زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی 09337961073

YourName

داداشم وقتی منو تو خونه تنها گیر میاورد..

سلام من نمیدونم چطوری بگم ولی داداشم وقتی منو توخونه تنها گیر میاورد و میدید کسی خونه نیست سریع میومد منو بغل میکرد و از پشت خودشو بهم میچسبوند، مثلا مدتی پیش یعنی بر میگرده به ۱۴ سال پیش که من ۱۱ سالم بود داشتم میرفتم خونه متوجه شدم کسی خونه نیست دیدم داداشم خونست بعد چیزی نگذشت ک دیدم پای تلویزیون که نشسته بود و داشت فیلم مبتذل نگاه میکرد بلند شد گفت خواهر خوشکلم بیا کنارم بشین و این حرفا من گفتم نمیام فیلم رو قطع کن اما گوشش به این حرفها بدهکار نبود رفام لباس عوض کردم و یه دامن بلند مشکی پوشیدم ولی خب من هیچی زیرش نمیپوشیدم همیشه،نشستنی منو از جلو بغل کرد بعد من گفتم چیکار میکنی بلند شدم برم اونم بلند شد و منو از پشت لمس کرد و بعد بغل کرد منم خب خیلی بدم اومد برگشتم توگوشی بهش زدم اما اون دست بردار نبود جلوشو به پشتم میمالید و  کمی هم سینمو دست میزد خب من هم  واقعا قفل شده بودم منو خوابوند زمین و رو دامنم از پشت خوابید روم و یک دستش رو برد زیر شکمم و مبخواست کاری کنه که نمیذاشتم تو این موقع بود که مامانم سر رسید و اونم تو این حالت مارو دید اما داداشم دامنمو بالا زد و لختیشو به باسنم مالید و همینطور داشت میمالید که مادرم رفت تو آشپز و منم واقعا داشتم دیوونه میشدم اما دیدم مامانم یه چاقو برداشت اومد سمت داداشم گفت بلند شو از روخواهرت حیوون

اونم بلند نمیشد نمیدونم داشت به اوج لذت میرسید یا نه ولی منم خیلی ممانعت میکردم بعد چند ثانیه ای بلند شد و شلوارشو بالا کشید و زد بیرون منم دامنمو دادم پایین و بلند شدم و مامانم هم منو بغل کرد و گفت میرم به باباش میگم و این حرفا ولی من داداشمو دوست دارم بعد مامانم زنگ زد به بابا که اینطوری شده و بابام هم اومد خونه سریع و سریع منو کتک زد و افتاد روم و منو تا جون داشت زد بعدش یه چاقو برداشت رفت بیرون بعد من تو دلم غوغایی و دلهره ای بود که نکنه یکیشون زخمی بشن یا کشته بشن ولی واقعیت داشت

رفتم تو کوچه دیدم دعوایی هست و مردم دارن جدا میکنن ولی خب دیدم صدای ناله میاد و فهمیدم داداشم چاقو خورده رفتم تو کوچه نزدیکتر دیدم آره بابام هم چاقو رو انداخته و همش بهت زده یه کنج کز کرده و خیره ولی داداشم افتاده زمین و مردم هم آمبولانس زنگ زدن ولی فایده نداشته داداشم تموم کرده بود

اون موقع من ۱۱ سالم بود و داداشم هم ۱۷ سالش بود ولی خب از ۸ سالگی منو تو بغل میکرد و تا همین ۱۱ سالگی طول کشید اما متاسفانه  من الان که شوهر کردم کلا ز تاریکی میترسم و نمیتونم بخوابم و باید روز بخوابم و کابوس زیاد میبینم و در کل به هیچکسی توی دنیا اعتماد ندارم  تو رابطه جنسی با شوهرم اصلا نمیتونم لذت ببرم و همش میترسم شوهرم بنده خدا خیلی خوبه خیلی دوست داره کمکم کنه و همش محبت میکنه نمیذاره آب تو دلم تکون بخوره ولی خب من با خود مشاور یعنی آقای حسین پور صحبت کردم و توضیح دادم و کمی کمکم کردن که حالم بهتر شده و راه کارهایی دادند ولی خب هنوز گهگاهی حالم بد میشه ولی با راهکارهایی بهتر هستم.

داستان واقعی زندگی من همین بود میخواستم به اشتراک بذارم . تشکر از وبلاگ خوبتون آقای حسین پور و کمک های شما .

پاسخ: 

باسلام ، خواهش میکنم امیدوارم بهتر بشین،این هم به خاطر درخواست خود نویسنده مطلب ؛توی وبلاگ گذاشته شده.

