زندگی برتر

مشاوره تلفنی شبانه روزی و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج، خانواده،تربیت فرزند، فردی،زناشویی،جنسی، تحصیلی و عمومی

YourName

۱۸ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

شوهرم ازم میخواد لباسهای باز و تنگ توی مهمونیها بپوشم

سلام. شوهرم ازم میخواد لباسهای باز و تنگ توی مهمونیها بپوشم. خودم زن باحجابی نیستم ولی چیزی که شوهرم میخواد رو دو دلم انجام بدم یا نه. وقتی میگم روم نمیشه میگه توی مهمونیهایی که باهم میریم فقط بپوش که همه همینجورین

چیکار کنم؟
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۳۰ تیر ۹۷

    میل به هیچ غذایی ندارم

    خیلی از مواقع هست که حالت افسرده ها رو دارم و فکر میکنم افسردگی گرفتم، حتی شده که برم تو جمع اما گوشه گیری و انزوا رو ترجیح میدم ، پرخاشگر و عصبانی هستم، میل به هیچ غذایی ندارم میشه کمکم کنید.

  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۲۷ تیر ۹۷

    برادرم به من پیشنهاد بی شرمانه ای داد

    سلام،مشکل خیلی عجیبی برام پیش اومده، نمیدونم چطور بگم مغزم داره منفجر میشه من یک برادر دارم ک از خودم سه سال کوچیکتره و 18 سالشه باهم رابطه ی صمیمی نداریم خیلی معمولی منم تو خونه خیلییی رعایت میکنم برادرم ادم درونگراییه ولی در ظاهر پسر خیلی خوب و مثبتیه ک هر جا بره ازش تعریف میکنن اما امروز ک تو خونه تنها بودیم ب من پیشنهاد بی شرمانه ای داد فقط گفتم برو بیرون فقط دارم گریه می کنم باورم نمیشه همچین حرفی زده دارم دیوونه میشم کمکم کنید لطفا.

  • ۵ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    من و شوهرم نمیتونیم حرف همو بفهمیم

    با سلام و خسته نباشید.من یه ساله ازدواج کردم تو این مدت باشوهرم خیلی مشکل داشتم.با اینکه سنمون بالاست ولی نمیتونیم با گفتگو مشکلات مونو حل کنیم.بخاطر هر بحث کوچکی شوهرم،بهم میگه برو خونه مادرت،با خونواده ات مشورت کنیم طلاق بگیریم.منم در جوابش میگم من34 سالمه،اجازه نمیدم کسی برا زندگیم تصمیم بگیره.اگه واقعا فکراتو کردی،فردا بریم دادگاه،طلاقم بده.بااینکه42 سالشه ولی افکارش بچگانه ست.

  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۲ تیر ۹۷

    افسردگی پنیک استرس دارم و به هیچ مردی اعتماد ندارم با هرکسی ازدواج کنم حتما طلاق می گیرم

    من 24 سالمه تو زندگیم اصلا آرامش نداشتم حدود 2 سال پیش یه رابطه عاطفی داشتم که میخواست به ازدواج برسه که فهمیدم طرف مقابلم از لحاظی اخلاقی انسان درستی نیست همین باعث شد مدت ها افسرده بشم بعد دوتا فاجعه خانوادگی برام اتفاق افتاد که باعث شد پنیک بگیرم الان بدترین مشکلی که دارم اینکه میخوام خودم و واسه کارشناسی ارشد آماده کنم ولی نمیتونم یعنی اگه صدای جر و بحث به گوشم برسه استرس میگیرم تمرکز ندارم همش میخوام یا بمیرم یا خونه رو ول کنم برم با خودم همش درگیر میشم الان هم هیچ دوست ندارم درس بخونم یعنی انگیزه ندارم با خودم میگم مثلا میخواد چی بشه  پدر و مادرم مدام باهم درگیرن من اصلا آرامش ندارم شبا مدام کابوس میبینم وقتی هم از خواب بلند میشم بدنم درد میکنه ......نسبت به هیچ مردی اعتماد ندارم با خودم میگم قطعا من تو آینده با کسی ازدواج کنم طلاق میگیرم

