونه شکنجش بده،پس قصه قصه ی ازدواج نیست،قصه،قصه ی بازی و حقه بازیه.

    روزی که بازی میکنید بدونید بازیرو باختین! چون این بازیها مطلقا برنده نداره

    ما وقتی تو زندگی هستیم،اگه با صداقت و صمیمیت پیش بریم وقتی خرابه میتونید درستش کنید،وقتی هم درست شد میرین دنبال کارتون،اما روزی که محبت و صمیمیت درکار نیست،هرچیز خوبی رو هم خراب میکنه،خوب رو خراب میکنید،بد هم حتما خراب خواهد شد،ب همین جهت خود و خودواقعیتان باشید،اگه کسی شمارو خواست،حالا میشه روش حساب کرد،و مسائل رو حل کرد و پیش رفت،ولی اگه کسی بازی درمیاره،حقه میزنه گرفتاریه

    ۵۴ بازی هست که یکیش محبته! و آن اینه که: این منم همین! و این چیزیست که ماتشنه آن هستیم،و روزی که ما گرفتار بازی شدیم؛بازنده ایم، پس نکنید!

    بذار اون زنگ بزنه بذار! بذار اون بیاد بذا بذار! و..

    به فرض اینکه نفهمه،باز بازنده اید،این مثل اینه که بدوید پیش دکتر باوجوداینکه تبتون بالاس بگین قلبم درد میاد

    بعدش هم بگین کلک زدم!نفهمید! نسخه رو هم نوشت!! نسخه روهم میبرم ،نه شما کلک زدین،دارو رو هم میخورین ،الحمدالله میمیرید !! آنوقت معلوم میشه احمق کیه!

    پس در زندگی خودتون باشین؛وقتی خودتون باشین،تکلیف ها روشنه،بعد هم حرص نمیخورید، اما با بازی و حقه بازی غالب اوقات متوجه میشین آخر کار بازنده اید.


    ۲۱_ آدمهای بدهکار:

    بعضی اوقات برخی آدمها طلبکار وبرخی هم بدهکارن،برخی اوقات افرادی هستن که همیشه طلبکارن،یعنی همیشه از مردم انتظاراتی دارن که انگار باید انجام بشه،و برخی آدمها هم بدهکارن،ماشین منو نمیخوای؟! پیراهن منو نمیخوای؟! پول میخوای؟!...

    جالب اینه که همیشه بدهکار بدنبال طلبکار میدوه!

    به همین جهت بعضی از افراد بدلیل اینکه طلبکار و بدهکارن،طرف مقابل خودشونو پیدا میکنند

    اشکال کار اینه که آدم سالم نه طلبکاره نه بدهکار.

    ۲۲_ خر و خرسوار!:

    یه عده آدم هم هستن که میگن ماخریم! یعنی همیشه دولا میشن که یکی سوارشون بشه،یه عده هم خرسواریم،دنبال خر میگردیم بعد میرین روش

    اما اشکال کار اینه که آنهایی که خر سواریم و فکر میکنیم زرنگیم،آخر کار خر میره داخل طویله و در آخر با خرها میخوابه! وبقیه خرها هم باما میخوابن ،بنابراین نه خر باشین نه خرسوار!  پیاده باشید

    پس نه طلبکار نه بدهکار نه خر ونه خرسوار باشین

    پس اگه تیپ بدهکارو دارید تیپ خرو دارید و اگه تیپ طلبکارو دارید تیپ خرسوار.پایان خوب و خوشی ندارید ولی خیلی از ماها اینطوری هستیم!


    ۲۳_ فقط الگو:

    بسیاری از ما به صورت منفی فکر میکنیم که تنها الگوی زندگی ازدواجه،یعنی اگه ازدواج نمیکنید خیلی بده،بنابراین هرطوری شده باید ازدواج کنید.


    ۲۴_ماجراجویی:

    یعنی وقتی میبینید یک آدمی اصلا بدردتون نمیخوره به دنبالش میرید!   یعنی این خیلی خوبه!!

    یا آدم سخت و محکمی پیدا میکنید برای اینکه نشونش بدین اینطور نیست باهاش ازدواج میکنید!