دوست عزیز راه کارهایی که عرض کردم رو حتما طبق روندی هم که عرض کردم ادامه بدین ،شما دوستان هم میتونید مشاوره تلفنی یا تلگرامی بگیرید .

اگه مشکلی شبیه این مورد یا در حد شدیدتر براتون پیش اومده با ما تماس بگیرید یا پیامک بدید تا مشاوره رایگان بدیم.

راههای ارتباطی با مشاور :

تلفنی بصورت شبانه روزی

۰۹۳۳۷۹۶۱۰۷۳

۰۹۱۷۴۷۶۹۹۷۶

مشاوره آنلاین در تلگرام

@alihosseinpoororoginal

برای مشاوره در تلگرام آیدی زیر را در تلگرام وارد کنید چون تلگرام فیلتر هست.


مطالب پیشنهادی:

داداشم منو موقع حمام کردن دید

رابطه خواهر و برادر بصورت خوابیدن و بوسیدن اشکالی داره؟

آیا ماساژ دادن خواهر عیبی داره؟

بخاطر خوندن داستان رابطه با محارم با خواهر خودم رابطه جنسی دارم!(فیلتر شد!)

  • ۲ خوشم اومد
  • ۲۶ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶

    آقایی از من رابطه جنسی میخواد منم قبول کردم

    سلام دختری 20 ساله هستم مدت دوماهه که با یه آقایی که سه سال از خودم بزرگتره دوست هستم اون از من رابطه جنسی میخواد بهش شدیدا علاقه دارم منم بخاطر همین قبول کردم ولی الان واقعا حالم بده و دلم میخواد بمیرم :( نمیدونم چیکار کنم! دوسش دارم ولی نمیخوام ازم استفاده کنه ضمن اینکه جدیدا فک میکنم هدفش از دوستی با من فقط رابطه جنسی بوده چون هربار که بهش میگم باید تکلیف این دوستی مشخص بشه تفره میره و درست جوابمو نمیده نمیخوام که من فقط یه وسیله باشم براش اگه دوستم نداره یا به ازدواج فکر نمیکنه بهتره نباشه تا اینکه ازم استفاده کنه! میخوام باهاش حرف بزنم ولی نمیدونم چی بگم 
    از طرفی من خواستگار زیاد دارم شاید هفته ای دو سه تا تماس میگیرن که رد میکنم همشونو اگر منو نمیخواد تکلیفمو روشن کنه چون دلم نمیخواد کسی جز همسر آیندم لمسم کنه و اینکه این آقا منو لمس کرده خیلی عذابم میده و ذهنم درگیره، میشه بگین چیکار کنم؟

    پاسخ:
    باسلام ، شما در دورانی هستید که اوج احساسات قرار داره، درخواست رابطه جنسی از طرف دوست پسر بیشتر به این نکته اشاره داره که مسئولیت زندگی مشترک رو نمیپذیرند و لذا از راه دیگری برای دستیابی به هدف خود که رابطه جنسی هست دست میزنند ؛ یعنی ذهنیت این انسان ها به اینگونه هست که اولا به زنها نگاه کالا و شی دارند و دوما برای دستیابی به این رابطه جنسی_ که باید حتما بعد ازدواج انجام بشه_ به محبت کردن+ وابسته کردن شخص دست میزنند تا شدیدا اون طرف مقابل وابسته بشه و همینطور در سوالات قبلی و شبه شما هم بوده که عرض کردم این روند وابستگی و عادت و اعتیاد ۱۴ مرحله داره که بصورت حرفه ای به مراحل بعد و بعدی میرسند تا اینکه طرف مقابل به خواسته ی شخص چشم عزیزم میگه! ، بله! همونی که شاید در اول رابطه دوستی اگه بهش گفته بشه میخوام باهم سکس کنیم سریع سرباز میزد حالا با یک اشاره خودش به پای میدون میاد و جالب اینه که بعد رابطه جنسی که این افراد شکل دادند سریع اون دختر رو پس میزنند و ازش دور میشن! یا سرد میشن
    چرا دور می شن؟!
    خب معلومه! چون دیگه تازگی واسشون نداره و همینطور چیزی برای دستیابی و رسیدن بهش نمیبینند ،درحالی که دختر قرار بوده "خودنگهداری" کنه تا اون پسر برای اینکه این کنجکاویش رو برطرف کنه مجبور بشه دست به ازدواج بزنه و توی ازدواج بدون استرس و اضطراب رابطه جنسی لذت بخشی داشته باشند و تازه این رابطه هم مثل رابطه قبل ازدواج نیست که دوام نداشته باشه بلکه میتونه پردوام باشه و بدون نگرانی ..
    بله ،باید تکلیف این رابطه مشخص بشه و اگه ایشون به خواستگاری بیان نیت خود رو نشو میدن و اونوقت ادامه رو در جلسه خواستگاری میتونید انجام بدین
    درضمن برای خواستگار های خود باید فکری کرد نمیشه به دلیل رابطه فاسد خود آنها رو رد کنید .
    ببینید! کسی که به خواستگاری میاد نشون میده قبلا شناختی از شما پیدا کرده(منظور مرحله ی اول شناخت توی جلسه خواستگاری هست که مرحله ی اولش شناخت شناسنامه ای هست،مثل اسم و فامیل و مشخصات تحصیلی و..) و بعد با حسن نیت و همینطور آمادگی های لازم مثل بلوغ اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و شخصیتی دست به خواستگاری زده لذا اون آدم شایسته تر هست به ازدواج با شما ، لذا خواهش میشه که نیم نگاهی به آن خواستگاری ها خوب و عزیز بندازید نه به این آدم شیاد و خیانت کار(چون وابسته کردن از منظر روانشناسی خودش یک خیانت محسوب میشه) 

