زندگی برتر

مشاوره تلفنی با موبایل و آنلاین در تلگرام در زمینه ازدواج،خانواده،تربیت فرزند،فردی و تحصیلی

YourName

دوستی قبل ازدواج در دوران دانشگاه و باخبر شدن همسر از روابط قبلی

من ۵ ماهه با مردی که از دوران دبیرستان خواستگارم بود عقد کردم

تازگیا شوهرم بعد عقدمون فهمیده که من تو دوران دانشجویی با پسری دوست بودم

البته قبل عقد بهش گفته بودم که من با یکی حرف میزدم

ولی تا این حد نمیدونست که دست هم رو گرفتیم

میدونم بعد فهمیدن خیلی ناراحت میشه و خودخوری میکنه


دو سه شب پیش بهم گفت که من تاابد باید فکرم مشغول باشه که چیا بینتون گذشته

این حرفش خیلی اذیت و ناراحتم میکنه

نمیدونم چیکار کنم که اینقد خودخوری نکنه.چجوری بهش بفهمونم که ما فقط چن بار دست همو گرفتیم و جز اون چیزی نبوده بینمون

میشه یه کم راهنماییم کنید.


پاسخ مشاور:

من دقیقا از کیفیت گفتگویی که بین شما رد و بدل شده با خبر نیستم اما میدونم که برای یک مساله به این صورت معمولا متاسفانه خانم ها از گذشته خود چیزی به میون میارن و حساسیت همسر خود را بوجود میاورند


شما قرار بوده به صورت خیلی کلی تنها از روابطی سخن بگویید حال که بیان شده می بایست با کمک از یک مشاور راه کارهایی برای رفع حساسیت شوهر خود بکار بگیرید میتونید از ما بصورت تخصصی کمک دریافت کنید

البته ارائه این روش‌ها هم مستلزم دانستن روحیه و سن و سال خود و اطلاعاتی این چنینی نیز هست

موفق باشید

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

    علت بیرون نیومدن آب منی نامزدم در معاشقه چیه؟

    من یه دختر29ساله هستم حدود10روزمیشه که عقدکردم دیروزرفتم مغازه نامزدم نهاراونجاخوردیم ودرروبستیم وخودمونولخت کردیم روبدن هم خوابیدیم وفقط دخول روانجام ندادیم ولی من خودم بهم زیادلذت ندادونامزدم هم وقتی توجه کردم متوجه شدم که اصلاازبدنش آب نیومدولی من ازبدنم آب اومد به نظرتون چرانامزدم اصلاازبدنش آب منی نیومد? میشه سوال کرد که علت بیرون نیومدن یا ارضا نشدن مردان در رابطه جنسی نه معاشقه چیه؟


    من قبلاهاوقتی فیلم جنسیو..میدیدم احساس میکردم خیلی لذت بخشه ولی نمیدونم چرااصلابرای خودم هیچ لذتی نداشت


    جواب :

    خب شما کمی لذت بردین که آب منی تون بیرون اومده و ارضا شدید اما نامزد شما احتمالا میخواستن معاشقه کنند بعد رابطه جنسی داشته باشن که این مورد رو شما نتونستین کنترل کنید و به مرحله ی س ک س نرسیده نامزدتون رو سرد کردین و ادامه ندادن

    لذا کمی دیر انزالی درمردان و کمی زود انزالی در خانم ها سبب این ماجرا میتونه باشه یا اینکه بخاطر لمس و مالش زیاد شما توسط همسرتون شما زودتر به ارگاسم رسیدین و ایشون از شما عقب موندن

    لذا باید جنبه های ماجرا توسط یک مشاور متخصص یا سکستراپیست بررسی بشه

  • ۱ خوشم اومد
  • ۴ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

    بهترین نوع خانواده

    مردم عادت دارند که در زنگی دیگران دخالت کنند و اظهار نظر کنند و وجود خود را اعلام کنند

    اما خب در این دخالت کردن ها و اظهار نظرها متاسفانه مشکلاتی از جمله عدم توجه به حق طرف و رعایت نکردن حق خود  و دیگرانی که معمولا حق دارند خودشان تصمیم بگیرند ولو به اشتباه!


    اما خب اگه نظر من شاید احتمالا درست باشه خب فقط و فقط می‌توانم به طرف بگم آن هم در قالب پیشنهاد و یا انتقاد بعد از انجام آن رفتار بصورت خواهش و تمنا ، نه اینکه نظر خودم رو غالب کنم

    اما در این بهبوهه و آشفتگی و بازار گرم طلاق به یک مورد من اشاره می‌کنم


    مثلا شخصی که-چه زن چه مرد- به خانواده خود وابستگی فکری-روانی یا مالی داره این جواز و مجوز رو معمولا به اعضای خانواده خود به ویژه مادر خانواده خود میده که دخالت کنه و خب تا جایی می‌رسد که شخص حتی حرف مادرش رو مبنی بر اینکه زنت رو طلاق بده هم گوش میده!

    تعجب نکنید که گفته میشه نباید با این آدم‌ها ازدواج کرد!

    اما خب به بحث اصلی بازگردیم که خانواده سالم چه خانواده ای هست؟

    طبق توضیحاتی که به آگاهیتون رسوندم این گفته همگی از «خانواده گسترده» نشأت می گیرد

    اما خانواده سالم پس چه خانواده ای هست؟



    خانواده ای که تنها پدر و مادر و کمی بچه ها حق اظهار نظر و دخالت دارند و همگی به غیر از خانواده خود؛ غریبه و مرده محسوب می شوند!

    با زندگی برتر همراه باشید

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

    پسری ١٧ساله هستم عاشق رابطه جنسی با محارم بویژه مادر

    سلام پسری ۱۷ ساله هستم شهوتم خیلی بالاست منظورم واقعا خیلیه از وقتی که یادمه عاشق سکس و رابطه جنسی با محارمم شاید بخاطر خوندن داستان های سکسیه البته بگم از همه بیشتر بویژه به مادر علاقه نشون میدم البته تقصیر خودشه خیلی وقتا تو حموم بدنشو لخت دیدم  چند بار هم بیرون حموم دیدمش وقتی میخواست لباساشو ور داره کاملا همه جاش رو دیدم بیا این کاراش خیلی تحریکم میکنه چند باری هم سکس مامان وبابامو دیدم به نظرم دارم دیونه میشم بعد شب های جمعه من میرم تو اتاق مامانم میبینم لباس های زیرش که پره از لکه های منی رو بو میکنم ومیزارم تو دهنم یه بار هم موقع ی که خوابیده بود رفتم سر وقتش و با باسنش ور رفتم خیلی میترسم نه تنها مادرم بلکه به خواهرم و همه ی محرم های زندگیم علاقه شدیدی دارم ودوست دارم به هاشون رابطه داشته باشم واقعا به کمکتون نیاز دارم خیلی زیاد میترسم که دیگه خیلی دیر شده باشه هر لحظه امکان داره کاری کنم که زندگیم رو خراب کنم


    پاسخ:

    سلام عزیزم میتونی بصورت آنلاین یا تلفنی مشاوره رایگان دریافت کنی

  • ۱ خوشم اومد
  • ۳ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶

    آیا کمک پدر در تربیت فرزند باید باشد؟ به چه صورتی؟

    درود خدمت جناب حسین پور و دوستان عزیز آیا کمک پدر در تربیت بچه و فرزند لازمه و باید باشه ؟ بعد اگه جواب مثبته و کمک خوبه که باشه به چه صورتی ؟

    من خیلی برای تربیت بچه هام اهمیت قائلم با تشکر از وبلاگ زندگی برتر .