    میگه اگه من اینو به تور نزدم باش! حالا ببین

    ۲۵_ لجبازی:

    بسیاری از اوقات اگه برخی ازشما اگر ترکتون کنند میرین سراغ طرف و اونو میارین تا خودتون رهاش کنید!

    برخی آدمها هستن که وقتی شما ردشون کنید اصلا شمارو نمیخواستن اما آوردنتون و یه مقداری گیرتون انداختن،بعد گفتن حالا برو گمشو!! برای اینکه برخی ها اصلا نمیخوان ترک بشن،شما نمیتونید منو ترک کنید من شمارو ترک میکنم!

    به همین جهته که برخی اوقات شما اصرارها میبینید،من تقاضای طلاق کردم که مردم بگن من اونو ول کردم نه او منو !

    _______________________________

    پایان فصل ازدواج

    دلایل درست و نادرست ازدواج

    مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر

    Zbartar.blog.ir

    کپی برداری بدون ذکر منبع شرعا و اخلاقا خلاف رضایت نویسنده ی سایته!


    مطالب پیشنهادی و مرتبط با این مطلب(حتما بخوانید!):

    ۱۵ مورد از دلایل درست ازدواج(دلایل درست ازدواج چیه؟)


    چرا ازدواج نه؟! چرا برخی ازمردم(جوانان) در امر ازدواج دودل،ناتوان هستن،یا نمی خواهند ازدواج کنند؟!

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶

    ۱۵ مورد از دلایل درست ازدواج(دلایل درست ازدواج چیه؟)

    اما دلایل درست ازدواج چیست؟ حالا که دلایلی که مانع بود یا برخی ها اصلا نمیخواستن ازدواج کنند یا نمی تونستن ازدواج کنند رو گفتم یا اینکه چرا برخی ها علاقه یا تمایلی به ازدواج ندارند رو عرض کردم که ۲۰ مورد بود، میریم سراغ دلایل درست ازدواج که ۱۵ مورده.

    دلایل درست ازدواج چیه؟!

    ۱_عشق:

    یعنی وقتی دوتا آدم به مرحله ی عشق میرسن،البته عشق به معنای واقعی و درستش!

    چون ما یک انسان بیمار داریم که حال و احساس تند و شدید رو عشق میدونه، ونمونه ی دیگر برخی هستن که خود بیمار نیستنا اما ارتباطشون بیمار گونس،واینجاست که عشقای بیمارگونه و گرفتار داریم،عشقهایی که درواقع وابستگی  واعتیاد تا عشق

    علاقه ای که یک دختر و پسر درحالت معمولی و عادی پیدا میکنن،یک علاقه ای هست که از مرحله ی خوش آمدن و بعدا دوست داشتن میگذره و به عشق میرسه.

    عشق یک ظرفیت و یک هنره

    پس مهمه بدونیم زن و مرد،یک ظرفیتی یک توانایی برای رشد عشق درخودشون دارن،اما موضوع اصلی و اساسی رشد عشقه،پس اینکه عشق دروجود ماست و به محض اینکه معشوق پیدا شد میزنه بیرون،باواقعیت نمیخونه و درست نیست.

    بله! درسته که خدا یک ظرفیتی رو موقتا در وجود ما گذاشته که دختر و پسری که نسبت به هم علاقه میدا میکنن درکوتاه مدت حالات و هیجاناتی رو درشون بوجود میاره. که هرگز به یکسال نمیرسه که نزدیک به احساس عشقه ولی ازمیان میره

    این ظرفیت(احساس نزدیک به عشق یا خود عشق) تا ۳ بار میتونه انجام بشه! یعنی برای بار دوم و سوم میشه عاشق شد

    اما بار دوم و سوم کمتر میشه وبعدا هم از میان میره.

    که از ۸ ماه در بار اول و به ۲ و ۱ ماه خاتمه پیدا میکنه

    وبعدا برای همیشه خداهد رفت.،درست مانند اینکه من و شما در یک شرایط خاصی دوایی بخوریم یا سوزنی به ما بزنن یک حالاتی پیدا میکنیم و این حالات هم هیجان و شور و شوق هست،برای اینکه اگه شما آدم ورزشکاری باشین ورزش میکنین،همیشه آنرا دارین بعدا دروجودتون کاشته و ساخته میشه و آن زمانی که نمیکنید به مقدار زیادی،عملی که باید انجام بشه صورت میگیره.