    تازه این اول کاره! این آدم اگه رابطه رو برقرار کرد همانطوری که بارها توی مشاوره هام دیدم(حضوری) و شنیدم(مشاوره تلفنی) یا خوندم(مشاوره تلگرامی) آتویی و دست گیره ای از آن شخص و دختر نگه میدارند تا هروقت که بخواهند درخواست رابطه جنسی کنند و اون هم بخاطر ترس از آبرو و همینطور تهدید قبول میکنه و متاسفانه خیلی ها ازدواج کردند اما درغیاب شوهر اون دوست قدیمی به خانه میاد و رابطه رو برقرار میکنند.
    پس به خودتون و شوهر آینده خود که ایشون نیستند! رحم کنید!
    شما از گفته خودتون که نشون میده خیلی عاقله هستین نگذارید و امیدوارم که نمیذارید حتی لمستون کنند!(چون اول لمس بعد بوسه و بعد میگه خب چه اشکالی داره ما زن و شوهریم دیگه !؛بیا خونه خالی ما دیگه باهم راحتیم! برخی ها هم میگن ما که خواهر برادر هستیم!) و خودتون هم اقرار دارید که میخواهید ازدواج مناسبی بکنید و خوشبخت بشین 
    باورم کنید که تنها و تنها عشق توی ازدواج هست چون عشق نتیجه ی شناخته و اونم توی جلسه خواستگادی و بعد توی نامزدی وقتی که من خصوصیات بد و خوب طرف رو شناختم اونوقت میام احساسم رو بیان میکنم این میشه عشق اما برعکسش میشه هوس و وابستگی 
    درضمن رابطه یک بار یا چندبار انجام شده ،اولا بسیار متاسفم دوما اینکه کاری که شده نذارید دوباره انجام بشه
    ضمنا ، حال بد شما هم بخاطر اینه که من اصلا فکرشو نمیکردم که کار به اینجا بکشه و حالا واقعا حرمت نفس و عزت نفس خودمو کم میدونم
    پس با این توضیحات کم و  ناقص امیدوارم راه درست و منطقی یعنی کات رابطه بصورت محکم و عدم برگشت به رابطه(چون برگشت به رابطه تمام شده خودش مشکلات رو دوچندان میکنه) رو اختیار کنید .
    سالم باشید .(برای مشاوره بیشتر میتونید تلفنی و تلگرامی هم مشاوره بیشتری بگیرید .)
    مطالب پیشنهادی:
  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶

    شوهرم خیلی به مادرش وابستس

    سلام شوهرم خیلی به مادرش وابستس وهرحرفی میزنیم میره به مادرش میگه من اصلا دوست ندارم خانواده ها چیزی در مورد مشکلاتمون بدونم به شوهرم گفتم اونم قبول کرده به خانواده ها چیزی نگیم اما بازم میگه یه خواهرشوهرمجرد دارم هروقت میخاییم بریم بیرون میخاد همراهمون بیاد درصورتی دوست دارم باشوهرم تنهاباشم.اصلا درک نمیکنن نه خواهرشوهرم ونه مادرش.لطفاراهنماییم کنید ممنون.