    پاسخ: با درود دوست عزیزم، کودک حداقل در ١٨-٢٠ ماه اول به یک نفر احتیاج دارد که تحت مواظبت دائمی باشد و دیگرانی که به او کمک می کنند یعنی پدر از مادر مراقبت کند و مادر از فرزند .

    دلیل آن هم این هست که کودک اگر یکنواختی را در رفتار نداشته باشد و تنوع رفتار داشته باشد از گمی و گیجی برخوردار میشه که سبب سلب اعتماد و اطمینان از خود و دیگران میشه.

    اگه پدری قصد کمک به فرزند خودش را داره که باید اینطور باشه باید بگونه ای عمل کند که مادر در ارتباط با فرزند خودش عمل میکنه.

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶

    چون سربازه بابام مخالفه+خیلی طبع گرمی داره ازمن رابطه میخواد

    سلام من به مدت یک سال و چهار ماهه ک با ی پسری ک  یک سال ازم بزرگتره دوستیم و قرار ازدواج گذاشتیم.خواستگاریمم اومده ولی چون سربازه بابام مخالفه.یک سالم مونده ب اتمام خدمتش ایشون خیلی طبع گرمی داره و هر از گاهی ک میریم بیرون از من رابطه میخواد در حد معاشقه وقتی میگم نه میگه من همه چیو از الان باتو میخوام نمیخوام برم سمت کسی دیگه.دیوونم کرده باگریه و قهر و دعوا هم باهاش حرف میزنم اما نمیفهمه,الانم بهش گفتم دیگه باهات بیرون نمیام لج کرد قهرکرد رفت,من ۱۹سالمه و اون۲۰سالشه.
    حالا بگید من چیکار کنم؟خیلی دوسش دارم

    جواب: سلام عزیز، رابطه جنسی قبل ازدواج معایب و مشکلاتی حتما به همراه داره که نمیخوام وارد جزئیاتش بشم امام خطری که وجود داره اینه که مطمئن باشید مردی که رابطه جنسی با خانمی انجام داد آن هم قبل خواستگاری و ازدواج دیگه شمارو برای ازدواج نمیخواد و عذرخواهی میکنم شما رو برای نیاز جنسی خود و فروکش کردن شهوات و امیال جنسی خود می بینه

    اما اینکه چطوری تشخیص بدیم پسری برای رابطه جنسی میخواد یا خیر یکیش همینه که با وجود میل جنسی شدید و طبع گرم حتما برای شما احترام بیشتری قائل میشه و دوست نداره شمارو به عنوان کالا و شی نگاه کنه 
    در غیر اینصورت مشکلی وجود داره
    خب در این قسمت هم مخالفت پدرتون رو بهتره حل کنید تا عقدی صورت بگیره و تازه متخصصین در زمینه علوم روانشناسی گفته اند که رابطه جنسی هم قبل ازدواج کامل به هیچ وجه توصیه نمیشه چون سبب انحراف از بسیاری ارزش ها و حرمت ها میشه

    مکانیزم ذهنی شما هم چون وابسته به ایشون هست متاسفانه قوه ی استنباط و استدراک مسائل منطقی و نگه به ملاک های ازدواج را از شما گرفته
    لذا اول طبق ملاک ها ببینید به هم میخورید و مناسب هستین؟
    آیا مخالفت پدر و یا برادر یا مادرو هرکسی از اعضای خانواده در درجه های یک و دو و سه حتی آیا دلیل منطقیه به همراه دارند؟ اگه منطقی هست بدون شک بپذیرم اگه نه منطقی نیست و من طبق مطالعاتم درست انتخاب کردم اون بحث دیگریست که باید پدر رو راضی کرد
    لذا طبق مراحل باید پیش بریم..
    برای مشاوره بیشتر پرسش دوباره مطرح کنید در همین بخش..
  • ۰ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

    آزمون شخصیت Neo فرم بلند + 240 سوال

    ر پاسخ دادن به هر سوال باید احساسات و رفتار عادی و عمومی خود را در نظر بگیرید . لطفا به تمام سوالها پاسخ دهید و وقت خود را روی سوال خاصی تلف نکنید. در این پرسشنامه پاسخ صحیح و غلط وجود ندارد بلکه پاسخ شما به هر سوال باید نماینده اولین عکس العمل شما در برابر سوال باشد. 
    الف = کاملا مخالفم ... ب= مخالفم ... ج= نظری ندارم ... د= موافقم ...هـ = کاملا موافقم


