زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی 09337961073

YourName

۲۸۳ مطلب با موضوع «مشاوره ازدواج و خانواده» ثبت شده است

بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهر خودم رابطه جنسی دارم!

بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهرم رابطه جنسی دارم! من و خواهرم تو خونه تنها هستیم کارم بوسیدن خواهر هست وقتی من از پشت بغلش میکنم حالم عوض می شه! خواهرمو بغل کردن عادتمه و به جایی رسیدیم که چندبار سینشو لمس کردم  و گرفتم رابطه نامشروع هم انجام دادیم چون درد قفسه سینه دارم وقت خوردن شراب هم حالم بدتر میشه.

مراجع: سلام واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم اما من متاسفانه توی خانواده فقیری هستم که پدرم فوت کرده و مادرمم مریضه الانم بیمارستانه فقط من و خواهرم تو خونه تنها هستیم منم ۲۹ سالمه خواهرم ۲۲ سالشه حقیقت من و خواهر رابطه داریم و من یک روز بزور باهاش رابطه جنسی برقرار کردم داستان این طوره که یک روز اومدم خونه دیدم با لباس همیشگی که راحت میپوشید جلوم رد میشد منم حال نداشتم رفتم بخابم آخر شب بود تازه از سر کار بر میگشتم کارم هم آزاده و کارگری میکنم خلاصه اعصابم هم بخاطر پولی که نداشتیم بدیم واسه نگهداری مامانم تو بیمارستان خورد بود گفتم برم یه لیوان آب بخورم بعدش رفتم تو آشپز خونه و خواهرم هم تو آشپز خونه بود از پشت بغلش پردم عادت همیشگیم بود چندتا بوسش هم کردم اما بغل کردنم طولانی شد دیدم اونم سرشو برگردوند یه نگاهی معنی دار کرد بهم سکوتی آشپز رو گرفته بود منم سکوتو شکستم گفتم چه خبر؟! اونم گفت سلامتی و دوباره سرشو راست کرد منم بدم نمیومد ادامه بدم تا اینکه بویی برد و منم داشتم میترکیدم سینشو گرفتم هیچی نگفت اما چند ثانیه بعد گفت داداش نکن نه نه اشتباهه تا اینکه بلند جیغ زد و گفت نکن نوید! و منم اینقدری ادامه دادم تا همدیگرو بغل کردیم و بهم چسبیدیم و تو چند ثانیه لخت شدم و دامنشو زدم بالا و اونم داشت التماس میکرد و گریه منم گندمو زدم و بعدش که کارم تموم شد فهمیدم چه کار کردم زندگیم رفت اینقدری ناراحت شدم گریه کردم کردم و بعدش دیدم خواهرم رفت تو اتاقش و دیگه بیرون نیومد! آره رفتم در زدم و گفتم مهشید درو باز کن خواهرم! چه خواهری؟

من نمیدونم چطوری تعریف کنم اون لحظه رو رفتم یه کلید دیگه تو کشوی پذیرایی بود که یدکی آوردم ودرو باز کردم رفتم داخل دیدم خواهرم لخت لخت رو  تخت به شکم افتاده! برش گردوندم دیدم یه چاقویی تو دوتا دستش محکم کرده بود تو شکمش که نافش از وسط رو به بالا پاره شده بود منم اینقردی داد زدم بزور چندتا لباس تنش کردم زنگ زدم آمبولانس اومد و بردنش اما خوشبختانه یا بدبختانه نمیدونم زنده موند اما کمی هم مشکل روانی پیدا کرده و مغزش هم مشکل پیدا کرده بود جون دکترش بهم گفت سرش خورده بوده به بغل تخت که چوبیه حتی اون لحظه حواسم نبود که سرش هم خونیه اما متاسفانه منم پولم ندلشتم بستری بشه مادرمم تو یه بیمارستان دیگه بستری بود که تخصصی بود مال یه بیمارستان دورتر از شهرستانمون من خودمم مشکل درد قفسه سینه دارم به همین خاطر با خوردن شراب حالم هم بدتر میشه.