  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۲ تیر ۹۷

    ازدواج خانمی ۲۴ ساله با مردی ۴۵ ساله که متاهله و مشکلات متعدد‌

    سلام وقت بخیر،ایدی شما جهت مشاوره جای دیدم مزاحم شدم، ممنون میشم راهنمایی کنید

    من24سالمه و از ازدواج اولم ی پسر 4 ساله دارم،وضع خانوادم بسیار خوب هم مالی و هم اعتبارو شخصیت،

    حدود هفت ماهه ک با مردی 45 ساله ازدواج کردم ک زنش سرطان داره، قبل از عقد خیلی بهم میرسید و خیلی تلاش کرد تا رضایت پدرم رو بدست بیاره، و قول و قرارهای مالی زیادی بهم میداد و گفت ک ازدواجش با زنش کاملا سنتی و ناخاسته و شب ها جدا از هم میخوابیدن،بچه نداره و مشکل از زنشه، و منو وابسته کرد و ما ازدواج پنهانی از زنش کردیم، و حالا طبق قرارمون ک باید ب زنش میگفت،هنوز نگفته و نمیخاد بگه و من متوجه شدم ک دروغ میگفته و خیلی ب خانمش علاقه داره و اون خیلی براش مهمه،، و الان زنش شک کرده و اون 20 روزه رفته و گوشیش خاموش کرده، درضمن اعتیاد ب تریاک هم داره ، و اینک شغلش معلمه، من حاضر نبودم زن دوم بشم و نمیتونم تحمل کنم،اون منو فریب داد و گفت ک حتما ب زنش میگه و حتی پیشش نمیره و زنگ هم نمیزنه،، اما دروغ بود و فریبم داد و اون زنش رو خیلی دوست داره و من بلحاظ روحی خیلی داغونم و نمیدونم باید چیکار کنم اخه ما فقط چند ماهه ازدواج کردیم و اون رفته و خطش خاموش کرده،میترسم ادامه بدم و ناخاسته بچه دار بشم، من قبلا زندگی و گذشته سختی از ازدواج اولم داشتم حالا توان تحمل این قضیه رو ندارم، اون زنش رو خیلی دوست داره و من اینو نمیدونستم، خواهش میکنم راهنماییم کنید

  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۲ تیر ۹۷

    دختر ۲۰ ساله و مشکل ارتباط و درک متقابل با خانواده

    دختر20ساله هستم ازیکی ازشهرای اصفهان،تاکنونم مجردم

    یکی از مشکلات عدیده بنده خونوادمن ! اینه  ک هرررررگفته ای ک علمی هس روبشون میگم مخالفت میکنن

    هرررررگفته غیرعلمیم ک بشون میگم مخالفت میکنن

    از تجربه هم که براشون صحبت میکنم بازهم مخالفت میکنن

    فقط میگن مذهب،دین،خدا،پیامبر،قران و...

    میگم یک ازدواج خوب فلانه بهمانه میگن ن توقران گفته ازدواج کن وسخت نگیروبردبارصبورباش تابری بهشت...

    دخترنبایدبی حیاباشه ک بخواد بعد ازازدواجش بره بیرون ازخونه وتحصیل کنه وبره سرکار،دخترباید متین و باحیاو صبورباشه وبمونه خونه،بعدتازه مصداقم میارن،میگن مااون از زمانای قدیم همینجورزندگی میکردیم...منم بشون گفتم یجوری حرف میزنین ک انگارخوب زندگی میکردین!!!بانامزدی قبل ازازدواج مخالفن،بامسافرت قبل ازازدواج مخالفن...توسایرزمینه های زندگیم مثل تحصیل اعتقادات باورهااهداف و ... هم مخالفن و اصلن منو به عنوان ی انسان بالغ نگاه نمیکنن،تازه تحقیرمم میکنن و خلاصه اینک قبولم ندارن برخلاف سایرعوام فک میکنن بچه م ...منم شدییداباشون مقابله میکنم خصوص مسائل نامزدی درازدواجو...شایان ذکراست ک هیییچکدومشون  ن خانواده ن اقوام ازدواج های موفقیم نداشتن وشدیدامخالفت میکنن هم واس ازدواج هم توهمه زمینه های بنده...من ترس ازاینده دارم که اگه اینجورپیش بره ن ازدواج موفقی خواهم داشت اگه خواستگارخوبی برام پیداشه ن میتونم پیشرفت کنم