    سخن کوتاه: عشق هنری آموختنیست که یک زمینه ی فلسفی داره،یک زمینه تجربی داره یک زمینه علمی داره،از یک مراحل خاص باید گذشته باشه(یعنی حداقل های عشق ورزی داشته باشه) کلا پدیده ی عجیب و غریبیه!

    اما تعریف عشق: یک احساس و هیجانیست،استثنایی و یکه خواه که نتیجه ی آگاهی و شناخته!

    راههای غیر از شناخت و آگاهی منجر به عشق نمیشه یعنی اگه شما گفتین من خودم رو خوب نمیشناسم اورو خوب نمیشناسم از عشق صحبت نفرمایید.

    پس عشق یک احساس و هیجانیه استثنایی یکه خواه(درآن واحد نمیشه عاشق چندنفر شد!بله!!) که نتیجه ی آگاهی و شناخته و نتیجتا حالی منحصر به فردیه که به جایی میرسیم که راحتی او به اندازه ی راحتی ما ،شادی او به اندازه ی شادی ما ،خوشبختی او به اندازه ی خوشبختی ما،خواب و استراحت او به اندازه خواب و استراحت ما،اهمیت و ارزش پیدا میکنه.

    مثل دودست من که فرقی نداره کدومش درد بیاد،مغز من درد رو مخابره میکنه

    من کیستم؟من یک خبرم!(که این سن منه این شغله منه،این..) و این خبر درخودآگاه منه  این خبری که در خودآگاه منه،همیشه یا در مجموع بیشترین انرژی روانی مغز رو به خودش اختصاص داده.

    یعنی من از صبح تا حالا راجب مادرم لحظاتی فکر کردم راجب برادرم یکم بیشتر و احتمالا راجب اجاق گاز اصلا فکر نکردم باشم،اما هیچوقت نشده نوعی ازخودم غافل شد باشم،سردمه! گرممه ،خستمه! خوابم میاد،ناراحتم کرده،این خوشش اومد،جامو عوض میکنم،پامو عوض میکنم،و.. یعنی من دائما به خودم توجه داشتم به همین جهت بیشتر و غالب انرژی روانی من صرف یک خبره وآن خبرم منم! بله ما اینطوریا هستیم(خخ)

    روزی که شما عاشق کسی میشین،او هم درمغز شما میاد و میشینه بطوری که حالا بیشتر از هرچیزی موضوع ها هم به او مربوط میشه و انرژی روانی شما متوجه اومیشه.

    و در نتیجه به توعی شما دارین بهش فکر میکنید و ارتباط دارید بیش از هرچیز دیگری،یعنی یک جایی میرین،ای کاش بود،ای کاش میشنوید،خوب شد نیومد،اینو براش تعریف کنم،این کارو براش انجام بدم،بلند شم بهش پیام بدم زنگ بزنم،این موضوع رو بهش بگم ببینم چی میگه،یکدفعه میبیند او نه در حد خودتون ولی در حد زیادی نسبت به هرکس دیگری جایی در مغز شما پیدا کرده،و مقداری از انرژی روانی شمارو به خودش اختصاص میده،این حال حولا دیگه بهش میگیم عشق و خارج از اون عشق نیست.

    البته عشق هم تو چندماه بوجود میاد که با ۵۰۰ ساعت گفتگوی چهره به چهره یا شناخت و آگاهی که میتونه از طریق تلفن باشه اما ۵۰۰ ساعت باشه و درباره همه چیز هم صحبت کنن و حالا من میدونم که او در بیشتر موارد در این زمینه یا اون زمینه چه خواسته ای داره چه نظری داره چه احتیاجی داره و به مبنای او هم عمل میکنم

    روزی که اینچنین شناختی بوجود اومد یک احساس ویژه بوجود میاد که اسمش عشقه.