البته به دکتره گفتم دکتره گفت تا یک هفته بستریشو چون خیر بود به هزینه ی خودش نگه میدارم و گفت بقیشو خودت جور کن

تشکر کردم و بعدش اومدم بیرون اما بعد مدتی فهمیدم خواهرم نمیتونه دیگه صحبت کنه و تازه مشکل روانی هم پیدا کرده بود به حدی که گفتن انتقالش میدیم به دیوونه خونه! منم گفتم میبرمش خونه اما دکتره اصرار کرد و گفت نمیشه اونجا بهتره براش شما هم که وضع اقتصادیتون خوب نیست اونجا یه حداقلی بهش میدن!

منم مجبور بودم و روند اداری رو طی کردم و امضا کردم اما ظهر برگشتم خونه اینقدری اعصابم خورد بود از خدا میخاستم دوباره زمانو به عقب برگردونه تا درست زندگی کنم اما چه فایده نمیشه

منم اومدم آشپزخونه یه چاقویی برداشتم که رگمو بزنم وقتی چاقو رو برداشتم رگمو زدم دو سه خط که زدم خونم کمی اومد انگار دردی احساس نمیکردم! بیشتر زدم تا اینکه رگ بریده شد اما یکدفعه از خواب بلند شدم!!!

بله داستان از این قراره که من همیشه داستان زنای خواهر برادر و رابطه ی جنسی با محارم میخوندم و اون شب خیلی خوندم وقتی خستم بود گرفتم خوابیدم و این داستانی که تعریف کردم همش خواب و خیال بود.

به خدا قسم این ماجرا واقعیت داره بعدش که فهمیدم خواب بوده اینقدری خوشحال شدم که خداشاهده بلند شدم ساعت ۴ صبح بود تو ماه رمضون هم بود یادمه فردا شبش شهادت بود بلند شدم منو خواهرم تنها بودیم دیگه رفتم تو حال دید خواهرم هنوز داره فیلم نگاه میکنه و اینا و همینطور سحری میخوره تا دیدمش بغضلومو گرفت همونجا پام شل شد زدم زیر گریه که دیدم خواهرم اومد سمتم و منو بغل کرد منم محکم بغلش کردم و بوسیدمش اونم منو میبوسید همش میگفت نوید جیه عزیزم داداشیم چته چی شده خوب بگو منم بفهمم!

منم گفتم خواب دیدم تو رو هم از دست دادم خیلی حالم بد شده بود داد زدم و گریه کردم هی داد میزدم و میگفتم خدا شکرت به این زندگی!

من روزه نمیگرفتم برخلاف خواهرم بلند شدم رفتم نشستم گفتم منم میخام سحری بخورم! خواهرمفتم تو هم میخای روزه بگیری نماز که نمیخونی حالا میخای روزه بگیری بعدش تو کارگری ولش کن نمیتونی اصلا برای تو هم واجب نیستا

من دیگه نمیفهمیدم تقریبا نیم ساعت دیگه اذان بود چند باری دوباره خواهرمو بغل کردم  و هم گریه میکردم و هم میخندیدم انگار دیوونه شده بودم همونجا با خدا عهد گردم دیگه داستان نخونم و پول جمع کنم اول مادرمو از این وضعیت تو بیمارستان دربیارم وبعدش ازدواج کنم اما ببخشین طولانی شد دیگه اینقدری خوشحال بودم به خواهرم گفتم دیمه از این به بعد میخام بیام مثل تو خوب باشم و روزا بگیرم و بعد که اذان گفته شد و منم هنوز داشتم میخوردم آخه تعریف میکردیم نمیفهمیدم چطوری گذشت

فقط یه توصیه من به دوستان عزیزم همینه!نمیدونم چه توصیه ای کنم چون خودم از نصیحت خوشم نمیاد حقیقت

اما گفتم اینجا که یه فضایی هست این مطلب رو بفرستم بچه ها بخونن شاید جالب باشه.


اگه مشاوره رایگان در این زمینه میخوای به شماره من ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳تماس بگیر یا در تلگرام به همین شماره پیام بده، حتما کمک میکنم

مطالب پیشنهادی:

رابطه خواهر و برادر بصورت خوابیدن و بوسیدن اشکالی داره؟

آیا ماساژ دادن خواهر عیبی داره؟

داداشم وقتی منو تو خونه تنها میدید..

پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه

بوسیدن پای خواهرم

پدرم خیلی منو اذیت میکنه منو از پشت بغل میکنه

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۱۶ آذر ۹۷

    شوهرم مدتی هست با خانواده اش خیلی بد رفتار میکنه وظیفه من چیه؟

     سلام آقای دکتر خسته نباشید شوهرم مدتی هست که با خانواده خودش خیلی بد رفتار می کنه و من نگران هستم می می‌خوام بدونم که چجوری میشه رابطه همسرم را با خانواده اش خوب کرد قبلا با خواهرش و مادرش رابطه بسیار گرمی داشت اما مدت دو سال ای هست که متاسفانه رابطه آنها به هم خورده و من نگران هستم می خوام بدونم وظیفه من چیه البته دوستان سایت زندگی برتر هم نظراتشون رو بگین ممنون میشم.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۱۳ آذر ۹۷

    باز اومده سراغ من میگه خیلی دوسم داره عاشقمه باور کنم یا نه؟!

    سلام وقتتون بخیر من مریم هستم

    یه مشکلی برام پیش اومده ازتون یه راهنمایی میخواستم

    سه سال با یه پسری دوست بودم یبارهم مادرش اومدخواستگاری چون خواهربزرگترم ازدواج نکرده بودخانوادم اجازه ندادن برای سری بعد بیان این پسربعدازسه سال شهریورپارسال بایه دخترخانم دیگ ای عقدکردن واوناهم زندگیشون بهم خوردتودوران عقد طلاق گرفتن این پسربازاومده سراغ من بازمیگه که منودوسم داره عاشقمه من خیلی دوسش دارم نمیدونم اینبارحرفاشوقبول کنم یانه ازیه طرفی هم دکترمیره وتحت درمانه

    من حتی سراین پسرازشوهرخواهرم بدکتک خوردم خیلی زندگی برام سخت  شده واقعانیازبه یکی دارم که پشتم باشه

  • ۱ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۷ آذر ۹۷

    من فارس زبانم با پسری که کرد زبانه قرار ازدواج گذاشتیم اما میگن پس انداز ندارم

    سلام مدت یک سال ونیم هست که باپسری آشناشدم (همدیگروخیلی دوست داریم)ایشون کرد هستن دکتری ادبیات عربی دارن بنده فارس زبانم !خیلی بهم احساس تعلق و پایبندی میکنه. (یه جورایی مثل نامزداکه توهرکاری باهم مشورت میکنند)پسر محترم ومتشخصی هستن.باهم قراره ازدواج گذاشتیم.ولی همش میگه منکه وضع مالیم خوب نیست و هیچی پس اندازندارم ...چطوربایدازدواج کنم ایشون متولد64وساکن استان ایلام هستن بنده ساکن استان زنجان هستم.ازآنجایی که من خواستگاران فراوانی داشتم و دارم.همشونوردمیکنم یه جورایی انگارسردرگمم.نمیدونم چی کارکنم.بعضی اوقات با خودم میگم کلابیخیال این پسره بشم بعضی اوقات هم نه . (چون دوست داریم همدیگرو)ولی تاکی به نظرشمامن بایدمنتظراین اقابمونم؟؟؟!!خواهش میکنم....چندین بار هم بهشون گفتم(هم مستقیم وهم غیرمستقیم که من خواستگارزیاددارم وا این حرفا)همش میگه نمیدونم کی وضعیتم درست میشه؟؟؟!!خواهش میکنم ر اهنماییم کنید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۶ آذر ۹۷

    زندگی شخصی که تحصیلات دکتری داره با یه خانمی که تحصیلات ابتدایی داره چطوره؟

    باسلام .من یه سوالی داشتم از خدمت بزرگواران . به نظرتون شخصی که تحصیلات دکتری داره میتونه زندگی خوبی با یه خانمی که تحصیلات پنجم ابتدایی داشته باشه ؟ از بچگی گفتن فلانی رو این آقا میگیره باهم ارتباط تلفنی هم داشتن حالا بعد ۲۵ سال آقا میگه من نمیتونم ازدواج کنم باهاش و خانم هم تهدید به خودکشی و دیگر کشی کرده لطفا جواب بدین اورژانسیه .

    مشاوره قبل ازدواج تلفنی: ۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳
  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۵ آذر ۹۷

    داداشم باهام رابطه جنسی داره و کنترلم میکنه میگه باید چادر سر کنی!!!