    پاسخ:

    باسلام،اطلاعات کمی دراختیار گذاشتید ،چندساله ازدواج کردید؟تعداد فرزندان ؟ایا وابستگی مدنظر شما وابستگی مالی هم میشود یا خیر؟همسر شما چندمین فرزند خانواده میباشد؟ببینید عزیزم وابستگی و احترام اقایون به مادرو خواهرشون برای کمتر خانمی مورد قبول و خوشایند میباشد ،ولی ببینید خیلی خوبه که این وابستگی و احترام به محارم خودشونه و به خانم دیگری نمیباشد ،اینکه صحبت ها و مشکلات شمارو بازگو میکنه نشان از این داره که نتونسته به شما تکیه کنه و زمانی که کوچکترین اختلاف و بحثی بینتون میشه میخاد با کسی درمون بگذاره و جواب بگیره راهنمایی بگیره،شما باید اونقدر اعتماد همسرتونو جلب کنید که شما  بشید تکیه گاه ایشون و نخان حرفاشونو به کسی غیراز شما بزنن ،راه دیگه اینکه اینجور اقایون اصولا حرف یا بحثی درمورد دیگران هم میشه میان و در  خانه و برای همسر خودبازگو میکنند شما باید همسرتونو عادت بدید که نگه و به حرفاشون گوش ندید و بگید که بحثی که مربوط نمیشه نیازی نیست که بازگو کنند ولی مساله خواهرشوهرتون ببین عزیزم ایشون دیر یا زود ازدواج میکنند و مطمنن در اون زمان با همسر خودشون بیرون میرن و مزاحم شما نمیشنند بهتره کمی مراعات کنید و با این مشکلاتی که حل میشن نه برای خودتون اختلافی به وجودبیارید نه دید همسرتونو نسبت به خودتون خراب کنید زمانی که شما شروع به قرزدن و عدم مخالفت کنید ناخوداگاه همسرتونو به علیه خودتون و دیدشو عوض میکنید ،بهتره اینقدر همسرتون غرق عشق بینتون بکنید و باهاشون صحبت کنید بگید که دوستدارید زمانایی که بیرون هستید تنها باشید گفتگو و رفتار عاشقانه داشته باشید در اون صورت همسرشما رفتارشمارو مبنی بر حسادت و...نمیبینه و خودشون اقدام میکنن برای اینکه خواهرشونو منصرف کنند از  اومدن، سالم باشید .

    مطالب پیشنهادی:

    شوهرم همه چیزو به مادرش میگه

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱ آبان ۹۶

    دفعه بعد که ببینیم همو منو بوس و بغل میکنه

    با سلام و خسته نباشید.دختری هستم 24 ساله دانشجوی ارشد حدود 1 ماه هس با اقایی اشنا شدم 31 ساله تحصیلکرده و محترم ما چن باری بیرون رفتیم و توی تلگرام که حرف میزنیم به من گفت که دفه بعد که ببینیم همو منو بوس وبغل میکنه و چون من تا حالا از این کارا نکردم خیلی ذهنم درگیره این موضوع هس که اگه چیزی که از من میخواد همین بوس و بغل در همین حد باهاش راحت باشم که اگه قصد ازدواج داشته باشه پشیمون شه مثلا بخواد امتحان کنه منو اگه هم قبول نکنم که با من سرد بشه اخه خیلی دوسش دارم و اصلن دوس ندارم از دستش بدم لطفا راهنماییم کنید .مرسی


    پاسخ:

    با سلام، برخی از افراد نگاه آنها به خانم ها و زنان نگاه کالا و شی هست لذا بیشتر در اول رابطه درخواست لب و بوسه ویا بغل کردن و امثال آن که در آخر رابطه جنسی هست میکنند، و برخی نیز با مهارت خاصی این روند رو توی چند جلسه پیش میبرن و اصلا در دفعات قبلی حرفی از این مسائل به میان نمی آورند ولی زمانی این درخواست رو میکنند که دیگه شما اون قسمت دفاعیتون که مکانیزمی طبیعی و منطقی هست رو از کار میندازن لذا اگه درخواست رابطه سطحی( بوسه و آعوش و معاشقه) کنند خب بدلایل متعددی از جمله کار تدریجی ایشون روی شما کار کرده دیگه قبحی نزد شما نداره و قبول میکنید

    از نظر اخلاقی(دین یک مثلثه کع یک ضلعش اخلاق یکی دیگر احکام و یکی دیگه عقاید هست اما خب کسی که دین نداره تنها یک ضلع آن یعنی اخلاق رو قبول داره) هم اینکار اشتباه هست لذا نگذارید در مسیر عشق مقدسی که دارید اگه دارید! خدشه ای وارد بشه اگه قصد شما از ایجاد رابطه ازدواجه که باید مدت رابطه دوستی کمتر از یک ماه باشه و تازه آن هم به شرطی که تازگی خود رو برای ایشون نگه دارید زود به جاسه خواستگاری بیان

    به منم نفرمایید که میخوایم همو بشناسیم نه! درستش اینه که اول همو بشناسین اونم تمام خصوصیات خوب وبد رو بعدش احساسات بیان بشه اونوقت عشق رو تجربه خواهید کرد اما تو دوستی چون اول احساسات بیان میشه وبعد میرن دنبال شناخت! خب از ریشه خرابه