    1. من آدم نگرانی نیستم. 
    2. من بیشتر افرادی را که می شناسم دوست دارم. 
    3. من قدرت تخیل و تصور خیلی زنده و فعالی دارم. 
    4. من معمولا در مورد قصد و نیت دیگران بدبین و بد گمان هستم. 
    5. من به محتاط بودن و داشتن عقل سلیم ، مشهورم. 
    6. من از نحوه برخورد دیگران با خودم عصبانی می شوم. 
    7. من معمولا از جمعیتهای بزرگ و شلوغ دوری و پرهیز می کنم. 
    8. مائل و مطالب مربوط به هنر و زیبا شناسی برای من اهمیت چندانی ندارند . 
    9. من آدم حیله گر و مکاری نیستم. 
    10. من ترجیح می دهم با ذهن باز به استقبال اتفاقات آینده بروم تا اینکه برای هر کاری طرح و نقشه قبلی داشته باشم. 
    11. من به ندرت احساس تنهایی و غمگینی می کنم. 
    12. من آدمی مسلط ، قوی و قاطع هستم. 
    13. بدون هیجانات قوی ، زندگی برای من چیز جالبی نخواهد بود. 
    14. بعضی از مردم مرا آدمی خودخواه و خود محور می دانند. 
    15. من سعی می کنم تا وظایف محوله به خود را با صداقت و درستی انجام دهم. 
    16. من در معامله با مردم همیشه از این می ترسم که نکند مرتکب اشتباه بزرگی شوم. 
    17. من در موقع کار یا تفریح عجله و شتاب به خرج نمی دهم. 
    18. من در کارهای خود از روش نسبتا ثابت و جا افتاده ای پیروی می کنم. 
    19. من ترجیح می دهم با دیگران همکاری کنم تا این که با آنان به رقابت بپردازم. 
    20. من آدم راحت طلب و تنبلی هستم. 
    21. من به ندرت در کارها زیاده روی می کنم. 
    22. من اغلب تشنه هیجان و تحریک هستم. 
    23. من اغلب از بازی کردن با نظریه ها و افکار انتزاعی لذت می برم. 
    24. من از لاف زدن درباره استعدادها و موفقیتهای خودم بدم نمی آید. 
    25. من به خوبی می توانم وقت و فعالیت خودم را طوری تنظیم کنم که کارهای محوله به موقع تمام شود. 
    26. من اغلب احساس درماندگی و ناتوانی می کنم و میل دارم شخص دیگری مسائلم را حل کند. 
    27. من هرگز آنقدر احساس خوشحالی نکرده ام که به اصطلاح از خوشی به هوا بپرم. 
    28. من معتقدم اگر به دانشجویان اجازه داده شود تا به سخنرانی بحث انگیز و متناقض گوش دهند ، فقط باعث سردرگمی و انحراف فکری بیشتر آنان خواهد شد. 
    29. رهبران سیاسی باید درباره جنبه های انسانی برنامه های خود آگاهی بیشتری داشته باشند. 
    30. در طی سالها، من بعضی کارهای کاملا بی ربط انجام داده ام. 
    31. من به آسانی دچار ترس می شوم. 
    32. من از صحبت کردن با دیگران چندان لذت نمی برم. 
    33. من سعی می کنم همه افکارم را در راستای واقعیتها هدایت کنم و از پناه بردن به عالم رویا و تخیل خود داری می نمایم. 
    34. من معتقدم اکثر مردم اساسا دارای قصد و نیت خوب و دوستانه ای هستند. 
    35. من مسئولیتهای اجتماعی از قبیل رای دادن را خیلی جدی نمی گیرم. 
    36. خلق و روحیه من بیشتر وقتها ثابت است و زیاد بالا و پایین نمی رود. 
    37. من دوست دارم همیشه افراد زیادی دوروبرم باشند. 
    38. من بعضی مواقع در موسیقی ای که گوش می دهم غرق می شوم . 
    39. اگر نیاز باشد حاضرم از افراد دیگر برای رسیدن به مقاصد خود سوء استفاده کنم. 
    40. من اشیاء متعلق به خود را تمیز و پاکیزه نگه می دارم. 
    41. من بعضی وقتها کاملا احساس بی ارزشی می کنم. 
    42. من گاهی نمی توانم آن طور که باید از خود قاطعیت نشان دهم. 
    43. من به ندرت دچار احساسات و عواطف قوی می شوم. 
    44. من سعی می کنم با همه افرادی که ملاقات می کنم، رفتاری مودب و با نزاکت داشته باشم. 
    45. گاهی من آن طور که باید صادق و قابل اعتماد نیستم. 
    46. من وقتی با افراد دیگری هستم به ندرت احساس خجالت می کنم. 
    47. من وقتی کاری را انجام می دهم ، آن را با علاقه با تمام علاقه و سرعت انجام می دهم. 
    48. من فکر می کنم یادگرفتن و تمرین سرگرمیها و کارهای ذوقی جدید جالب است. 
    49. در مواردی که لازم باشد، من می توانم از دیگران ایراد بگیرم و به آنها کنایه بزنم. 
    50. من دارای اهداف و روشن و مشخصی هستم و برای دستیابی به آنها طبق برنامه منظمی عمل می کنم. 
    51. مقاومت در برابر خواستها و هوسهای آنی برای من آسان نیست . 
    52. من از گذراندن تعطیلات خود در جاهای شلوغ و پر هیجان لذت نمی برم. 
    53. من بحث و استدلال درباره مطالب فلسفی را کاری بی فایده و کسل کننده می دانم. 
    54. من ترجیح می دهم که در مورد خودم و موقعیتهایم حرفی نزنم. 
    55. من قبل از شروع به هر کاری مقدار زیادی وقت تلف می کنم. 
    56. احساس می کنم قادر هستم با بسیاری از مشکلات خود کنار بیایم. 
    57. من بعضی وقتها حالات شادی یا نشاط بسیار شدیدی را تجربه ( اخساس) کرده ام. 
    58. من معتقدم که قوانین و سیاستهای اجتماعی باید تغییر کنند تا نیازهای یک دنیای در حال تغییر و تحول را به خوبی منعکس سازند. 
    59. من از لحاظ نگرشهای اجتماعی آدمی سختگیر و بی گذشت هستم. 
    60. من قبل از این که تصمیمی بگیرم ، در مورد جوانب مختلف مساله به دقت فکر می کنم. 
    61. من به ندرت احساس ترس و اضطراب می کنم. 
    62. من به آدمی خونگرم و خوش رو معرف هستم. 
    63. من زندگی تخیلی بسیار فعالی دارم. 
    64. من عقثده دارم که اکثر مردم اگر به آنها اجازه داده شود ، از آدم سوء استفاده خواهند کرد. 
    65. من خود را درباره حوادث جاری مطلع نگه می دارم و معمولا تصمیمات عاقلانه اتخاذ می کنم. 
    66. من به آدم جوشی و عصبی معرف هستم. 
    67. من معمولا ترجیح می دهم کارها را به تنهایی انجام دهم. 
    68. تماشای صحنه های (رقص) باله یا رقصهای جدید مرا خسته و کسل می کند. 
    69. من حتی اگر بخواهم نمی توانم کسی را گول بزنم. 
    70. من آدم بسیار منظم و با برنامه ای نیستم. 
    71. من به ندرت افسرده و غمگین می شوم. 
    72. من غالبا در گروههایی که عضو بوده ام سمت رهبری را بر عهده داشته ام. 
    73. احساس و عاطفه ای که اشیای مختلف در من ایجاد می کنند برایم مهم است. 
    74. بعضی افراد فکر می کنند من آدم فاقد احساسات و حسابگری هستم. 
    75. من بدهی های خود را به موقع و به طور کامل می پردازم. 
    76. بعضی وقتها طوری احساس خجالت کرده ام که دلم می خواسته خودم را از دیگران مخفی کنم. 
    77. ممکن است کار من کند باشد ولی با ثبات و یکنواخت است. 
    78. وقتی که روش صحیح انجام دادن کار را یافتم ، به همان روش می چسبم و ادامه می دهم. 
    79. در نشان دادن خشم و عصبانیت درنگ و تامل می کنم، حتی اگر احساس کنم حق با من است. 
    80. هرگاه برنامه ای برای اصلاح پاره ای از رفتارهای خود شروع کنم معمولا بعد از چند روز آن را کنار می گذارم. 
    81. مقاومت در برابر وسوسه ها و خواهشهای نفسانی برای من مشکل نیست. 
    82. من بعضی وقتها کارهایی را انجام داده ام که هدف آنها فقط هیجان و لذت بردن بوده است. 
    83. من از حل مساله های مشکی یا معما لذت می برم. 
