زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی با موبایل و آنلاین تلگرامی در زمینه های ازدواج و خانواده،تربیت فرزند، بالینی ،مسائل زناشویی، تحصیلی،طلاق،فردی

۱۰۴ مطلب با موضوع «مشاوره ازدواج و خانواده :: مشاوره قبل ازدواج» ثبت شده است

روش صددرصد پسر دارشدن

من یه سوالی دارم شاید خنده دار باشه اما خب میخوام بدونم چطوری میشه یا اصلا میشه که بچه بجای اینکه دختر باشه پسر باشه؟

من مدتی هست باردارم و در دوران حاملگی نمیدونم چطوری میشه که بچه صددرصد و تضمینی پسر باشه آخه پسر بیشتر دوست دارم

همه میگن بچه سالم باشه بذار هرچی باشه اما من میدونم که اگه دختر باشه شوهرم منو نمیخواد

ممنون میشم هر راه کاری که دارید برای اینکه حتما بچه پسر بشه مطرح کنید.


مشاور:

با سلام ، دقت کنید که به هیچ عنوان اینکار ممکن نیست ، یعنی شما در دوران حاملگی که نه درواقع قبل از آن سیستم رابطه جنسی زن و مرد بصورتی هست که اسپرم مرد با تخمک زن کاملا بصورت اتفافی با بهترین نوع خود در ارتباط قرار می گیرند و اگه به شکل x باشه جنسیت دختر و اگه به شکل y باشه جنسیت بچه پسر می شود ، بعلاوه این کار یعنی چسبیدن اسپرم با تخمک بر اساس قانون احتمال به هم میخورند پس همه چیز احتمالی هست و هنوز تا کنون روشی ابداع نشده یا دارویی ساخته نشده که بتوان جنسیت بچه را  با اختیار خود تعیین کرد

بنابراین انسان در جنسیت بچه هیچ دخالتی نداره.

  • ۱ پسندیدم
  • ۱مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • شنبه ۵ خرداد ۹۷

    چیکار کنم که اصلا خواستگار برام نیاد

    چیکار کنم که اصلا خواستگار برام نیان؟  هر چی که خواستگار رد میکنم باز خواستگار پشت سر هم برام میان. دیگه خسته شدم تحمل ندارم. چیکار کنم که اصلا دیگه خواستگار برام نیاد؟


    مشاور: مشکل شما نیاز به بررسی داره که ببینیم شما چند سالتونه و چرا دوست ندارید ازدواج کنید و یا اینکه چرا تمایل ندارید؟ آیا مشکلی در کودکی یا نوجوانی بوده که این چنین بهم ریختید یا اینکه کسی دیگه رو دوست دارید 

    به هرحال نیازه که مساله روشن بشه

    بعد از بررسی مساله میشه راه کاری داد اما در این مقامی که ما هستیم با کلی گویی شما نمیشه توصیه ای درست و اصولی کرد.



  • ۱ پسندیدم
  • ۱مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷

    هردو از خانواده طلاقی هستیم(خانواده تک سرپرست)

    چکیده:هردو از خانواده طلاق هستیم، از نظر سنی پخته به نظر میان،خانواده مخالف بودنمون هستند،خیلی باهم دعوا داریم،فکر میکنه من نمیخوامش،دهن بین هست،خودکشی کردم، میخوام باهاش ازدواج کنم،راه کار

    من دختری هستم ۲۱ساله که تقریبا دوساله با فردی اشناشدم هم سن وسال خودم .ازابتدا ایشون قصدشون ازدواج بود وبرعکس هم سن وسالاشون پخته به نظرمیومدن .خانواده اون وخانواده من هردو جداشدن وحاصل طلاقیم. من شخصا خیلی اذیت شدم خیلی اتفاقا افتاد .بخاطر ازدواج مادرم ازمردهامیترسیدم شب هاچاقوزیربالشتم میذاشتم که نصفه شب اگ اومدسمتم دفاع کنم.ازاونور ایشون هم همینطوربوده زندگیشون چه بسا بدتروسخت ترچون ازسمت مادروپدر طردشدبارهاوشاهد صحنه های بدی بوده که روشون خیلی اثرمنفی گذاشته.ماخیلی بهم علاقه مندیم اما خانوادش مخالف بودنمون باهمن وفقط،منوازاردادن چون ورشکست شدیم.میخوام باهاش زندگی کنم اما خیلی دعواداریم زودسردمیشه همش فکرمیکنه من نمیخوامش،ولش میکنم ،باکسی دیگه ای هستم،تحت تاثیرحرفای بقه هستند البته گاهی حسشو قشنگ نشون نمیده هنوزم درگیراین جروبحثای خانوادگی بیشترازاینکه توجه کنه توجه میخواد.من نمیدونم بودنمون باهم دیگ درسته یانه تاچندماه قبل هی میگفت جلومیام حتی تنهامیخوامت واینااما بعدش زدزیرحرفشو گفت تواصرارکردی اماالان دوباره میگ نه این سری جدیم حتما تموم میکنم تاسال بعدازدواج کنیم البت خانوادش،درجریانن که ماهموول نکردیم وچندبارم اومدن منزل که به دعواختم شد وراضی نشدن اما خودش جانزدبازم تلاش،کردحتی کارگری کردکه پول دربیاره. نمیخوام اذیت شه دیگه وزندگیمون خراب شه من دوبارخودکشی کردم فشارمالی وروحی زیادی روم بوده.میخوام باهاش ازدواج کنم اما نمیدونم دقیقا چه رفتاری داشته باشم چیکارکنم چه باخودش،چه باخانوادشد