    از نظر علمی ثابت شده که عشق به همه چیز شکل خاصی میبخشه و همه چیزو دگرگون میکنه،عشق ریشش و مایش در ژن نهادینه شده،متاسفانه بیشتر مردم دنیا ظرفیت عشق ورزی و عشق پذیری ندارن و غالب اوقات کسانی که تشنه عشق و دنبال عشق میگردن یا محتاج عشقن،مهر طلب هستن. که گرسنه ی عشقن و دقیقا علت دویدن اینها بی عشقی و نداشتن ظرفیت عشق ورزی و عشق پذیری هست،یعنی خشکی وجودشون هست که باران عشق میخان ولی فرقی به حالشون نمیکنه!


    ۲ و ۳_ رشد و تکامل:

    انسان یک موجودیه که از یک طرف باید تعادل و توازن رو بوجود بیاره واسه اینکه میمیره! یعنی اگه من تعادل رو در زندگی خودم بوجود نیارم خواهم مرد.

    از غذا خوردن، نفس کشیدن تا حتی کارهای خیلی کم اهمیت 

    از طرفی دیگه مساله ای که در انسان هست و در دیگر موجودات نیست موضوع تکامل هست.

    یعنی اگه ما سرکلاس اول نشستیم و یادگرفتیم به امید این نیست که دوباره اونجا بشینم،بلکه امید بالاتر رفتن دارم که برم کلاس دوم،علتش اینه که انسان تنها این مسل به رشد و کمال رو داره تکامل اگه نباشه انسان دچار افسردگی و بیماری میشه

    مانمیتونیم خودمونو در مسیر تکامل و رشد قرار ندیم،یه عده با سرعت بیشتری و یه عده با سرعت کمتری این مسیرو میرن

    همیشه ازدواج باید درهای رشد و تکامل رو بروی شما بوجود بیاره! به همین خاطر ازدواجی که از شما توقف بخاد یا برگشت بخاد یعنی نه حتی توقف بلکه برگشت به عقب بخاد،ازدواج نکنید!

    _یک زن تا ۳ سالگی از بچه مراقبت میکنه به ۲ دلیل:

    اینجاست که او خودشو و بچه رو میسازه

    و دیگر اینکه هیچ دانشگاهی از موقعی که بچه بزرگ میشه به شما اون همه آگاهی دانایی و شناخت و حس و احساس خوب نمیده!

    پس هیچ مانعی در مسیر رشد و تکامل شما نخواهد بود.

    ولی این بچه هست که باید مسیری که شما نیستید به مسیر رشد خودش ادامه بده و شما نمیتونید به بچه بچسبید اونو از پا درمیارین

    آوردن بچه هم اگه پشت سر هم  باشه با فاصله ۲۰ تا ۳۵ ماه باشه و درکنارش ۴تا ۵ سالی وقت شمارو میگیره اما شما رو رشد میده و به تکامل میرسونه.

    پس روزی که ازدواج از شما آدم بهتر و برتر نسازه،روزیه که شما از پا درمیاین

    ۲ چیزه که مرتبط بارشد و تکامله:

    سلامت فیزیکی و سلامت روانی: یعنی انسان باید یکی رو انتخاب کنه که موجب سلامت فیزیکی و روانی اون بشه.

    حتی برای خواب ،تغذیه،ورزش،فرصت ها و امکاناتی رو فراهم کنه تا سلامت فیزیکی شما رو موجب بشه

    امکانات مالی واسه مراقبت باشه،اما مهمتر از سلامت فیزیکی سلاما روانیه،قرار نیست شمارو به افسردگی بکشونه،به خشم بکشونه،به اضطراب بکشونه،به خجالت تحقیر جنگ دائمی و خلاصه کشتی دائمی بکشونه.

    پس کسی که سلامت فیزیکی و روانی شمارو تامین نمیکنه مورد مناسبی واسه شما نیست.

    ۴_ خوشبختی:

    در بسیاری فرهنگ ها هست که آدما بدبختن تا میرن خونه بخت!

    پس یک آدم بدبخت همینطور کار میکنه حتی مدرک دکترا هم داره ها،اما بدبخته! فشاری که بهش میارن اینه که برو خونه بخت با یک دست رخت،بپر روی تخت و یک شبه فردا روزی شوی خوشبخت.