    84. من از بیشتر مردم بهتر هستم و این را می دانم. 
    85. آدم سازنده و مولدی هستم و همیشه مسولیتهای خود را به انجام می رسانم. 
    86. بعضی مواقع وقتی که تحت فشار روانی زیاد هستم، احساس می کنم که دارم از هم می پاشم. 
    87. من آدم خوشحال و امیدواری نیستم. 
    88. من معتقدم که برای اخذ تصمیم درباره موضوعات اخلاقی باید از رهبران مذهبی خود کسب تکلیف و تقلید کنیم. 
    89. هرچه در مورد افراد فقیر و سالمند انجام دهیم باز هم کم است. 
    90. گهگاه من اول عمل می کنم و بعد می اندیشم. 
    91. من اغلب دچار تنش بوده و عصبی هستم. 
    92. بیشتر مردم مرا فردی کم و بیش سرد و غیر اجتماعی می دانند. 
    93. من دوست ندارم وقتم را با خیالبافی تلف کنم. 
    94. فکر می کنم بیشتر مردمی که با آنها در تماس هستم ، افرادی درستکار و قابل اطمینان هستند. 
    95. من غالبا بدون آمادگی کافی در موقعیتهای مختلف حاضر می شوم. 
    96. بیشتر مردم مرا آدمی زود رنج و بداخلاق نمی دانند. 
    97. اگر برای مدت طولانی تنها باشم ، واقعا احساس می کنم به افراد دیگر نیازمند هستم. 
    98. نظم و ترتیب خاصی که در هنر و طبیعت می بینم برای من بسیار جالب و شوق انگیز است. 
    99. کاملا صادق و درستکار بودن برای تجارت و کاسبی خوب نیست. 
    100. دوست دارم هر چیزی را در جای مخصوص آن نگهدارم تا جای آن را به خوبی بدانم. 
    101. من گاهی دچار احساس پشیمانی و گناهکاری شدید شده ام . 
    102. در جلسات جمعی من می گذارم دیگران بیشتر حرف ها را بزنند. 
    103. به ندرت به احساس آنی خودم توجه می کنم. 
    104. من غالبا سعی می کنم نسبت به افکار و احساسات دیگران آگاهی و احترام نشان دهم. 
    105. من گاهی دربازی شطرنج یا ورزش تقلب می کنم. 
    106. اگر مردم مرا دست بیاندازند و مسخره کنند من زیاد احساس ناراحتی و خجالت نمی کنم. 
    107. من اغلب احساس می کنم که سرشار از نیرو و توان هستم. 
    108. من اغلب غذاهای جدید و نا آشنا را امتحان می کنم. 
    109. من اگر اشخاصی را دوست نداشته باشم آن را از آنها مخفی می کنم. 
    110. من برای دستیابی به اهداف خود سخت تلاش می کنم. 
    111. وقتی به غذای مورد علاقه ام دسترسی پیدا کنم غالبا بیش از حد معمول می خورم. 
    112. من معمولا از تماشای فیلمهای منزجر کننده یا وحشتناک خودداری می کنم. 
    113. بعضی مواقع که مردم در مورد مسائل خیلی انتزاعی و نظری صحبت می کنند من علاقه ام را از دست می دهم. 
    114. من سعی می کنم آدم افتاده و فروتنی باشم. 
    115. من به زحمت می توانم خود را وادار به کاری کنم که باید انجام دهم. 
    116. من در مواقع اضطراری می توانم خونسردی خودم را حفظ کنم. 
    117. من گاهی بیش از اندازه احساس خوشبختی می کنم. 
    118. من معتقدم که عقاید متفاوت افراد جوامع دیگر در مورد حق و ناحق از نظر خود آنها معتبر است. 
    119. من در مورد آدمهایی که در خیابانها گدایی می کنند هیچ گونه اخساس همدردی نمی کنم. 
    120. من همیشه قبل از اینکه دست به عملی بزنم پیامدهای آن را مورد توجه قرار می دهم. 
    121. من به ندرت درباره آینده احساس ترس و نگرانی می کنم. 
    122. من واقعا از صحبت کردن با دیگران لذت می برم. 
    123. من از تمرکز حواس روی یک موضوع خیالی یا " رویا در بیداری" و بررسی امکانات مختلف ناشی از آن لذت می برم و به این رویاها اجازه می دهم رشد کرده و شاخ و برگ پیدا کنند. 
    124. هرگاه شخصی در مورد من کار خوبی انجام می دهد نسبت به او احساس بدگمانی و سوء ظن می کنم. 
    125. من به خاطر درستی قضاوتم به خود می بالم. 
    126. من اغلب نسبت به افرادی که با آنها سروکار دارم احساس تنفر و بیزاری می کنم. 
    127. من کارهایی را ترجیح می دهم که بتوانم به تنهایی و بدون تحمل مزاحمت دیگران انجام دهم. 
    128. شعر تاثیر چندانی روی من ندارد. 
    129. از این که به عنوان آدم ریاکاری شناخته شوم متنفرم. 
    130. به نظر نمی رسد که هرگز بتوانم کارهای خود را نظم و ترتیب بدهم. 
    131. هرگاه اشتباهی رخ دهد یا عیب و ایرادی پیش بیاید من خودم را سرزنش می کنم. 
    132. افراد دیگر اغلب در تصمیم گیری خود از من کسب تکلیف (یا به عنوان الگو) استفاده می کنند. 
    133. هیجانات و احساسات گوناگونی به من دست می دهد. 
    134. من به سخاوت و دست و دلبازی مشهور نیستم. 
    135. همیشه وقتی قول انجام دادن کاری را می دهم مردم می توانند به انجام گرفتن آن کار اطمینان کنند. 
    136. من اغلب نسبت به دیگران احساس حقارت می کنم. 
    137. من به اندازه دیگران چابک و سرزنده نیستم. 
    138. ترجیح می دهم وقتم را در محیط های مانوس و آشنا بگذرانم. 
    139. وقتی شخصی به من توهین کند من فقط سعی می کنم او را ببخشم و فراموش کنم. 
    140. من احساس نمی کنم که مجبورم با دیگران رقابت نموده و از آنان بهتر باشم. 
    141. من به ندرت در مقابل خواستهای آنی خود تسلیم می شوم. 
    142. من ترجیح می دهم در جاهایی باشم که کانون فعالیت و عمل است. 
    143. من از سرو کله زدن با مسائل و معماهایی که ذهن آدم را به کوشش و چالش وادار می کند لذت می برم. 
    144. من در مورد خودم نظر بسیار مثبتی دارم. 
    145. وقتی کاری را شروع می کنم معمولا کعمولا همیشه آن را به اتمام می رسانم. 
    146. غالبا تصمیم گرفتن و اتخاذ یک روش قطعی برای من مشکل است. 
    147. من خودم را آدم خیلی شنگول و سرزنده ای نمی دانم. 
    148. من معتقدم که وفاداری به آرمان ها و اصول مورد قبول خودم، بیش از "آزادمنشی" و " بی تعصب بودن" اهمیت دارد. 
    149. نیازهای انسانی افراد همیشه باید بر ملاحظات اقتصادی دولت اولویت داده شود. 
    150. من غالبا کارها را بدون تامل قبلی و به خاطر یک انگیزه آنی انجام می دهم. 
    151. من اغلب نگران این هستم که مبادا کارها طبق نقشه و به درستی پیش نروند. 
    152. لبخند زدن به افراد غریبه و برقراری ارتباط با آنها برای من آسان است. 
    153. هر وقت احساس کنم ذهنم در جهت خیال پردازی می رود معمولا خودم را به کاری مشغول می کنم و به جای خیال پردازی ، حواسم را روی آن کار متمرکز می سازم. 
    154. واکنش اولیه من به مردم آن است که به آنها اعتماد کنم. 
    155. من ظاهرا در هیچ کاری موفق نمی شوم. 
    156. من خیلی به ندرت واقعا عصبانی می شوم. 
    157. ترجیح می دهم تعطیلات خود را در یک ساحل عمومی شلوغ بگذرانم تا در سک کلبه جنگلی دور افتاده. 
    158. انواع خاصی از موسیقی بیش از اندازه برای من شورانگیز هستند. 
    159. بعضی وقتها مردم را با چرب زبانی و تقلب به انجام دادن کارهای مورد نظر خودم وادار می کنم. 
    160. من معمولا آدمی کم رو و زیاد سختگیر و پرتوقع هستم. 
    161. من نسبت به خودم نظری منفی دارم. 
    162. ترجیح می دهم دنبال کارهای خودم را بگیرم تا این که رهبر گروه بشوم. 