    ممنون میشم پاسخ بدید


    مشاور: با توجه به اینکه هردو از خانواده تک سرپرست هستید و مشکلاتی از خانواده طلاقی برای هردوی شما پیش اومده ، لازمه ابتدا مشاوره تخصصی از ما دریافت کنید تا مشکلاتی که شما درخانواده دیده اید بررسی بشه همینطور این آقا پسر، سپس برای اینکه مناسب هم هستید یا خیر بحث بشه .

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۷

    با نگاه اول ایشون تو دل من نرفت!

    باعرض سلام و احترام خدمت شما مشاور محترم،ببخشید،بنده به خواستگاری دختری رفتم،با نگاه اول متاسفانه ایشون تو دل من نرفت،البته ایشون سفید هستند و از نظر مادرم و زن داداشم خوب هستند...اما بعداز اینکه رفتیم باهم صحبت کردیم دیدم بد نیستند،البته بازم صد در صد نپسندیدم،نظر پدرم هم اینکه ایشون اون  زیبایی رو ندارن،البته بنده خودم سبزه هستم،اما از لحاظ ظاهری خوش قیافه هستم،ایشون از لحاظ ایمان و تقوا و موارد دیگه عالی هستند بخاطر همین بنده شک کردم،نمیدونم حالا چکار کنم...میشه لطفاً کمکم کنید


    مشاور:

    خب زیبایی یک معیار نسبی هست اگه واقعا اذیتتون میکنه میتونید صرف نظر کنید اما اگه بتونید مشاوره آنلاین و یا تلفنی از ما بگیرید تا دقیقتر موضوع روشن بشه

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۳۰ فروردين ۹۷

    من بخاطر ایشون به خواستگارم جواب رد میدم

    مراجعه کننده:من دختری۱۹ساله هستم با پسری تبریزی ک پدرش در همدان مغازه کبابی دارد اشنا شدم ازطریق گروهی درتلگرام و ما همدیگرو فقط از طریق عکس دیدیم

    وایشون ۲۲ سال دارن و مهندسی برق میخونه همدیگرو کاملا دوست داریم من بخاطر ایشون ب خاستگارم جواب رد میدم ایشون میگن یکسال صبرکن لیسانسم تمام بشه بعد میام خاستگاری پسری با اخلاق هست نه تا حالا کاری بد کرده نه سواستفاده


    مشاور:

    رد کردن خواستگار ها بدون دلیل و حتی عدم بررسی کلی آنها جدا پشیمانی بسیار زیادی ببار میاره، شما به هیچ عنوان خواستگار ها رو رد نکنید بلکه معلق نگه دارید و این آقا رو هم به عنوان یک خواستگار مانند خواستگارهای دیگر بررسی کرده و از میان آنها شخصی که مشخصا معیارها و ملاک های شبیه و مانند به شما دارند رو انتخاب کنید.

    برای آگاهی از نحوه مشاوره اینجا کلیک کنید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

    دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته چطور بهش بفهمونم

    مراجع:دخترم تو باتلاق عاطفی قرار گرفته,  نمیدونم چطور بهش بفهمونم که سن ۱۸ برای ازدواج خوب نیست.