    به همین جهته که تا همسر یک دکتر یا مهندس میشن میگن خانم دکتر یا خانم مهندس،درحالیکه اشتباهه

    هیچ کس شمارو خوشبخت نمیکنه،شاید با ایده آل ترین مرد دنیا ازدواج کنید اما خوشبخت نمیشوید! شاید اورو بدبخت کنید اما خوشبخت نمیشه

    شما قراره اولا خوشبخت باشین و دوما یک آدم خوشبخت پیدا کنید سوما از طریق کمکی که به هم میکنید،خوشبختی رو نگه دارید و خوشبختی هم عمیقتر و پایدار تر بشه.


    ۵_تشکیل خانواده:

    آدمها ازدواج میکنند تا تشکیل خانواده بدن،چه از نظر ژنتیکی چه فرهنگی،خانوادگی و تجربه که همگی دلایل تشکیل خانواده هستن؛یعنی بسیاری از ما ازدواج میکنیم چون الگوی زندگیه،این،مدل زندگیه،آدمها باید به یک سن و سالی برسند و ازدواج کنند

    بسیار طبیعی و عادی هم هست که چنین کاری باید صورت بگیره.

    دلایل متعددی وجود داره که مساله تشکیل خانواده،اهمیت داشته باشه،از جمله:سیاسی،اقتصادی،مالیات،داشتن فرزند،پذیرش اجتماعی،آسوده کردن پدر و مادر،همچنین برآورده گردن آرزوی پدر و مادر،و..بسیاری چیزها که هرچه دلتون بخواد میتونید اسمشو بذارید

    دلایل دیگه رو هم میشه تراشید

    میفهمیم شخصی که به این علت ازدواج میکنه خوب هم هست.

    مطالعات نشان داده کسانی که تشکیل خانواده نمیدن و صاحب فرزند نمیشن،بیشتر آنها از تصمیمی که در گذشته گرفتن،احساس خوبی نمیکنن و پشیمون میشن.


    ۶_احتیاج(که مهمترین مساله ی ازدواج کردن و ادامه ی زندگیه!):

    هیج چیزی به اندازه ی نیاز تعیین کننده،انگیزه و هدف در زندگی نیست! یعنی علت و هدف

    نوعی از ازدواج،شدت ازدواج،چگونگی برآوردن احتیاج،چگونگی برآوردن این احتیاجات،چگونگی ارضای این احتیاجات،پیچیده ترین مساله هست اما در عین حال بیش از همه میتونه(یعنی احتیاج میتونه) انسان رو معرفی کنه.

    تاجایی که اگه ظرف ۱۰ دقیقه به من بگین،چه احتیاجاتی دارین و بعد ب چه شکلی این نیازها و احتیاجات رو میخواین،سریعتر از هر راهی میشه شمارو شناخت.

    من و شما ۳ نیاز داریم: فیزیکی_روانی_اجتماعی

    که هرسه شدت و ضعف دارن،اما فرقی ندارن،چون آنچه که خفیفه میتونه شدید بشه،باید به اندازه و دقیق ارضا بشن،و اگه نشن مارو از پا درمیارن،موجب مرگ و نابودی میشن،وقتی این نیازها فیزیکی باشن که موجب بیماری و گرفتاری میشن،وقتی روانی باشن موجب به هم ریخته شدن هر دو ای بسا بشه(هردو یعنی هم بدنی هم روانی)

    اگه اجتماعی باشه که روی نیازهای فیزیکی و روانی اثر میذاره.

    پس وقتی هردو طرف نیازهای فیزیکی و روانی و اجتماعی همدیگرو برآورده کنند میتونن کنار هم به زندگی ادامه بدن.


    یکی از اشکالات ما:

    ما با آدمی ازدواج میکنیم که درست احتیاجات و نیازهای مارو نه تنها برآورده نمیکنه،کاملا مارو با مساله و مشکل مواجهه میکنه، و بعضی مواقع او منتظره که ما احتیاجات اورو برآورده کنیم، و بسیاری مواقع این کار(ازدواج این شکلی) بخاطر بیماری و خودخواهیه که دنبال این چنین آدمهایی میگردیم!