    163. به ندرت متوجه خلق و عواطفی می شوم که محیط های مختلف به وجود می آورند. 
    164. بیشتر مردمی که می شناسم مرا دوست دارند. 
    165. من دقیقا از اصول اخلاقی پیروی می کنم. 
    166. من در حضور روسای خود و دیگر افراد مهم و صاحب قدرت احساس آرامش و راحتی می کنم. 
    167. من معمولا در حال عجله به نظر می رسم. 
    168. بعضی مواقع تنها برای این که کار تازه ای انجام داده باشم محل اثاثیه خانه را تغییر می دهم. 
    169. اگر کسی با من شروع به دعوا و مرافعه کند من آماده ام جواب او را با دعوا بدهم. 
    170. من تلاش می کنم تمام چیزهایی را که می توانم ، به دست آورم ( کسب کنم). 
    171. من گاهی آنقدر غذا می خورم که بالا می آورم. 
    172. من عاشق ترس هیجانی هستم که معمولا سوار شدن در چرخ و فلک یا کارهای خطرناک دیگر ایجاد می کند. 
    173. من علاقه ای به تامل و تفکر جدی درباره سرنوشت جهان یا انسان ندارم. 
    174. من احساس می کنم که مزیتی یر افراد دیگر ندارم ( صرف نظر از موقعیت و وضع افراد). 
    175. وقتی در اجرای یک طرح یا نقشه با مشکل روبه رو می شوم تمایل پیدا می کنم طرح دیگری را شروع کنم. 
    176. در یک موقعیت بحرانی به خوبی می توانم خودم را کنترل و اداره کنم. 
    177. من آدم خوش مشرب شاد و با روحیه ای هستم. 
    178. من خود را آدمی با سعه صدر می دانم که می تواند راه و رسم زندگی و طرز تفکر دیگران را به خوبی قبول نماید. 
    179. من معتقدم که همه انسانها با ارزش و قابل احترام اند. 
    180. من به ندرت تصمیمی عجولانه می گیرم. 
    181. در مقایسه با بیشتر مردم من از چیزهای کمتری می ترسم. 
    182. من به دوستان خود وابستگی عاطفی زیادی دارم. 
    183. بچه که بودم هرگز از بازیهایی که مستلزم تقلید نقش دیگران باشد لذت نمی بردم. 
    184. من معمولا در مورد افراد دیگر خوشبین هستم. 
    185. من فرد بسیار شایسته و کارایی هستم. 
    186. بعضی وقتها نسبت به دیگران احساس خصومت و آزردگی کرده ام. 
    187. معمولا معاشرت و گردهمایی های اجتماعی برای من ناخوشایند و کسل کننده هستند. 
    188. بعضی مواقع که شعری را می خوانم یا به یک اثر هنری نگاه می کنم موجی از احساس افسردگی یا هیجان مرا دربر می گیرد. 
    189. من بعضی وقتها با اعمال زور یا تملق و خوش آمدگویی مردم را به انجام دادن کارهای مورد نظرم وادار می کنم. 
    190. من در مورد تمیز کردن چیزها وسواس ندارم. 
    191. بعضی وقتها زندگی به نظرم تیره و نومید کننده می آید. 
    192. در موقع صحبت کردن با دیگران من غالبا بیشتر از دیگران حرف می زنم. 
    193. هم حس شدن با دیگران یعنی داشتن همان احساسی که دیگران دارند، برای من آسان است. 
    194. من خودم را آدم خیّر و نیکوکاری می دانم. 
    195. من سعی می کنم کارهای خودم را با دقت انجام دهم تا الزامی برای انجام دادن مجدد آنها پیش نیاید. 
    196. اگر در مورد فردی حرف بدی زده یا کار غلطی انجام داده باشم به سختی می توانم بار دیگر به روی او نگاه کنم. 
    197. همه زندگی و کارهای من با سرعت انجام می شود. 
    198. در موقع استفاده از تعطیلات ترجیح می دهم که به جاهایی بروم که قبلا آن محل ها را امتحان کرده و به درستی شناخته ام. 
    199. من آدم کله شق و سرسختی هستم. 
    200. سعی می کنم همه کارهای خودم را به بهترین نحو انجام دهم. 
    201. من بعضی مواقع کارهایی را بدون تامل انجام می دهم و بعدا پشیمان می شوم. 
    202. من از رنگهای روشن و لباسهای پر زرق و برق خوشم می آید. 
    203. من کنجکاوی فکری زیادی دارم. 
    204. من ترجیح می دهم از دیگران تمجید تا این که خودم مورد تمجید قرار گیرم. 
    205. آنقدر خرده کاری برای انجام دادن کارها وجود دارد که گاهی همه آنها را نادیده می گیرم. 
    206. در شرایطی که به نظر می رسد همه چیز به طور غلط پیش می رود، من بازهم می توانم تصمیمات خوبی اتخاذ کنم. 
    207. من به ندرت برای توصیف تجارب خود از کلماتی چون "فوق العاده" یا "جنجالی" استفاده می کنم. 
    208. فکر می کنم اگر شخصی در سن 25 سالگی هنوز نداند به چه چیزهایی اعتقاد دارد باید در سلامت او شک کرد. 
    209. نسبت به افرادی که کمتر از من خوشبخت هستند احساس همدردی می کنم. 
    210. من قبل از رفتن به یک مسافرت به دقت برنامه ریزی می کنم. 
    211. بعضی مواقع افکار ترسناکی به ذهن من می آیند. 
    212. من نسبت به همه همکاران خود نوعی علاقه و مسئولیت شخصی احساس می کنم. 
    213. من نمی توانم اجازه دهم افکارم در هر جهتی که می خواهند سیر کنند. 
    214. من به طبیعت و ذات انسان بسیار اعتقاد دارم. 
    215. من در کار خود فردی موثر و کارآمد هستم. 
    216. حتی آزردگیه و ناراحتی های خیلی کوچک می توانند در من احساس ناکامی و محرومیت کنند. 
    217. من از میهمانیهای بزرگ . پر جمعیت لذت می برم. 
    218. من از خواندن اشعاری که روی احساسات و تخیلات تاکید می کنند بیشتر لذت می برم تا اشعاری که داستان خاصی را بیان می کنند. 
    219. من از زیرکی خودم در کنترل و اداره مردم به خود می بالم. 
    220. من وقت زیادی را برای پیدا کردن اشیایی که در جایی اشتباهی گذاشته ام ،می گذرانم. 
    221. بیشتر وقتها که کارها طبق نقشه پیش نمی روند یا اشتباه از آب در می آیند احساس دلسردی می کنم و می خواهم آنها را ناتمام رها کنم. 
    222. قبول مسئولیت اداره یا رهبری یک موقعیت برای من آسان نیست. 
    223. اشیای غیرعادی از قبیل بعضی عطرها یا اسامی مکانهای دور می توانند احساسات و عواطف شدیدی را در من ایجاد کنند. 
    224. اگر بتوانم به دیگران کمک کنم به آسانی و بدون درخواست آنها این کار را انجام می دهم. 
    225. من واقعا باید مریض باشم تا یک روز بر سر کار حاضر نشوم. 
    226. وقتی آشنایان من کار احمقانه ای را انجام می دهند ، به جای آنها مت احساس خجالت می کنم. 
    227. من شخص بسیار فعالی هستم. 
    228. من وقتی به جایی می روم از همان مسیر همیشگی استفاده می کنم. 
    229. من اغلب با اعضای خانواده و همکارانم بگو مگو ندارم. 
    230. من از جمله افراد " معتاد به کار" هستم که نمی توانند هرگز بیکار بنشینند. 
    231. من همیشه می توانم احساساتم را کنترل کنم. 
    232. در حوادث ورزشی دوست دارم جزیی از جمعیت باشم و مثل بقیه رفتار کنم. 
    233. من علائق فکری وسیع و متنوعی دارم. 
    234. من آدم مهم و برتری هستم. 
    235. من آدم بسیار با نضباطی هستم و می توانم خود را خوب کنترل کنم. 
    236. من از لحاظ عاطفی فردی کاملا باثبات و متعادل هستم. 
    237. من زود خنده ام می گیرد. 
    238. به عقیده من فسفه جدید " آزادی فردی" فلسفه قابل قبولی نیست. 
    239. ترچیح می دهم دیگران مرا فردی دل رحم و خطا بخش بشناسند تا صرفا طرفدار اجرای عدالت. 240. من قبل از پاسخ دادن به هر سوال به دقت درباره آن فکر می کنم. 