    مشاور:

    شما باید بیشتر بهش بفهمونید و توضیح منطقی بدید که باتلاق عاطفی چیست؟ یعنی هرچه منطق صحبت شما قوی تر باشه بیشتر و بهتر تاثیر میگذارید، درضمن چ کسی گفته سن ۱۸ سالگی برای ازدواج خوب نیست؟ ملاک ازدواج سن روانی شخص هست نه شناسنامه ای، اگه مشاوره آنلاین در تلگرام یا تلفنی خواستید با ما در تماس باشید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

    مخالفت مادر با ازدواج من و پسر خاله بخاطر شغل و سطح اجتماعی

    سلام .من و پسر خاله مامانم حدود 5 ساله که همو میخوایم از چهارده سالگی من تا الان.اما با مخالفت خیلی شدید مادرم روبرو شدیم و هر راهی رو که رفتیم مادرم راضی نشد بخاطر شغل و سطح اجتماعی اون .من الان به این نتیجه رسیدم که دیگه هیچ نتیجه ای نداره .باید چیکار کنم که بتونم ولش کنم .البته ایشون الان سرطان دارن.با اینحال من خیلی دوسش دارم ولی چند تا از خاستگاراما بخاطرش رد کردم اما میدونم که بدجور توی بن بست هستم و تنها راه جدایی هست .چیکار کنم که بتونم ولش کنم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • دوشنبه ۱۳ فروردين ۹۷

    در مورد مسئله ای در رابطه با برادرم میخواهم از شما کمک بگیرم(برادر معتاد و پرخاشگر و ازدواج)

    با سلام و احترام

    در مورد مسئله ای در رابطه با برادرم می خواهم از شما کمک بگیرم متاسفانه چون خودم الان خارج از کشور هستم و شش ماه دیگر برمیگردم نمیتوانم مستقیما درگیر این موضوع بشم و پیشاپیش عذر خواهی می کنم که لازم به استفاده از کلماتی هستم که باید نقل قول بشه.

    برادر من 27 ساله و یک سال از من کوچکتر است اما به خاطر یک اتفاق که از یه بلندی افتاد مادرم خیلی ایشان رو به خودشان وابسته کردن و پدرم هم که یک کارگر ساده ای بود خیلی تاثیر گذار بر ایشان نبود و در واقع الان ایشان در جمع خجالتی و در خانه اگر در مورد موضوعی راهنمایی میشن رفتار پرخاشگرانه دارند و در واقع اصلا در حد یک آدم 27 ساله رفتار نمیکنند حتی در جمع سلام و احوال پرسی درست و حسابی انجام نمی دهند و یک جورایی در هیچ مرحله از زندگیشان جدی گرفته نشدند. 

    ایشان تا دیپلم درس خوندن و بعد از اون چند تا محل در عسلویه کار کردند که متاسفانه به دلیل شرایط سخت کاری که ایشان از عهده آن برنیامدند و رفتار پرخاشگرانه که گاهی حتی در شرایط کاری از خودشان نشان دادند به شهر خودمان برگشتند که باعث شد که مادرم از ایشان ناامید شوند و ایشان را با اینکه پسر بزرگی هستند اجبار کردند که در شهرداری به عنوان رفتگر با واسطه های مشغول کار کردند که من و خواهرم اصلا از این موضوع راضی نبودیم و ما هم که دانشگاه بودیم و کنارشان نبودیم نمیتوانستیم کمک کنیم ولی ایشان بیان می کنند ایشان عرضه کار کردن ندارند و همین جا هم دوام نمیارند و بهتر از این است که با دوستان ناباب باشند و معتاد شوند و حتی در چند ماهی که کار کرده بود و مقداری پول داشت با ساده دلی یکی از اقواممان با کلک از ایشان گرفتند بدون اینکه ما بفهمیم چون هیچ موضوعی را از ترس سرکوب شدن از طرف ما به خصوص مادرم در خانواده مطرح نمی کنند و بسیار آدمی هستند که پولشان را خرج می کنند و اصلا به فکر آینده نیستند و اینجور بگم که هم راحت گول میخورن هم آدم راحت طلبی شدند به خاطر اینکه مادرم در مواقعی خیلی ایشان را لوس و از طرفی وقتی رفتارهای نامناسب داشتند ایشان را تخریب کردند.  

    الان که من ازدواج کردم و همسرم که از فامیل هستند میخواهیم این شرایط را تغییر بدهیم به خصوص که الان مسله تازه این هست که مادرم که تاثیر زیادی بر ایشان می گذرند و البته خودشان هم قصد ازدواج دارند و در این میان به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه و عدم اجتماعی بودن، وابستگی شدید به مادرم من مخالف سرسخت ازدواج هستم که به خصوص مادرم هم دنبال مواردی هستند که دختری ساده و روستایی باشد که مثلا با رفتار ایشان کنار بیایید و در این میان به دلیل مخالفت من با مواردی که مادرم بیان می کنند رفتارهای پرخاشگرانه رو مخصوصا به من نشان می دهند.