    خسته نباشید 

    من دختر ۲۱ساله ک ۴سال شوهر داشتم و خیلی عذاب تو این ۴سال کشیدم ازدواج زودمم به خاطر گیر دادنای خانوادم بود ک تا اولین خاستگار اومد قبول کردم و شوهرمم خیلی دوست داشتم ک باهاش ازدواج کردم ولی اون معتاد بود دست بزن داشت خیلی عذابم داد پارسال ۱سال ولم کرد اما من بخاطر گیرای دوباره داداشم برگشتم پیش شوهرم اون میخواست منو معتاد کنه بهم پیشنهاد های بد جنسی میداد خرجیشو خودم میدادم طلاهامو ب هوای اینکه میخواد خونه بگیره زندگی کنیم در اورد از دستمو فروخت اما دود کرد رفت دیدم دارم اذیت میشم برگشتم شهر خودمون الان تو خونه پدر مادرم هستم  دارم برای طلاق دادگاه میرم و میام.اما برادربزرگ تر دارم ک ۲۵سالشه از اول همه چی من دست اون بوده هرکاری میخواستم بکنم اون باید اجازه میداد الانم همینطوره ولی من بزرگ شدم تا خیابونم میخوام برم باید ب اون بگم اما من نمیخوام دوست دارم اجازم دست خودم باشه نمیزاره سر کار برم خرج خودمو بدم پولم ب من نمیده که حداقل بدونم ماهیانه ی پولی دارم خیلی دارم عذاب میکشم داداشم باهام رابطه جنسی داره و کنترلم میکنه میگه باید چادر سر کنی و گوشیمو چک میکنه نمیدونم باید چکار کنم دوست دارم مستقل بشم. خونه و زندگی کردن با خانواده رو دوست ندارم همش اعصاب داغونی هست حتی گوشی منم چک میکنه اخه تا این حد گیر دادن یعنی چی من آرزو دارم دلم میخواد برای خودم زندگی کنم توروخدا کمکم کنید 😔 از همه بدتر ی همین مساله تجاوز داداشم هست چیزی ک عذابم میده تو خونه پدرم و روم نمیشه کامل بگم توروخدا کمکم کنید

  • ۰ خوشم اومد
  • ۶ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۴ آذر ۹۷

    با آقایی ۴ ساله دوست شدم تا رابطه جنسی هم پیش رفتیم رابطه سالمه یا خیر؟

    سلام بنده مدتی هست با یک آقایی دوست شدم به قصد ازدواج تا رابطه جنسی هم پیش رفتیم میخوام بدونم که الان ما ۴ ساله باهم در تماسیم و ایشون قدمی برای ازدواج برنمیدارن این رابطه سالمه یا خیر؟

    با تشکر از آقای حسین پور و سایت خوبشون

    اگه میشه با خودتون یا دوستان پاسخ بدن..

  • ۲ مشاوره از شما

    این رابطه را ادامه دهیم و یا گناه بزرگ طلاق را بر دوش بگیرم !؟

    سلام من در واقع به دلیل علاقه ی شدید تازه عروسی که زن بنده است به یکی از دوستانش که علاقه شدیدی به او دارد من را مجبور به ازواج با دوست اوکرده است چنانکه آنان عاشق هم هستند و بدون هم زندگی نمیتوانند بکنند و من به دلیل توان مالی کمم فقط یک واحد آپارتمان هشتاد متری از خودم دارم در واقع من و هر دو همسره جوانم در یک تخت خواب میخوابیم و هر دوی آنان اسرار دارند که به هر دویه آنان اجهافی قایل نشوم و من را به دلیل حساس بودنشان مجبور کرده اند هفته ای دوبار با هر دویشان به صورت همزمان در هر بار حدودا با هر دویشان دو ساعت نیم یکسی سه نفره برقرار کنم و آنان خیلی علاقه در همجنس بازی در رابطه ی جنسیمان دارند میخواستم ببینم در واقع چون هر دو به هم محرم هستند و در قرآن در مورده همبستری با چند زن به صورت همزمان هیچ منکراتی وجود نداره و در احادیث قید شده که أگر محرمان هم دیگر مجبور به دیدن عورت هم در صورت اجبار و مجبوربت حلال است و اشکالی ندارد با تمامه این تفاصیل رابطه یمان را صحیح میدانید؟!؟ و البته ما همسران من اهله روزه نماز هم هستند و و میگویند اگر رابطه ی مان جدایی بوجود بیاید صددرصد باعث جدایی شرعی آنان از من خواهد شد شما چه تدابیری را برای ما می اندیشید با وجوده ایکه هر دو همسرم به هیچ عنوان رابده ی جدا گانه را پذیرا نیستند لطفا راهنمایی کنید این رابطه را ادامه دهیم و یا گناه بزرگ طلاق را بر دوش بگیرم !؟!؟

  • ۰ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷

    روش ارضای روحی در زنان

    ارضاء روحی زنان و روش آن:

    جملاتی که باعث می شود زنان از لحاظ روحی ارضاء شوند:

    جملاتی همانند....