    حق شناس ، حسن . طرح پنج عاملی ویژگی های شخصیتی ( راهنمای تفسیر و هنجارهای آزمون NEO-PI-R و NEO-FFI ) . شیراز: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شیراز . 
    ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389 
    فتحی آشتیانی ، علی . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388منبع:
    http://psychology-tab.blogfa.com روانشناسی

  • ۰ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • شنبه ۱۶ دی ۹۶

    روان شناسی ازدواج

    دختر خانم ها حتما بخوانید

    شش نکته برای پیدا کردن عشق زندگی:

    اغلب دختر خانم ها در ارتباط برقرار کردن با آقایان دچار مشکل هستند وقتی خواستگاری برایشان می آید، پیش از آنکه شناخت کاملی از او پیدا کنند یا خیلی زود تصمیم می گیرند و در مورد آن شخص قضاوت عجولانه می کنند،یا اینکه رفتارعجیب و غیر واقعی از خود نشان می دهند که باعث میشود آن مرد از ادامه رابطه با او منصرف شود. بنابراین توصیه میشود که قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید، بهتر است رفتار و خصوصیات درونی خود را اصلاح کنیم و پس از آن به انتخاب کردن فکر کنیم.

    در زیرنکاتی را برای شما دختران عزیز آورده ام که کمک زیادی در حل این مسئله به شما می کند:

    ۱-زبان بدنتان را نرم کنید:

    دفعه بعدی که با مردی (خواستگاری) قرارمی گذارید و بیرون می روید، لحظه ای صبر کنید وببینید بدنتان چه می کند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث میشود شانه هایتان را سفت کنید یا دست هایتان را به هم قلاب کنید  زن ها اینقدر اسیر خوشان میشوند که فراموش میکنند زنانگی که مردها عاشقش هستند را نشان دهند پس به جای این، دست هایتان را آرام کنید، شانه هایتان را بیندازید و وقتی در حضوراو هستید، پشت تان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک میشود.

    2-  خیلی به جلو نگاه نکنید:

    در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکرمی کردید؟

    اگر شما هم مثل اکثر زن ها باشید، احتمالا می بینید که خیلی وقت ها این افکار ذهنتان را مشغول می کند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم میشود؟ تمرکز برآینده و ای کاش ها، نه تنها باعث میشود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعا کیست، بلکه باعث میشود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.

    3- دست از تظاهر به آنچه نیستید بردارید:

    چند بار تا به حال شده وقتی با مردی هستید خود واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور می کنید اگر چیزهای عجیب در مورد خودتان را برملا کنید. او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست البته منظورمان این نیست که در همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید. منظوراین است که نیازی نیست آدم کاملی باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید. پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید شما را بخاطر آنچه هستید دوست بدارد.

    4- برا دریافت کردن کانال را عوض کنید:

    ممکن است تصور کنید که برای اینکه به مردی نشان دهید که موردی خوب و عالی هستید،باید برایش شام درست کنید، کارهایی برایش انجام دهید یا رابطه را جلوببرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق این میشوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند، نه برعکسش. یک مرد خوب دوست دارد که خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد پس اجازه این کار را به او بدهید.

    5- به طرفتان فرصت بدهید:

    آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟ خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟ یا به اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن ها بودند که اوایل آشنایی شوهرانشان اصلا برایشان قابل تحمل نبودند و الان حتی نمی توانند یک روز را بدون او سپری کنند وقتی مردی وارد زندگیتان شد. آن را یک فرصت بدانید و حداقل تا سه جلسه ملاقات به او فرصت دهید، مگر اینکه حسابی با دیدنش توی ذوقتان خورده باشد و اصلا نتوانید با او بودن را تصورکنید. شاید آن مرد ، مرد ایده آل شما نباشد اما اگر بیشتر به او نزدیک شوید می توانید چیزهای بیشتری در موردش کشف کنید.

    6- یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید:

    اگرحرفی که می زنید از ته دلتان باشد، مردی که قراراست عاشقتان شود نخواهد ترسید او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد واین کارباعث میشود به هم نزدیک تر شوید. البته، باید بگذارید اوهم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش را با شما در میان بگذارد. وقتی پایه ای محکم از پذیرش واطمینان متقابل برای رابطه تان ساختید، دیگر عشق منتظر نخواهد ماند و شعله ور خواهد شد تغییر عادت هایتان نیازمند زمان و تمرین است. مطمئنم اگراینطور شودعشقی که همیشه آرزویش را داشتید درزندگیتان پدیدار میشود.

     

    آیا شناخت درستی از نامزد خودتان پیدا کرده اید؟

    به این 6 دلیل او با تو ازدواج نمی کند:

    دراین مقاله سرنخ هایی وجود دارد که توسط آنها متوجه میشوید طرف مقابل تعهدی برای ازدواج با شما دارد یا خیر. اگر سه نشانه یا نشانه های بیشتری از نشانه های زیر را در او وجود دارد، مراقب باشید.

    1-همه دوست های قبلی اش از نظر او دیوانه و نادان هستند:

    به مردی که دوست یا نامزد قبلی اش را با لقب های مختلفی می خواند،حواستان باشد. زیرا با موقعیت فعلی او نیازی به صحبت درمورد نامزد یا دوست قبلی اش نیست.

    2- فضایی فوق العاده رومانیک ترتیب می دهد:

    خوردن شام را زیر نور شمع ترجیح می دهد، شما را به مکان های خلوت می برد، و این یک اخطاراست که نمی خواهد زن های دیگری به او نگاه کنند. دفعه بعد از او بخواهید تا به یک رستوران شلوغ بروید. حالا ببینید چه عکس العملی دارد.

    3- پشت تلفن هنگام حرف زدن گاهی گرم و پرشور و گاهی سرد وبی احساس است:

    ممکن است در یک روز 10 بار به شما زنگ بزند درکنارآن ممکن است روزها خبری از او نداشته باشید. گاهی 1 ساعت با تلفن با شما صحبت می کند و گاهی هم پیام یا اس ام اس شما را نادیده می گیرد. دقت کنید که چه اتفاقی در حال افتادن است؟ اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم شاید او سرگرم افراد دیگری است.

    4- شما را به ارتکاب اشتباهی مجرم می کنند:

    برای مردها طبیعی است که بعد از ازدواج با همسرشان ساعت ها وقت بگذارنند و رابطه عاطفی برقرارکنند، اما اگراین مورد با رفتارهایی مانند رفتارهای زیر همراه بود خطرناک است:

    الف) اگرفشار و اصرار زیادی به شما وارد کرد.

    ب) اگرسعی کرد با گفتن داستان های بد و غم انگیز شما را به داشتن رابطه غیر معمول ترغیب کند.