    که مردی دختری رو بخاطر که هیچی نداره بخاطر امکانات و تمکن هایی که داره باهاش ازدواج‌میکنه، و بعد مدتی شاه او میشه و مردم میگن که چه میکنه و چه کرد که برخی مواقع به ۶ ماه نمیرسه چون این نوع سیستم کار نمیکنه

    چون ما تو دنیای نیستیم که قرار باشه یکی بده یکی بگیره،شما نمیتونید با یه نفر بازی کنید شما بزنید و ایشون بایسته!

    با همین خاطر بعضی خانم ها منتظرن که یکی بیاد و بهشون چیزی بده و نیازهای اورو فراهم کنه،به همین جهت گرفتادی برخی ها اینه که بدنبال اینچنین کسی میگردن تا ازدواج کنند اما خبر بد اینه که به یک ماه نمیکشه که یکباره پشیمون میشن.

    بسیار مهمه که بدونین از طریق این آدمها نیازهای روانی،فیزیکی و اجتماعیتونو بهتر میتونید ارضا کنید و شما هم برای او بهترید اما اگه براش خوب نیستین پس بدرد نمیخورید!

    پس نباید با کسی ازدواج کنید که نتونید نیازهای فیزیکی روانی و اجتماعی اورو برآورده کنید و مبادا با کسی ازدواج کنید که نتونه نیازهای روانی فیزیکی و اجتماعی شمارو برآورده کنه.

    زن و مرد دوچرخ هستن که از هرجهت برابرن،باهم حرکت میکنندرغیر اینصورت این اتومیبیل حرکت نمیکنه

    اگه یکی آهسته حرکت کنه دیگری باید دورش بچرخه

    ما به دنیای ازدواج میریم که همه چیز آنجا باشه و همه چیز تموم بشه!

    ۷_ جهت و هدف:

    یعنی قراره ما با ازدواج هدفی تازه پیدا کنیم،موضوع های تازه،انرژی ها ی تازه،درآخر کنار هم پیش بریم و حرکت کنیم.

    ۲ چیزه که در بزرگسالی مارو ویران میکنه یا میسازه:

    روابطمون_ شغل و کارمون

    پس با کسی ازدواج میکنید که جلوی راههای پیشرفت شمارو نگیره،مثلا تو چند زمینه علاقه ای داشتید،مثلا فعولیت ورزشی،هنری چیزی و ایشون جلوی راه شمارو سد کردن که خوب نیست.

    این ازدواج درصوتی درسته که جلوی راه پیشرفت شما رو نگیره حالا اگه مشکلی نبود پس اینجا هدف و معنا و مقصود شما در زندگی بوجود میاد

    مساله بچه ها(بچه دارشدن) هم به زندگی شما معنا میبخشه

    توجایی که میگن آدم هیچ کاری نباید بکنه ولی همه چیز واسش فراهمه حتما حتما خودکشی میکنه حالا توی شیش ماه یا بیشتر!

    چون اگه هدف و چلنج و معنی و مفهومی تو زندگی نباشه،انسان توان دوام زندگی نداره

    اینطور نیست که همینطور بیفته نه غذا بخواد نه هوا نه چیزی و درد هم نکشه، بله وقتی مرد دیگه درد نمیکشه.


    ۸_بچه دار شدن:

    چون انسان به تنهایی نمیتونه بچه دار بشه،و تنها با ازدواج این امر ممکنه جز در موارد استثنایی ازدواج میکنه،خانواده تشکیل میده و بچه دار میشه.واینم عادی و طبیعی هست.

    ۹_ ظاهر و زیبایی:

    بسیاری از شما به زیبایی اهمیت میدین

    میدونیم که وقتی انسان با یک چیزی زیبا روبرو میشه یک حال خاصی درش بوجود میاد،این زیبایی در هنرهای تجسمی هست در موسیقی هست در شعر میتونه باشه،ودر هرنوع ارتباط انسامی میتونه باشه،یعنی یک مفهموم واقعی که کنارش زیبایی هست.

    کودک رو دوس داریم بدلایل مختلفی،یکیش اینه که طبق ملاکهای انسانی زیباست.