    راهنماییم کنین ک چطوری باشون مقابله کنم چون عصبیم زیاااد...همش دنبال اینم ک خودموبشون اثبات کنم...کفری شدم

  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷

    پسرم نمیتونه از خودش دفاع کنه وسواس هم داره

    با سلام و خسته نباشید . من چند تا سوال دارم که ممنون میشم اگر منو راهنمایی کنید

    پسری دارم که امسال میره کلاس اول

    موضوع سوال: تربیت فرزند

    پسرم عینک میزنه . پارسال توی مهد یکی از بچه ها عینکشو شکوند و این باعث آسیب روحی به پسرم شد طوری که میگف من چرا باید عینک بزنم؟ امسال نمیدونم با پسرای شیطون مدرسه اگر یه همچین مشکلی پیش بیاد چه کنم

    سوال دومم اینه که پسر من علی رغم اینکه خیلی قوی هست جلوی هیچ بچه ای نمیتونه از خودش دفاع کنه مثلا اگر یه بچه دو ساله آزارش بده بسختی خودشو رها میکنه ازش با وجودی که به راحتی میتونه از پس خودش بر بیاد کلا نمیتونه از خودش دفاع کنه . مثلا اگر دوستش بهش بگه باهات قهرم حتی طرف هم مقصر باشه باز پسر من کوتاه میاد . و این موضوعات منو واسه کلاس اولش نگران میکنه

    موضوع دیگه مسئله زود باوریشه مثلا اگر کسی بهش بگه من یه غولم الان میام واقعا فک میکنه غوله و بچه ها از این نقطه ضعفش استفاده میکنن

    زندگی برتر

    موضوع دیگه مسئله وسواسشه مثلا شبا که مسواک میزنه یکی دوبار به مسواکش سر میزنه ببینه سر جاشه همونجوری که گذاشته بوده یا من جابجا کردمش. یا از این قبیل کارها

    ضمن اینکه پسرم از لحاظ هوش و یاد گیری خیلی خوبه و اصلا مشکلی نداره

    ببخشید که سوالهام طولانی و زیاد شدن

  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷

    آیا وقتشه بچه دار بشیم یا خیر؟ زمان صحیح بچه دار شدن چه موقع هست؟

    زمان و وقت مناسب بچه دار شدن چه موقع هست؟ آیا بچه به جمع ما اضافه بشه؟ آیا صلاح می دونید که ما بچه دار بشیم؟

    _____

    سلام و خسته نباشید به شماعزیزانی که کمکمون میکنید برای زندگی زیباتر..‌.

    خانومی هستم ۲۵ ساله و همسرم ۲۸ ساله و هردو مدرک کارشناسی داریم و شغل آزاد و ۴ساله که باهم زندگی میکنیم.توی این مدت نسبتا تونستیم یه سری پس انداز بکنیم و یه آپارتمان نقلی و ماشین و باغ بخریم که امسال مهرماه قراره از قسط و قرض تموم بشیم.همسرم بچه طلاق هستند و کمبودهای زیادی چه از نظر مالی و چه عاطفی از ۵سالگی تا ۴سال پیش داشتن علیرغم اینکه وضع مالی هردو والدینشون خیلی خوب بوده اما چون هردو ازدواج کرده بودن همسر من پیش مادربزرگ و پدربزرگ پدری بزرگ شدند و سال به سال والدینشونو نمیدیدن.اوایل خیلی استرسی و عصبی بودند اما به مرور که با خانواده و دوستان من مراوده کردند خیلی خیلی بهتر شدند و بسیار اعتماد به نفس پیدا کردند از نظر کاری به کمک من بسیار پیشرفت کردند و به قولی صاحب همه چیز شدند.حالا بعضی وقتا چندماه یکبار پیش میاد که باهم بحث یا دعوایی میکنیم که یک روز بیشتر طول نمیکشه معمولا و ایشون اصلا طاقت دلخوری و قهر ندارن.من باتوجه به این شرایطی که گفتم میخواستم از شما اساتید وبزرگان راهنمایی بخوام که آیا وقتشه که ما بچه دار بشیم یا خیر..؟راستش من یکم تنبل شدم و زیاد درطول روز فعالیت ندارم و این باعث وزن گرفتنم شده میترسم بعدها دچار مشکل بشیم آیا شما بزرگواران به عنوان مشاور صلاح میدونید توی زندگی ما بچه ای اضافه بشه؟