        #دوست_دارم .

        #عاشقت_هستم.

    خیلی خوش شانسم که تو رو پیدا کردم.

     توبهترین دوست من هستی.

    تو تنها زن این دنیا هستی که میخوام با او باشم.

    هیچ زن دیگه ای مثل تو نیست.

    نمیدونم بدون تو چه کار کنم.

    نمیتونم زندگی ام رو بدون تو تصور کنم.

     تو تحقق رویاها و اجابت دعاهای من هستی. 

     تو واقعا برام جذاب هستی.

     تورو میخوام.

    هیکل و اندامت برام خیلی خواستنی و مطلوبه تو جذابترینی

    دوست دارم هرشب در آغوش تو باشم 

     نمیتونم تو رو ندیده بگیرم یا به تو نزدیک نشم.

    دوست دارم بیشتر با توباشم 

     دلم برات تنگ شده.

     بیا همدیگر رو در آغوش بگیریم. 

     نیازی نیست همه جمله هارا بگویید فقط یکی ازجمله های بالا کافیست که زندگی شما را دگرگون کند .

    منبع: زندگی برتر

  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

    روابط جنسی سرد شوهر نشونه ی چیه؟

    تاثیر روابط جنسی در استحکام زندگی زناشویی چیست؟

    بارها دیده ام که در مطالبی از اینترنت نوشته اند اگه آقایی رابطه جنسی سردی با خانم خود داشته باشد نشانه ی این است که احتمالا خیانت میکند! اما من میخواهم بدانم آیا واقعا این صادق است؟

    روابط جنسی سرد شوهر نشونه ی چیه؟

    زندگی زناشویی دوستان خود را که از خودشان می شنوم و مقایسه میکنم غبطه میخورم!

    شوهر من ماهی یکبار هم نزدیک نمی شود گاها بیشتر از دوماه میگذرد تا اینکه او سمت من می آید..

    زندگی مشترک هم که بدون هیچ تفریح و گردشی همچنان میگذرد..

    چکار کنم؟

  • ۰ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۳۰ مهر ۹۷

    کسی که دوستش داشتم زن گرفته اما میگه که از زندگیش راضی نیست و دوستم داره..

    خیلی طولانیه قضیه برمیگرده به ۶سال پیش وقتی که برای اولین بار عاشق شدم

    اون موقع ۱۴سالم بود برادر دوستم منو دوست داشت و من هم یواش یواش بهش دل بستم قرار بود ازدواج کنیم ولی بنا به گفته زن عموم که پسر خوبی نیست منم هم دل سرد شدم بهش گفتم دیگه سراغ من نیادخیلی تلاش کرد که باهام حرف بزنه ولی من نزاشتم حرفاشو بزنه بعد از اون همش با پسرا دوست میشدم عاشق خودم میکردم ولشون میکردم به نوعی فراموشش کنم  تا اینکه ازدواج کردم اصلا نمیتونستم با شوهرم بسازم همش دعوا بحث تا اینکه جدا شدم ازش بعد دو هفته پیش دوباره عشقمو دیدم ولی چه دیدنی زن داشت شماره رد بدل کردیم اون میگفت هنوزم دوستم داره منم دوستش دارم

    از زندگیش اصلا راضی نیست چون  خاهراش طلاق گرفتن مادرش خیلی بی تابی میکرد مجبور شد زن بگیره تا مادرش بلکه اروم بشه قرار شد از زنش طلاق بگیره تا باهم ازدواج کنیم گفتم به خاطر من زندگیتو خراب نکن گفت نه خودم از این زندگیم راضی نیستم ولی دیروز یهو همه چی خراب شد زنش فهمید گفت باهم هیچ تماسی نداشته باشیم چون اوضاع خراب تر میشه من از دیروز همش تو خودمم گیجم نمیدونم چمه حس مردن دارم حس افسردگی بماند که چقدر گریه کردم

    سردرد سر گیجه دارم حس خودکشی دارم

    ما همدیگه رو دوست داریم نمخام از دستش بدم

  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۷ مهر ۹۷