    مبادا با کسی که زشته ازدواج کنید! جون زیبایی عادی میشه اما زشتی عادی نمیشه،یعنی طرف مقابلو میبینید متوجه اشتباه خودتون میشین.پس کسی رو انتخاب کنید که از نظر فیزیکی وقتی میبینیدش حال پیدا کنید نه اینکه دور بزنین تاحال پیدا کنید و بعدشم بیحال بشین!


    ۱۰_ ازدواج میکنیم تا بازنده نباشیم،برنده باشیم و بالاخره پیش بریم:

    خودش(برنده شد)دلیل موجهی نیست ولی  دیگه  نباید بازنده شد،چون برخی ها ازدواج میکنن تا بازنده بشن! تا عقب گردکنن!!

    بنابراین میل به اینکه من پیش برم عادیه

    نکته جاذب از نظر تکنیکی اینه که؛ اگر جوامع رو به ۵ طبقه تقسیم کنیم،زن های طبقه پایین پایین(۵) با مردهای طبقه ی پایین(۴) وزنهای طبقه ۴ با مردهای طبقه ۳ و به همین ترتیب تا طبقه ۱ ؛ازدواج میکنند که چند اشکال اساسی داره:

    مردهای طبقه پایین پایین(۵) مجرد میمونن و زنهای طبقه بالا بالا(۱) بی شوهر! که کسی باآنها ازدواج نمیکنه و اگه آقایی باهاشون ازدواج کرد،باچندتاشون ازدواج میکنه یا شوهر خارجی میکنن!

    مردهای طبقه پایین پایین(۵) هم کسی به آنها دختر نمیده! چون دختری که هم سطح اونه نمیخواد با اونا ازدواج کنه که بدبختی خودشو تکرار کنه میخواد یه طبقه بالاتر بره.

    و این نشونه اینه که آدما خواستار بالارفتن هستن.

    پس در ازدواج یا باید پیش رفت یا حداقل با مساوی ازدواج کرد.چون همینقدر که دوآدم باهم جمع میشن باهم پیش میرن!(برای مورد هم سطح میگم) البته اگه درست انتخاب کرده باشین.

    ۱۱_ شادی و رضایت و حض و کیف:

    روزی که با کسی ازدواج میکنید درش شادیه،شوره،شوقه،لذته،نه اینکه متخصص غصه خوردن و نگرانی و غم و اندوه باشید.

    آدمی که اولا بدبین ،منفی،و اینکه اصولا هیچ جا نرید،هیچ کاری نکنید،با هیچ کس حرف نزن،همش دعوا میشه،کاری به کار هم نداشته باشیم و یا بیا دوتا بچه بیاریم و ساعت ۸ هم وادارشون کنیم بخوابن که ازنظر تربیتی درست باشه(که این حرف و کار کاملا اشتباهه)

    به خودمون برسیم،عروسی هم نمیگیریم چیه بیخودی مردم بخورن و پشت سرمون حرف بزنن،یعنی یک دنیای بسته ای داشته باشه که اگه بگن بیا ازدواج مثل اینه که بگه بیا بمیریم!

    پس وقتی آدمی شادی و حض و کیف و لذت و اینارو نداره چرا باهاش ازدواج کنید؟!

    ببینیدیک آدمی باید شمارو به هیجان بیاره،شور و شوق رو باید بدجود بیاره، نه اینکه بیشتر اهل عزا و ماتم باشن


    ۱۲_ ازدواج میکنید  چون کسی شبیه و مانند خودتون پیدا کردین:

    درکیات باید شبیه باشید؛جون خارج از اون گرفتاریه،پس خارج از مذهب،فرهنگ؛یا تفاوت سنی زیاد،بهره هوشی متفاوت و متناقض،بی عقل بودن و باعقل بودن،خوشکل بودن و نبودن،ازدواج کردن گرفتاریه و من مخالفم.

    ازدواج برای دوآدم شبیه و مانند همه،پس نرید دنبال آدم خیلی فهمیده درحالی که خودتون اصلا نمیخواهید بفهمید!

    یا با یه آدم اهل کار و فعالیت اما شما تنبل وآماده خواب نه!