    اما در این میان من و همسرم میخواهیم به ایشان کمک کنیم که بتوانند بهتر تصمیم بگیرند و با یک آمادگی بهتر برای ازدواج آماده شوند که این مسله حادتر نشود بلاخره با ازدواج مطمنا شرایط ایشان بهتر نمی شود و این مسائل همچنان باقی می مانند و من نمیخواهم کس دیگه ای که وارد زندگی ایشان شوند به خاطر این رفتارها اذیت شوند.

    موضوع که ما واقعا میخواهیم بدانیم اینکه با آدمی که که قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارد و تحت تاثیر مادرم رفتارهای عجولانه میگرند و در حقیقت یک جوری از طرف مادرم همیشه این حرف بهشان القا شده که تو از عهده هیچ کاری بر نمیایی چه طور برخورد کرد؟ و چه طور مادرم رو راضی کرد که اجازه دهد ما دخالت لازم را بکنیم چون ایشان هم از نظر خودشان خیلی تلاش کردند با مهربانی، با پول دادن و ندادن، با فشار و اجبار به هیچ نتیجه ای نرسیدند و به ایشان هم القا می کنند که هیچ کس به فکرش نیست و هر کس به خوذش هست و یک جورایی به مادرم اعتماد دارد چه طور باید رفتار کرد؟

    خواهشمندم راهنمایی لازم را بفرمایید از لطف شما بی نهایت سپاسگذارم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    با هرکس دیگه که ازدواج کنی اگه خیانت کنی عاقبت کارت دعوا و طلاقه

    سلام و خسته نباشید چند سالی هست با پسری درارتباطم و بهشون علاقه دارم هم باهم دعوا داشتیم هم خوب بودیم ایشون تو این چند سال چندین بار بهم خیانت کرده میرفتم سر گوشیش جلو چشم خودش و شماره چند تا دختر میدیدم باهاش قهر میکردم اونم یه جوری میخواست منو  قانع کنه و بهونه میاورد ولی وقتی میدید من باور نمیکنم قبول میکرد و میگفت اره اما چیزی بینمون نیست در حد پیام حالا ما چند روزه به ازدواج فکر میکنیم اون میگه تو همه چیز از من میدونی همه کارایی که کردم بلدی پس فردا وقتی دعوامون بشه میخولی اینا را بزنی تو سرم من گفتم همه زن و شوهرا وقتی دعواشون بشه بهم هزارجور حرف میزنند و دوباره اشتی میکنند و زن و شوهر وقتی همو انتخاب میکنند خوب یا بد انتخاب خودشون بوده اگه من تو را کوچیک کنم خودم کوچیک میشم چون تو انتخاب خودمی چند بار استخاره کردم خوب اومده دیشب دوباره بحث ازدواج پیش کشیدم اون گفت من فعلا کارم برام مهمتره و ازدواج به نظرش یه هوس قانونیه نمیدونم چیکار کنم یعنی بعد ازدواج بازم خیانت میکنه بهش گفتم فرقی نداره چه با من چه با هرکس دیگه که ازدواج کنی اگه خیانت کنی عاقبت کارت دعوا و طلاقه لطفا راهنماییم کنید
  • ۱ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم

    بخاطر خیانت از همسرم طلاق گرفتم و بعد از جدایی میترسم کسی رو دوست داشته باشم حتی برای خواستگاری بی میل شدم