    5- صمیمانه برخورد نمی کنند:

    اگردونفر فوق العاده با یکدیگر صمیمی باشند، ممکن است سوال های شخصی از یکدیگربپرسند. حقیقت این است که آنها نمی خواهندزمان و انرژی شان را روی شناخت شما بگذارند زیرا قرار نیست مدت ها با شما زندگی کنند تا به شناخت شما نیازی داشته باشند.

    6- به شما می گوید: شما دو روح در یک بدن هستید:

    بسیارخوب،گفتن جمله های عاشقانه به یکدیگر قابل ستایش است، اما گفتن این جمله ها هم درابتدای کار وخیلی زود ممکن است از روی عجله گفته شده باشد اگرشخص مقابل تان در هفته های ابتدایی ازدواج تان به شما گفت که کم کم در حال عاشق شدن است،خیالتان راحت باشد و به اعتماد کنید.

    حالا با خواندن این نکات تصمیم با شماست. آیا هنوز هم معتقدید که او عاشق تان است و می خواهد با شما زندگی کند؟ اگر این گونه است که بسیار خوب اما اگر شرایط فرق می کند بهتر است با دید باز وبه دور از احساسات تصمیم منطقی و عاقلانه بگیرید.

    برگرفته ازhttp://moshaver8990.blogfa.com/cat-24.aspx

  • ۰ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • جمعه ۱۵ دی ۹۶

    هرجا برم خواستگاری میگن تو هرچه زن ببری طلاق میدی

    سلام سوال داشتم +++من درزندگی خودم دوبارازدواج کردم که هردوبارهم زنی گیرم آمدکه فاحشه بودوازخیانت کردن هیچ ابایی نداشت و بعدازجداشدن رفتم بایک دختردیگه ازدواج کردم که شب عروسی بعدازپهلوخوابی دیدم دخترنیست البته فقط  مساله باکره نبودن نبود خیلی داغون بود ازاون هم جداشدم والان مجردم علت این هم اینه چون درروستازندگی میکنم بعداز طلاق اون خانم ها معمولا میگن ماخوب بودیم این آقامشکل داشت  ودرروستا خبرها زودپخش میشه الان هرجامیرم خواستگاری میگن تو هرچه زن ببری طلاق میدی باید چکارکنم


    پاسخ:

    سلام ، توجه کنید دوست عزیز شما معیار ها و باید ها و نباید های خودتون رو مشخص بفرمایید که چی میخواین چی نمیخواین سپس اقدام کنید ، درضمن درجلسه ی خواستگاری هم میشه با سوالاتی باکره بودن یا خانم بودن طرف رو فهمید ، البته سیاست لازمی میطلبه که لازمه مشاوره دریافت کنید.

    حالا شما میفرمایید ۲ بار ازدواج کردین و هردو بار با کسی بوده که اهل خیانت بوده و به لفظ بدی فاحشه ، خب این رو اگه شما نمیتونید قبول کنید فکر میکنم شما جای خوبی برای ازدواج انتخاب نکردید!

    شما متناسب با باور ها و اعتقادات و اخلاق و منش خودتون یکی شبیه و مانند خودتون پیدا کرده و انتخاب کنید.


    حال با این توضیحات عرایضم رو در جهت نتیجه گیری جمع کنم که طبق ملاکهای منطقی و صحیح ازدواح پیش برید ، در ضمن مشاوره ای برای تنظیم شخصیت و رفع عیبهای ناشی از طلاق های قبلی باید دریافت کنید بعد اینکه این فکرها و دیدگاه رو عوض کنید سوم در جهت انتخاب مورد مناسب کمک بگیرید .

  • ۲ خوشم اومد
  • ۱ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶

    یکی از مشاورین احتمال سادیسم شوهرم را داده(تعریف+علت+درمان سادیسم)

    سلام من خانمی ۳۱سال و همسرم ۴۱سال دو فرزند داریم.همسرم بددهن و عصبی است و یکی از مشاورین احتمال سادیسم شوهرم را داده و حتما باید درمان شوند ولی کوتاهی میکند. مشکل اصلی من این است که در جمع و مهمانی توهین و بدرفتاری میکند و من بسیار اذیت میشوم و تا مدت ها گریه میکنم. البته رفتارهای زشت و فحش و داد و توهین و تهمت به عزیزانم در خانه همیشگی است اما به خاطر مشکلات طلاق و پسرهایم نسبت به حرف هایش بی توجهی میکنم. در بارداری هایم بسیار گریه کردم و افسردگی گرفتم و آینده ای روشن با این مرد نمی بینم لطفا راهنمایی کنید سپاسگزارم


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز ابتدا باید عرض کنم که یک تفکیکی باید بین سادیسم و مازوخیسم قائل شد که آیا دقیقا شوهر شما کدایم یک از این موارد را دارند؟

    خب من یه تعریفی میکنم از سادیسم ؛ به این معناست که فرد میخواهد دیگران رو آزار بده چه به صورت روانی ، جنسی ، جسمی یا ترکیبی از هر کدام یک از این حالت ها بگونه ای که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش ، در فرد آزار رسان بشه ، تحقیر و تمسخر، اهانت ، کتک زدن ، زخمی کردن بخصوص در حضور دیگران که مقداری در شوهر شما هست ، البته برخی مواقع حتی کشتن هم از جمله اعمالی هست که باعث آرامش روانی و لذت و خوشی در فرد و بیمار سادیسمی میشه

    ۳ نوع سادیسم البته وجود داره که البته میشه هر ۳ نوعش در یک شخص همزمان باشه و مفصله و من خلاصه عرض میکنم ؛

    سادیسم ذهنی : حالتی که شخص بجای اینکه به دیگران آزار برسونه صحنه های اعمال سادیسمی را در ذهن خود مجسم میکنه و از آنها کسب لذت میکنه

    حالت دوم سادیسم سمبلیک( یا کلامی) هست : در این حالت شخص بجای وارد کردن زجر و شکنجه بدنی به دیگران کوشش میکنه با توهین و تحقیر و پایمال کردن شخصیت افراد برای خود یک حالت ارضای روانی ایجاد کند.


    حالت سوم هم سادیسم بدنی: این افراد کسب لذت و خشنودی رو در تحمیل آزار بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای شریک جنسی خود می بینند.

    نکته: برخی مواقع حتی تا مرحله کشتن و از بین بردن طرف مقابلشون ادامه میدن لذا باید درمان بشن..

    این افراد غالبا همسر خودشون را با زنجیر شلاق تجهیزات پلاستیکی و چرمی مورد شتم و شنکجه قرار داده و احساس لذت میکنند  و اگر طرف مقابل که همسر این افراد هستند تقریبا شخصیت سالم و یا نرمال داشته باشه(چون ما در روانشناسی ۳ تیپ شخصیتی داریم بیمار نرمال و سالم ) به احتمال زیاد ترک چنین رابطه ای میکند و طلاق میگیره


    اما یک نکته دیگر بسیار مهم: اگر طرف مقابل و همسر دچار اختلال سادیسمی فردی با احتمال مازوخیسمی باشه این دو مانند قفل و کلیدی میشن که برای هم ساخته شدند!


    انحراف مازوخیسم یا اسم دیگش شهوت خودآزاری دقیقا نقطه مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دگر آزاری هست،یعنی به کلام کوتاه عرض کنم سادیسم یعنی دگر آزاری و مازوخیسم یعنی خودآزاری

    یک فرد سادیستیک از آزار و اذیت دیگران لذت میبرد اما یک فرد مازوخیسم از آزار جنسی که خودش میبره لذت جنسی میبره

    اینگونه انسانها دوست دارند چه از طرف خود چه دیگران آزار ببینند

    لذت بردن این انسانها جز با زجر و شکنجه حاصل نمیشه!