    لذا واقعیت رو ببینید

    اشتباه نکنید! من مخالف شناخت نیستم اما شناخت باید در جلسه خواستگاری باشه

    برای مشاوره بیشتر میتونید بصورت تلفنی و تلگرامی هم در ارتباط باشید.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۸ مهر ۹۶

    میترسم سن ازدواجم بالا بره و نتونم ازدواج کنم

    سلام میترسم سن ازدواجم بالا بره و نتونم ازدواج کنم چیکار کنم؟ فاطمه از شیراز هستم ۳۴ سالمه

    من فوق لیسانس حسابداری دارم و مستقل هستم ولی موضوع ازدواج منو عذاب میده و البته خودم هم کمی آرمانگرا هستم و دوست دارم موردی عالی نصیبم بشه شاید به این علته که ازدواج نکردم ولی خب خود این مساله یک مشکلی هست که منو عذاب میده و من نمیتونم برای آینده که میخوام عروسیمو ببینم زودتر و بچه دار بشم و زندگی مشترک رو شروع کنم، ولی واقعا میترسم که سن ازدواج بالا بره و دیگه نتونم ازدواج کنم مخصوصا اینکه توی خانواده ما همه توی سن بالا ازدواج کردند، حالا من موندم چیکار کنم آخه زیادم تو اجتماع با افرادی که حتی خواستگارم هستند دمخور نمیشم و دوست ندارم واسه ازدواج با آنها فکر بکنم چون با معیارهای من اصلا هماهنگی ندارند البته دوستانم و اطرافیان میگن تو خیلی کمالپرستی و نمیتونی خوب انتخاب کنی ؛ ممنون میشم راهنمایی کنید و درضمن چطوری باهاتون صحبت کنم.


    پاسخ:

    با سلام،دلیل ازدواج نکردن این است که یا از شکست و اشتباه وحرف مردم می ترسید و یا خود را در معرض و موقعیت برای ازدواج قرار نمی دهید و یا نگاه غیر واقع بینانه به ازدواج و انتخاب طرف مقابل دارید.

    آدم عادی در شرایط عادی ازدواج می کند و بچه دار می شه وقتی کسی به ازدواج کردن بی علاقه است نشون می دهد که در جایی آسیب خورده است. ازدواج خوب ، خوبه ولی ازدواج بد ، خیلی خیلی بد است.
    پس متوجه هستم که چرا ازدواج رو به تاخیر انداختید، چرا که درواقع سن ازدواج هم ۲۵ تا ۳۵ هست و شما در محدوده هستین ولی این سبب نشه که شما تاخیر بیشتری بیندازید و بعد پشیمونی ببار بیاره
    کمالپرستی خوب نیست بلکه کمالگرایی میتونه خوب باشه ، یعنی من باید ملاک های منطقی و درست و خوب ازدواج رو ببینم و بعد از آن که خودم رو شناختم و طرف مقابل رو هم با ملاکهای ازدواج سنجیدم و مشکلی نبود اونوقت میتونم وارد زندگی بشم ، و حالا اگه حتی مورد ازدواج اشتباه هم در اومد بیاد! چون ماجرای ازدواج مانند رودخانه ای هست که هر لحظه اش متفاوت و متغیره، یکموقع این آب به سراشیبی میرسه که به آبشار تبدیل میشه ک یک موقع هم به سدی برمیخوره که متوقف میشه ، پس زیاد حساسیت به خرج ندین و طبق ملاکهای در این زمینه پیش برین و مطمئن باشید ترس از شکست بدتر از خود شکست هست! ؛سالم باشید.
    ضمنا برای مشاوره تلفنی یا تلگرامی هم میتونید اول وقت بگیرید اینجا

    مطالب پیشنهادی:
  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۸ مهر ۹۶

    شوهرم سیگار میکشه

    باسلام من دختری ۱۹ساله مدت یکساله نامزد کردم در شهر دور ازخانواده اوایل همسرم گاهی بوی سیگارمیدادن من همش میپرسیدم چرابوی سیگارمیدی اون هم میگفت مال بیرونه خلاصه من اینقدگیر دادم که بالاخره گفت اره من سیگارمیکشم من خیلی داغون شدم ولی سعی کردم کناربیام تا ترک کنه ولی چندروزیه رفتار مشکوک ازش میبینم چایی میبره تو اتاق میخوره یه صدای پلاستیک هم میاد انگار داره چیزی برمیداره میترسم معتادشده باشه لطفا منو راهنمایی کنین چیکارکنم میترسم بازم به روش بیارم دیگه براش عادی بشه.ولی من نمیخوام زندگیم خراب بشه خیلی به هم ریختم یک ماه دیگه عروسیمونه.ممنون میشم زودجواب بدین


    پاسخ:

    باسلام ، متشکرم از حسن انتخاب شما؛ میفرمایید که" شوهرم بوی سیگار میده" یا "همسرم سیگار میکشه" یا "میترسم شوهرم معتاد شده باشه" همه ی اینها نشونه ی اعتیاد پیدا کردن شوهر شما هست و شکی نیست!