    سلام خسته نباشین آقا هستم 27سالمه یکو نیم سال پیش نامزددار شدم دختر داییم بود 9سال ازم کوچیکتر اونا مشهد منم شهرستان و  ساعت از هم فاصله داشتیم خیلی خیلی عاشقش بودم همه میدونستن بعد عقد هر وقت میرفتم پیشش گل میخریدم هرچی میخاست با اینکه اوضاع مالیم خوب نیست شده با قرض تهیه میکردم طوری بودم ک حتی اقوام نزدیکش که همسن بودند حتی خواهرش حسودی میکردند بگذریم حدودا شیش ماه پیش گوشیشو نگا کردم خواب بود دیدم تو تل چت مخفی داره رمز زدم تا درست درومد و دیدم یک پسر پیام داده که عکسای اون روزی که اومدی خونمونو داشتم نگا میکردم و جالب بود و اینا اینم جواب داده بود عه حذف شده برام بفرست اینارو دیدم آتیش گرفتم یعنی عشق من بهم خیانت کرده مگه چی کم گذاشته بودم ویس های چنتا پسر دیگم که مخفی بود گوش میکردم کمی بیدار شد و با گریه ازم گرفتو همرو حذف کرد کلی دعوا شد بعدش با کلی دروغ سر هم کردن که با دوستام در خونه پسره رفتیمو فلان قانعم کرد اومدم شهرستان برای پسره به اسم خانومم پیام دادم ک عکسارو بفرست میخوام ببینمو اینا دیدم چنتا عکس فرستاد رو مبل بغل همن با لباس البته اونوقت دستش رو شد و به خاهش التماس افتاد رفتم مشهد خونوادش فهمیدند هیچی با خواهش التماس آرومم کردند وهنوزم دروغ میگفت و به مرور هی لو رفت فهمیدم چندبار پیشش تو خیابون رفته دور زدن دیگ مثل قبل دوستش نداشتم کاری نمیکردم هردومون عذاب میکشیدیم میخواستم خودکشی کنم خیلی سخت بود برام چون اشاره میکرد میرفتم مشهد من خونوادمو همه کسمو گذاشته بودم کنار بخاطر اون و اون بهم خیانت کرد چنبار تا مرز طلاق رفتیم تو دعواها حرمتی بینمون نبود باز بخاطر حرفای مادرش آروم میشدم خوب میشدیم ولی فکر کردن به گزشته عذابم میداد آخرش از هم جدا شدیم بعد طلاق اونا پشیمون شدند گفتن برگردیم من گفتم نه با خیانتی ک بهم شد دیگ نمیتونم دوسش داشته باشم و اینطوری هردومون اذیتیم من نمیخامش از خیانتش بگم ک یکی ازش خوشش اومده بیرون دیدتش و بهش پیام داده از طریق دوستاش ابراز عاشقی کرده اینم بجای اینک بهم بگه حرف زده و دوست شدن  اگ من از نظر روحی عاطفی براش کم میزاشتم ی چیزی ولی همه حتی خودش خودشو مقصر میدونستن  ببخشید طولانی شد


    ولی الان با اینک سه ماه از طلاق گذشته اوضاع روحیم خیلی خرابه بی میل شدم نسبت ب اینک بتونم کسیو دوست داشته باشم ب هیچکس اعتماد ندارم دختری ک فکرشم نمیکردم اینکارو کرد وای بحال بقیه از ی طرفی آمار خراب تمام دخترا مدرسه ای رو ک میبینم آتیش میگیرم همشون دوست پسر دارند منم تو متاهلی حتی نگاه نمیکردم کسیو ک ب زنم خیانت نشه خیلی وفادار بودم الانم دوس ندارم سمت چیزی برم چجوری اعتماد کنم ب دخترا همین امار خرابشون داغونم میکنه از ازدواج میترسم از اینک راجب گذشتشون بهم دروغ بگن من نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت بگذشته زنم باید ته توشو بدونم ک مثل خودم مورد بد اخلاقی نداشته باشه


    حتی یک بارم میخواستیم بریم خاستگاری مامانم رفتن من نمیدونم چیشد باهام ترسیدم بی میل شدم گفتم من نمیام ببینمش نمیدونم چمه کمک کنین.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • سه شنبه ۷ فروردين ۹۷

    دوست دارم مشکلمو به مشاور بگه با دادگاه و کلاس مشکلمون حل بشه

    ببینید من خانم حسینی هستم 14 سالم بود منو به عقد پسر عموم ک 20 سالش بود درآوردن سه ساله تو عقدیم همش بحث و دعوا و بازم اشتی کردیم تا ماه رمضون 96 بود که قهر کردیم و اون هی میگه من نمیخوامش الان یک سال شده ک قهریم به خاطر چیزای کوچیک الان مامانم بهش گفته بیستم بریم مشاوره اما دایشش اینا از شهر دیگه شاید بیان آشتی مون بدن من نمیدونم چیکار کنم گیرکردم دوست دارم مشکلمو به مشاور بگه با دادگاه و کلاس مشکلمون حل بشه اگه نشدم جداشیم مشاوره تلفنی گرفتیم خیلی بهتر شد اما ایشون عمل نمیکنه به حرفاش اخه میترسم بازم دعواها تکرار بشه


    مشاور: نیاز به مشاوره تخصصی از ما دارید عزیز

    درضمن شما نیازه ایشون رو مانند دفعه ی قبلی که مشاوره از ما گرفتید همراه کنید تا نکات رو باز یادآوری کنم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰مشاوره شما چیه؟
    • علی حسین پور
    • جمعه ۳ فروردين ۹۷