    مازوخیسم روانی ، احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیکی اقسام مازوخیسم هستن.

    مازوخیسم روانی جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی طلبند! و جالب اینه که زخم زبان و اهانت و .. انها رو به اوج لذت میرسانند.

    مازوخیسم روانی تا زمانی که از شخصی دشنام و تحقیر و ناسرا نشنیده اند ناراحت و ناآرام هستن!

    البته این گونه بیماران در حین رابطه جنسی میلی به تحمل آزار جنسی ندارند بلکه فقط از شنیدن الفاظ رکیک لذت میبرند

    برخی دیگر از مازوخیسمی ها مازوخیسم احساساتی که معمولا کم رو هستن از آشکار شدن انحراف خودشون هراس دارند و درنتیجه به درون خود پناه میبرن ، این افراد تلاش میکنند که با تماشای صحنه های مازوخیسم از راه فکر و خیال تمایلات غیر عادی خود را ارضا کنند .

    اما مازوخیسم فیزیولوژیکی که حاد ترین وجه آن هست حالتی هست که انسان رو وامیداره تا احساس درد و رنج لذت ببره و بدن خود را با اشتیاق در معرض درد و زجر قرار بده 

    برای این شخص درد مفهومش از دست رفته و حتی لذت و شور و شعف جاشو میگیره ، مبتلایان به این دسته این بیماری از شکنجه ، پاره شدن پوست و گوشت خودشون و یا سوخته شدن پوست بدنشون لذت میبرن

     و چنانچه درمانی براش پیدا نکنند اخر کار خودشون رو هلاک میکنند و می کشند!

    حالا اگه این دو ( سادیسپ و مازوخیسم ) رو ترکیب کنیم اصطلاح سادومازوخیسم شکل میگیره 

    و به این صورت میشه که فرد از تحقیر شدن و درد کشیدن و یا ایجاد درد و تحقیر در دیگران هردو لذت میبرند که معمولا در فعالیت های سکسی و جنسی اتفاق میفته

    توی برخی کشور ها از جمله آمریکا و اروپا فروشگاه های مخصوصی برای کسانی که روابط سادومازوخیسمی دارند وجود داره که توی برخی فیلم های خارجی هم میشه اینها رو متوجه شد

    البته حتی مطبوعاتی هم هستن که دعوت به همکاری از فعالیت های سادومازوخیسمی چاپ میکنند!

    اما راجب علل و سبب ایجاد این ببیماری ها چند نظر هست که نمیشه حتمی علت اصلیش رو بیان کرد و مشاور و روانشناس باید احتمالا رو بررسی کنه تا بالاخره درمان بشه

    اما یک علت اصلی آن برای نمونه عرض میکنم که افرادی که مورد خشونت جنسی و یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند ؛ و یا شاهد صحنه هایی از این قبیل بوده اند حس انتقام جویی در انها منجر به آن میشه که به رابطه ی جنسی خشن تمایل پیدا کنند ، اما این به این معنا نیست که لزوما افرادی که این بیماری رو دارند حتما مورد تجاوز قرار گرفته اند و  برای تشخیص درست و دقیق باید با مشاور متخصص بررسی بشه

    اما راجب یکی از علل مازوخیسم هم به این برمیگرده به تجربیات تلخ کودکی و نفرت و خشم سرکوب شده خود ، و این خشونت و خشم سرکوب شده هم سبب میشه تا شخص با آسیب رساندن به خود احساس آرامش کنه و درواقع از خود انتقام بگیره 

    در مردان درصد مبتلایان به سادیسم بیشتر و در خانمها درصد مبتلایان به مازوخیسم بیشتر از آقایان هست.



    اما درباره درمان این اختلال همانند علتهای آن که حتمی نیستند درمان قطعی وجود ندارد و خب برخی از رواندرمانگراها مانند رواندمانی بینش مدار یا رواندرمانی تحلیلی کمی کمی درمان رو انجام میده و البته با مدتی کار این هم صورت میگیره و درواقع بر روی برخی ها بی تاثیر هست !

    اما من نظرم این هست که با روانکاو خوب میشه این رو درمان کرد

    خب هر انسانی در طول زندگی خود هم رفتاهای سادیسمی و مازوخیسمی انجام میده و فقط کم و کیف آن متفاوته

    نکته جالب اینکه از بد تولد و کودکی این ریشه داره یعنی کودکی که به پشه ای آزار میرسونه یا به گربه ای سنگ پرتاپ میکنه یا شوهری که همسر خودش رو در حضور دیگران شماتت و تحقیر میکنه پدری که فرزندش رو در جمع سرزنش میکنه ، رئیسی که از آزار و اذیت کارمندان زیر دست خود لذت میبره ، معلمی که به تحقیر شدید و ناچیز دیدن کار و تلاش دانش آموزان خود داره ، آدم معتادی که با اینکه از مضرات مواد مخدر باز به استفاده مدام آن مبادرت میورزه از جمله رفتار های سادیسمی و مازوخیسمی هستند ، این رفتارها در برخی افراد به مرور زمان کاهش یافته و برخی ثابت میمونه و برخی رشد میکنه و ادامه پیدا میکنه و به اختلال تبدیل میشه

    برای کمک در درمان هم میتونید از مشاوره تخصصی با من کمکی بگیرید .

    موفق باشید.

  • ۱ خوشم اومد
  • ۲ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶

    من یه برادری دارم که دوست ندارد کلماتی مانند داداشی یا هرکلمه زیبایی بشنود!

    سلام من یه برادر دارم که چهار سال از من بزرگ تر است و الان ۲۰ سال دارد واسم او پرهام است 

    خیلی خیلی دوستش دارم به طوری که حاضرم زندگی ام را به پایش بگذارم ولی  کاش او هم اینگونه بود 
    جدا از اینکه خیلی اوقات هم از او کتک می‌خورم 
    خیلی دوست دارم کنارش بنشینم و برای یک بار هم که شده به او بگویم داداشی ولی او همیشه به خاطر این گونه رفتار هایم مرا کتک میزند 
    من خیلی دوست دارم به تلگرام بروم و با بقیه دوستانم باشم ولی هر وقت با او در این باره حرف میزنم کتک می‌خورم 
    برای همین وقتی میخواهم در مورد برادر یکی از دوستانم حرف بزنم به جای اینکه نام او را 
    ببرم به او میگویم داداشی 
    میخواستم بدانم چه کار کنم رفتارش با من خوب شود !البته این را هم بگویم که اصلا 
    دوست ندارد کلماتی مانند دوست دارم !داداشی !یا هر کلمه زیبایی را بشنود

    پاسخ:
    سلام عزیزم مساله شما جدی نیست لذا واقعا دست از بچه بازی بردارید !
    این الفاظ نه اشکالی داره و نه ضرورتی اما احتمال این هست که شما چون محدود هستین محبت شما بیشتر به سمت برادرتون گرایش پیدا کرده لذا برای برادرت توضیح بده که من از کنترل کردن خوشم نمیاد و دوست دارم تلگرام داشته باشم و میتونید در این باره مادر یا پدر خودتون رو واسطه قرار بدین
    حساسیت به خرج ندین
    موفق و موید .
  • ۱ خوشم اومد
  • ۰ مشاوره از شما
    • فرشاد حسین پور
    • دوشنبه ۱۱ دی ۹۶