    خب اعتیاد درواقع عادت کردن به هر چیزی هست که از کودکی ریشه داره، مثلا آدمی باشه که هنوز مکانیزم دوران کودکی که از ۳ تا ۵ سالگی دوران اعتیاد کودکی هست خب اگه شخصی در اون دوران مونده باشه به هرچیزی اگه آدم تنهایی باشه و محبتی از سوی دیگران که حالا شما طرف مقابلش قرار دارید نباشه میرن و به عادت خودشون عود میکنند ، تازه برخی از علت اعتیاد شوهران هم عدم محبت و رعایت نکردن یک سریع نکاتی هست که جزو نبایدهای شوهر هست .

    پس اولین توصیه جدی من اینه که حساسیت نسبت به مساله نشون ندین، دوما اینکه واقعا حس پشتیبان و حمایتگر رو نسبت به شوهر خود داشته باشید، به من نگین که من که" سعی کردم که کنار بیام تا ترک کنه" چون خود اینکار درسته با حسن نیت شما انجام شده ولی فرد رو بدعادت میکنه، سوما اینکه توی زمان و و مکان مناسب باید اولا با خود همسر صحبت کنید و کارش رو مورد خطاب قرار بدین نه شخصیت اون رو زیر سوال بردن چهارم اینکه انتخاب واسطه ای که شوهر شما از آن حساب میبره و دوستشون داره تا حرف آنها نافذ باشه و بتونند کمکی به شما در جهت حمایتگری و بیان مطلب و بازبینی کنند

    پنجم اینکه حتما سعی کنید برای ترک اعتیادش اقدام کنید، یک جا اشاره کردین که " چایی میبره تو اتاق میخوره و صدای پلاستیک میاد" خب این خودش نشونه ی اعتیاد به تریاک میتونه باشه ولی خب احتمالاته ، لذا اول مشخص بشه تو همون گفتگو و واسطه آوردن تا بعد مشخص شدن صورت مساله کمکی متناسب بشه ، سالم باشید.

    برای مشاوره بیشتر بصورت تلفنی و تلگرامی هم اینجا کلیک کنید.

    مطالب پیشنهادی:

    کسی که شیشه رو ترک کرده و باز میره سمتش چیکار باید کرد؟

    شوهرم به مادرش وابسته است

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۲۸ مهر ۹۶

    شوهرم خیلی غیرتیه

    سلام شوهرم خیلی غیرتیه و نمیذاره من بیرون برم ، همیشه وقتی خونه هستم زیاد محبت میکنه ولی تا میخوام برم بیرون یا اینکه وقتی میخواهیم با هم بیرون برویم موضع میگیره و غیرتش به جوش میاد و خیلی غیرتی میشه

    خیلی وقتها شده که نسبت به برخی موضوع ها خیلی بی غیرته ولی من هم متوجه نشدم اصلا مفهوم غیرت چیه آخه این آدم هرکاری دلش بخواد انجام بده رو اسمش میذاره غیرت

    خلاصه اینکه شوهرم خیلی غیرتیه و من هم حساسیتش رو بر می انگیزم و لجاجت میکنم و چادرم رو نمیپوشم و با مانتو مثلا عمدا بیرون میرم با اینکه اصلا چادر رو از خودم دور نمیکنم چون من خیلی مذهبی هستم و معتقدم

    دوست دارم کمکم کنید چه راهکاری برای مرد غیرتی و حساس میدین آخه میگفتن ازدواج با مرد غیرتی خوب نیست چیکار کنم حالا؟ ۸ ماهه ازدواج کردیم. متشکرم برادر.


    پاسخ:

    باسلام ، اینکه می فرمایید"شوهرم خیلی غیرتیه" خود این گفتار نشون میده که باور ها و مسائل مذهبی دخیل هستند و غالبا شوهر شما دوست داره باید هایی رو که دوست داره رعایت کنید

    پس توصیه من این هست که اولین قدم باید ها و نبایدهای ایشون رو بشناسید! تعجب نکنید چون ما غالبا از دیگران شناختی درست نداریم به این خاطر مشکلاتی در رابطه بوجود میاد

    دوم اینکه سعی کنید بایدها رو انجام و نبایدها رو ترک کنید

    سوم اینکه حساسیت نشون ندین، البته این مورد در واقع اول قرار داره یعنی مردی که غیرتیه باید کاری کرد که حساسیت اون روی موضوعات مختلف برانگیزه نشه

    چهارم اینکه به مرد خود ابهت ببخشید

    ابهت بخشیدن در مردان یعنی چه؟ یعنی اینکه با الفاظی مرد خود رو به جایی برسونید که بفمه اون شاه خونه هست و شما وزیر هستین

    حال همین ۴ نکته رو اعمال کنید و خواهش میکنم برای بهتر شدن زندگی خود از روشهای برتر در زمینه ی زندگی مشترک و فردی خود بکار بگیرید.