  • ۱۸ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷

    ازدواج در بحران اقتصادی‌ درست و منطقیه؟

    #ازدواج_در_بحران_اقتصادی

    وقتی به حرفهای کسانی که درباره ازدواج در شرایط فعلی مردد هستند گوش می‌دهم به نکته‌ی تلخی پی می‌برم:

    بسیاری از این افراد همسر را نه همدم و همراه، بلکه دشمن و رقیب خودشان می‌پندارند.

    چنین طرز فکری برای ازدواج سمی است و می‌تواند دید فرد را نسبت به آن 180 درجه تغییر دهد.

     در طول تاریخ انسان برای مقابله با روزهای سخت به همنوعانش پناه برده است، و هرچه افراد از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردار بوده‌اند، بهتر توانسته‌اند با مشکلات و سختی‌ها مبارزه کرده و از آنها جان سالم به در ببرند.


    شرایط سخت این روزها هم همین است. و اگر ازدواج را پیوند دو انسان، و پیوند دو خانواده و فامیل بدانیم، اصولا باید با سخت شدن شرایط تمایل افراد برای ازدواج و مبارزه جمعی با مشکلات بیشتر شود. در صورتی که همیشه این‌طور نیست و بسیاری از جوانان همسر و تشکیل خانواده را باری روی دوش خودشان در نظر می‌گیرند.

    زندگی برتر

     اگر قرار است ازدواج و همسرداری باری به روی دوش ما باشد، آیا حتی در شرایط رفاه اقتصادی هم تصمیم به ازدواج غیرمنطقی نیست؟!

  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷

    دو دلی در ظاهر و قیافه خواستگار خوب و حرف دیگران که میگن قیافه مهم نیست و برات عادی میشه

    خواستگاری خوب اما با ظاهری و قیافه ای که نمیدونم زشته یا به دل من نمیشینه  و حرف دیگران که میگن بعد مدتی قیافه و ظاهر طرف برات عادی میشه و خلاصه دودلی در قبول یا رد این خواستگار..

    _____________________________

    سلام وعرض ادب 

    من خانومی ۲۶ ساله و مجرد هستم 

    یه اقای اومده خواستگاریم از هر نظرکه من دوست دارم خوب هستن و به عنوان 

    همسر اینده میپسندم فقط از یه نظرنمیپسندم اونم قیافشون هست حالانمیدونم زشت هستن یا به دل من نمیشینن 

    هر جور فکر میکنم نمیدونم چکار کنم خانوادمم میگن پسر خوبی قیافه بعد از مدتی برات عادی میشه نمیدونم چکار کنم با اینکه به دل نمیشینه هیچ هر وقت هم با خودم فکر میکنم که اگه بخوام بااین اقا ازدواج کنم اصلا دوست ندارم فرزندایندم شکل اون باشه 

    ولی از نظر اخلاق واقع همون چیزی هست که من میخوام از نظرمالی شغلی من میپسندم نمیگم خیلی پول دارهستن ولی با توقعات من سازگار از نظر تیپ و قد هم من میپسندم حتی از نظر خانوادگی خانواده خوبی هستن ولی نمیدونم چکار کنم دودل شدم یه دلم میگه قبول کن یه دلم میگه نه باهر کسی هم که صحبت میکنم میگن قیافه مهم نیست بعد چند وقت برات عادی میشه

  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