    اصلا نرید سراغ آدمی که عکس خودتونه،گفتم در کلیات باید شبیه هم باشید،مذهب یکسان،فرهنگ یکسان،سن نزدیک،خوبه؛به همین جهت بهترین ازدواج برای کسانیه که رشته ی تحصیلی یکسانی دارن ولی باهم کار نمیکنن!

    پس اکه شخصی پیدا کردین که در کلیات شبیه و مانند خودتونه،در جزئیات هم قراره متمم هم باشین،نه اینکه در جنبه های منفی شبیه هم باشینا،اما اگه درجنبه های مثبت شبیه همین،خوبه.

    اینکه بگین من از آدمها بدم میاد،همه دروغ میگن او هم بگه درسته منم نظرم همینه! و یا بگه من از حیوانات بدم میاد و او هم بگه بله درست میگین!

    بعد بگین به به چقدر تفاهم داریم،وعاشق هم هستیم، نه این نمیشه!

    ۱۳_ انتظار خانواده:

    بسیاری از شما پدر و مادرتون آوردنتون که ازدواج کنید!

    و برخی حرفشون اینه که مادر تو ازدواج بکن من همون فردای عروسی تو میمیرم! خوب همونطور که میدونید میخوان ماه عسل شمارو هم خراب کنن(خخ)

    البته انتظار خانواده است و میشه فهمید و برخی مواقع درست هم هست،اگه من سنم بالای ۲۶ باشه خوب منطقیه که انتظاری داشته باشن اما من با ازدواج قبل ۲۲ سالگی

    مخالفم، اما از ۲۲ تا ۲۶ میتونید دلایلی بیارید که کارتون درسته، و میخوایین ازدواج کنید،ولی در کل سن ازدواج از ۲۵ تا ۳۵ هست.

    تعداد بچه هم ۲ یا ۳ تا نه ۱ نه ۴!

    ۱۴_ قرارداد اجتماعی:

    یعنی وقتی مادنیا اومدیم،قبول کردیم که اینگونه لباس بپوشیم،اینگونه رفتار کنیم،و رعایت کردن قرارداد اجتماعی بهمون کمک میکنه، چون تنها سوالی که در روابط اجتماعی خیلی مهمه اینه که شما ازدواج کردین یا نه؟! و لغت ازدواج در اجتماع بسیار معنی داره،یعنی یک بانک وقتی میخواد بهتون وام بده براشون اهمیت داره که شما مجردین یا متاهل،و واقعا معنی هم داره

    اصولا هم ثابت شده که کسانی که ازدواج میکنند تو خیلی جهات جنبه ی مثبت دارند.

    ۱۵_برای اینکه از دو جنبه ی حق خودمون استفاده کنیم:آزادی+حرکت در مسیر سلامت فیزیکی و روانی و اجتماعی

    آزادی که بدلیل حقی که درمسیر ازدواج داریم استفاده کنیم

    ودرمسیرسلامت روانی فیزیکی و اجتماعی و تکامل حرکت کنیم.

    به بیان دیگه؛ خیلی مواقع انسانها ازدواج میکنن بخاطر حقی که میخوان استفادش کنن، ما میتونیم در جامعه هم حقوقی داشت باشیم،هم مزایا  و هم امتیازاتی، و به همین جهته که به شما حقوقی و امتیازی تعلق میگیره

    به همین جهت برخی ها بخاطر اینکه از محیط اجتماعی به بهترین نحو اسنفاده کنن تن به ازدواج درمیدن.

    _______________________________

    فصل ازدواج

    دلایل درست و نادرست ازدواج

    مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر

    Zbartar.blog.ir

    کپی برداری بدون ذکر منبع شرعا و اخلاقا خلاف رضایت نویسنده ی سایته!


    مطالب مرتبط و لازم براب مطالعه با این مطلب(حتما بخونید!)


    چرا ازدواج نه؟! چرا برخی ازمردم(جوانان) در امر ازدواج دودل،ناتوان هستن،یا نمی خواهند ازدواج کنند؟!


    ۲۵ علت نادرست ازدواج(چرا ازدواج نکنیم؟!)



  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۲۴ تیر ۹۶