    برای مشاوره بیشتر هم از منوی بالا با ما در تماس باشید

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۵ مهر ۹۶

    حالا وقت ازدواجم رسیده دارند مخالفت میکنند

    من دختریم ک از ۹سالگی پیش عمو وزن عموم بزرگ شدم پدرمادرم جداشدن.حالا وقت ازدواجم رسیده دارند مخالفت میکنند.


    پاسخ:

    با سلام،با اینکه خیلی کوتاه مسئلتونو رو مطرح کردید

    باید بگم ،هنوز شما دوره نوجوانی رو پشت سر نذاشتین،جنبه های احساسی با توجه به ویژگی های این دوره ،پررنگتر از  جنبه های منطقی هست

    و ابتدا یه شناخت از خودتون بدست بیارید که آیا آمادگی ازدواج و مسولیت دارید و بلوغ های شخصیتی،عاطفی،اجتماعی،مالی،جنسی شما و طرف مقابلتون دارید

    تا چه حد از طرف مقابل شناخت دارید ملاک ها و معیارهای ازدواجتون چیه اصلا طرف مقابل شما و خود شما باهم هم کفو هستید

    بعد از اینها که تنها خودتون می تونید بهش جواب بدین 

    اگه دیدی باهام تناسب و همخوان هستید و بازم مخالفت می کنند ،اون وقت باید علت اصلی رو از عموتون سوال کنید با کمال احترام و حفظ حرمتها ،اگه خودتون نمی تونید بپرسید،کسی که مورد اعتمادتون هست واسطه قرار بدید و بعد علت رو جویا بشید و با هم فکری به یه تصمیم درست برسید

    اگر دیدید مخالفتهایی که می کنن غیر منطقی هست ،به مشاوره حضوری مراجعه کنید و اگه توان مالی ندارید بهم بگید کدوم شهر  هستید تا مراکز رایگان مشاوره رو بهتون معرفی کنم یا با خودمون مشاوره رایگان تلفنی یا تلگرامی بدم.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

    به نظر شما کات کنم؟

    من خیلی غیر اجتماعی و خواستگارم اجتماعی

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۵ مهر ۹۶

    با این وضعیت به نظرتون باید فراموشش(کات) کنم؟

    دختری19ساله هستم که با پسری هم سن خودم رابطه داشتم که هیچکدوممون همدیگه رو به چشم دوست نمیدیدیم به هم دیگه تعهد داشتیم رابطمون درحدتلفنی بودو زیاد بیرون نرفتیم حدوده یه سال وپنج ماه رابطه داشتیم هم خانواده من وهم خانواده اون میدونستن که همو دوست داریم ولی هردوخانواده زیاد راضی نیستن بخاطرهمین تصمیم گرفتم رابطمو قطع کنم چون هیچی معلوم نبود چی میشه ماهمدیگه روخیلی دوست داریم ..بااین وضعیت به نظرتون باید فراموشش کنم؟


    پاسخ:

    باسلام ، اول عنوان کنم که در رابطه سطحی شما با این آقا پسر، هیچ شناختی صحیح و مبنی بر ملاکهای صحیح ازدواج پیش نیامده، اگه این یک سال یه ده سالم هم بکشه شناختی مبتنی بر رابطه سالم بوجود نخواهد آمد؛ لذا دوست داشتن که لازمه ی زندگی شما هست کفایت نمیکنه!

    البته اگه علت مخالفت خانواده ها منطقی باشه پس کات کردن رابطه توسط شما یا ایشون منطقیه اما اگه شما بواسطه ی جلسه خواستگاری این آقا پسر رو بشناسید ای بسا برای ازدواج مورد مناسبی باشه اما در رابطه دوستی به هیچ عنوان نمیشه شناختی صحیح پیدا کرد.

    اینکه می فرمایید "معلوم نبود چی میشه.." خودش نشونه ی عدم مشخص کردن تکلیف+ بلاکتلیفی در رابطه هست

    پس چه بهتر برای مشخص کردن این تکلیف و از بین بردن سردرگمی و بلاتکلیفی شناختی خوب و درست اونم در جلسه ی خواستگاری اگه ایشون بخوان و واقعا خودش رو به آب و آتش میزنه بیاد تا بشناسیم و اگه خوب بود ادامه و ازدواج..وگرنه با تمام و کمال صراحت ، تصمیم به جدایی میگیرم و پای تصمیم خود میمونم.

    برای مشاوره بیشتر..منوی ارسال سوال یا گرفتن وقت مشاوره..

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۴ مهر ۹۶

    شوهرم خیلی به بچم توجه میکنه

    باسلام.من 26سالمه 16سالگی باپسرعموم که ده سال ازمن بزرگتره ازدواج کردم الان یه پسره 4ساله دارم خیلی حالت افسرده شدم شوهرم خیلی به بچم توجه میکنه و اصلا توجهی به من نمیکنه اصلا دیگه میلی به این زندگی ندارم نمیدونم چکارکنم تموم وقتمو باگوشی و تلگرام میگذرونم خیلی خسته شدم لطفاراهنماییم کنید


    پاسخ:

    باسلام ، توجه کردن شخصی به شخصی حالا فرقی نداره که بین پدر و فرزند باشه، بنابر دلایلی هست که باید بررسی بشه، اگه میدونید که شوهرتون بچه دوست هست این یک نشانه فرد و انسان سالم هست پس نگران نباشید، چون آدم عادی و سالم در شرایط عادی ازدواج میکنه و همینطور در شرایط عادی و مناسب بچه دار میشه و دوست دار آن هم هست، شما حساسیت به خرج ندین، تاز حساسیت هم نیست! چون حساسیت بدی کوچیکی را بزرگ کردن هست اما توجه کردن زیاد شوهر شما به بچه خوب طبیعی هست و مدتی موقت اینگونه هست، اولین توصیه جدی من به همسران افرادی که به شخصی حالا مثلا بچه خود توجه زیادی میکنند، عدم نشون دادن حساسیت خود هست، چرا که اولا محبت مردان بیشتر بصورت رفتاری هست تا گفتاری و ابراز محبت زبانی ، دوما اینکه حالا این دوره موقتی هست و اگه خیر موقت نباشه باز هم راه کار داره ، نه اینکه برین این مشکل رو به همه زندگی خود سرایت بدین و خراب کنید، سوما اینکه بخشی از تربیت بچه رو بیشتر به عهده بگیرید تا خوب بخش بیشتر به دست شما پر بشه و دیگه اونوقت بیاد جایگزین یعنی شمارو انتخاب کنه! چون تربیت صحیح فرزند و بچه به این صورت هست که مرد از زن حمایت کنه و زن هم تربیت بجه رو داشته باشه..

    اگه میخواین مشاوره بیشتر با ما داشته باشید، از منوی "گرفتن وقت مشاوره" در بالا با ما در تماس باشید.

    سالم باشید.

    مطالب پیشنهادی:


  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۲۴ مهر ۹۶

    خواستگارم خیلی اجتماعی و من کم رو و خجالتی

    سلام و خسته نباشید یه خواستگاری دارم که اجتماعی و معاشرتی است ولی من کم رو و خجالتی هستم که زیاد با کسی صحبت نمیکنم و درونگرا هستم. چه سوالاتی از خواستگارم بپرسم که اظطرابم کم بشه و به راحتی بتونم صحبت کنم؟ ممنون 


    پاسخ:

    باسلام، یکی از ملاکهای ازدواج "شباهت در کلیات تو روحیات" هست اگه ایشون کاملا اجتماعی هستند و شما کاملا درونگرا خوب این اختلافی در کلیات محسوب میشه، لذا احتمال اینکه در آینده این اختلاف سبب طلاق بشه زیاده، چرا که در ازدواج ۲ ملاک مهمتر از ملاکهای دیگر هست یکی وابستگی نداشتن شخص مقابل در ازدواج هست و دیگری همین ملاکی که عرض کردم یعتی شبهات در روحیات در کلیات

    اما اینکه چطوری اضطراب و استرس رو در حین سوال کردن خواستگار کم کنید خوب اول باید عرض کنم که کمی کمی طبیعی هست اما اگه زیاد باشه که فکر میکنم مقصود شما اضطراب و استرس زیاد در جمع و همینطور جلسه خواستگاری هست خب میبایست که خودتون رو خوب بدونید و دیگران رو خوب! چون ریشه ی استرس و علت استرس و اضطراب معمولا به اینجا برمیخوره که من بدم و دیگران بد هستند و از ما دو نفر بد چیزی جز رابطه ی بد شکل نخواهد گرفت! همینظور در اجتماع نیز دچار مشکل خواهید شد.

    سالم باشید.


    مطالب پیشنهادی:

    🆔@zbartarblogir

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۰ مهر ۹۶